خلاصه داستان: فیلم «نگران نباش عزیزم» یک تریلر روانشناختی به کارگردانی اولیویا وایلد است که در دهه ۱۹۵۰ در شهر خیالی و بیابانی ویکتوری رخ میدهد. آلیس (فلورانس پیو) و جک چمبرز (هری استایلز)، زوجی عاشق، در یک جامعه آرمانی زندگی میکنند که توسط شرکت مرموز پروژه پیروزی اداره میشود. جک و دیگر مردان برای پروژه کار میکنند، در حالی که زنان، از جمله آلیس و دوستش بانی (وایلد)، به کارهای خانهداری مشغولند. زندگی کامل به نظر میرسد تا اینکه آلیس به رفتارهای عجیب همسایهاش مارگارت (کیکی لین) و رازهای فرانک (کریس پاین)، رهبر کاریزماتیک پروژه، مشکوک میشود. با کشف سرنخهایی مانند تصادف هواپیما و آینههای توهمزا، آلیس متوجه میشود که واقعیت زندگیاش ممکن است یک فریب باشد. داستان با صحنههایی مانند مهمانیهای پر زرقوبرق، رویاهای سورئال با رقصندگان هماهنگ، و تعقیب و گریز در بیابان، به موضوعات کنترل، فمینیسم و واقعیت در برابر توهم میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پراکنده، پیچشهای قابلپیشبینی و بازی ضعیف برخی بازیگران، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۳۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی فلورانس پیو، فیلمبرداری متیو لیباتیک و طراحی صحنه دهه ۵۰ تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و پایانبندی شتابزده نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دوباره» یک تریلر علمی-تخیلی-معمایی هندی به کارگردانی آنوراگ کاشیاپ و بازسازی رسمی فیلم اسپانیایی «میراژ» (2018) است. داستان در سال ۱۹۹۶ در منطقه هینجوادی پونا آغاز میشود، جایی که آنای (آریان ساوانت)، پسری ۱۲ ساله، در شب طوفانی شاهد قتل همسایهاش میشود و سپس در تصادف با کامیون آتشنشانی جان خود را از دست میدهد. بیست و پنج سال بعد، در طوفانی مشابه، آنتارا (تاپسی پانو)، پرستاری که بهتازگی با همسرش ویkas (راهول بات) و دخترشان آوانتی به همان خانه نقلمکان کرده، از طریق یک تلویزیون قدیمی با آنای در گذشته ارتباط برقرار میکند. او تلاش میکند با تغییر وقایع گذشته، جان آنای را نجات دهد، اما این کار زنجیرهای از پیامدهای غیرمنتظره مانند تغییر روابط و هویتها در زمان حال را به دنبال دارد. داستان با صحنههایی مانند تعقیب و گریز در طوفان، گفتوگوهای احساسی آنتارا با بازرس شیخاوت (ساسواتا چاترجی)، و فلشبکهای دو دوره زمانی، به موضوعات سرنوشت، اثر پروانهای و انتخابهای اخلاقی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، نیمه دوم شتابزده و کمبود عمق احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۹/۱۰ در IMDb و ۶۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی تاپسی پانو، کارگردانی کاشیاپ و فیلمبرداری جذاب تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کارآگاه در برابر کارآگاهان» یک تریلر اکشن-جنایی هنگکنگی به کارگردانی وای کا-فای است. هنگکنگ با موجی از قتلهای وحشیانه متزلزل شده است، جایی که قربانیان همگی مظنونان پروندههای حلنشده قدیمی هستند. گروهی از قاتلان خودخوانده به نام «کارآگاهان برگزیده» که خود را مجری عدالت میدانند، با به جا گذاشتن شماره پروندههای قدیمی، پلیس را به چالش میکشند. لی جون (چینگ وان لاو)، کارآگاه نابغه سابق که پس از فروپاشی روانی و اتهام اشتباه در پروندههای «قصاب» و «پلیس شیطانی» اخراج شده، حالا بهعنوان یک بیخانمان زندگی میکند. او با توهماتی از قربانیان گذشته و آینده، بهطور غیررسمی به تحقیق میپردازد و با یی چان (شارلین چوی)، بازرس ارشد باردار، و تیم ویژه پلیس همکاری میکند. داستان با صحنههایی مانند تعقیب و گریز در بازار شبانه، تیراندازی با شاتگان، و کشف رازهای گذشته، به موضوعات عدالت، جنون و رستگاری میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم بیشازحد سریع، داستان آشوبناک و شخصیتپردازی ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازی لاو، سکانسهای اکشن و کارگردانی پرانرژی تحسین شدند، اما فیلمنامه غیرمنسجم و فقدان عمق احساسی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کارآگاه نایت: رستگاری» یک اکشن-تریلر آمریکایی به کارگردانی ادوارد دریک و دومین قسمت از سهگانه «کارآگاه نایت» است که در ۹ دسامبر ۲۰۲۲ توسط Lionsgate منتشر شد. داستان درباره کارآگاه جیمز نایت (بروس ویلیس) است که پس از وقایع فیلم اول (Detective Knight: Rogue)، به دلیل قتل دو سارق برای نجات همکارش، در زندان نیویورک به سر میبرد. در آستانه کریسمس، او درگیر فرار زندانیان به رهبری ریکی کنلان (پل یوهانسون)، ملقب به «بمبگذار کریسمس»، یک متعصب خشن میشود که با گروهی به نام «قدیسان واقعی کریسمس» و با ماسکهای بابانوئل، شهر را با بمبگذاری در بانکها و گروگانگیری وحشتزده میکند. کاپیتان آنا شیا (میراندا ادواردز) به نایت پیشنهاد میدهد در ازای بازگرداندن نشان پلیسش، این گروه را متوقف کند. نایت، همراه با کیسی رودز (بو میرچوف) و مرسر (کوری لارج)، که از زندان فرار کرده و به گروه کنلان پیوستهاند، وارد مأموریتی خطرناک میشود. داستان با صحنههایی مانند تیراندازی در بانک، فرار از زندان رایکرز، و دیالوگهای خشن مانند «درخت کریسمس رو تو حلقت فرو میکنم و آتیشش میزنم»، به موضوعات عدالت، رستگاری و انتقام میپردازد. با این حال، به دلیل داستان بیمنطق، بودجه کم، استفاده محدود از ویلیس به دلیل بیماری آفازی و زوال عقل، و کارگردانی ضعیف، نقدهای عمدتاً منفی دریافت کرد (امتیاز ۴.۰/۱۰ در IMDb و ۷۱٪ در Rotten Tomatoes). بازی یوهانسون و لحظات اکشن معدود تحسین شدند، اما فیلمنامه شلخته، استفاده از بدل برای ویلیس و فقدان هیجان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کاداور» (به معنای جسد) یک تریلر جنایی-معمایی تامیلی است که داستان قتل مرموز دکتر سلیم رحمان، جراح ارشد بیمارستان معتبر JC، را دنبال میکند. بدرا تانگاول (آمالا پاول)، یک آسیبشناس خبره، به همراه دستیار کمیسر پلیس، ویشال (هریش اوتامان)، برای حل این پرونده مرموز همکاری میکنند. در همین حال، وتری (تریگون)، زندانی که قسم خورده بود سلیم را بکشد و تصویر او را روی دیوار سلولش کشیده، ادعا میکند مسئول قتل است و قول قتلهای بیشتری میدهد. تحقیقات بدرا به کشف رازهایی درباره گذشته وتری و ارتباط او با آنجل (آتولیا راوی) منجر میشود. داستان با صحنههایی مانند کالبدشکافیهای دقیق در سردخانه، فلشبکهای احساسی درباره زندگی وتری، و یک پیچش هوشمندانه در پایان، به موضوعات انتقام، عدالت و رازهای خانوادگی میپردازد. با این حال، به دلیل نیمه دوم کند، داستان قابلپیشبینی و دیالوگهای مصنوعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازی آمالا پاول، طراحی سردخانه و موسیقی متن رنجین راج تحسین شدند، اما فیلمنامه آشوبناک و فقدان اوجگیری کافی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «چشم آبی روشن» یک تریلر معمایی-تاریخی به کارگردانی اسکات کوپر و بر اساس رمان لوییس بایارد (2006) است که در سال 1830 در آکادمی نظامی وست پوینت رخ میدهد. داستان درباره آگوستوس لندور (کریستین بیل)، کارآگاه بازنشسته الکلی، است که برای بررسی قتل یک کادت به نام لروی فرای، که به دار آویخته شده و قلبش به طرز وحشیانهای از بدنش خارج شده، استخدام میشود. لندور که از کد سکوت کادتها ناامید شده، از ادگار آلن پو (هری ملینگ)، کادتی عجیب با علاقه به شعر و معما، کمک میگیرد. تحقیقات آنها به خانوادهای مرموز، مارکیسها (گیلیان اندرسون و لوسی بوینتون)، و آیینهای شیطانی مشکوک منتهی میشود. داستان با صحنههایی مانند بازجوییهای لندور در میخانههای سرد، شعرخوانیهای پو، و یک مراسم آیینی پرتنش، به موضوعات انتقام، سوگ و تاریکیهای قلب انسان میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، پیچشهای قابلپیشبینی و پایانبندی ناامیدکننده که به یک فلشبک طولانی وابسته است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۶۳٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای بیل و ملینگ، فضای سرد و گوتیک، و فیلمبرداری ماسانوبو تاکایاناگی تحسین شدند، اما داستان پراکنده و فقدان هیجان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین پرونده آقای مانک: یک فیلم مانک» یک کمدی-معمایی به کارگردانی رندی زیسک و نوشته اندی برکمن، ادامه سریال محبوب «مانک» (2002-2009) است. داستان، دوازده سال پس از پایان سریال، آدریان مانک (تونی شالوب)، کارآگاه باهوش سانفرانسیسکو با اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) را دنبال میکند که پس از حل پرونده قتل همسرش، ترودی، بازنشسته شده بود. همهگیری کووید-19 وسواسهای او را شعلهور کرده و پس از رد شدن کتاب خاطراتش، که قرار بود هزینههای عروسی دخترخواندهاش، مولی اوانز (کیتلین مکگی)، را تأمین کند، به فکر خودکشی میافتد. وقتی گریفین بریگز، نامزد مولی و روزنامهنگار، در یک حادثه بانجیجامپینگ مشکوک میمیرد، مولی از مانک میخواهد تحقیق کند. او معتقد است ریک ادن (جیمز پیورفوی)، میلیاردری که گریفین او را به قتل شریک تجاریاش متهم کرده بود، مسئول است. مانک با ناتالی تیگر (تریلور هاوارد)، رندی دیشر (جیسون گری-استنفورد) و لیلاند استاتلمایر (تد لوین) متحد میشود تا حقیقت را کشف کند. داستان با صحنههایی مانند تلاش خندهدار مانک برای بازی در نقش بارمن، رویارویی با ادن، و سرنخهایی مانند یادداشتهای چسبناک و تفاوت سر دوقلوهای گورکن، به موضوعات افسردگی، فقدان و بازگشت به زندگی میپردازد. با این حال، به دلیل معمای ساده (تعویض متر خیاطی برای طولانی کردن طناب بانجی)، بازیهای ضعیف برخی بازیگران مکمل، و لحن غمانگیز، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۹۲٪ در Rotten Tomatoes). بازی شالوب، بازگشت بازیگران اصلی، و نوستالژی تحسین شدند، اما فیلمنامه قابلپیشبینی و کندی ریتم نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «تابو و پرونده کرگدن» یک ماجراجویی-خانوادگی-معمایی است که در ساوانای اسواتینی در جنوب آفریقا رخ میدهد. داستان حول محور تابو، پسری ۱۱ ساله با بازی لیتلهونولوفاتسو لیتلهاکایان، میچرخد که آرزو دارد کارآگاه خصوصی شود، اما روستای آرامش، هلاتیکولو، فرصتی برای ماجرا ندارد. وقتی یک کرگدن به دلیل شاخ ارزشمندش در پارک سافاری مجاور کشته میشود و عموی تابو، ووسی، به اشتباه متهم میشود، تابو با دوست جدیدش اما از آلمان و گروهی از بچههای روستا، از جمله سیفیسو، لیموناد و پایلوت، وارد عمل میشود. آنها ضمن مراقبت از بچه کرگدن یتیم، سرنخهایی مانند ردپاها و تماسهای مشکوک را دنبال میکنند تا قاتل واقعی را پیدا کنند. داستان با صحنههایی مانند تعقیب در ساوانا، مراقبت از بچه کرگدن، و رویارویی با شکارچیان غیرقانونی، به موضوعات حفاظت از حیوانات، کار تیمی، و مبارزه با فقر و تعصب میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده و برخی دیالوگهای غیرطبیعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes). فضای خیرهکننده آفریقا، پیامهای زیستمحیطی و بازیهای کودکانه تحسین شدند، اما ریتم کند و فقدان پیچیدگی برای بزرگسالان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «ملعون» یک ترسناک-فولکلور ایسلندی-ایرلندی به کارگردانی توردر پالسون و نوشته جیمی هانیگان است که در قرن نوزدهم جریان دارد. داستان درباره اوا (اودسا یانگ)، بیوهای جوان است که پس از مرگ همسرش ماگنوس، اداره یک پایگاه ماهیگیری دورافتاده در ایسلند را بر عهده دارد. در زمستانی سخت، او و خدمهاش، از جمله هلگا (شیوون فینران)، دانیل (جو کول) و هکون (تورلوف کانوری)، شاهد غرق شدن یک کشتی خارجی در نزدیکی ساحل هستند. آنها به دلیل کمبود غذا و خطر، تصمیم میگیرند به بازماندگان کمک نکنند، اما وقتی برای جمعآوری اموال به کشتی میروند، با چند بازمانده مواجه شده و درگیری مرگباری رخ میدهد. پس از این تصمیم، اوا و گروهش با حوادث ماوراءطبیعه، از جمله حضور دراگر (Draugr)، موجودی زامبیمانند از افسانههای ایسلندی که میتواند تغییر شکل دهد، گرفتار میشوند. دراگر با نفوذ به ذهن آنها، باعث جنون و مرگ تدریجیشان میشود. فیلم با فضای سنگین، سینماتوگرافی خیرهکننده و تمهای گناه، بقا و اخلاق، تجربهای ترسناک و تأملبرانگیز ارائه میدهد، هرچند پایان آن برای برخی مبهم و ناامیدکننده است.
خلاصه داستان: فیلم «فقط رودخانه جاری است» یک تریلر جنایی-نوآر است که در شهر کوچک بانپو در چین دهه ۱۹۹۰ رخ میدهد. داستان حول محور ما ژه، رئیس پلیس جنایی، میچرخد که مأمور تحقیق درباره قتل زنی میشود که جسدش در کنار رودخانه پیدا شده است. دستگیری سریع یک مظنون واضح انجام میشود، اما سرنخهایی مانند کیف دستی رها شده کنار رودخانه و نوار کاستی مرموز، ما ژه را به کاوش عمیقتر در رفتارهای پنهان اهالی شهر وامیدارد. با پیشروی تحقیقات، او با فشارهای رؤسا، تنشهای خانوادگی، و رویاهایی که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکنند، مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند بازجویی در سینمایی متروکه که به پایگاه پلیس تبدیل شده، بارانهای مداوم و تصاویر ۱۶ میلیمتری، به موضوعات حقیقت، پارانویا و تاریکیهای انسانی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، پایانبندی مبهم و ریتم کند در بخشهایی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای نوآر، فیلمبرداری خیرهکننده و بازیهای اصلی تحسین شدند، اما روایت غیرخطی و فقدان پاسخهای قطعی نقد شدند