خلاصه داستان: فیلم «ده روز یک مرد کنجکاو» (به ترکی: Meraklı Adamın 10 Günü) یک تریلر جنایی-درام ترکی به کارگردانی اولوچ بایراکتار و نویسندگی مهمت اروغلو و داملا سریم است که سومین قسمت از مجموعه «ده روز» پس از «ده روز یک مرد خوب» و «ده روز یک مرد بد» محسوب میشود. این فیلم که بر اساس رمانی از مهمت اروغلو ساخته شده و در ۷ نوامبر ۲۰۲۴ در نتفلیکس منتشر شد، داستان صادق عادل اوزچال (نجات ایشلر)، وکیلی که حالا نویسندهای ناموفق است، را دنبال میکند. صادق که در استانبول زندگی میکند، پس از رد شدن رمانش به دلیل «عدم هیجان»، به دنبال سوژهای برای کتاب جدیدش، درگیر پرونده ناپدید شدن موتنا، یک بلاگر معروف، میشود. تحقیقات او از طریق گفتوگو با افرادی مانند شازیه (صنای گورلر)، گوزین، و دوستپسر موتنا، متلیک (رضا کوجااوغلو)، او را به شبکهای خطرناک از گمانهزنیهای املاک و جنایتهای مرتبط با یوکسل زینچیرلی، مدیر یک شرکت، میکشاند. صادق با کمک حسو و زینل، و رابطهای بحثبرانگیز با پینار (ایلایدا آکدغان)، با ماجراهایی مرگبار مواجه میشود که شامل قتل، باجگیری و فریب است. فیلم با طنز گاهبهگاه، صحنههای اکشن مانند تیراندازی، و موسیقی متن، به موضوعات جاهطلبی، رستگاری و اخلاقیات میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ، داستان پیچیده، فیلمنامه ضعیف، و رابطه عاشقانه غیرقابلباور صادق و پینار که به نظر برخی منتقدان «مردمحور» است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۸٪ در راتن تومیتوز، ۵.۷/۱۰ در IMDb). بازی ایشلر و آکدغان، کارگردانی شیک و تصاویر زیبای استانبول تحسین شدند، اما شخصیتپردازی صادق بهعنوان کارآگاهی بیاثر و پایانبندی گنگ نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «آقای کی» یک درام-رازآلود-سورئال به کارگردانی و نویسندگی تالولا هیزکمپ شواب و محصول مشترک نروژ، بلژیک و هلند است. داستان درباره آقای کی (کریسپین گلاور)، یک شعبدهباز دورهگرد، است که پس از اقامت در هتلی دورافتاده، متوجه میشود نمیتواند از آن خارج شود و در کابوسی کافکایی گرفتار میشود. تلاشهای او برای یافتن خروج، او را عمیقتر در راهروهای پیچدرپیچ هتل و تعامل با ساکنان عجیب آن، از جمله مسئول پذیرش خشن (باربارا سرافیان)، سرآشپز سختگیر (بیورن ساندکویست)، دو خواهر سالخورده (فینولا فلاناگان و دیربلا مولوی)، و گروهی از نوازندگان به رهبری گاگا (سانی ملس)، فرو میبرد. هتل که ظاهراً در حال کوچک شدن است، با طراحی عجیب و رنگ سبز غالب، استعارهای از تنهایی، انزوا و تلاش برای کنترل واقعیت است. فیلم با الهام از آثار فرانتس کافکا و حالوهوای فیلمهایی مانند «هتل بزرگ بوداپست» و «درخشش»، به موضوعاتی چون پوچی وجود، مبارزه با وضعیت موجود، و جستجوی معنا میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان وضوح روایی، ریتم کند، و پایانبندی مبهم که آقای کی به سمت نوری شنا میکند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۵٪ در راتن تومیتوز). بازی گلاور، طراحی بصری فرانک گریب، و موسیقی استیجن کول تحسین شدند، اما داستان پراکنده و شخصیتپردازی سطحی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «هیولای زیر ما» یک فیلم ترسناک-معمایی-هیجانی بریتانیایی به کارگردانی و نویسندگی سوفی اوزبورن است. داستان در یورکشایر، سال ۱۸۹۸ رخ میدهد و حول گریس ابینگتون (بکا هیرانی)، زنی سوگوار، و پسرش چارلی (مارشال هاکس) میچرخد که پس از مرگ ناگهانی همسر سابق گریس، جیمز (جک فورسیث-نوبل)، به عمارت متروکه او نقلمکان میکنند. گریس قصد دارد عمارت را بفروشد، اما چارلی از دوستی جدید در زیرزمین صحبت میکند که نگرانی گریس را به ترس تبدیل میکند. آنها متوجه میشوند که در خانه تنها نیستند و موجودی ماوراءطبیعی به نام بوگارت، روحی شیطانی از فولکلور انگلیسی، در آنجا حضور دارد. فیلم با فضاسازی گوتیک و موضوعات انزوا، سوگ و تفاوت، تلاش میکند وحشتی روانشناختی خلق کند، اما به دلیل ریتم کند، داستان پراکنده، فقدان عمق در شخصیتها، و جلوههای ویژه ضعیف (مانند طراحی CGI بد هیولا)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی بکا هیرانی و فیلمبرداری دوم هاپکینگ در عمارت تاریخی کریک منور تحسین شدند، اما فقدان توضیح درباره موجود، پایانبندی ناامیدکننده، و انتخابهای عجیب بازیگری، مانند نقش چارلی که به نظر برخی تماشاگران دختر به نظر میرسد، نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «نقض مارگریت» (به فرانسوی: Le Théorème de Marguerite) یک درام فرانسوی-سوئیسی به کارگردانی آنا نوویون و نویسندگی مشترک نوویون، اگنس فوور، ماری-استفان امبر، و متیو روبین است. داستان حول مارگریت هافمن (الا رومپف)، دانشجوی درخشان دکتری ریاضیات در دانشگاه معتبر اکول نورمال سوپریور (ENS) پاریس و تنها زن در کلاس خود، میچرخد که روی اثبات حدس گلدباخ (هر عدد زوج بزرگتر از ۲ حاصل جمع دو عدد اول است) کار میکند. در روز ارائه تز خود، لوکاس ساولی (ژولین فریسون)، دانشجوی جدید تیم، خطایی致命在 پایاننامه او پیدا میکند که سه سال کارش را بیاعتبار میکند. مارگریت، که زندگیاش حول ریاضیات شکل گرفته، دچار فروپاشی روانی میشود، دانشگاه را ترک میکند و استادش، پروفسور ورنر (ژان-پیر داروسن)، را به خیانت متهم میکند. او برای اولینبار وارد دنیای واقعی میشود، با نوآ (سونیا بونی)، یک رقصنده آزاداندیش، دوست میشود، در محله چینیهای پاریس کار پیدا میکند و با مهارتهای ریاضیاش در بازی ماهجونگ میدرخشد. این تجربیات، همراه با رابطه عاشقانهای با لوکاس، به او کمک میکند تا با دیدی تازه به ریاضیات بازگردد و در نهایت راهحلی برای تز خود پیدا کند. فیلم به موضوعات هویت، تابآوری، چالشهای زنان در علم، و تعادل بین منطق و احساسات میپردازد. با این حال، به دلیل طرح قابلپیشبینی، کلیشههای عاشقانه، و شخصیتپردازی ضعیف برخی نقشهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی الا رومپف، فیلمبرداری ژاک ژیرو، و نمایش ریاضیات بهعنوان شعر تحسین شدند، اما ریتم کند و پایانبندی معمولی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «او را بازگردان» یک تریلر ترسناک-روانشناختی به کارگردانی دنی و مایکل فیلیپو (معروف به RackaRacka) و نویسندگی دنی فیلیپو و بیل هینزمن است که دنبالهای بر فیلم موفق «با من حرف بزن» (2022) محسوب نمیشود، اما سبک مشابهی دارد. داستان درباره اندی (بیلی بارات)، پسری ۱۷ ساله، و خواهر ناتنی نابینای او، پایپر (سورا ونگ)، است که پس از مرگ ناگهانی پدرشان در حمام، به خانه لورا (سالی هاوکینز)، یک مشاور سابق و مادرخوانده عجیب، فرستاده میشوند. لورا که هنوز در سوگ مرگ دختر نابینایش، کتی، در استخر خانه است، با پسر خوانده خاموش خود، اولیور (جونا رن فیلیپس)، که در واقع کودکی ربودهشده به نام کانر برد است، زندگی میکند. اندی، که قصد دارد پس از ۱۸ سالگی سرپرستی پایپر را بر عهده بگیرد، به رفتارهای مشکوک لورا، مانند طرفداری از پایپر و تضعیف سلامت روان اندی با گازلایتینگ (مانند ریختن آب گرم روی او برای القای شبادراری)، مشکوک میشود. او و مددکار اجتماعیشان، وندی (سالی-آن آپتون)، متوجه میشوند که لورا در حال انجام آیینی شیطانی برای بازگرداندن کتی از مرگ است که شامل خوردن جسد او توسط اولیور و قربانی کردن اندی و پایپر میشود. فیلم با صحنههای تکاندهنده، از جمله خودآزاری اولیور، تصاویر خونین از ویدئوی آیین، و قتل وندی و اندی توسط لورا، به اوج میرسد. پایپر در نهایت با فریاد «مامان» لورا را متوقف میکند و توسط زوجی نجات مییابد. فیلم به موضوعات اندوه والدین، سوءاستفاده در سیستم پرورشگاه، و وحشت روانشناختی میپردازد. با این حال، به دلیل پایان مبهم، پیچشهای غیرمنطقی، و فقدان پیشزمینه کافی برای آیین، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی هاوکینز به دلیل نمایش یک شخصیت همزمان ترسناک و غمانگیز، و بازی بارات و ونگ به دلیل احساسات خام، تحسین شدند، اما داستان به دلیل شباهت به «وراثتی» و «میدسامر» و تکیه بیشازحد بر خشونت گرافیکی نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «بوگنویلا» یک تریلر روانشناختی و جنایی مالایالامی به کارگردانی آمال نیراد و نویسندگی مشترک نیراد و لاجو جوز، بر اساس رمان «جهان روث» (Ruthinte Lokam) نوشته جوز ساخته شده است. داستان حول ریتو (جیوتیرمایی)، زنی که پس از تصادف رانندگی هشت سال پیش دچار فراموشی رتروگراد و آنتروگراد شده، و همسرش دکتر رویس توماس (کونچاکو بوبان) میچرخد. آنها به همراه دو فرزندشان، اما و رایان، در ایستگاه تپهای نزدیک کوتایام زندگی میکنند. وقتی چند دختر و گردشگر در منطقه ناپدید میشوند، دستیار کمیسر پلیس دیوید کوشی (فهد فاضل) و روانشناس جنایی میرا (وینا نانداکومار) وارد تحقیقات میشوند و ریتو بهعنوان آخرین فردی که با یکی از قربانیان دیده شده، مورد ظن قرار میگیرد. ریتو، که به دلیل بیماریاش خاطراتی پراکنده دارد و از دفترچهای برای یادآوری استفاده میکند، با نقاشیهای بوگنویلا و آفتابگردان خود سرنخهایی از گذشتهاش را بازمییابد. در ادامه، افشاگریهای تکاندهندهای درباره نقش رویس در ناپدید شدن دختران و گذشته تاریک ریتو، از جمله تلاش او برای غرق کردن ریتو برای مخفی کردن جنایات، فاش میشود. فیلم با صحنههای خشونتآمیز، از جمله قتل بیجو (شرفالدین) توسط رویس و فرار ریتو از دست سگهای خانگی، به اوج میرسد. «بوگنویلا» به موضوعات تروما، حافظه غیرقابلاعتماد، و رازهای خانوادگی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، پیچشهای غیرمنطقی، و پایان ضعیف که تقلیدی از «مظنونین همیشگی» به نظر میرسد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی جیوتیرمایی و کونچاکو بوبان به دلیل شدت و باورپذیری تحسین شد، اما نقش فهد فاضل و شرفالدین به دلیل عدم عمق و استفاده ناکافی از استعدادشان نقد شد. فیلمبرداری آنند سی. چاندران، موسیقی سوشین شیام، و تدوین ویوک هارشان به دلیل خلق فضای تنشزا مورد ستایش قرار گرفتند، اما داستان به دلیل شباهت به فیلمهایی مانند «پیش از آنکه بخوابم» و کندی ریتم در نیمه دوم نقد شد.
خلاصه داستان: این سریال داستان افرادی را نشان میدهد که هر کدام به نوعی در زندگی خود مشکل بزرگی دارند و برای جبران آن وارد بازی مرموزی می شوند که فقط یک برنده با جایزه 45.6 میلیارد وونی (40 میلیون دلار) خواهد داشت …
خلاصه داستان: فیلم «دلقک در مزرعه ذرت» یک فیلم اسلشر ترسناک آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی مشترک الی کریگ و کارتر بلانچارد، اقتباسی از رمان جوانپسند آدام سزار در سال ۲۰۲۰، است که در ۱۰ مارس ۲۰۲۵ در جشنواره ساوت بای ساوتوست اکران شد و ۹ مه ۲۰۲۵ در سینماهای آمریکا منتشر شد. کویین می بروک (کتی داگلاس)، دختری نوجوان، به همراه پدرش، دکتر گلن می بروک (آرون آبرامز)، پس از مرگ مادرش، سامانتا، از فیلادلفیا به شهر کوچک کتل اسپرینگز، میزوری نقل مکان میکنند. این شهر پس از آتشسوزی کارخانه شربت ذرت بیپن، که به دلیل خرابکاری کول هیل (کارسون مککورمک) رخ داد، دچار مشکلات اقتصادی و شکاف بین محافظهکاران و جوانان شده است. در سال ۱۹۹۱، دو نوجوان در مزرعه ذرت نزدیک کارخانه توسط فرندو، دلقک نمادین بیپن، کشته شدند. حالا، فرندوهای متعددی از مزرعهها ظاهر شده و با قتلهای خونین، از جمله با ارهبرقی و چنگک، به دنبال پاکسازی شهر هستند. کویین و دوستانش، از جمله راست (ورثی مارکس) و جانت (کاساندرا پوتنزا)، در برابر این دلقکهای قاتل مقاومت میکنند، در حالی که کلانتر دون (کوین دوراند) و دیگران درگیر توطئهای عمیقتر میشوند. فیلم با جلوههای عملی قوی، طنز خودآگاه، ارجاعات به «بچههای ذرت» و «جیغ»، و موسیقی متن پرانرژی، به موضوعات شکاف نسلی، زوال اقتصادی و هویت میپردازد، اما به دلیل داستان شلوغ، شخصیتپردازی ضعیف، پایان غیرمنطقی و فقدان ترس عمیق، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵.۷ در IMDb و ۷۳٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. فروش افتتاحیه ۳.۷ میلیون دلار بود و در ۸ آگوست ۲۰۲۵ روی Shudder پخش شد.
خلاصه داستان: فیلم «دوگانگی تایلر پری» یک تریلر درام معمایی آمریکایی به نویسندگی، تهیهکنندگی و کارگردانی تایلر پری است که در ۲۰ مارس ۲۰۲۵ روی Amazon Prime Video منتشر شد. مارلی ولز (کت گراهام)، وکیلی موفق، پس از تیراندازی پلیس به رادنی (جاشوا آدییی)، همسر دوست صمیمیاش فلا (میگان تندی)، که یک لنگر خبری است، وارد حساسترین پرونده زندگیاش میشود. مارلی با کمک تونی (تایلر لپلی)، دوستپسرش که کارآگاه خصوصی و پلیس سابق است، برای کشف حقیقت وارد مسیری پر از فریب و خیانت میشود. این پرونده که ابتدا به نظر یک تیراندازی ناحق به مردی سیاهپوست غیرمسلح میرسد، با پیچشهایی به توطئهای عمیقتر میرسد. فیلم با بازی رانریکو لی در نقش کوین، افسر حاضر در صحنه تیراندازی، به موضوعات خشونت پلیس، پروفایل نژادی و اعتماد میپردازد، اما به دلیل دیالوگهای غیرطبیعی، فیلمنامه پرنقص، شخصیتپردازی ضعیف و پایانبندی غیرمنطقی، نقدهای منفی با امتیاز ۴.۶ در IMDb و حدود ۳۰٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است. منتقدان آن را صابونی و فاقد عمق در پرداخت مضامین اجتماعی توصیف کردهاند.
خلاصه داستان: فیلم «بازیگر» یک درام جنایی-رازآلود آمریکایی به کارگردانی دوک جانسون و اقتباسی از رمان «حافظه» نوشته دونالد ای. وستلیک است. پل کول (آندره هالند)، بازیگر نیویورکی، پس از ضربوشتم شدید در اوهایوی دهه ۱۹۵۰، حافظهاش را از دست داده و در شهری کوچک و مرموز سرگردان میشود. او که تنها میداند آپارتمانی در نیویورک دارد، در یک چرمسازی کار میکند و با ادنا (جما چان)، طراح لباس محلی، رابطهای عاشقانه آغاز میکند. با بازگشت تدریجی تکههایی از گذشتهاش، پل به نیویورک برمیگردد تا هویتش را بازیابد، اما زمان گریزپا و ظاهرها فریبندهاند و مشخص نیست کدام هویت او واقعی است. بازیگران مکمل، از جمله می کالاموی، توبی جونز و تریسی اولمن، هر یک چند نقش ایفا میکنند و به فضای سورئال و رویاگونه فیلم میافزایند. فیلم با فیلمبرداری مهآلود، موسیقی ریچارد رید پری و بازی درخشان هالند، به موضوعات هویت، انزوا و بازآفرینی خود میپردازد، اما به دلیل روایت مبهم و ریتم کند، نقدهای متوسطی با امتیاز ۷۸٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.