خلاصه داستان: در یک منطقه دور افتاده و اسرارآمیز، یک گروه از افراد خود را در شرایطی خطرناک و ناشناخته مییابند. آنها باید برای زنده ماندن و حل راز این مکان تلاش کنند. با هر گام، خطر و تعلیق بیشتر میشود و آنها باید به سرعت تصمیم بگیرند تا از مرگ نجات یابند. این ماجرای ترسناک و پرهیجان آنها را به سمت یک فاجعه غیرقابل پیشبینی سوق میدهد.
خلاصه داستان: فیلم Rennervations حول یک پروژه خیریه برای بازسازی و نوسازی وسایل نقلیه برای سازمانهای خیریه و کمک به افراد نیازمند میچرخد. این پروژه با همکاری یک گروه از متخصصان و با هدف بهبود شرایط زندگی افراد در جامعه انجام میشود. در این پروژه، وسایل نقلیه قدیمی به وسایل نقلیه مدرن و کارآمد تبدیل میشوند تا به سازمانهای خیریه و افراد نیازمند کمک کنند.
خلاصه داستان: یک مرد جوان که به عنوان یک سرنشین پیادهرو با تبر شناخته شده است، زندگی خود را تغییر میدهد و به یک فرد مشهور تبدیل میشود. اما این شهرت جدید او را به سمت اتفاقات غیرقابل پیشبینی و پیچیدهای میکشاند. او باید بین واقعیت و افسانههای اطراف خود تفاوت قائل شود و به جستجوی حقیقت بپردازد. در این مسیر، او با چالشهای زیادی روبرو میشود که او را وادار به بازاندیشی در مورد زندگی و هویت خود میکند.
خلاصه داستان: سنت کروکس، هند غربی دانمارک، 1848. آنا و پترین دوستان صمیمی هستند. هر دو زن رنگین پوست هستند، اما آنا آزاد است و صاحب خانه دارش، پترین برده شده است. اوضاع به ظاهر خوب است تا زمانی که شایعات شورش شروع شود ...
خلاصه داستان: مردان و زنان در یک سیلو غول پیکر زیرزمینی زندگی می کنند که دارای چندین مقررات است که به اعتقاد آنها برای محافظت از آنها در برابر دنیای سمی و ویران شده در سطح وجود دارد.
خلاصه داستان: زبیده، مادران و پسران، زندگی مادر مصطفی کمال آتاتورک، زبیده هانیم را روایت میکند که از تسالونیکی آغاز میشود، در آخرین دورههای امپراتوری عثمانی، و بازتاب دورهای تا زمان اعلام جمهوری است.
خلاصه داستان: در دنیای پسا آخرالزمانی، یک زن جوان با کمک یک سگ رها شده به دنبال بازماندگان دیگری می گردد و در حالی که سعی می کند با کودک متولد نشده ای که در درونش رشد می کند کنار بیاید.
خلاصه داستان: پس از مرگ پدرش، سارا آینده خود را به عنوان یک پیانیست جاز در نیویورک رها می کند تا با گذشته خانواده اش به عنوان یک دامدار ارگانیک روبرو شود.
خلاصه داستان: پس از آزادی از زندان، بیلی اسکینر به محله کم درآمد خود باز می گردد و احساس می کند که این منطقه به طور چشمگیری تغییر کرده است، و جایی که زمانی محله ای عمدتاً سفیدپوست بود، اکنون عمدتاً توسط خانواده های پناهنده اشغال شده است.