خلاصه داستان: علیا جوانی است که از کودکی با خشم شدیدی روبهرو بوده و به سختی کنترل آن را در دست دارد. او پس از مرگ پدر و مادرش توسط یک گروه تروریستی، توسط نورا، یک مادر خوانده، پرورش یافته است. علیا به تدریج متوجه میشود که او نیرویی ماوراءالطبیعی دارد که هر بار که عصبانی میشود، قدرتهای وحشتناکی آشکار میگردد. با کمک استاد وییا، علیا یاد میگیرد که چگونه این نیروها را کنترل کند و خود را به یک قهرمان تبدیل کند تا از شهرش محافظت کند.
خلاصه داستان: در سال ۱۶۴۰، دو گروه نظامی در ژاپن درگیر جنگ بزرگی میشوند که سرنوشت کشور را برای سدهها تعیین میکند. این درگیری، نبرد سکیگاهارا نام دارد و میان نیروهای ایشیدا میتسوناری و توکوگاوا ایئاسو رخ میدهد. در طول این جنگ، ایشیدا میتسوناری تلاش میکند با اتحاد با سران سامورایی دیگر، توکوگاوا ایئاسو را شکست دهد و قدرت را در دست بگیرد. اما توکوگاوا با حرکات استراتژیک و پیروزی در نبرد، توانست حکومت شوگونیت را برای خاندان خود تضمین کند و ژاپن را به دوران ثبات سیاسی و فرهنگی جدیدی رهبری کند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از مارینها در یک ماموریت خطرناک در جنگلهای وحشی گم میشوند و با تهدیدهای ناشناخته مواجه میشوند. آنها باید برای بقا و تکمیل ماموریت خود با نیروهای دشمن و مخاطرات طبیعی مبارزه کنند.
خلاصه داستان: در "Grace"، یک مادر فیلیپینی به نام "Grace" با دخترش "لومی" به انگلستان مهاجرت میکند تا زندگی بهتری برای خودشان بسازند. او به عنوان پرستار خصوصی یک مرد پیر به نام "مستر سوان" استخدام میشود و به زودی درگیر توطئهای مرموز میشود که میتواند سرنوشت او و دخترش را برای همیشه تغییر دهد. در حالی که گذشتهای تاریک مستر سوان آشکار میشود، Grace مجبور میشود با ترس و شک در یک دنیای خطرناک و نامشخص پیش برود.
خلاصه داستان: در سال 1985، یک مرد جوان به نام جک در یک شهر کوچک آمریکایی زندگی میکند. او به دنبال معنای زندگی و هدف واقعی خود است. یک روز، جک با یک معلم عجیب و غریب آشنا میشود که به او آموزشهایی عمیق و فلسفی میدهد. این آموزشها باعث تغییر دید جک به زندگی میشود و او شروع به درک عمیقتری از هستی و معنای واقعی زندگی میکند. در طول این سفر، جک با چالشهای مختلف روحی و جسمی روبرو میشود و سرانجام به درکی عمیقتر از خود و جهان دست مییابد.
خلاصه داستان: سه دوست در یک مسابقه واقعیتزی برای انتخاب به عنوان یکی از شرکتکنندگان در یک برنامه تلویزیونی واقعی، تصمیم میگیرند در یک قفس در آبهای آفریقا با کوسههای سفید مواجه شوند. اما سفر آنها به جای آنچه فکر میکردند، تبدیل به یک کابوس میشود و آنها در دریای آزاد گرفتار میشوند و در حالی که کوسههای خطرناک به اطراف آنها شناورند، مجبور میشوند برای زنده ماندن تلاش کنند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک خانواده با گذشته تاریک و پر از رازها مجبور میشوند با یک سری قتلهای مرموز در خانواده خود مواجه شوند. هر عضو خانواده شک و شبههای را در قلب دیگران ایجاد میکند و حقیقت پنهان در گذشته مشترک آنها مدفون شده است. در حالی که زمان در حال گذشت است و قاتل واقعی همچنان آزاد است، اعضای خانواده باید تصمیم بگیرند که آیا اعتماد به یکدیگر را حفظ کنند یا خودشان را از این چرخه مرگ نجات دهند.
خلاصه داستان: Sui Dhaaga: Made in India یک فیلم کمدی-درام هندی ساخته سال 2018 است که داستان مودی و انارکالی را روایت میکند، دو شخصیت فقیری که با شجاعت و ارادهای سخت، تصمیم میگیرند کسب و کار خیاطی خود را راه اندازی کنند. این فیلم به دنبال دستیابی به رویاهایشان در جامعه سنتی هند هستند و با چالشهای زیادی روبرو میشوند. در نهایت، تلاشهای آنها منجر به موفقیت و احترام در جامعه میشود.
خلاصه داستان: در داستان «مونچ»، یک مرد جوان با خوابهای عجیب و غریب روبرو میشود که او را به دنیایی سوررئال و پر از رمز و راز میبرند. این خوابها به تدریج بر روابط واقعی او تأثیر میگذارند و او را به سفری روانشناختی و عاطفی میکشانند. در حین این سفر، او با شخصیتهایی روبرو میشود که هر کدام بخشی از درون او را بازتاب میدهند و او را به مواجهه با ترسها، آرزوها و رازهایی وادار میکنند که تا به حال پنهان بودهاند. «مونچ» داستانی است فلسفی و تصویری که مرز بین واقعیت و خیال را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: جیمی، مرد ٧٥ سالهای که در یک مزرعه بزرگ در جنوب کالیفرنیا زندگی میکند، تصمیم میگیرد تا مرگ خود را به صورت یک جشن بزرگ جشن بگیرد. او با کمک دوست صمیمی خود، بوب، و یک فیلمساز جوان به نام ریکو، مراسمی را برگزار میکند که او آن را «مورنینگ» مینامد. در این مراسم، دوستان و خانوادهاش جمع میشوند تا در آخرین روز زندگی او حضور داشته باشند. جیمی در حالی که با آرامش و شوخطبعی مواجه میشود با مرگ، داستانهای زندگیاش را برای حضار تعریف میکند و به آنها یادآوری میکند که مرگ نیز میتواند زیبا و با معنا باشد. در حین این مراسم، ریکو به تدریج به درک عمیقی از زندگی و مرگ دست مییابد و جیمی به او آموزش میدهد که چگونه با شجاعت و شادی به پایان زندگی نگاه کند.