خلاصه داستان: "دکتر کیوت" داستان شن ژائو-ئر رو روایت میکنه، دختری که خانوادش به خاطر یه توطئه مسمومیت توی دربار اعدام شدن و فقط اون زنده مونده. هفت سال بعد، برای انتقام، بهعنوان یه پزشک بااستعداد به اسم تیان چی خودش رو مرد جا میزنه و وارد کاخ میشه. بهخاطر مهارتش، پزشک شخصی نامزد امپراتور (با بازی هوانگ جون-جیه) میشه. امپراتور کمکم به این چهره جدید توی دربار علاقهمند میشه، ولی وقتی میفهمه تیان چی دختره و هویت واقعیش رو کشف میکنه، همهچیز پیچیدهتر میشه. این سریال پر از کمدی، عشق و ماجراهای دراماتیکه که با دسیسههای کاخ قاطی شده.
خلاصه داستان: تنگ سان که در کودکی مادرش را از دست داده بود، به همان اندازه که پدرش به او اطمینان داشت، با تکیه بر پدرش بزرگ شد. او که فردی دقیق، بالغتر از سن خود و دارای هوش و استعدادی استثنایی بود، در شش سالگی به آکادمی روئودینگ فرستاده شد تا به رویایش برای تبدیل شدن به یک استاد روح بزرگ دست یابد. در آنجا، تحت هدایت یو شیائو باند، با یتیمی به نام گو شیائو وو آشنا شد و دوستیشان شکل گرفت. آنها با هم سفری طولانی و پرچالش را در مسیر تزکیه آغاز کردند. با گذر زمان، این دو دوست روزبهروز به یکدیگر نزدیکتر شدند و در نهایت پیمانی بستند که تا پایان عمر مانند خواهر و برادر کنار هم بمانند.
خلاصه داستان: فانگ ژوئه و وی لای ممکن است در یک مدرسه درس بخوانند، اما این دو دانشآموز نمیتوانند از این متفاوتتر باشند. با پیشینههای کاملاً متفاوت، تنها چیزی که فانگ ژوئه و وی لای در آن اشتراک دارند، رویاهایشان برای ورود به یک دانشگاه خوب است.
با وجود تفاوتهایشان، فانگ ژوئه و وی لای پس از ابراز علاقه به تشکیل یک گروه مطالعه بعد از مدرسه، به یکدیگر جذب میشوند. با درک این که تنها آنها نیستند که امیدوارند به یک مدرسه خوب راه یابند، این دو تصمیم میگیرند گروه مطالعهای تشکیل دهند تا نه تنها به خودشان، بلکه به دیگر دانشآموزان نیز کمک کنند تا با امتحانات ورودی دانشگاه پیش رو مقابله کنند.
با همراهی دوستان جدیدشان، فانگ ژوئه و وی لای قدرت لازم را پیدا میکنند تا این اولین مانع بزرگسالی را با هم پشت سر بگذارند.
خلاصه داستان: "مزاحم مطالعهام نشو" داستان نان شیانگوان رو روایت میکنه، یه مدیر منابع انسانی ۲۸ ساله توی یه شرکت معروف جهانی که از بیرون قدرتمند و با اعتماد به نفس به نظر میاد، ولی درونش پر از اضطرابه و از تبعیض تحصیلی رنج میبره. یه رواندرمانی پیشرفته خاطراتش رو به ۱۰ سال قبل، سال آخر دبیرستانش، برمیگردونه و مجبورش میکنه با کلاس ۷ که باهاش سازگار نیست روبهرو بشه. برای اینکه دوباره وارد دانشگاه گوانگهوا بشه، باید یه سری مشکل رو حل کنه: همکلاسیهایی که مدام مطالعهش رو بههم میزنن و خاطرات تلخ دبیرستان. توی این مسیر با لین شیائوران، یه دانشآموز ورزشکار، دوست میشه و این دو با هم بزرگ میشن و یاد میگیرن که زندگی فقط نمره نیست.
خلاصه داستان: "دکترها" داستان یو هه-جونگ رو روایت میکنه، یه دختر سرکش توی دبیرستان که شخصیت تند و گانگستری داره و بهخاطر زخمهای بچگیش قلبش رو به روی آدما بسته. اون بعد از ملاقات با هونگ جی-هونگ، که نقش مهمی توی تغییر زندگیش از یه خلافکار ناامید به یه دکتر مهربون داره، تغییر میکنه. این دو بهخاطر گزارش رابطه نزدیکشون از هم جدا میشن، ولی ۱۳ سال بعد توی بخش جراحی مغز و اعصاب یه بیمارستان دوباره همدیگه رو میبینن. این سریال پر از عشق، کمدی و لحظههای واقعی از زندگی دکترهاست.
خلاصه داستان: "عروس قرن" داستان نا دو ریم رو روایت میکنه، یه دختر فقیر که بهخاطر شباهتش به یه عروس گمشده، استخدام میشه تا توی یه خانواده ثروتمند نقش بازی کنه. این خانواده، چوی، با یه نفرین قدیمی درگیرن که میگه عروس اول پسر بزرگشون باید بمیره. وقتی دو ریم با چوی کانگ جو، وارث سرد و مغرور، روبهرو میشه، عشق بینشون شکل میگیره و رازهای نفرین رو باز میکنن.
خلاصه داستان: "شکسته" داستان لی سونگ مین رو روایت میکنه، یه پدر داغدار که بعد از تجاوز و قتل دختر نوجوانش، وقتی قانون قاتلای جوون رو آزاد میکنه، تصمیم میگیره خودش انتقام بگیره. اون با یه چاقوی سرگردان دنبال عدالت میگرده، اما توی این مسیر با کارآگاه چوی و رازهای تاریک روبهرو میشه که زندگیش رو بیشتر نابود میکنه.
خلاصه داستان: "کاین و هابیل" داستان دو برادر، لی سون وو و لی چو این رو روایت میکنه که هر دو جراحن. سون وو، برادر بزرگتر، یه دکتر موفقه که به خارج میره، اما وقتی برمیگرده، میفهمه چو این، برادر کوچیکش، زندگیش رو نابود کرده. این دو توی یه رقابت تلخ و پر از خیانت گیر میافتن که با عشق، حسادت و یه ماجرای انتقامجویانه قاطی میشه.
خلاصه داستان: "میتونی قلبم رو بشنوی؟" داستان چا دونگ جو رو روایت میکنه، یه مرد جوون که بعد از یه حادثه توی بچگی ناشنوا میشه، اما با هوش و ارادهاش، زندگیش رو میسازه. اون با بونگ وو ری، دختری شاد و مهربون که با یه خانواده عجیب زندگی میکنه، آشنا میشه. این دو با هم بزرگ میشن و عشقشون توی برابر مشکلات خانوادگی و رازهای گذشته آزمایش میشه.
خلاصه داستان: "سهسیبونگ" داستان اوه گون ته رو روایت میکنه، یه پسر روستایی ساده که توی اواخر دهه ۱۹۶۰ وارد دنیای پرهیاهوی کافه موسیقی فولک سهسیبونگ توی سئول میشه. اون ناخواسته سومین عضو گروه هنوز ناشناخته "سهسیبونگ تِریو" میشه و بین دو رقیب موسیقی، هیونگ جو و چانگ سیک، قرار میگیره. وقتی جونگ مین، یه بازیگر مشتاق، وارد زندگیشون میشه، این سه نفر با الهام از اون شروع به ساختن آهنگهای عاشقانه میکنن که زندگیشون رو عوض میکنه.