خلاصه داستان: در جشنواره فانوس، شاهدخت نینگ یوان بهطور مرموزی در ضیافت شبانه جان میبازد. لی پییی، شاهدخت شهرستان فوچانگ، و شیائو هوایجین، معاون مدیر دفتر نجوم، مأمور تحقیق میشوند. پییی ظاهری سرد اما قلبی مهربان دارد؛ افراد را سریع میخواند و حتی سریعتر میجنگد. هوایجین دقیق و با حافظهای تیز است. آنها هماهنگ با هم، سرنخها را در میان اشراف متکبر و گارد امپراتوری دنبال میکنند.
خلاصه داستان: یک وکیل مدافع جنایی با گذشتهای تاریک، درگیر بازی ذهنی و پرمخاطرهای با یک قاضی باسابقه و یک نخبه حقوقی کاریزماتیک میشود. این سه غریبه در جریان یک پرونده جنایی پیچیده، در حالی که مرز میان شکارچی و شکار کمرنگ میشود، رقابتی مرگبار اما همراه با درک متقابل را آغاز میکنند.
خلاصه داستان: تن یان، مربی جدید نیروهای ویژه (SWAT)، در ابتدا با کاپیتان لیائو بو فان دچار اختلاف نظر شدید میشود، اما به مرور زمان با همکاری یکدیگر، تیم را به اوج هماهنگی میرسانند. زمانی که تن یان به اشتباه به عنوان یک قهرمان ملی شناخته میشود، او با فدا کردن این افتخار دروغین، برای انجام یک ماموریت مخفی و حیاتی به نام «جبهه پنهان» آماده میشود.
خلاصه داستان: یک دختر غفلت شده در حالی که با یک همکلاسی حسود دعوا می کند به لوله های زیرزمینی می افتد. ناپدید شدن او با یک پرونده فعال سه زن به قتل رسیده است و او به پلیس کمک می کند تا پرونده را پس از آشکار شدن دوباره حل کند.
خلاصه داستان: در شانگهای دوران جمهوری، مورونگ چینگیی پس از سالها رنج با رن سوسو آشنا و عاشق او میشود، اما سوسو با جعل مرگ خود ناپدید شده و او را ویران میکند. سه سال بعد، سوسو با هویتی جعلی به عنوان نامزد برادر چینگیی بازمیگردد و در حالی که عشق و کینه میان آنها شعلهور است، کشور درگیر جنگی بزرگ میشود که سرنوشتشان را به بازی میگیرد.
خلاصه داستان: یاگامی یوئی، دختر ثروتمند یک شرکت بزرگ، در روز تولد ۲۰ سالگیاش ربوده میشود. اما با شکست خوردن نقشه آدمربایی، او در اقدامی غیرمنتظره از ربایندهاش میخواهد که با هم فرار کنند. بدین ترتیب، فرار عجیب و هیجانانگیز این دو نفر در میان محاصره شدید آغاز میشود.
خلاصه داستان: Li Chunxi رمان نویس درجه سه تصادف کرد و از خواب بیدار شد و متوجه شد که وارد دنیایی کاملا ناشناخته شده است. علاوه بر این، او دیگر خودش نیست، بلکه فردی به نام کیان ژنژن است و خاطرات قبلی خود را از دست داده است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۹، ویراستار جوانی به نام کونان به همراه گروهی وارد عمارت مرموز «خانه ساعت» میشوند؛ جایی که در جریان یک جلسه احضار روح، ناپدید شدن ناگهانی یک واسطه، آغازگر زنجیرهای از قتلهای وحشتناک میشود. همزمان، نویسنده جنایی، شیمادا، برای کشف راز شعر مرموز صاحب عمارت، وارد این بازی مرگبار
خلاصه داستان: یک کارآگاه معمولی به طرز معجزهآسایی به ده سال گذشته سفر میکند تا مانع از قتل بیرحمانه همسرش شود. او با استفاده از دانش خود از آینده، به جنگ با فساد گسترده در اداره پلیس میرود و تلاش میکند تا سرنوشت شوم خود را بازنویسی کند.