خلاصه داستان: فیلم «جایی که خرچنگها آواز میخوانند» یک درام-معمایی آمریکایی به کارگردانی اولیویا نیومن و نویسندگی لوسی آلیبار، بر اساس رمانی از دلیا اوونز، است که در ۱۵ جولای ۲۰۲۲ توسط Sony Pictures اکران شد. داستان در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در تالابهای کارولینای شمالی رخ میدهد و درباره کیا کلارک (دیزی ادگار-جونز)، دختری منزوی ملقب به «دختر باتلاق» است که پس از ترک خانوادهاش، تنها در کلبهای زندگی میکند. کیا که عاشق طبیعت و حیوانات است، با تیت (تیلور جان اسمیت) رابطهای عاشقانه آغاز میکند، اما وقتی چِیس اندروز (هریس دیکنسون)، پسر محبوب شهر، به او نزدیک میشود و سپس او را رها میکند، کیا متهم به قتل او میشود. داستان با فلشبکهایی از کودکی کیا با والدین آزارگرش (گارِت دیلاهانت و آهنا اوریلی)، و دادگاه او با وکیل تام میلتون (دیوید استراتِرن)، به موضوعات انزوا، عشق، و عدالت میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، اقتباس فشرده، و پایانبندی بحثبرانگیز، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۲/۱۰ در IMDb و ۳۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی ادگار-جونز، فیلمبرداری پولی مورگان، و آهنگ «Carolina» از تیلور سوئیفت تحسین شدند، اما فیلمنامه سطحی و فقدان عمق شخصیتهای فرعی نقد شدند. فیلم ۱۲۵ دقیقه است، با بودجه ۲۴ میلیون دلار، ۱۴۴.۳ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «نیمه دیگر» یک تریلر علمی-تخیلی و ترسناک آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی دن برک و رابرت اولسن است که توسط Paramount Players تولید و در ۷ اکتبر ۲۰۲۲ در Paramount+ منتشر شد. داستان درباره روث (مایکا مونرو) و هری (جیک لیسی)، زوجی است که پس از شش سال رابطه، برای اولین بار به سفری کمپینگ در جنگلهای شمال غربی اقیانوس آرام میروند. روث که با اضطراب و حملات پانیک ناشی از ترومای کودکی (ازدواج سمی والدینش) دستوپنجه نرم میکند، با اکراه به این سفر میرود. داستان با سقوط یک شیء قرمز (شهابسنگ) و کشیده شدن یک گوزن توسط شاخک آغاز میشود که نشانهای از حضور موجودی بیگانه است. وقتی روث در جنگل غاری با مادهای چسبناک کشف میکند، اتفاقات شوم شروع شده و منجر به تغییر هویتها و افشای رازهایی میشود که رابطه آنها را زیر سؤال میبرد. داستان با صحنههایی مانند پیشنهاد ازدواج هری در منظرهای مشرف به اقیانوس، تعقیب و گریز در جنگل، و رویارویی با موجودی تغییرشکلدهنده، به موضوعات عشق، هویت، و پذیرش خود میپردازد. فیلم از لحن جدی به طنز سیاه تغییر میکند و با پایانبندی غیرمنتظره، تأملاتی درباره فشارهای اجتماعی برای ازدواج و خودشناسی ارائه میدهد. با این حال، به دلیل تغییر لحن ناگهانی، پایانبندی ناتمام، و سومین پرده ضعیف (مانند صحنههای کمدی بیشازحد با موجود بیگانه)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۷/۱۰ در IMDb و ۷۱٪ در Rotten Tomatoes). بازی مونرو و لیسی، فیلمبرداری مت میچل در اورگن (پارک ایالتی سیلور فالز)، و موسیقی الیور کوتس تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان وحشت عمیق نقد شدند.
خلاصه داستان: «شگفتی» (The Wonder) یک فیلم درام روانشناختی تاریخی محصول ۲۰۲۲ به کارگردانی سباستین للیو، با فیلمنامهای از اما دوناهو، للیو و آلیس برچ، بر اساس رمان سال ۲۰۱۶ دوناهو به همین نام است. داستان در سال ۱۸۶۲، در ایرلند پس از قحطی بزرگ، رخ میدهد و درباره الیزابت «لیب» رایت (فلورنس پیو)، پرستار انگلیسی آموزشدیده زیر نظر فلورنس نایتینگل، است که به روستایی دورافتاده فرستاده میشود تا آنا اودانل (کیلا لرد کسیدی)، دختری ۱۱ ساله را که ادعا میشود چهار ماه بدون غذا و تنها با «مانا از بهشت» زنده مانده، زیر نظر بگیرد. لیب، که خود با از دست دادن فرزند و همسرش گذشتهای دردناک دارد، همراه با یک راهبه (جوزی واکر) وظیفه دارد به مدت دو هفته آنا را بدون دخالت در تغذیهاش مشاهده کند و گزارش دهد. در حالی که اهالی روستا و خانواده مذهبی آنا (از جمله مادرش روزالین با بازی الین کسیدی) به معجزه معتقدند، لیب با تردید به موضوع نزدیک میشود و با ویلیام برن (تام برک)، روزنامهنگاری محلی که در قحطی خانوادهاش را از دست داده، آشنا میشود. فیلم با کشف رازی تاریک درباره گذشته آنا، به تقابل علم و ایمان، و تأثیرات روانشناختی تروما و اعتقادات مذهبی میپردازد. این فیلم به دلیل بازی قدرتمند فلورنس پیو، فضای وهمآلود و فیلمبرداری (آری وگنر) تحسین شده، اما به خاطر ریتم کند، پایان غیرقانعی و استفاده از شکستن دیوار چهارم نقد شده است. «شگفتی» در ۲ سپتامبر ۲۰۲۲ در جشنواره تلوراید به نمایش درآمد، در ۲ نوامبر اکران محدود سینمایی داشت و از ۱۶ نوامبر در نتفلیکس منتشر شد.
خلاصه داستان: «حرف شر نزن» (Speak No Evil) یک فیلم ترسناک روانشناختی دانمارکی-هلندی به کارگردانی کریستین تافدروپ است که در ۲۲ ژانویه ۲۰۲۲ در جشنواره فیلم ساندنس به نمایش درآمد. این فیلم با فیلمنامهای نوشتهشده توسط کریستین و برادرش مدس تافدروپ، داستان خانوادهای دانمارکی (بیورن، لوئیز و دخترشان اگنس) را دنبال میکند که در تعطیلات توسکانی با یک زوج هلندی (پاتریک و کارین) و پسرشان آبل، که به دلیل نقص مادرزادی در زبانش نمیتواند صحبت کند، آشنا میشوند. چند ماه بعد، خانواده دانمارکی دعوت زوج هلندی را برای گذراندن آخر هفته در خانه روستاییشان در هلند میپذیرند. آنچه قرار بود یک تعطیلات آرام باشد، به تدریج با رفتارهای عجیب و غریب و توهینآمیز میزبانان به کابوسی روانشناختی تبدیل میشود. فیلم با نقد طنزآمیز هنجارهای اجتماعی و موانع ادب بیش از حد، به ویژه در میان طبقه متوسط دانمارکی، به تصویر میکشد که چگونه ترس از بیادبی میتواند افراد را از واکنش به نشانههای خطر بازدارد. نیمه دوم فیلم به وحشتی بیرحمانه و تکاندهنده تبدیل میشود، با پایانی تاریک و فراموشنشدنی که برخی آن را با فیلمهایی مانند «بازیهای خندهدار» (Funny Games) مقایسه کردهاند. فیلم به دلیل تنش فزاینده، کارگردانی دقیق و پیام اجتماعی قوی تحسین شده، اما به دلیل پایانبندی بیش از حد تلخ، رفتار غیرمنطقی شخصیتها (مانند بازگشت برای یک اسباببازی) و خشونت گرافیکی مورد انتقاد قرار گرفته است. این فیلم در ۱۷ مارس ۲۰۲۲ در دانمارک و ۲۱ ژوئیه در هلند اکران شد و در آمریکا از ۹ سپتامبر ۲۰۲۲ در سینماها و از ۱۵ سپتامبر از طریق Shudder در دسترس بود.
خلاصه داستان: فیلم «خیابان ترس: بخش دوم - ۱۹۷۸» یک فیلم ترسناک-اسلشر آمریکایی به کارگردانی لی جانیاک و نویسندگی مشترک جانیاک و زک اولکویچ، بر اساس مجموعه کتابهای آر.ال. استاین، است که دومین قسمت از سهگانه خیابان ترس محسوب میشود و در ۹ ژوئیه ۲۰۲۱ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان در تابستان ۱۹۷۸ در کمپ نایتوینگ، در شهر نفرینشده شیدیساید رخ میدهد، جایی که دانشآموزان شیدیساید و سانیویل درگیر رقابتهای اردویی هستند. زیگی برمن (سدی سینک)، دختری سرکش، و خواهرش سیندی (امیلی راد)، که فردی مطیع قوانین است، در این کمپ حضور دارند. وقتی تامی اسلیتر (مککیب اسلای)، دوستپسر سیندی، توسط نفرین سارا فیر تسخیر شده و به قاتلی تبر به دست تبدیل میشود، اردو به صحنهای خونین تبدیل میشود. زیگی، سیندی، و دوستانشان آلیس (رایان سیمپکینز) و آرنی، با کشف غاری که اسامی قاتلان نفرینشده روی دیوارش حک شده، تلاش میکنند تا نفرین را متوقف کنند. داستان با صحنههایی مانند قتلهای وحشیانه تامی (مانند تبر زدن به سر آرنی)، آزار زیگی توسط کمپرهای سانیویل، و تلاش سیندی و آلیس در تونلهای نفرینشده، به موضوعات فداکاری، تفاوتهای طبقاتی و بقا میپردازد. فیلم با فلاشفوروارد به سال ۱۹۹۴ و دیدار دینا (کیانا مادیرا) و جاش (بنجامین فلورس جونیور) با سی. برمن (جیلین جیکوبز) به پایان میرسد که داستان را به بخش سوم متصل میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند در نیمه اول، استفاده بیشازحد از آهنگهایی مانند «Cherry Bomb»، و فقدان کشتارهای خلاقانه در مقایسه با «جمعه سیزدهم»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی سینک و راد، موسیقی مارکو بلترامی، و ارجاعات به فیلمهای اسلشر دهه ۸۰ تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «خیابان ترس: بخش سوم - ۱۶۶۶» یک فیلم ترسناک-معمایی آمریکایی به کارگردانی لی جانیاک و نویسندگی مشترک جانیاک، فیل گرازیادی و کیت ترفری است که سومین و آخرین قسمت از سهگانه خیابان ترس، بر اساس کتابهای آر.ال. استاین، محسوب میشود و در ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۱ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان در سال ۱۶۶۶ در شهرک یونیون (که بعداً به شیدیساید و سانیویل تقسیم میشود) آغاز میشود و از دیدگاه دینا (کیانا مادیرا) روایت میشود که پس از لمس آثار نفرین سارا فایر در فیلم دوم (۱۹۷۸)، به گذشته منتقل شده و در نقش سارا فایر، دختری در دوران استعمار، زندگی میکند. سارا به دلیل عشق ممنوعهاش با هانا میلر (اولیویا اسکات ولش)، متهم به جادوگری میشود و نفرین شیطانی گودهاند (مایکل چندلر) را که شهر را گرفتار کرده، به گردن میگیرد. داستان به سال ۱۹۹۴ بازمیگردد، جایی که دینا، جاش (بنجامین فلورس جونیور)، زیگی (سدی سینک) و دیگران با استفاده از اطلاعات گذشته سارا، برای پایان دادن به نفرین گودهاند که مسئول قتلهای شیدیساید است، نقشهای میکشند. داستان با صحنههایی مانند محاکمه جادوگری سارا، مبارزه با موجودات نفرینشده در زیرزمین مال، و پایانبندی که دینا و دوستانش نفرین را با تلهای در فروشگاه مواد غذایی میشکنند، به موضوعات عشق، فداکاری و مبارزه با ظلم میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند در بخش ۱۶۶۶، دیالوگهای غیرواقعی (مانند استفاده از اصطلاحات مدرن در قرن هفدهم)، و پیچشهای قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای مادیرا و ولش، فضای گوتیک، و موسیقی مارکو بلترامی تحسین شدند، اما تدوین ضعیف و تفاوت لحن بین بخشهای تاریخی و مدرن نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «طعمه شیطان» (که در برخی مناطق با عنوان «نور شیطان» منتشر شد) یک فیلم ترسناک-ماوراءالطبیعه-معمایی آمریکایی به کارگردانی دانیل استام و نویسندگی رابرت زاپیا، ارل ریچی جونز و تاد آر. جونز است که در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۲ توسط Lionsgate اکران شد. داستان درباره خواهر آن (ژاکلین بایرز)، راهبهای ۲۵ ساله است که معتقد است انجام مراسم جنگیری رسالت اوست. با افزایش جهانی تسخیرهای شیطانی، کلیسای کاتولیک مدارسی را برای آموزش کشیشها در آیین جنگیری بازگشایی میکند، اما راهبهها از انجام این مراسم منع شدهاند. با این حال، پدر کوین (کالین سالمون) استعداد آن در همدلی با قربانیان تسخیر را تشخیص میدهد و به او اجازه آموزش میدهد. آن همراه با پدر دانته (کریستین ناوارو) برای نجات روح دختری به نام ناتالی (پوزی تیلور) که به نظر آن، توسط همان شیطانی تسخیر شده که سالها پیش مادر روانپریش او را آزار داده بود، وارد نبردی معنوی میشود. داستان با صحنههایی مانند جنگیریهای وحشتناک (مانند رقص اجباری آن با بیمار تسخیرشده)، رویارویی با گذشته آن، و کشف ارتباط شیطان با او، به موضوعات ایمان، تروما و مبارزه با شر میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به «جنگیر» (۱۹۷۳)، داستان قابلپیشبینی، استفاده بیشازحد از جامپاسکرها، و پیامهای فمینیستی ناهماهنگ (مانند فاجعه جنگیری غیرمجاز آن)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۳/۱۰ در IMDb و ۱۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی بایرز، صحنههای جنگیری وهمآلود، و حضور ویرجینیا مدسن (دکتر پیترز) و بن کراس (کاردینال متیوز، که پس از فیلمبرداری در ۲۰۲۰ درگذشت) تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده، فقدان وحشت عمیق، و پایانبندی ضعیف نقد شدند. فیلم ۹۳ دقیقه است، در صوفیه بلغارستان فیلمبرداری شد، و با بودجه ۳۵ میلیون دلار، ۴۴.۷ میلیون دلار فروش جهانی داشت
خلاصه داستان: فیلم «تلفن آقای هریگان» یک درام-ترسناک-ماوراءالطبیعه آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی جان لی هنکاک است که بر اساس نوولای استیون کینگ از مجموعه «اگر خونریزی کند» ساخته شده و در ۵ اکتبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان در سال ۲۰۰۳ در شهر کوچک هارلو، مین، درباره کریگ (جیدن مارتل)، پسری که پس از مرگ مادرش به دلیل سرطان، برای آقای هریگان (دونالد ساترلند)، میلیاردر منزوی با مشکل بینایی، هفتهای سه بار کتاب میخواند، آغاز میشود. این دو با وجود تفاوت سنی، از طریق علاقه به کتابهایی مانند «قلب تاریکی» و بحثهای فلسفی، دوستی عمیقی شکل میدهند. کریگ با پول برندهشده از بلیط بختآزمایی که هریگان به او هدیه داده، برای هر دویشان آیفون میخرد. هریگان ابتدا این فناوری را رد میکند، اما بعد برای پیگیری اخبار مالی به آن معتاد میشود. پس از مرگ ناگهانی هریگان، کریگ در مراسم خاکسپاری گوشی او را در تابوتش قرار میدهد. کریگ که از آزار یک قلدر مدرسه، کنی (سیروس آرنولد)، و مرگ مشکوک معلمش، خانم هارت (کیربی هاول-باتیست)، رنج میبرد، به گوشی هریگان پیام میفرستد و پاسخهای مرموزی دریافت میکند. وقتی کریگ از سر خشم برای مرگ دو نفر دیگر آرزو میکند، آنها به طرز عجیبی میمیرند (یکی با صابون برند خانم هارت و یادداشتی از آهنگ «کنار مردت بمان»، زنگ گوشی هریگان). کریگ که از قدرت احتمالی گوشی وحشتزده شده، به گورستان هریگان بازمیگردد، عذرخواهی میکند و گوشی قدیمی خود را در معدنی غرق میکند، قسم میخورد که با جیب خالی دفن شود. فیلم به موضوعات انتقام، عذاب وجدان، بلوغ و تأثیر فناوری میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فقدان وحشت قوی، و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۰/۱۰ در IMDb و ۴۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی مارتل و ساترلند، موسیقی خاویر ناوارته، و فضای نوستالژیک مین تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان عمق در مضامین فناوری و انتقام نقد شدند. فیلم ۱۰۴ دقیقه است و توسط بلومهاوس و رایان مورفی تولید شد
خلاصه داستان: فیلم «خط گچی» (عنوان اصلی: Jaula، به معنای «قفس» در اسپانیایی) یک تریلر روانشناختی-معمایی اسپانیایی به کارگردانی ایگناسیو تاتای در اولین تجربه کارگردانی بلندش و نویسندگی مشترک ایزابل پنیا است که در ۹ سپتامبر ۲۰۲۲ در اسپانیا اکران شد و در ۲۴ اکتبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره پائولا (النا آنایا) و همسرش سیمون (پابلو مولینرو) است که در منطقهای اعیاننشین زندگی میکنند. آنها یک شب هنگام بازگشت از شام، دختری خردسال (اوا تنار) را که در جادهای تاریک سرگردان است، پیدا میکنند و او را به بیمارستان میبرند. بیمارستان نمیتواند خانواده دختر را پیدا کند و تنها سرنخ این است که او به نام کلارا پاسخ میدهد. پائولا که به دلیل مشکلات باروری آرزوی داشتن فرزند دارد، با کلارا ارتباط برقرار میکند و پزشک او، گلوریا (مونا مارتینز)، پیشنهاد میدهد که پائولا و سیمون موقتاً از او مراقبت کنند. کلارا که به دلیل تروما انتخابی لال است، فقط درون مربعها یا خطوط گچی حرکت میکند و از عبور از آنها وحشت دارد. پائولا خطوط گچی را در خانه رسم میکند تا کلارا راحتتر باشد، اما اتفاقات عجیبی مانند خوردن شیشه توسط دوست پائولا، کلودیا (اوا یوراک)، رخ میدهد. وقتی پائولا متوجه میشود کلارا به کلمه آلمانی «کریده» (گچ) و «بوهمان» (مرد ترسناک) واکنش نشان میدهد، به گذشته تاریک او مشکوک میشود. داستان با فلشبکهایی که نشان میدهد کلارا نتیجه اسارت و تجاوز ادواردو (کارلوس سانتوس)، همسایه، به اینگرید، دختری سوئیسی است، به موضوعات تروما، آدمربایی و مادرانگی میپردازد. این فیلم از پرونده واقعی یوزف فریتزل (هیولای آمستردام) الهام گرفته شده، اما مکان و جزئیات تغییر کردهاند. با این حال، به دلیل ریتم کند نیمه اول، پایانبندی ایمن و برخی حفرههای داستانی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۶۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی آنایا و تنار، فیلمبرداری اوریول بارسلونا، و فضای وهمآلود تحسین شدند، اما فیلمنامه ناهموار و کمبود توضیحات برای برخی رویدادها نقد شدند. فیلم ۱۰۶ دقیقه است، با بودجه محدود توسط Pokeepsie Films ساخته شد و ۱۷۸,۱۷۶ دلار فروش جهانی داشت.