خلاصه داستان: فیلم «آهاسس» یک درام-تریلر است که داستان جیک، خدمتکار جوانی را دنبال میکند که عاشق همسر رئیسش، آدلین، میشود که از خشونت خانگی رنج میبرد. جیک که قصد کمک به فرار آدلین از دست شوهر خشنش، ستوان آگوستو، را دارد، با او وارد رابطهای عاطفی میشود. اما تلاش برای فرار به هرجومرج منجر شده و با صحنههایی مانند قتلهای خونین، تعقیبوگریز و درگیری با نگهبانان، مانند گروهبان لیبیران، به اوج میرسد. داستان به موضوعات عشق ممنوعه، خشونت خانگی و پیامدهای قدرت و خیانت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان تکراری که شبیه دیگر فیلمهای ویوامکس مانند «بلا لونا» و «اوا» است، صحنههای غیرضروری و پایانبندی پیشپاافتاده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای پرتنش، بازیهای اصلی و تصاویر پنتابانگان فیلیپین تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و فقدان خلاقیت نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دخترک و سگ تازی» یک انیمیشن درام-خانوادگی است که بر اساس رمان رودی دویل ساخته شده و داستان مری، دختری ۱۱ ساله با علاقه شدید به آشپزی را دنبال میکند که آرزوی سرآشپز شدن دارد. او که رابطهای نزدیک با مادربزرگش، اِمر، دارد، از او در آشپزخانه چیزهای زیادی یاد میگیرد. وقتی اِمر بیمار میشود و به بیمارستان منتقل میشود، مری با زنی مرموز به نام تنسی در جنگل آشنا میشود که اطلاعاتی غیرمنتظره درباره خانوادهاش دارد. این ملاقات مری، مادرش اسکارلت و اِمر را به سفری عاطفی و معنوی در گذشته هدایت میکند، جایی که چهار نسل از زنان خانواده با هم متحد میشوند. داستان با صحنههایی مانند سفر جادهای در نیمهشب، رویاهای سیاهوسفید و اشاره به سگ تازی، به موضوعات غم، پیوند خانوادگی و پذیرش مرگ میپردازد. با این حال، به دلیل انیمیشن ساده در برخی صحنهها و ریتم کند برای مخاطبان جوانتر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای رنگارنگ ایرلند، طنز ظریف و پیام عاطفی درباره زنانگی و ارتباط نسلی تحسین شدند، اما داستان متراکم و برخی لحظات سنگین نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «گمراه» یک تریلر اکشن-جنایی است که حول محور تحقیقات قتل جوانی به نام آکاش ساردانا میچرخد. داستان با قتل آکاش در خانهاش آغاز میشود، که ابتدا به نظر یک سرقت میرسد، اما وقتی یک سلفی از همسایه مظنون را نشان میدهد، تحقیقات پیچیده میشود. شیوانی ماتور، افسر پلیس جوان، متوجه میشود که مظنون دارای یک دوقلو با ظاهری یکسان است: آرجون، مردی موفق، و سوراج (رونی)، یک کلاهبردار باهوش. داستان با فلشبکهایی به زندگی عاشقانه آرجون با جانوی و سرقت ناموفق سوراج با دوستش چادی، به موضوعات عشق، خیانت و هویت میپردازد. شیوانی و رئیسش، با بررسی سرنخهایی مانند پیامهای مرموز و شواهد متناقض، تلاش میکنند تا قاتل واقعی را شناسایی کنند. فیلم با صحنههای اکشن مانند تعقیبوگریز و مبارزات، و پیچشهای داستانی مانند افشای ارتباط دوقلوها، به اوج میرسد. با این حال، به دلیل فیلمنامه پراکنده، آهنگهای غیرضروری که ریتم را کند میکنند و بازسازی نزدیک به فیلم تامیلی «تدام» (۲۰۱۹)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، صحنههای اکشن و داستان تعلیقی تحسین شدند، اما روایت قابلپیشبینی و کارگردانی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «گرگ و شیر» یک ماجراجویی خانوادگی فرانسوی-کانادایی به کارگردانی ژیل دو مستر و نویسندگی او و همسرش پرون دو مستر است. داستان درباره آلما (مولی کانز)، دانشجوی ۲۰ ساله موسیقی کلاسیک در نیویورک، است که پس از مرگ پدربزرگش به کلبه کودکیاش در جزیرهای دورافتاده در جنگلهای کانادا بازمیگردد. او در آنجا یک توله شیر که از هواپیمای سقوطکرده سیرکی نجات یافته و یک توله گرگ که همراه مادرش، دوست قدیمی پدربزرگ آلما، به کلبه پناه آورده، پیدا میکند. آلما تصمیم میگیرد از این دو توله، که آنها را موتزارت (گرگ) و دریمر (شیر) نامگذاری میکند، مراقبت کند، اما به دلیل مخالفتهای پدرخواندهاش جو (گراهام گرین) و جنگلبانان، آنها را مخفی نگه میدارد. وقتی آلما برای تست نوازندگی پیانو به لسآنجلس میرود، مادر گرگ توسط دانشمندان برای انتقال به مرکز پرورش گونه در معرض انقراض (Canis lupus nyx) بیهوش و برده میشود. پس از تصادف آلما و بستری شدنش، موتزارت به مرکز حفاظت و دریمر به سیرکی ظالم فرستاده میشود. این دو حیوان که مانند برادر با هم بزرگ شدهاند، سفری خطرناک در طبیعت کانادا آغاز میکنند تا دوباره به هم و به آلما برسند. فیلم با مناظر خیرهکننده، موسیقی زیبا و پیامهای حفاظت از حیوانات و دوستی، برای مخاطبان خانوادگی جذاب است، هرچند داستان قابلپیشبینی و بازیهای انسانی ضعیف از نقاط ضعف آن هستند
خلاصه داستان: فیلم «برای دستگیری یک قاتل» یک تریلر جنایی-روانشناختی آمریکایی به کارگردانی دامیان زیفرون و نویسندگی مشترک او با جاناتان ویکهام است. داستان در بالتیمور و در شب سال نو آغاز میشود، زمانی که یک تکتیرانداز ناشناس (رالف اینسون) از آپارتمانی مرتفع، ۲۹ نفر را در نقاط مختلف شهر به قتل میرساند و با انفجار مواد منفجره، رد خود را پاک میکند. النور فالکو (شیلین وودلی)، افسر پلیس جوان و بااستعدادی که با مشکلات روانی گذشتهاش دستوپنجه نرم میکند، به دلیل بینش منحصربهفردش در مورد ذهن قاتل، توسط جفری لامارک (بن مندلسون)، مامور ارشد افبیآی، برای کمک به شناسایی و دستگیری قاتل استخدام میشود. النور، همراه با جک مکنزی (جووان آدپو)، در تعقیب قاتلی هستند که با رفتار غیرقابلپیشبینیاش، پلیس و افبیآی را ناکام میگذارد. تحقیقات به خانهای روستایی در مریلند منتهی میشود، جایی که النور با دین، قاتل، روبهرو میشود. پس از گفتوگویی طولانی که در آن النور سعی میکند با او همدلی کند، دین احساس میکند فریب خورده و النور را در زیرزمین حبس میکند. اما النور با زیرکی موفق به غلبه بر او میشود. فیلم با کارگردانی شیک، بازیهای قوی و تمهای سلامت روان و نقد سیستمهای ناکارآمد، اثری جذاب است، هرچند پایانبندی شتابزده و فیلمنامه مشتقشده از نقاط ضعف آن هستند.
خلاصه داستان: فیلم «ملعون» یک ترسناک-فولکلور ایسلندی-ایرلندی به کارگردانی توردر پالسون و نوشته جیمی هانیگان است که در قرن نوزدهم جریان دارد. داستان درباره اوا (اودسا یانگ)، بیوهای جوان است که پس از مرگ همسرش ماگنوس، اداره یک پایگاه ماهیگیری دورافتاده در ایسلند را بر عهده دارد. در زمستانی سخت، او و خدمهاش، از جمله هلگا (شیوون فینران)، دانیل (جو کول) و هکون (تورلوف کانوری)، شاهد غرق شدن یک کشتی خارجی در نزدیکی ساحل هستند. آنها به دلیل کمبود غذا و خطر، تصمیم میگیرند به بازماندگان کمک نکنند، اما وقتی برای جمعآوری اموال به کشتی میروند، با چند بازمانده مواجه شده و درگیری مرگباری رخ میدهد. پس از این تصمیم، اوا و گروهش با حوادث ماوراءطبیعه، از جمله حضور دراگر (Draugr)، موجودی زامبیمانند از افسانههای ایسلندی که میتواند تغییر شکل دهد، گرفتار میشوند. دراگر با نفوذ به ذهن آنها، باعث جنون و مرگ تدریجیشان میشود. فیلم با فضای سنگین، سینماتوگرافی خیرهکننده و تمهای گناه، بقا و اخلاق، تجربهای ترسناک و تأملبرانگیز ارائه میدهد، هرچند پایان آن برای برخی مبهم و ناامیدکننده است.
خلاصه داستان: فیلم «تعقیب» یک اکشن-تریلر است که داستان ریک کالووی، یک هکر بیرحم را دنبال میکند که تلاش میکند همسر ربودهشدهاش را از چنگ یک کارتل مواد مخدر نجات دهد. ریک، که پسر یک رئیس جنایتکار است، پس از حمله به یک عملیات مخفی پلیس نیویورک برای یافتن سرنخی از همسرش، توجه مایک برسlin، کارآگاه سرسخت پلیس نیویورک را جلب میکند. وقتی ریک از بازداشت پلیس فرار میکند، برسlin با یک افسر زن بیتعارف به نام زویی کارتر همکاری میکند تا او را دوباره دستگیر کند. داستان با تعقیبوگریزهای پرتنش مانند تیراندازی در خیابانهای لیتل راک، انفجارهای ناشیانه، و صحنههای شکنجه مانند چنگال به چشم، به موضوعات انتقام، خانواده و جرم میپردازد. با این حال، به دلیل داستان آشوبناک، ویرایش ضعیف، جلوههای ویژه غیرواقعی و فقدان شخصیتهای دوستداشتنی، نقدهای منفی دریافت کرد. برخی صحنههای اکشن مانند تیراندازیهای اسلوموشن و پیچشهای داستانی غیرمنتظره تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده، دیالوگهای غیرطبیعی و بازیهای بیروح نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «فقط رودخانه جاری است» یک تریلر جنایی-نوآر است که در شهر کوچک بانپو در چین دهه ۱۹۹۰ رخ میدهد. داستان حول محور ما ژه، رئیس پلیس جنایی، میچرخد که مأمور تحقیق درباره قتل زنی میشود که جسدش در کنار رودخانه پیدا شده است. دستگیری سریع یک مظنون واضح انجام میشود، اما سرنخهایی مانند کیف دستی رها شده کنار رودخانه و نوار کاستی مرموز، ما ژه را به کاوش عمیقتر در رفتارهای پنهان اهالی شهر وامیدارد. با پیشروی تحقیقات، او با فشارهای رؤسا، تنشهای خانوادگی، و رویاهایی که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکنند، مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند بازجویی در سینمایی متروکه که به پایگاه پلیس تبدیل شده، بارانهای مداوم و تصاویر ۱۶ میلیمتری، به موضوعات حقیقت، پارانویا و تاریکیهای انسانی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، پایانبندی مبهم و ریتم کند در بخشهایی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای نوآر، فیلمبرداری خیرهکننده و بازیهای اصلی تحسین شدند، اما روایت غیرخطی و فقدان پاسخهای قطعی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» یک درام-کمدی است که در لسآنجلس سال ۱۹۶۹ رخ میدهد و داستان ریک دالتون، بازیگری رو به افول سریالهای وسترن، و کلیف بوث، بدلکار و دوست صمیمیاش را دنبال میکند. ریک که با کاهش محبوبیتش و اعتیاد به الکل دستوپنجه نرم میکند، تلاش میکند با بازی در نقشهای مکمل و ارتباط با شارون تیت، همسایه جدیدش و ستاره نوظهور هالیوود، و همچنین ماروین شوارتز، تهیهکننده، به حرفهاش جان دوبارهای ببخشد. در همین حال، کلیف با آرامش و مهارتش در موقعیتهای خطرناک، از جمله درگیری با یک هیپی در مزرعه اسپان، کنار ریک میماند. داستان با ارجاع به فرهنگ پاپ دهه ۶۰، مانند برنامههای تلویزیونی و موسیقی، و همچنین اشاره به فرقه مانسون، به موضوعات دوستی، شهرت و نوستالژی هالیوود میپردازد. فیلم با صحنههایی مانند مهمانی در عمارت پلیبوی و رویارویی خشونتبار نهایی، به اوج میرسد. با این حال، به دلیل ریتم کند در بخشهای میانی، داستان پراکنده و خشونت بیشازحد در پایان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، بازسازی دهه ۶۰، و دیالوگهای طنزآمیز تحسین شدند، اما طول فیلم و تمرکز بیشازحد روی جزئیات فرهنگی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «وانیا» یک درام تکنفره است که اقتباسی رادیکال از نمایشنامه «عمو وانیا» اثر آنتون چخوف است. داستان درامی خانوادگی را روایت میکند که حول محور ایوان (وانیا) میچرخد، مردی که زندگیاش را وقف مدیریت املاک خانوادگی کرده، اما احساس میکند تلاشهایش نادیده گرفته شده است. او با شخصیتهایی مانند النا، همسر زیبای برادرش، پروفسور الکساندر، سونیا، دختر الکساندر، و دکتر مایکل درگیر روابط پیچیدهای میشود. این اقتباس تکنفره، که در آن یک بازیگر تمام نقشها را ایفا میکند، با تمرکز بر دیالوگهای احساسی و طنز تلخ، به موضوعات امید، پشیمانی، عشق نافرجام و پیچیدگیهای احساسات انسانی میپردازد. داستان در عمارتی روستایی رخ میدهد و با صحنههایی مانند مونولوگهای وانیا و بحثهای خانوادگی، فضای تئاتری زندهای را منتقل میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند در بخشهای ابتدایی و چالشهای ذاتی یک اجرای تکنفره، مانند دشواری در تمایز برخی شخصیتها، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. اجرای اصلی، طراحی صحنه مینیمال و انتقال موفق از تئاتر به سینما تحسین شدند، اما داستان متراکم و فقدان تعامل چندبازیگری نقد شدند.