خلاصه داستان: فیلم «۳۶۵ روز: این روز»، یک درام اروتیک لهستانی به کارگردانی باربارا بیاوواس و توماش ماندس، دنبالهای بر فیلم «۳۶۵ روز» (۲۰۲۰) و بر اساس دومین رمان از سهگانه بلانکا لیپینسکا است. داستان با ازدواج لورا (آنا-ماریا سیکلوکا) و ماسیمو (میشل مورونه)، مافیای سیسیلی، آغاز میشود. لورا پس از تصادفی که در پایان فیلم اول رخ داد، فرزندش را از دست داده و این راز را از ماسیمو مخفی میکند، زیرا میترسد او به دنبال انتقام باشد. تنها دوست صمیمی لورا، اولگا (ماگدالنا لامپارسکا)، به عروسی در ایتالیا میآید، زیرا ماسیمو نگران افشای هویت مافیاییاش در برابر خانواده لورا است. در ماه عسل، لورا احساس بیحوصلگی میکند و با ناکو (سیمونه سوسینا)، باغبان جذاب و عضو باند مافیایی رقیب، آشنا میشود که سعی در ج کسب قلب او دارد. پیچشهای داستانی شامل افشای وجود آدریانو، برادر دوقلوی نادان ماسیمو، و آنا، معشوقه او، میشود که نقشهای برای نابودی لورا و ماسیمو میکشند. فیلم با صحنههایی مانند مونتاژهای اروتیک، خریدهای لوکس، و درگیریهای مافیایی، به موضوعات خیانت، حسادت و روابط پرتنش میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان داستان منسجم، دیالوگهای ضعیف، و تمرکز بیشازحد بر صحنههای اروتیک (۱۱ صحنه در ۱۱۱ دقیقه)، نقدهای بسیار منفی دریافت کرد (امتیاز ۲.۷/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). بازیگران، موسیقی متن، و فیلمبرداری در سیسیل تحسین شدند، اما فیلمنامه بیمنطق، بازیهای ضعیف، و شباهت به «پنجاه سایه گری» نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «استاد» یک درام عاشقانه بیوگرافی به کارگردانی بردلی کوپر است که بر رابطه لئونارد برنستین، آهنگساز و رهبر ارکستر مشهور آمریکایی، و همسرش فلیشیا مونتئالگره تمرکز دارد. این فیلم که توسط کوپر و جاش سینگر نوشته شده، داستان عشق پیچیده این زوج را در طول ۳۰ سال به تصویر میکشد، از اولین دیدارشان در یک مهمانی پر زرقوبرق در نیویورک دهه ۱۹۴۰ تا سالهای پایانی زندگی برنستین. فیلم با صحنههایی مانند اولین اجرای ناگهانی برنستین در سالن کارنگی در سال ۱۹۴۳، رقص سورئال از موزیکال «در شهر»، و اجرای زنده سمفونی شماره ۲ مالر در کلیسای الی در سال ۱۹۷۶، به موضوعاتی مانند عشق، وفاداری، هویت جنسی و تضاد بین زندگی شخصی و حرفهای میپردازد. برنستین، با بازی کوپر، بهعنوان مردی پرشور اما خودخواه به تصویر کشیده شده که با تمایلات همجنسگرایانهاش و عشق عمیق به فلیشیا (کری مولیگان) درگیر است. با این حال، به دلیل تمرکز بیشازحد بر زندگی شخصی و نادیده گرفتن جنبههای حرفهای مانند ساخت «داستان کناره غربی» یا فعالیتهای خیریه برنستین، و همچنین ریتم ناهموار و پایانبندی سطحی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۸۴٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای کوپر و مولیگان، فیلمبرداری متیو لیباتیک، و استفاده از موسیقی برنستین تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و فقدان عمق در کاوش زندگی هنری برنستین نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دشمن» یک تریلر روانشناختی-علمیتخیلی است که در سال ۲۰۶۵ در منطقهای دورافتاده در آمریکا رخ میدهد، جایی که تغییرات اقلیمی زمین را به محیطی خشک و کمآب تبدیل کرده است. هن (سائریس رونان) و جونیور (پل مسکال)، زوجی جوان، در مزرعهای منزوی که نسلها در خانواده جونیور بوده، زندگی میکنند. ازدواج آنها با تنشهایی همراه است، اما زندگی آرامشان با ورود غریبهای به نام ترنس (آرون پیر) که از شرکت هوافضای OuterMore آمده، به هم میریزد. ترنس پیشنهاد عجیبی ارائه میدهد: جونیور برای دو سال به یک ایستگاه فضایی اعزام شود تا در برنامهای برای مهاجرت انسانها به فضا کمک کند، در حالی که یک نسخه مصنوعی زیستی از جونیور با تمام خاطرات او، در کنار هن باقی میماند. ترنس برای نظارت بر جونیور به خانه آنها نقلمکان میکند و مصاحبههایی با هن انجام میدهد که تنشهای عاطفی و حسادت جونیور را برمیانگیزد. داستان با صحنههایی مانند رویاروییهای پرتنش در مزرعه، مناظر خشک و سورئال، و پیچشهای داستانی، به موضوعات عشق، هویت، و تأثیرات هوش مصنوعی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، داستان مبهم، و پایانبندی پیچیده که برخی آن را پیشپاافتاده میدانند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۷/۱۰ در IMDb و ۲۴٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای رونان و مسکال، فیلمبرداری ماتیاس اردلی، و موسیقی متن تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و فقدان منطق در برخی جزئیات مانند انتخاب جونیور برای فضا نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «نقاب رنگین» یک درام عاشقانه بر اساس رمانی از سامرست موآم است که در دهه ۱۹۲۰ رخ میدهد. داستان درباره کتی گارستین، زنی جوان از طبقه بالای لندن است که پس از ازدواج عجولانه با والتر فین، پزشک میکروبیولوژیست، به دلیل خیانت به او، با بحرانی در زندگی مشترکشان مواجه میشود. والتر، که عمیقاً عاشق کتی است اما از خیانت او خشمگین، او را به سفری به روستایی دورافتاده در چین میبرد، جایی که او برای مبارزه با اپیدمی وبا کار میکند. کتی در این محیط خشن و در میان بیماری و مرگ، با کمک راهبههای محلی و چارلی تاونزند، دیپلماتی که با او رابطهای کوتاه داشت، به تدریج خود را بازمییابد و رابطهاش با والتر عمیقتر میشود. داستان با صحنههایی مانند سفر با قایق در رودخانههای چین، کار داوطلبانه کتی در یتیمخانه، و لحظات احساسی مانند آشتی با والتر، به موضوعات عشق، بخشش و رستگاری میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند در نیمه اول و برخی شخصیتهای فرعی کمعمق، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای نائومی واتس و ادوارد نورتون، فیلمبرداری خیرهکننده چین و موسیقی متن الکساندر دسپلا تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و پایانبندی تلخ نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «ایوان بیهمتا» یک درام-فانتزی خانوادگی است که بر اساس رمانی از کاترین اپلگیت ساخته شده و داستان ایوان، گوریلی نقرهپشت را دنبال میکند که در قفسی در یک مرکز خرید کوچک به نام بیگ تاپ مال زندگی میکند. ایوان، که از کودکی توسط مک، صاحب سیرک، بزرگ شده، همراه با حیوانات دیگر مانند استلا، فیل سالخورده، باب، سگ ولگرد، و روبی، بچه فیل تازهوارد، در نمایشهای سیرک اجرا میکند. وقتی ایوان با کمک نقاشیهایش و دوستی با روبی و باب، خاطرات گمشدهاش از زندگی در جنگل را به یاد میآورد، تصمیم میگیرد برای نجات روبی از زندگی در قفس مبارزه کند. داستان با صحنههایی مانند نقاشیهای ایوان روی دیوار قفس، فرار حیوانات، و لحظات احساسی مانند خداحافظی استلا، به موضوعات آزادی، دوستی و خودشناسی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، ریتم کند برای مخاطبان جوانتر و برخی جلوههای CGI غیرواقعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صداپیشگی ستارگان، پیامهای زیستمحیطی و طراحی رنگارنگ تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و فقدان عمق در شخصیتهای انسانی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مست در لحظه زندگی کن» یک کمدی-درام هندی است که در بمبئی رخ میدهد و داستان وی.اس. کامات، بیوهای تنها را دنبال میکند که زندگیاش با روالهای تکراری پر شده است. وقتی آپارتمان او توسط یک سارق جوان، ناناو، مورد سرقت قرار میگیرد و کامات بیهوش میشود، پلیس به دلیل انزوای او ابراز نگرانی میکند. این حادثه کامات را به جستوجوی ارتباط انسانی وامیدارد و او با پراکاش هاندا، زنی پرجنبوجوش، آشنا میشود. این دو از طریق ماجراهای غیرمنتظره، مانند دزدی از خانههای دیگران و نوشیدن آبجو با هم، دوستی غیرمعمولی شکل میدهند. داستان موازی ناناو و رانی، دختری که درگیر مشکلات مالی و اجتماعی است، به موضوعاتی مانند عشق، بخشش و رهایی از گذشته میپردازد. داستان با صحنههایی مانند ملاقات دوباره کامات و هاندا با ناناو، و لحظات طنزآمیز مانند رقص در مهمانی، به موضوعات دوستی، خودشناسی و پذیرش زندگی با تمام نقصهایش میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند در بخشهایی، شکافهای روایی و طنز گاه ناهماهنگ، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۱/۱۰ در IMDb و ۷۶٪ در TMDb). بازیهای جکی شروف و نینا گوپتا، فضای پرجنبوجوش بمبئی و موسیقی متن تحسین شدند، اما داستان پراکنده و برخی دیالوگهای غیرطبیعی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «منودروم» یک تریلر-درام روانشناختی به کارگردانی جان ترنگوو است که داستان رالفی، راننده اوبر و بدنساز مشتاق (با بازی جسی آیزنبرگ) را دنبال میکند که در نیویورک با مشکلات مالی و روانی دستوپنجه نرم میکند. رالفی که بهتازگی شغل اصلیاش را از دست داده و نامزدش، سال (اودسا یانگ)، باردار است، در آستانه فروپاشی قرار دارد. او از طریق دوستش جیسون با گروهی مرموز از مردان به رهبری «داد دن» (آدرین برودی) آشنا میشود که خود را حامی مردانگی و استقلال معرفی میکنند و با خالکوبی مثلثی با یک خط در بالا شناخته میشوند. این گروه که بهعنوان یک فرقه مردسالار و ضدزن عمل میکند، رالفی را به سوی خشم سرکوبشده و رفتارهای خشونتبار سوق میدهد. داستان با صحنههایی مانند مشاجره رالفی با سال، درگیری با بدنساز دیگری به نام احمد، و لحظات سورئال مانند مراسم برندینگ، به موضوعات شکنندگی مردانگی، فرقههای سمی، و هویت جنسی میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان عمق در تحلیل اجتماعی، پایانبندی مبهم، و تغییرات ناگهانی در لحن (از درام به طنز ناخواسته)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۷/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای آیزنبرگ و برودی، فضای سرد و خام، و موسیقی متن تحسین شدند، اما فیلمنامه سطحی و عدم انسجام داستانی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «ترانه جنوب» یک درام تاریخی-جنگی است که در ویتنام دهه ۱۹۴۰، در دوران استعمار فرانسه، رخ میدهد. داستان حول محور آن، پسری ۱۲ ساله، میچرخد که پس از فقدان غمانگیز مادرش، سفری خطرناک را برای یافتن پدر گمشدهاش آغاز میکند. آن در این مسیر با شخصیتهای متنوعی مانند معلم بای مخفی، دزد اوت لوک لام، قهرمان وو تونگ، استاد چینی تیئو، عمو با فی قصهگو، پسر مارگیر کو، و دختر بازیگر شین مواجه میشود. این سفر پرماجرا با صحنههایی مانند مبارزه با سربازان فرانسوی، زندگی در مناطق روستایی جنوب ویتنام، و لحظات احساسی مانند دوستی آن با اوت، به موضوعات خانواده، میهنپرستی، و از دست دادن میپردازد. ژنرال دوریه، با کمک معشوقهاش تو مام، متوجه میشود که آن پسر یک شورشی تحت تعقیب است و از او بهعنوان طعمهای برای به دام انداختن پدرش در جشنواره نیمهپاییز استفاده میکند. با این حال، به دلیل ساختار نامنظم، طنز گاه نامناسب، و استفاده از جلوههای CGI ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۸۲٪ در Rotten Tomatoes). فیلمبرداری خیرهکننده، مناظر جنوب ویتنام، و بازی هوین هائو خانگ در نقش آن تحسین شدند، اما داستان پراکنده و مدتزمان طولانی (۱۱۰ دقیقه) نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «ساندویچ» یک درام-رمانتیک-هیجانانگیز فیلیپینی به کارگردانی جائو دانیل المپارو و تولید ویوامکس است. داستان درباره زوج تازه ازدواجکردهای، ریا (کاترینا دوی) و اندرو (نیکو لوکو)، است که برای هیجانانگیزتر کردن زندگی مشترکشان، زنی به نام کندیس (آندریا گارسیا) را برای یک تجربه سهنفره دعوت میکنند. بدون اطلاع آنها، شخصی به نام ادوارد (لوک سلبی) مخفیانه اعمالشان را تماشا میکند. وقتی این رابطه سهنفره به یک رابطه چهارنفره تبدیل میشود، با ورود شخصیتهایی مثل ارین (چسکا پاردس) و تیتا انجی (رجین تولنتینو)، هرجومرج و تنشهای غیرمنتظرهای شکل میگیرد. فیلم با فضای جسورانه، صحنههای عاشقانه پررنگ و تمهای خیانت، حسادت و عواقب انتخابهای شخصی، اثری جنجالی ارائه میدهد که برای مخاطبان بزرگسال مناسب است. با وجود جلوههای بصری جذاب و بازیهای قابلقبول، داستان آشوبناک و شخصیتپردازی سطحی باعث شده نقدهای متوسطی دریافت کند.
خلاصه داستان: فیلم «گمشده در شب» یک تریلر-درام مکزیکی است که داستان امیلیانو، جوانی از شهر معدنی کوچک در گواناخواتو را دنبال میکند که به دنبال یافتن حقیقت درباره ناپدید شدن مادرش، پالوما، یک فعال محیطزیست که علیه شرکتهای معدنی بینالمللی اعتراض کرده بود، است. امیلیانو، که از سیستم قضایی فاسد و ناکارآمد ناامید شده، سرنخی را دنبال میکند که او را به خانواده ثروتمند و مرموز آلداما، شامل کارمن، ماتریارک مشهور، مونیکا، دخترش، و ریگوبِرتو، هنرمند عجیب، هدایت میکند. او بهعنوان کارگر در عمارت آنها نفوذ میکند تا اسرارشان را فاش کند. داستان با صحنههایی مانند رویارویی در ویلای مدرن آلداما، خشونتهای ناگهانی، و تصاویر لینچیمانند، به موضوعات فساد، شکاف طبقاتی، و جستوجوی عدالت میپردازد. با این حال، به دلیل روایت پراکنده، پیچشهای داستانی بیشازحد و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۶۱٪ در Rotten Tomatoes). فیلمبرداری خیرهکننده، موسیقی متن اثر کایل دیکسون و مایکل استین، و بازیهای اصلی، بهویژه خوان دانیل گارسیا، تحسین شدند، اما داستان نامنسجم و کندی ریتم نقد شدند.