خلاصه داستان: فیلم «امیلی» یک درام بیوگرافی بریتانیایی به کارگردانی فرانسس اوکانر در اولین تجربه کارگردانیاش است که تصویری نیمهتخیلی از زندگی امیلی برونته، نویسنده رمان «بلندیهای بادگیر»، ارائه میدهد. داستان امیلی (اما مکی)، دختری منزوی و سرکش را دنبال میکند که در خانوادهای تحت سلطه پدر کشیششان، پاتریک (آدریان دانبار)، در هاوورث انگلستان زندگی میکند. امیلی که بهعنوان «غریبه» شناخته میشود، با محدودیتهای جنسیتی دهه ۱۸۴۰ دستوپنجه نرم میکند و از سوی خواهرش شارلوت (الکساندرا داولینگ) که معلم است، مورد سرزنش قرار میگیرد. ورود ویلیام ویتمن (الیور جکسون-کوهن)، کشیش جوان، زندگی امیلی را متلاطم میکند و رابطهای عاشقانه و ممنوعه بین آنها شکل میگیرد که الهامبخش رمان «بلندیهای بادگیر» میشود. داستان با صحنههایی مانند بازی ماسک که در آن امیلی روح مادر مرحومشان را احضار میکند، گشتوگذار با برادرش برانول (فیون وایتهد) در دشتها، و بحثهای فلسفی با ویلیام، به موضوعات خلاقیت، آزادی و غم میپردازد. با این حال، به دلیل آزادیهای خلاقانه بیشازحد (مانند رابطه عاشقانه خیالی با ویلیام) و انحراف از حقایق تاریخی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۸/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی اما مکی، فیلمبرداری نانو سگال و موسیقی آبل کورزنیوفسکی تحسین شدند، اما داستان غیرواقعی و لحن گاهی بیشازحد احساسی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «خانه شناور» یک انیمیشن ژاپنی در ژانر ماجراجویی-فانتزی به کارگردانی هیرویاسو ایشیدا و تولید استودیو کلوریدو است. داستان درباره کوسوکه کوماگایا (موتسومی تامورا) و ناتسومه تونای (آسامی ستو)، دو دوست دوران کودکی ۱۱ ساله است که مانند خواهر و برادر در یک مجتمع مسکونی بزرگ شدهاند. پس از مرگ پدربزرگ کوسوکه، یاسوجی، رابطه آنها به دلیل ناتوانی ناتسومه در کنار آمدن با گذشته تیرهوتار میشود. در تعطیلات تابستانی، کوسوکه و دوستانش، تایچی، یوزورو، رینا و جوری، برای یک پروژه школь درباره ارواح، وارد مجتمع متروکهای میشوند که قرار است تخریب شود. ناتسومه نیز بهطور اتفاقی در آنجا حضور دارد و با دیدن کوسوکه، بر سر دوربین قدیمی یاسوجی با او مشاجره میکند. ناگهان، بارانی شدید مجتمع را در بر میگیرد و آنها را به اقیانوسی مرموز منتقل میکند. در این سفر، آنها با نوپو (آیومو موراسه)، پسری مرموز که به نظر روح مجتمع است، مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند کاوش در اماکن شناور مانند فروشگاه متروکه، نزاعهای احساسی بین کوسوکه و ناتسومه، و تلاش برای بازگشت به خانه، به موضوعات از دست دادن، دوستی و پذیرش تغییر میپردازد. با این حال، به دلیل طولانی بودن (۱۱۹ دقیقه)، شخصیتهای فرعی کمعمق و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۳/۱۰ در IMDb و ۶۹٪ در Rotten Tomatoes). انیمیشن خیرهکننده، موسیقی زوتومایو و مضمون احساسی تحسین شدند، اما داستان پراکنده و ملودرام بیشازحد نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «نگران نباش عزیزم» یک تریلر روانشناختی به کارگردانی اولیویا وایلد است که در دهه ۱۹۵۰ در شهر خیالی و بیابانی ویکتوری رخ میدهد. آلیس (فلورانس پیو) و جک چمبرز (هری استایلز)، زوجی عاشق، در یک جامعه آرمانی زندگی میکنند که توسط شرکت مرموز پروژه پیروزی اداره میشود. جک و دیگر مردان برای پروژه کار میکنند، در حالی که زنان، از جمله آلیس و دوستش بانی (وایلد)، به کارهای خانهداری مشغولند. زندگی کامل به نظر میرسد تا اینکه آلیس به رفتارهای عجیب همسایهاش مارگارت (کیکی لین) و رازهای فرانک (کریس پاین)، رهبر کاریزماتیک پروژه، مشکوک میشود. با کشف سرنخهایی مانند تصادف هواپیما و آینههای توهمزا، آلیس متوجه میشود که واقعیت زندگیاش ممکن است یک فریب باشد. داستان با صحنههایی مانند مهمانیهای پر زرقوبرق، رویاهای سورئال با رقصندگان هماهنگ، و تعقیب و گریز در بیابان، به موضوعات کنترل، فمینیسم و واقعیت در برابر توهم میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پراکنده، پیچشهای قابلپیشبینی و بازی ضعیف برخی بازیگران، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۳۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی فلورانس پیو، فیلمبرداری متیو لیباتیک و طراحی صحنه دهه ۵۰ تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و پایانبندی شتابزده نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دوباره» یک تریلر علمی-تخیلی-معمایی هندی به کارگردانی آنوراگ کاشیاپ و بازسازی رسمی فیلم اسپانیایی «میراژ» (2018) است. داستان در سال ۱۹۹۶ در منطقه هینجوادی پونا آغاز میشود، جایی که آنای (آریان ساوانت)، پسری ۱۲ ساله، در شب طوفانی شاهد قتل همسایهاش میشود و سپس در تصادف با کامیون آتشنشانی جان خود را از دست میدهد. بیست و پنج سال بعد، در طوفانی مشابه، آنتارا (تاپسی پانو)، پرستاری که بهتازگی با همسرش ویkas (راهول بات) و دخترشان آوانتی به همان خانه نقلمکان کرده، از طریق یک تلویزیون قدیمی با آنای در گذشته ارتباط برقرار میکند. او تلاش میکند با تغییر وقایع گذشته، جان آنای را نجات دهد، اما این کار زنجیرهای از پیامدهای غیرمنتظره مانند تغییر روابط و هویتها در زمان حال را به دنبال دارد. داستان با صحنههایی مانند تعقیب و گریز در طوفان، گفتوگوهای احساسی آنتارا با بازرس شیخاوت (ساسواتا چاترجی)، و فلشبکهای دو دوره زمانی، به موضوعات سرنوشت، اثر پروانهای و انتخابهای اخلاقی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، نیمه دوم شتابزده و کمبود عمق احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۹/۱۰ در IMDb و ۶۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی تاپسی پانو، کارگردانی کاشیاپ و فیلمبرداری جذاب تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «همت» یک درام جنگی-بیوگرافی به کارگردانی جی.دی. دیلارد است که بر اساس کتاب «همت: داستان حماسی قهرمانی، دوستی و فداکاری» نوشته آدام ماکوس ساخته شده و داستان واقعی دو خلبان نخبه نیروی دریایی آمریکا، جسی براون (جاناتان میجرز) و تام هادنر (گلن پاول)، را در جنگ کره (۱۹۵۰) روایت میکند. جسی، اولین خلبان سیاهپوست نیروی دریایی، با نژادپرستی در پایگاه و جامعه مواجه است، اما با حمایت همسرش دیزی (کریستینا جکسون) و دوستی فزاینده با تام، استقامت میکند. داستان با صحنههایی مانند تمرینات پرواز با هواپیماهای کورسر، درگیری با سربازان ارتش آمریکا به دلیل توهینهای نژادپرستانه، و ماموریتهای پرخطر در مخزن چوسین، به موضوعات دوستی، شجاعت و مبارزه با تبعیض میپردازد. فیلم با یک عملیات نجات پرتنش به اوج میرسد که فداکاریهای این دو خلبان را برجسته میکند و آنها را بهعنوان برجستهترین بالمردان نیروی دریایی معرفی میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند در نیمه دوم، فقدان تمرکز کافی بر نقش سربازان زمینی و شباهت اجتنابناپذیر به «تاپ گان: ماوریک»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۱٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای میجرز و پاول، فیلمبرداری خیرهکننده و موسیقی متن چاندا دانسی تحسین شدند، اما داستان پراکنده و کمبود اکشن در مقایسه با رقبا نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مرده برای یک دلار» یک وسترن-تریلر به کارگردانی والتر هیل است که در سال ۱۸۹۷ در نیومکزیکو رخ میدهد. مکس بورلوند (کریستوف والتز)، شکارچی جایزهبگیر کهنهکار، مأموریت مییابد تا راشل کید (ریچل بروزناهان)، همسر یک تاجر ثروتمند به نام مارتین کید (همیش لینکلیتر)، را که ظاهراً توسط سرباز فراری، الایجا جونز (برندون اسکات)، ربوده شده، پیدا کرده و بازگرداند. مکس به همراه سرباز آفریقایی-آمریکایی، آلونزو پو (وارن بورک)، به مکزیک میرود، اما متوجه میشود راشل به دلیل ازدواج آزاردهندهاش با مارتین، به میل خود فرار کرده است. در این میان، مکس با دشمن قدیمیاش، جو کریبنز (ویلم دافو)، قمارباز و قانونشکنی که سالها پیش او را به زندان فرستاده بود، روبهرو میشود. کریبنز که بهتازگی آزاد شده، به دنبال انتقام است و با تیبریو وارگاس (بنجامین برات)، ارباب جنایتکار مکزیکی، درگیر میشود. داستان با صحنههایی مانند رویارویی مکس و کریبنز در زندان، دوئل با شلاق، و تیراندازی نهایی در شهر، به موضوعات افتخار، اخلاق و انتقام میپردازد. با این حال، به دلیل داستان شلوغ، ریتم کند در میانه فیلم، و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۴/۱۰ در IMDb و ۵۴٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای والتز، دافو و بروزناهان، فضای کلاسیک وسترن و فیلمبرداری تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و موسیقی مینیمال نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «عزیزان» یک کمدی سیاه هندی به کارگردانی جسمیت ک. رین در اولین تجربه کارگردانیاش و تهیهکنندگی آلیا بات (در اولین تولیدش)، گوری خان و گوراو ورما است که داستان بدرونسا "بدرو" (آلیا بات) و مادرش شمشونسا (شفالی شاه) را در محلهای محافظهکار و پایینطبقه متوسط در بمبئی روایت میکند. بدرو، که در یک ازدواج عاشقانه با همزا (ویجی ورما)، مردی الکلی و خشن، گرفتار است، به امید تغییر او، سالها خشونت خانگی را تحمل میکند و حتی با مخفیانه افزودن قرصهای ضدالکل به غذایش و پیشنهاد بچهدار شدن تلاش میکند او را اصلاح کند. اما وقتی خشونت همزا از حد میگذرد و بدرو با عواقب حضورش در جلسهای درباره بازسازی محل زندگیشان (چاول) مواجه میشود، با کمک مادرش، شمشو، نقشهای ناشیانه اما جسورانه برای انتقام میکشد. داستان با صحنههایی مانند ضربوشتمهای همزا، تلاشهای بدرو برای حفظ ظاهر، و لحظات طنز تلخ مانند بستن همزا به صندلی، به موضوعات خشونت خانگی، توانمندی زنان و عشق مادر و دختری میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند در نیمه دوم، طنز ناهماهنگ و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای بات، شاه و ورما، فیلمبرداری آنیل مهتا و موسیقی متن ویشال باردواج تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان عمق احساسی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کد تیرانگا» یک اکشن-جاسوسی هندی به کارگردانی ریبو داسگوپتا است که داستان دورگا سینگ (پارینتی چوپرا)، مأمور مخفی RAW، را روایت میکند. او تحت پوشش یک روزنامهنگار به نام عصمت به افغانستان فرستاده میشود تا خالد عمر، یک تروریست تحت تعقیب، را دستگیر کند. دورگا با دکتر میرزا علی (هاردی ساندو)، پزشک هندیالاصل سازمان ملل، رابطه عاشقانهای برقرار میکند تا به ماموریتش نزدیک شود. اما وقتی هویت واقعیاش فاش میشود، درگیریهای عاطفی و حرفهای او را به خطر میاندازد. داستان با صحنههایی مانند تعقیب و گریز در بازارهای کابل، مبارزه با عوامل القاعده، و پیچشهایی درباره خیانت بکشی (راجیت کاپور)، مأمور دوجانبه، به موضوعات فداکاری، عشق و میهنپرستی میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه ضعیف، صحنههای اکشن غیرواقعی (مانند بهبودی ناگهانی دورگا از زخم گلوله) و داستان قابلپیشبینی، نقدهای عمدتاً منفی دریافت کرد (امتیاز ۳.۳/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای چوپرا و ساندو، لوکیشنهای خاورمیانه و موسیقی آریجیت سینگ تحسین شدند، اما کارگردانی شلخته و فقدان منطق در داستان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کارمندها ۳» یک کمدی-درام آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی کوین اسمیت و سومین قسمت از سری فیلمهای «کارمندها» است که در دنیای View Askewniverse رخ میدهد. داستان درباره دانته هیکس (برایان اوهالوران) و رندال گریوز (جف اندرسون)، دو کارمند فروشگاه Quick Stop، است که حالا در میانسالی هستند. رندال پس از یک حمله قلبی که به دلیل استرس کار و مرگ همسر سابقش، بکی (روزاریو داوسون)، رخ میدهد، تصمیم میگیرد فیلمی درباره زندگیشان در فروشگاه بسازد. او دانته، که هنوز با مرگ بکی و زندگی یکنواختش دستوپنجه نرم میکند، و دوستان قدیمی مانند جی (جیسون میوز) و باب ساکت را به پروژه دعوت میکند. داستان با صحنههایی مانند فیلمبرداری آماتوری در فروشگاه، دیالوگهای طنزآمیز درباره فرهنگ پاپ و ارجاعات به فیلم اصلی «کارمندها» (۱۹۹۴)، و لحظات احساسی که دانته با رندال درباره مرگ و دوستی صحبت میکند، به موضوعات میانسالی، دوستی و میراث میپردازد. با این حال، به دلیل طنز تکراری، لحن ناهماهنگ بین کمدی و درام، و پایانبندی بیشازحد احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۶۳٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای اوهالوران و اندرسون، نوستالژی و ارجاعات به طرفداران قدیمی تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و فقدان طنز تیز فیلم اول نقد شدند.