خلاصه داستان: فیلم «کاداور» (به معنای جسد) یک تریلر جنایی-معمایی تامیلی است که داستان قتل مرموز دکتر سلیم رحمان، جراح ارشد بیمارستان معتبر JC، را دنبال میکند. بدرا تانگاول (آمالا پاول)، یک آسیبشناس خبره، به همراه دستیار کمیسر پلیس، ویشال (هریش اوتامان)، برای حل این پرونده مرموز همکاری میکنند. در همین حال، وتری (تریگون)، زندانی که قسم خورده بود سلیم را بکشد و تصویر او را روی دیوار سلولش کشیده، ادعا میکند مسئول قتل است و قول قتلهای بیشتری میدهد. تحقیقات بدرا به کشف رازهایی درباره گذشته وتری و ارتباط او با آنجل (آتولیا راوی) منجر میشود. داستان با صحنههایی مانند کالبدشکافیهای دقیق در سردخانه، فلشبکهای احساسی درباره زندگی وتری، و یک پیچش هوشمندانه در پایان، به موضوعات انتقام، عدالت و رازهای خانوادگی میپردازد. با این حال، به دلیل نیمه دوم کند، داستان قابلپیشبینی و دیالوگهای مصنوعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازی آمالا پاول، طراحی سردخانه و موسیقی متن رنجین راج تحسین شدند، اما فیلمنامه آشوبناک و فقدان اوجگیری کافی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «برادر بابا» یک کمدی-درام خانوادگی مالایامی به کارگردانی پریتیویراج سوکوماران و تولید آنتونی پرمباوور است که داستان دو خانواده مرفه مسیحی در کوتایام را روایت میکند. جان کاتادی (موهانلال)، صاحب یک تجارت فولاد، و همسرش آناما (مینا) قصد دارند پسرشان، ایشو (پریتیویراج سوکوماران)، را با آنا (کالیانی پریادارشان)، دختر دوست قدیمیشان کوریان (لالو الکس) و همسرش السی (کانیها)، ازدواج دهند. اما ایشو و آنا که در بنگلور با هم زندگی میکنند، مخفیانه رابطهای دارند و آنا دو ماهه باردار است. در همین حال، جان فاش میکند که آناما نیز باردار است و این دو بارداری غیرمنتظره محور داستان میشود. داستان با صحنههایی مانند شوخیهای خانوادگی در عمارتهای لوکس، تلاشهای خندهدار برای پنهان کردن حقیقت، و گفتوگوی احساسی جان با ایشو درباره پدر و مادر شدن، به موضوعات پذیرش، روابط خانوادگی و عشق میپردازد. با این حال، به دلیل طنز قابلپیشبینی، نیمه دوم طولانی و فقدان نوآوری در مقایسه با فیلمهایی مانند «Badhaai Ho»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۰/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازیهای موهانلال و پریتیویراج، موسیقی دیپاک دِو و فیلمبرداری رنگارنگ تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و دیالوگهای کلیشهای نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «۳۶۵ روز بعدی» یک درام اروتیک لهستانی به کارگردانی باربارا بیاوواس و توماش ماندس، سومین و آخرین قسمت از سهگانه «۳۶۵ روز» بر اساس رمان بلانکا لیپینسکا است. داستان ادامه ماجراهای لورا (آنا-ماریا سیکلوکا) و ماسیمو (میشل مورونه)، گانگستر سیسیلی، را دنبال میکند که پس از ازدواج و از دست دادن فرزندشان در فیلم قبلی، با مشکلات اعتماد و حسادت دستوپنجه نرم میکنند. لورا که از حمله آنا و آدریانو، برادر دوقلوی ماسیمو، جان سالم به در برده، همچنان به ناکو (سیمونه سوسینا)، گانگستری که او را فریب داده بود، فکر میکند. ماسیمو، عزادار مرگ برادرش، با کار غرق شده و لورا با اولگا (ماگدالنا لامپارسکا) به مهمانی و الکل روی میآورد. ناکو که هنوز عاشق لوراست، سعی میکند آنها را از هم جدا کند. داستان با صحنههایی مانند مهمانیهای پرزرقوبرق، رویاهای اروتیک لورا، و گفتوگوی احساسی پایانی در ساحل که ماسیمو از کتاب پدرش نقلقول میکند («اگر چیزی را دوست داری، رهایش کن؛ اگر برگردد، برای همیشه مال توست»), به موضوعات عشق، خیانت و انتخابهای شخصی میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان داستان منسجم، دیالوگهای کلیشهای، و تمرکز بیشازحد روی صحنههای اروتیک (۱۲ صحنه در ۱۱۲ دقیقه)، نقدهای بسیار منفی دریافت کرد (امتیاز ۲.۹/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). موسیقی متن و بازی سوسینا تحسین شدند، اما فیلمنامه بیمعنی، بازیهای ضعیف و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «قلب میداند» یک درام رمانتیک آرژانتینی به کارگردانی مارکوس کارنواله و نویسندگی مشترک او با لوکاس ویوانکو است که با عنوان اصلی «Corazón Delator» شناخته میشود. داستان درباره خوان مانوئل (بنجامین ویکونیا)، تاجر خودخواه و ثروتمندی است که به دلیل بیماری شدید قلبی، تحت عمل پیوند قلب قرار میگیرد. پس از جراحی، او تغییر عمیقی در شخصیتش احساس میکند و به فردی همدل و شاد تبدیل میشود، گویی ویژگیهای اهداکننده قلبش، پدرو، را به ارث برده است. خوان برای درک این تغییر، به دنبال گذشته اهداکننده میرود و با والریا (جولیتا دیاز)، بیوه پدرو، و پسرشان تیاگو آشنا میشود. او بدون افشای ارتباطش با قلب پدرو، عاشق والریا شده و مخفیانه برای نجات محله فقیرنشین آنها، ال پروگرسو، از تخریب توسط شرکت ساختمانی خود و فشارهای شهردار مورِتی (پتو مناهم) تلاش میکند. وقتی حقیقت فاش میشود، والریا احساس خیانت میکند، اما در نهایت، خوان با کمک خواهرش (گلوریا کارا) محله را بازسازی کرده و رابطهاش با والریا بهبود مییابد. فیلم با تصاویر زیبای بوئنوس آیرس، موسیقی تأثیرگذار، و تمهای عشق، رستگاری و نابرابری اجتماعی، اثری احساسی است، اما داستان قابلپیشبینی و پایان ساده آن مورد انتقاد قرار گرفته است. این فیلم در ۳۰ مه ۲۰۲۵ در نتفلیکس منتشر شد.
خلاصه داستان: فیلم «عهد: بازخوانی تمثیلها» یک درام مسیحی به کارگردانی و نویسندگی پل سیرستاد است که داستان لوک (جوش بکمن)، همراه سفر پل، را در یک دنیای مدرن و دیستوپیایی روایت میکند. لوک که از نگهبانان معبد (Temple Guard) پنهان شده، در حال تحقیق برای گزارش خود درباره عیسی است. او با شاگردان اولیه مانند مریم مجدلیه (پالت پی. ویلیامز) و جیمز عادل (بن ترنر) ملاقات میکند و پنج تمثیل عیسی، از جمله تمثیل بذرها، گنج پنهان و سامری نیکو را بهصورت بازسازیشده در قالب مدرن میشنود. بهعنوان مثال، تمثیل سامری نیکو به داستان یک مرد سیاهپوست که به یک نئونازی کمک میکند، تبدیل شده است. فیلم با صحنههایی مانند تعقیب و گریز توسط نگهبانان، بازسازیهای خلاقانه تمثیلها در محیطی با آسمانخراشها و انبارهای صنعتی، به موضوعات ایمان، آزار و اذیت و قدرت داستانسرایی میپردازد. با این حال، به دلیل لحن بیشازحد احساسی، روایت ناسازگار و فیلمبرداری ضعیف به دلیل بودجه کم (۵۰ هزار دلار)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes). بازسازی تمثیلها، بازیها و خلاقیت با بودجه محدود تحسین شدند، اما داستان پراکنده و شباهت به درسهای کلیسایی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «سوورین» یک تریلر جنایی-درام به کارگردانی کریستین سوگال است که با الهام از تیراندازیهای پلیس ممفیس غربی در سال ۲۰۱۰ ساخته شده است. داستان درباره جری کین (نیک آفرمن)، یک پدر تنها و بیکار، و پسر نوجوانش جو (جیکوب ترمبلی) است که به جنبش شهروند سوورین، گروهی افراطی و ضددولت، باور دارند. جری که قوانین را توهمی میداند، با سمینارهای خودخوانده درباره حقوق مالکیت و اجتناب از مالیات، جو را با ایدئولوژی خود پرورش میدهد. آنها در سفرهایشان در غرب میانه آمریکا، با رئیس پلیس محلی، جان بوچارت (دنیس کواید)، درگیر میشوند. داستان با صحنههایی مانند رویارویی پرتنش در بازرسی ترافیکی، سمینارهای جری در متلهای ارزان، و تلاش جو برای تجربه زندگی عادی مانند عاشق شدن، به موضوعات افراطگرایی، رابطه پدر و پسر، و پیامدهای باورهای خطرناک میپردازد. تنشها زمانی بالا میگیرد که یک درگیری مسلحانه منجر به تعقیب و گریز گسترده و پایانی غمانگیز میشود. با این حال، به دلیل ریتم کند، فیلمنامه آشوبناک، و عدم کاوش عمیق در زمینه جنبش سوورین، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۴/۱۰ در IMDb و ۹۳٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای آفرمن و ترمبلی، فضای تلخ، و کارگردانی متمرکز تحسین شدند، اما داستان پراکنده و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «جاط» یک اکشن-تریلر هندی به کارگردانی گوپیچاند مالیننی است که داستان بالدو پراتاپ سینگ (سانی دئول)، سربازی از هنگ جاط، را روایت میکند که بهطور اتفاقی با رانتونگا (راندیپ هودا)، یک رئیس جنایتکار بیرحم، درگیر میشود. داستان از یک رویارویی ساده آغاز میشود، زمانی که یکی از افراد رانتونگا به غذای بالدو (ایدلی) توهین میکند و او خواستار عذرخواهی میشود ("Sorry bol"). این درگیری کوچک به جنگی تمامعیار در روستاهای ساحلی تبدیل میشود، جایی که رانتونگا، یک عامل سابق LTTE که پس از جنگ داخلی سریلانکا در ۲۰۰۹ با طلای دزدیدهشده امپراتوری جنایی خود را ساخته، روستاییان را تحت سلطه دارد. بالدو، با کمک بازرس ویجایا لاکشمی (سایامی خیر) و ساتیامورتی (جگاپاتی بابو)، به مبارزه با ظلم رانتونگا و برادرش سومولو (وینیت کومار سینگ) میپردازد. داستان با صحنههایی مانند مبارزههای انفجاری، دیالوگهای پرشور مانند «دهای کیلو کا هات»، و نبرد نهایی که در آن بالدو رانتونگا را به دار میآویزد، به موضوعات عدالت، میهنپرستی و مبارزه خیر علیه شر میپردازد. با این حال، به دلیل نیمه دوم ضعیف، پیچشهای غیرمنطقی، و تمرکز بیشازحد روی اکشن، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۰/۱۰ در IMDb و ۴۵٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای دئول و هودا، موسیقی پسزمینه تامان اس، و سکانسهای اکشن تحسین شدند، اما داستان کلیشهای و پایانبندی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مرزهای عشق» یک درام اروتیک چکی-لهستانی به کارگردانی توماش وینسکی است که داستان هانا (هانا واگنرووا) و پتر (ماتیاش رزنیچک)، زوجی که پس از سالها زندگی مشترک، با یکنواختی رابطهشان روبهرو شدهاند را روایت میکند. هانا برای احیای رابطه، فانتزیهای جنسی خود را با پتر به اشتراک میگذارد، و این گفتوگوی ساده به آزمایشی غیرمنتظره با روابط غیرتکهمسری منجر میشود. آنها با شرکای جدید مانند واندا (الیسکا کرنکووا) و ویت (مارتین هافمن) وارد روابط جنسی میشوند، اما هانا بهتدریج قوانین توافقشده را زیر پا میگذارد و مرزهای رابطه را بیش از حد گسترش میدهد. فیلم با صحنههایی مانند فیلمبرداریهای موبایلی صمیمی توسط شخصیتها، لحظات پرتنش حسادت، و فلشبکهای احساسی، به موضوعات صداقت، حسادت، و محدودیتهای آزادی در عشق میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، تمرکز بیشازحد روی فیلمبرداری نزدیک با موبایل، و پایانبندی غمانگیز، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۵/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای واگنرووا و رزنیچک، فضای واقعی رابطه، و کاوش جسورانه تابوهای روابط تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و لحن سنگین نقد شدند.
خلاصه داستان: در حالی که خانواده هوشمند با رویاهای بیش از حد خود می جنگند ، آنها متوجه می شوند که تلاش برای یافتن صدای شما و جایگاه شما در جهان می تواند اتفاق بیفتد ، مهم نیست که در چه مرحله ای از زندگی قرار بگیرید.
خلاصه داستان: فیلم «پس از همیشه شاد» یک درام عاشقانه به کارگردانی کستیل لاندون و چهارمین قسمت از مجموعه فیلمهای «افتر» بر اساس رمانهای آنا تاد است. داستان ادامه رابطه پرتنش تسا یانگ (جوزفین لنگفورد) و هاردین اسکات (هیرو فینس-تیفین) را دنبال میکند که پس از اتفاقات فیلم قبلی در لندن و نیویورک رخ میدهد. تسا و هاردین با افشای رازهای خانوادگی و گذشتهای آشوبناک روبهرو میشوند: هاردین متوجه میشود کریستین (راب استس)، نامزد مادرش، ممکن است پدر واقعی او باشد، در حالی که تسا با مشکلات خانوادگی و بیماری پدرش، ریچارد (اتانا دیلون)، دستوپنجه نرم میکند. رابطه آنها با حسادت، جداییها و تصمیمات احساسی مانند نقلمکان تسا به نیویورک و تلاش هاردین برای بازسازی زندگیاش آزمایش میشود. داستان با صحنههایی مانند درگیریهای عاشقانه، مونتاژهای احساسی در باران، و لحظات عروسی و مرگ، به موضوعات عشق، بخشش و رشد شخصی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان تکراری، دیالوگهای کلیشهای، و فقدان عمق در شخصیتهای فرعی مانند ونس (استفن مویر)، نقدهای منفی دریافت کرد (امتیاز ۴.۶/۱۰ در IMDb و ۱۶٪ در Rotten Tomatoes). شیمی بین لنگفورد و فینس-تیفین و موسیقی متن تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف، ریتم کند، و پایانبندی باز نقد شدند.