خلاصه داستان: فیلم «ام - ماموریت امید» یک درام ماجراجویی-علمیتخیلی است که در جهانی پساآخرالزمانی رخ میدهد، جایی که یک ویروس مرگبار بشریت را به موجوداتی خونخوار تبدیل کرده است. داستان درباره مارکو، پسری هشتساله است که با پدر منزوی و سختگیرش در کلبهای دورافتاده در جنگل زندگی میکند و جز از طریق کتاب مصور محبوبش، چیزی از دنیای پیش از فاجعه نمیداند. زندگی مارکو با ملاقات میکا، پسری همسن با سندرم داون، و مادرش آنا تغییر میکند. دوستی این دو کودک به مارکو شادی و امید میبخشد، اما یک حادثه ناگوار آنها را مجبور میکند تا جنگل امن را ترک کرده و به شهرهای ویرانشده پر از خطر، از جمله زامبیها، سفر کنند. داستان با صحنههایی مانند گشتوگذار در ایستگاه قطار متروکه و رویارویی با موجودات آلوده، به موضوعات دوستی، بقا و امید در برابر ناامیدی میپردازد. با این حال، به دلیل افت ریتم در یکسوم پایانی، داستان کلیشهای و کمبود صحنههای پرتنش، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی کودکان، فضای بصری جنگل و شهرهای متروک، و موسیقی متن آرام تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و پایانبندی مبهم نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «پادشاه کوتا» یک اکشن-جنایی-درام است که در شهر خیالی و جنایتزده کوتا رخ میدهد. داستان حول محور کنان بهای، گانگستری قدرتمند که بر شهر حاکم است، و نقشههای بازرس شَهول برای بازگرداندن راجو، گانگستر سابق ملقب به «پادشاه»، میچرخد تا با کنان مقابله کرده و انتقام بگیرد. راجو که زمانی دوست صمیمی کنان بود، به دلیل اختلاف بر سر تجارت مواد مخدر از او جدا شده و حالا باید با گذشتهاش روبهرو شود. داستان با فلشبکهایی به جوانی راجو و کنان، صحنههای اکشن مانند مبارزات خونین و بازیهای فوتبال محلی، و رابطه عاشقانه راجو با تارا، به موضوعات رقابت، خیانت، انتقام و رستگاری میپردازد. فیلم با صحنهای پرتنش در زمین فوتبال به اوج میرسد، جایی که راجو و کنان پس از سالها دوباره ملاقات میکنند. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، فیلمنامه ضعیف، دیالوگهای غیرطبیعی و ریتم کند در نیمه دوم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. موسیقی متن، تصاویر بصری با رنگهای قهوهای و زرد، و بازیهای اصلی تحسین شدند، اما روایت پراکنده و فقدان عمق عاطفی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «جوی» یک درام بیوگرافی-کمدی است که داستان جوی مانگانو، زنی خلاق و مصمم را روایت میکند که در لانگ آیلند نیویورک با مادرش، مادربزرگش، پدر مطلقهاش و دو فرزندش زندگی میکند. جوی که از کودکی ایدههای نوآورانهای مانند اختراعات ساده داشته، با مشکلات مالی و خانوادگی دستوپنجه نرم میکند. او پس از ناامیدی از شغلهای کمدرآمد و زندگی آشوبناک خانوادگی، یک زمینشوی معجزهآسا (Miracle Mop) اختراع میکند که زندگیاش را تغییر میدهد. جوی با کمک سرمایهگذاری از دوست خانوادگی و مذاکره با شبکه خرید خانگی QVC، محصولش را به بازار معرفی میکند، اما با چالشهایی مانند خیانت شریک تجاری، مشکلات تولید و رقابتهای تجاری مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند ارائه جوی در QVC و رویارویی با پدرش در بالتیمور، به موضوعات پشتکار، استقلال زنان و موفقیت در برابر موانع میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پراکنده، لحن ناهماهنگ بین کمدی و درام، و شخصیتپردازی ضعیف نقشهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی اصلی، طراحی صحنه دهه ۹۰ و پیام الهامبخش تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و پایانبندی عجولانه نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «هیچکجا» یک تریلر بقا است که داستان میا، زنی باردار را دنبال میکند که به همراه همسرش نیکو از اسپانیای تحت حاکمیت یک رژیم توتالیتر که در پی کمبود منابع، کودکان، سالمندان و زنان باردار را هدف قرار داده، فرار میکند. آنها که پیشتر دختر اولشان، اوما، را به دست نیروهای نظامی از دست دادهاند، در کانتینری دریایی مخفی میشوند تا به ایرلند برسند. پس از جدایی اجباری در حین فرار، میا به تنهایی در کانتینر گرفتار میشود که پس از طوفانی شدید به دریا پرتاب شده و در اقیانوس سرگردان میماند. میا که در این فضای تنگ و پر از خطر زایمان میکند، با چالشهایی مانند گرسنگی، کمآبی، و زخمهای جسمانی روبهرو میشود و با استفاده از ابزارهای محدودی مانند دریل و ظروف پلاستیکی، برای بقای خود و نوزادش مبارزه میکند. فیلم با صحنههایی مانند خودجراحی و تلاش برای تماس با نیکو از طریق تلفن همراه آسیبدیده، به موضوعات مادرانگی، استقامت و امید در برابر ناامیدی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان تکراری، برخی اتفاقات غیرمنطقی مانند دوام طولانی تلفن در رطوبت، و ریتم کند در بخشهای میانی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی میا، فضای claustrophobic کانتینر، و شدت عاطفی تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «ماهی قرمز» یک درام خانوادگی است که داستان آنامیکا، دختری از ازدواجی با فرهنگهای متفاوت را روایت میکند که به خانه کودکیاش بازمیگردد تا از مادرش سادانا، که به تازگی دچار زوال عقل شده، مراقبت کند. آنامیکا که سالهاست با مادرش رابطهای سرد و پرتنش داشته، با محلهای مواجه میشود که به سختی به خاطر میآورد و مادری که گاهی او را نمیشناسد. سادانا، خواننده سابق موسیقی کلاسیک هندی، با خاطرات محو و گذشتهای پر از زخمهای عاطفی دستوپنجه نرم میکند. با کمک همسایگان مهربان، از جمله لاکشمی، آنامیکا تلاش میکند تا با گذشتهاش آشتی کند و با احساس گناه و مسئولیت نسبت به مادرش کنار بیاید، در حالی که سادانا گاهی از گذشتهاش با حسرت و گاهی با شادی یاد میکند. فیلم با صحنههای احساسی مانند کمک همسایگان در حمام و موسیقی کلاسیک هندی، به موضوعات حافظه، بخشش، هویت و پیوندهای خانوادگی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فیلمنامهای با جزییات کم و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، فضای نوستالژیک و موسیقی متن تحسین شدند، اما داستان تکراری و ویرایش ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دوم ۳» یک اکشن-جنایی-هیجانی است که داستان ساحر، یک شعبدهباز و دزد ماهر را دنبال میکند که با مهارتهای تردستی و برنامهریزی دقیق، از بانکهای شیکاگو سرقت میکند تا انتقام مرگ پدرش را بگیرد، که به دلیل فشارهای مالی بانک وسترن به خودکشی واداشته شده بود. جَی دیکسیت، پلیس سرسخت هندی، به همراه دستیارش علی برای دستگیری ساحر به شیکاگو فرستاده میشوند. ساحر که در سیرک بزرگ شیکاگو کار میکند، با آلیا، رقاصی بااستعداد، همکاری میکند و رابطهای عاطفی بین آنها شکل میگیرد. جَی با افسر پلیس شیکاگو، ویکتوریا، همکاری میکند تا تلهای برای ساحر بگذارد، اما نقشههای ساحر با استفاده از موتورسیکلت و تردستی، آنها را ناکام میگذارد. داستان با تعقیبوگریزهای پرهیجان مانند فرار روی پل، پیچشهای داستانی مانند هویت دوگانه ساحر، و صحنههای احساسی از گذشته او، به موضوعات انتقام، عشق و وفاداری میپردازد. فیلم با صحنهای در سد شیکاگو به اوج میرسد که ساحر با انتخابی دراماتیک مواجه میشود. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، ریتم کند در نیمه اول، و تمرکز بیشازحد روی جلوههای بصری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن خلاقانه، موسیقی متن مانند «Malang» و «Kamli»، و اجراهای اصلی تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «لانه دزدان» یک اکشن-جنایی است که داستان نیک اوبراین، کارآگاه خشن اداره کلانتری لسآنجلس، را دنبال میکند که با گروهی از سارقان حرفهای بانک به رهبری ری مریمن، یک مجرم باهوش و بیرحم، درگیر میشود. مریمن و تیمش، از جمله دانی والش و لوی انسون، نقشهای پیچیده برای سرقت از بانک ذخیره فدرال لسآنجلس دارند، جایی که میلیاردها دلار پول خارج از گردش نگهداری میشود. نیک، که زندگی شخصیاش به دلیل اعتیاد به الکل و جدایی از همسرش دبی متزلزل است، با تیمش، از جمله تونی و مورالس، تلاش میکند تا این سرقت غیرممکن را متوقف کند. داستان با تعقیبوگریزهای پرتنش، تیراندازیهای خیابانی، و پیچشهای داستانی مانند خیانت دانی به گروه، به موضوعات وفاداری، قانون و جرم، و تقابل ارادهها میپردازد. فیلم با صحنهای در ترافیک لسآنجلس و الهام از «مخمصه» به اوج میرسد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به فیلمهای جنایی دهه ۹۰، شخصیتپردازی سطحی زنان، و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، صحنههای اکشن، و فضای خشن لسآنجلس تحسین شدند، اما داستان کلیشهای و ریتم گاه کند نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دوم» یک اکشن-جنایی-هیجانی است که داستان کبیر، یک سارق حرفهای و رهبر گروهی از موتورسواران ماهر را دنبال میکند که با سرقتهای جسورانه بانکها و جواهرفروشیهای بمبئی، پلیس را به چالش میکشند. جَی دیکسیت، یک افسر پلیس باهوش و سرسخت، مأمور میشود تا این گروه را دستگیر کند. او با علی، یک مکانیک موتورسیکلت و تبهکار خردهپا که به دلیل مهارتش در رانندگی استخدام میشود، همکاری میکند. کبیر که نقشههایش با دقت و سرعت اجرا میشود، با استفاده از موتورسیکلتهای پرقدرت، بارها از دست جَی و تیمش فرار میکند. داستان با تعقیبوگریزهای پرهیجان مانند صحنههای موتورسواری در خیابانهای شلوغ بمبئی، طنز ناشی از شخصیت غیرمتعارف علی، و پیچشهایی مانند خیانت در گروه کبیر، به موضوعات قانون در برابر جرم، دوستی و رقابت میپردازد. فیلم با رویارویی نهایی جَی و کبیر در بندر به اوج میرسد. با این حال، به دلیل داستان ساده، شخصیتپردازی محدود نقشهای فرعی مانند شیلا، و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن نوآورانه، موسیقی متن پرانرژی مانند «Dhoom Machale»، و شیمی بین شخصیتهای اصلی تحسین شدند، اما فیلمنامه کلیشهای و فقدان عمق در انگیزههای کبیر نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «قهوه یا چای؟» یک کمدی-درام است که داستان سه جوان با شخصیتهای کاملاً متفاوت را روایت میکند. این سه نفر از شهر بزرگ به روستایی هزارساله در یوننان بازمیگردند و در آنجا سفری دیوانهوار و رویایی را آغاز میکنند. یکی از آنها که پس از شکست در کسبوکارش ناامید شده، با یک پیک پرشور که قصد دارد کسبوکار تحویل کالا را در زادگاهش راهاندازی کند، همراه میشود. در روستا، آنها با دوستی قدیمی که قهوهای منحصربهفرد پرورش داده، آشنا میشوند و با ترکیب مهارتهایشان، کسبوکاری جهانی برای فروش قهوه راهاندازی میکنند. فیلم با صحنههای طنز مانند حیوانات عجیب (از جمله خوکی سخنگو)، مناظر سرسبز یوننان، و موسیقی شاد، به موضوعات دوستی، جاهطلبی، و احیای سنتها در برابر مدرنیته میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، استفاده بیشازحد از جلوههای CGI ضعیف، و سادهسازی مشکلات کسبوکار، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۶.۰/۱۰ در IMDb، ۸۰٪ در راتن تومیتوز). فضای پرنشاط، پویایی بازیگران، و پیامهای احساسی درباره خانواده و ریشهها تحسین شدند، اما داستان سطحی و طنز گاه کلیشهای نقد شدند.
خلاصه داستان: سریال «دکستر: رستاخیز» یک درام جنایی است که دنبالهای بر «دکستر: خون تازه» و سریال اصلی «دکستر» محسوب میشود . داستان چند هفته پس از «خون تازه» رخ میدهد، جایی که دکستر مورگان (مایکل سی. هال)، پس از اصابت گلوله توسط پسرش هریسون (جک آلکات) و زنده ماندن به لطف سرمای شدید، از کما بیدار میشود. او که متوجه رنجی که به هریسون وارد کرده، به نیویورک سیتی میرود تا او را پیدا کند و اوضاع را درست کند. اما کاپیتان آنخل باتیستا (دیوید زایاس) از پلیس متروی میامی با سؤالاتی درباره گذشته دکستر وارد داستان میشود. دکستر که بهعنوان راننده rideshare فعالیت میکند، با لئون پراتر (پیتر دینکلیج)، میلیاردری که مجموعهای از قاتلان زنجیرهای مانند لاوِل (نیل پاتریک هریس) و میا (کریستن ریتر) را گردآوری کرده، آشنا میشود. سریال با حضور شخصیتهایی مانند هری مورگان (جیمز رمار) و بازگشت کوتاه آرتور میچل (جان لیتگو) و میگل پرادو (جیمی اسمیتس)، به موضوعات تاریکی درونی، رستگاری و رابطه پدر و پسر میپردازد