خلاصه داستان: یک فیلم فانتزی-درام محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردان اسکات هیکس با بازی کرن گیلان، ادیسون تیملین و جرمی آیرونز. داستان دربارهٔ لوک پریس است که در یک مدرسه شبانهروزی به نام سوانگلیف تحصیل میکند. لوک که پسری یاغی و سرکش است، با شخصیتی مرموز به نام پاولین آشنا میشود. پاولین ادعا میکند که یک فرشته سقوطکرده است و لوک را متقاعد میکند که او نیز یکی از فرشتگان سقوطکرده است. این آشنایی لوک را در مسیری پر از راز و رمز، وسوسه و کشمکش بین نیروهای خیر و شر قرار میدهد و هویت واقعی پاولین و انگیزههایش به تدریج آشکار میشود.
خلاصه داستان: یک کارآگاه کهنهکار و سرخورده به نام «زِیک بَنکس» (با بازی کریس راک)، که به دلیل گذشتهی پرفرازونشیبش با همکارانش در ادارهٔ پلیس مشکل دارد، ناگزیر میشود در یک ایستگاه پلیس متروکه و دورافتاده، با یک قاتل روانپریش که ادعا میکند از الگوی «جیگساو» پیروی میکند، روبرو شود. این قاتل، که هویت خود را پنهان کرده، بازی مرگبار و خونینی را به راه میاندازد و زیک را در یک مارپیچ مرگبار از رازها و دروغها گرفتار میکند. او برای نجات جان خود و افشای حقیقت پشت این جنایات، باید با گذشتهٔ تاریک خود و فساد عمیقی که در قلب سیستم پلیس وجود دارد، روبهرو شود. این فیلم که در سال ۲۰۲۱ و به کارگردانی دارن لین بوسمن ساخته شده، نهمین قسمت از فرنچایز محبوب «اره» (Saw) است و با حضور بازیگرانی چون ساموئل ال. جکسون و مکس مینگلا، داستانی پرتنش و پر از پیچوتاب را روایت میکند که در آن هیچکس ایمن نیست.
خلاصه داستان: فیلم «ساقدوش مرد» محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی پل ویلند و با بازی پاتریک دمپسی و میشل موناهن، داستان مردی به نام تام (دمپسی) را روایت میکند که پس از سالها دوستی صمیمانه با هانا (موناهن)، تازه متوجه احساسات عمیق خود نسبت به او میشود. زمانی که هانا برای کاری به اسکاتلند میرود، تام همچنان به روال عادی زندگی خود ادامه میدهد، اما با بازگشت ناگهانی هانا و اعلام نامزدی او با یک مرد اسکاتلندی ثروتمند به نام کالین، زندگی تام به کلی دگرگون میشود. در اقدامی غیرمنتظره، هانا از تام میخواهد که ساقدوش او در مراسم عروسی باشد و تام نیز این پیشنهاد را میپذیرد، اما تنها با یک هدف مخفی: تلاش برای متقاعد کردن هانا برای ترک نامزدش و بازگشت به آغوش او. تام در طول برنامهریزی برای مراسم عروسی، با موانع فرهنگی و شخصیتی بسیاری روبرو میشود و در این میان به این واقعیت پی میبرد که عشق واقعی گاهی نیازمند فداکاری و پذیرش خواستههای قلب است.
خلاصه داستان: یک زوج عاشق در آستانه ازدواج، ناگهان با سقوط شهابسنگی عظیم به زمین، زندگیشان دگرگون میشود. در این میان، یک ستارهشناس مشتاق به نام «لوئیس» که توسط «جوشوا جکسون» به تصویر کشیده شده، به همراه نامزدش «کیت» (با بازی «شانا کالینز») درگیر ماجرایی عجیب و عاشقانه میشوند. کارگردان «ریچارد گری» در این فیلم رمانتیک و فانتزی محصول سال ۲۰۲۴، داستانی را روایت میکند که در آن شهابسنگها نه تنها تهدیدی برای زمین نیستند، بلکه سرنوشت عشق و آرزوهای شخصیتها را به شکلی غیرمنتظره تغییر میدهند و آنها را به سمت کشف رازهایی عمیقتر درباره عشق و تقدیر سوق میدهند.
خلاصه داستان: کلر میلادو، استاد ادبیات ۵۰ ساله و مطلقه، برای جلب توجه عشق سابقش، در شبکههای اجتماعی با هویت جعلی «کلارا»، زن جوان ۲۴ ساله، با الکسیس، دوست صمیمی او، ارتباط برقرار میکند. این دروغ پیچیده به سرعت از کنترل خارج شده و زندگی همه را تحت تأثیر قرار میدهد. کلر که در باتلاق هویت ساختگی خود غرق شده، مرزهای واقعیت و فانتزی را از دست میدهد و در نهایت با عواقب ویرانگر این فریب روبرو میشود. این فیلم روانشناختی درام، به کارگردانی سافی نبوت و با بازی ژولیت بینوش، فرانسوا سیویل و نیکولا دووشو، در سال ۲۰۱۹ ساخته شده است.
خلاصه داستان: مردی به نام «ماتئو» که صاحب یک مهمانسرا در یک شهر کوچک است، به صورت وسواسگونهای عادت به استراق سمع و نگاهکردن به زندگی خصوصی مهمانانش پیدا میکند. او از طریق سوراخهای دیوار و سیستمهای مخفی، حریم خصوصی آنها را نقض میکند و به تدریج در دام این رفتار بیمارگونه غرق میشود. اما زمانی که شاهد یک رویداد مشکوک و خطرناک میشود، مرز بین نگاهکردن و درگیرشدن برای او محو میشود و زندگیاش به شکلی غیرقابل بازگشت تغییر میکند. این فیلم با کارگردانی برادران تاویانی و بازی ماسیمو جیروتی، فرانچسکا د آلبا و آنا بونایوتو، داستانی روانشناختی و پرتعلیق را روایت میکند که مخاطب را با پرسشهایی درباره حریم خصوصی، گناه و پیامدهای نگاههای پنهانی مواجه میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «سیبرگ» (Seberg) محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی بندیکت اندروز، با بازی کریستن استوارت در نقش جین سیبرگ، بازیگر مشهور هالیوود، داستانی جاسوسی و سیاسی را روایت میکند. این فیلم بر زندگی سیبرگ در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی تمرکز دارد، زمانی که او به دلیل حمایت مالی از حزب پلنگان سیاه، مورد توجه افبیآی قرار میگیرد. جک اوکانل، آنتونی مکی و ونسا ردیگراو از دیگر بازیگران اصلی این فیلم هستند. داستان حول محور عملیات مخفی افبیآی برای نابودی شهرت و زندگی سیبرگ میچرخد و نشان میدهد که چگونه این سازمان با شنود، جاسوسی و انتشار اطلاعات دروغین، زندگی شخصی و حرفهای او را به نابودی میکشاند. فیلم به بررسی هزینههای فعالیتهای سیاسی و تعقیب بیامان یک بازیگر توسط نهادهای امنیتی میپردازد و فضای پرتنش و پارانویای دوران خود را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: جان متیوز، پدری مصمم که پسر نوجوانش به اتهام توزیع مواد مخدر به حبسی طولانی محکوم شده، حاضر است هر کاری برای نجات او انجام دهد. در این مسیر، او با یکی از خطرناکترین قاچاقچیان مواد مخدر در شهر همکاری میکند و با ورود به دنیای زیرزمینی جنایت، به عنوان مخبر پلیس فعالیت خود را آغاز میکند تا شواهدی علیه باندهای مواد مخدر جمعآوری کند. این فیلم اکشن-درام محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی ریک رومن وو و با بازی دراماتیک دواین جانسون (The Rock) در نقش پدری که برای آزادی پسرش همه چیز را به خطر میاندازد، داستانی پرتنش و انسانی را روایت میکند که بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده است.
خلاصه داستان: این سریال کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردان مایکل جاکوبز، دنبالهی مستقیم سریال محبوب «پسران meets world» است. داستان حول محور زندگی ریلی متیوز، دختر کوری و تاپانگا، میچرخد که اکنون در نیویورک زندگی میکند. ریلی به همراه دوست صمیمی اش مایا هارت، درگیر چالشهای نوجوانی، مدرسه و روابط خانوادگی میشود. کوری اکنون معلم تاریخ است و تلاش میکند تا همان درسهای ارزشمندی را که در کودکی آموخته، به دخترش و دوستانش بیاموزد. بازیگرانی همچون روآن بلانشار، سابرینا کارپنتر، بن ساویج و دنیل فیشمن در این سریال به ایفای نقش پرداختهاند و داستان به شکلی دلنشین، نسل جدید را با ارزشهای نسل گذشته پیوند میزند.
خلاصه داستان: لی دیویس، یک مادر رواندرمانگر بیوه، با دختر نوجوانش آنا که در آستانه ازدواج مجدد با آقای معلمش است، دچار مشکل ارتباطی است. آنا که در گروه موسیقی راک خود نوازنده گیتار است، به دلیل مخالفت مادرش با اجرای گروه در شب عروسی، با او دچار اختلاف میشود. این تنشها زمانی به اوج میرسد که در یک رستوران چینی، با خوردن بیسکویتی جادویی، روحشان با هم عوض میشود. حالا لی باید در بدن دخترش به مدرسه برود و با چالشهای نوجوانی روبرو شود، در حالی که آنا نیز در بدن مادرش باید مراسم عروسی را مدیریت کند و با مسئولیتهای بزرگسالی دست و پنجه نرم کند. این تجربه عجیب و طنزآمیز به آنها کمک میکند تا با درک احساسات و مشکلات یکدیگر، رابطه عمیقتری پیدا کنند.