خلاصه داستان: فیلم «لیگ ابر-حیوانات دیسی» یک انیمیشن کمدی-اکشن به کارگردانی جرد استرن و سم لوین است که داستان کریپتو (با صداپیشگی دواین جانسون)، سگ وفادار سوپرمن، را روایت میکند که قدرتهایی مانند پرواز و دید اشعهای دارد. وقتی اعضای لیگ عدالت، از جمله سوپرمن (جان کرازینسکی)، توسط لولو (کیت مککینون)، خوکچه هندی شرور که با کریپتونایت ارتقا یافته، اسیر میشوند، کریپتو تیمی از حیوانات خانگی با تواناییهای جدید را جمع میکند: پاتبلی (کوین هارت)، خوک شکمو با قدرت بزرگ شدن؛ پیبی (ونسا بایر)، لاکپشت عاشق با سرعت فوقالعاده؛ مرتون (ناتاشا لیون)، لاکپشت عینکی با دید لیزری؛ و آس (مارک مارون)، سنجاب بدبین با نیروی تلهکینزی. آنها باید با کمک بتمن (کیانو ریوز)، واندر وومن (جامیلا جمیل) و دیگران، لولو را که نقشه تسخیر جهان با ارتش خوکچههای هندیاش را دارد، متوقف کنند. داستان با صحنههایی مانند نجات کریپتو از سوپرمن در متروپلیس، شوخیهای پاتبلی درباره غذا، و نبرد نهایی در آسمان، به موضوعات دوستی، کار تیمی و شجاعت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان فرمولیک، طنز گاهی کودکانه و فقدان عمق برای بزرگسالان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۱/۱۰ در IMDb و ۷۲٪ در Rotten Tomatoes). صداپیشگی جانسون و هارت، انیمیشن رنگارنگ و ارجاعات دیسی تحسین شدند، اما فیلمنامه قابلپیشبینی و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کاترین به نام بردی» یک کمدی-درام تاریخی به کارگردانی لینا دانهام و بر اساس رمان کودکان کارن کوشمن (۱۹۹۴) است که در انگلستان قرون وسطی (۱۲۹۰) رخ میدهد. داستان درباره کاترین، ملقب به بردی (بلا رمزی)، دختر ۱۴ سالهای است که در خانوادهای اشرافی اما فقیر زندگی میکند. پدرش، لرد رولو (اندرو اسکات)، برای نجات وضعیت مالی خانواده قصد دارد او را به ازدواج اجباری با خواستگارانی مانند شاگی برد (پل کی)، مردی ثروتمند اما نفرتانگیز، وادار کند. بردی، که روحیهای سرکش و طنزآمیز دارد، با ترفندهایی مانند پنهان شدن در طویله یا فریب دادن خواستگاران، از ازدواج فرار میکند. او با کمک دوستش آلیس (آیسیس هینزورث)، عمویش جرج (جو پری)، و مادرش لیدی آیلین (بیلی پایپر)، در برابر انتظارات جامعه مقاومت میکند. داستان با صحنههایی مانند شوخیهای بردی برای فراری دادن خواستگاران، روزنگارهای طنزآمیز او، و لحظهای احساسی که به پذیرش نقش خود میرسد، به موضوعات فمینیسم، بلوغ و استقلال میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ، طنز بیشازحد مدرن و پایانبندی سادهانگارانه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی رمزی، طراحی صحنه قرون وسطایی و موسیقی متن کارتر بورول تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و انحراف از رمان اصلی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» یک ماجراجویی فانتزی زنده به کارگردانی دین دبلویز است که بازسازی فیلم انیمیشنی سال ۲۰۱۰ و بر اساس رمان کرسیدا کاول ساخته شده است. داستان در جزیره ناهموار برک رخ میدهد، جایی که وایکینگها و اژدهاها نسلهاست دشمن یکدیگرند. هیکاپ (میسون تامز)، پسر مخترع اما نادیدهگرفتهشده رئیس قبیله، استویک (جرارد باتلر)، با دوستی غیرمنتظره با اژدهایی به نام توثلس (بیدندان)، یک نایت فیوری ترسناک، سنتهای قبیله را به چالش میکشد. هیکاپ که در ابتدا در آموزش کشتن اژدها ناکام است، با کمک توثلس یاد میگیرد که اژدهاها موجودات دوستداشتنی هستند. او با همراهی آسترید (نیکو پارکر)، دختری جسور، و گابر (نیک فراست)، آهنگر عجیب قبیله، با تهدید باستانی به نام رد دث (مرگ سرخ) مواجه میشود که هم وایکینگها و هم اژدهاها را به خطر میاندازد. داستان با صحنههایی مانند پروازهای هیجانانگیز هیکاپ و توثلس، آموزش اژدهاها در میدان مبارزه، و نبرد نهایی حماسی، به موضوعات دوستی، شجاعت و صلح میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به نسخه انیمیشنی، برخی تغییرات جزئی مانند نقش پررنگتر گثی (روستایی سالخورده) و لحن جدیتر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۸.۰/۱۰ در IMDb و ۷۱٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای تامز و باتلر، جلوههای ویژه اژدهاها و موسیقی جان پاول تحسین شدند، اما فقدان نوآوری و برخی طنزهای نامناسب در قالب زنده نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «یک افسانه در نهایت» یک موزیکال فانتزی-خانوادگی به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی اریک پیتر کارلسون است که از آثار جیم هنسون و دیزنی الهام گرفته شده است. داستان درباره اسکای (امیلی شنات)، یک دانشآموز دبیرستانی منزوی است که پس از مرگ پدرش با غم و اندوه دستوپنجه نرم میکند و در مدرسه با همسالانش سازگار نیست. او هنگام تماشای یک نمایش عروسکی در مدرسه، بهطور جادویی به پادشاهی خیالی سلستیا منتقل میشود، جایی که بهعنوان پرنسس ژنو شناخته میشود. اسکای باید برای نجات پدرش، پادشاه (گابریل بورافاتو)، از دست جادوگر شرور، مادام میزِرابل (بریجت ویندر)، و دستیاران طنزش سفری پرماجرا را آغاز کند. او با شخصیتهایی مانند کورنلیس (تیموتی ان. کوپاچ)، عروسکهای حیوانی شبیه خرس عروسکی، و موجودات عجیب مواجه میشود. فیلم با استفاده از انیمیشن، عروسکگردانی، و تغییر به فیلمبرداری سیاهوسفید، به موضوعات سوگ، خودشناسی و قدرت تخیل میپردازد. با این حال، به دلیل داستان آشوبناک، دیالوگهای بیشازحد توضیحی، آهنگهای ضعیف، و جلوههای ویژه غیرحرفهای، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۳.۲/۱۰ در IMDb و ۹۲٪ Popcornmeter در Rotten Tomatoes). بازی ویندر، عروسکها، و پیام عاطفی درباره پذیرش فقدان تحسین شدند، اما کارگردانی آماتور، بازیهای ضعیف، و داستان غیرمنسجم نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «ایوان بیهمتا» یک درام-فانتزی خانوادگی است که بر اساس رمانی از کاترین اپلگیت ساخته شده و داستان ایوان، گوریلی نقرهپشت را دنبال میکند که در قفسی در یک مرکز خرید کوچک به نام بیگ تاپ مال زندگی میکند. ایوان، که از کودکی توسط مک، صاحب سیرک، بزرگ شده، همراه با حیوانات دیگر مانند استلا، فیل سالخورده، باب، سگ ولگرد، و روبی، بچه فیل تازهوارد، در نمایشهای سیرک اجرا میکند. وقتی ایوان با کمک نقاشیهایش و دوستی با روبی و باب، خاطرات گمشدهاش از زندگی در جنگل را به یاد میآورد، تصمیم میگیرد برای نجات روبی از زندگی در قفس مبارزه کند. داستان با صحنههایی مانند نقاشیهای ایوان روی دیوار قفس، فرار حیوانات، و لحظات احساسی مانند خداحافظی استلا، به موضوعات آزادی، دوستی و خودشناسی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، ریتم کند برای مخاطبان جوانتر و برخی جلوههای CGI غیرواقعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صداپیشگی ستارگان، پیامهای زیستمحیطی و طراحی رنگارنگ تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و فقدان عمق در شخصیتهای انسانی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «تابو و پرونده کرگدن» یک ماجراجویی-خانوادگی-معمایی است که در ساوانای اسواتینی در جنوب آفریقا رخ میدهد. داستان حول محور تابو، پسری ۱۱ ساله با بازی لیتلهونولوفاتسو لیتلهاکایان، میچرخد که آرزو دارد کارآگاه خصوصی شود، اما روستای آرامش، هلاتیکولو، فرصتی برای ماجرا ندارد. وقتی یک کرگدن به دلیل شاخ ارزشمندش در پارک سافاری مجاور کشته میشود و عموی تابو، ووسی، به اشتباه متهم میشود، تابو با دوست جدیدش اما از آلمان و گروهی از بچههای روستا، از جمله سیفیسو، لیموناد و پایلوت، وارد عمل میشود. آنها ضمن مراقبت از بچه کرگدن یتیم، سرنخهایی مانند ردپاها و تماسهای مشکوک را دنبال میکنند تا قاتل واقعی را پیدا کنند. داستان با صحنههایی مانند تعقیب در ساوانا، مراقبت از بچه کرگدن، و رویارویی با شکارچیان غیرقانونی، به موضوعات حفاظت از حیوانات، کار تیمی، و مبارزه با فقر و تعصب میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده و برخی دیالوگهای غیرطبیعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes). فضای خیرهکننده آفریقا، پیامهای زیستمحیطی و بازیهای کودکانه تحسین شدند، اما ریتم کند و فقدان پیچیدگی برای بزرگسالان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «باربی» یک کمدی-فانتزی آمریکایی به کارگردانی گرتا گرویگ و نویسندگی مشترک او با نوآ بامباک است که بر اساس عروسکهای باربی شرکت متل ساخته شده. داستان درباره باربی (مارگو رابی)، عروسکی که در سرزمین کامل باربیلند زندگی بینقصی دارد، است تا اینکه افکاری درباره مرگ و اضطراب وجودی او را به هم میریزد. باربی با توصیه باربی عجیب (کیت مککینون) به دنیای واقعی سفر میکند تا منبع این افکار را پیدا کند، و کن (رایان گاسلینگ)، که عاشق اوست، همراهش میشود. در لسآنجلس، آنها با دنیای نابرابر انسانها مواجه میشوند و باربی متوجه میشود که دختر جوانی به نام ساشا (آریانا گرینبلات) و مادرش گلوریا (آمریکا فررا)، کارمند متل، در این افکار نقش دارند. وقتی متل، به رهبری مدیرعامل (ویل فرل)، تلاش میکند باربی را به دنیای عروسکها بازگرداند، او با کمک ساشا، گلوریا و کن، که خود درگیر هویتش شده، علیه ساختارهای مردسالارانه متل و باربیلند میشورد. فیلم با طنز هوشمندانه، رنگهای بصری خیرهکننده و موسیقی پرانرژی، به موضوعات هویت، خودآگاهی و فمینیسم میپردازد، هرچند گاهی از تعدد پیامها و داستانهای فرعی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «آکوامن و پادشاهی گمشده» یک اکشن-فانتزی ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی جیمز وان و دنبالهای بر «آکوامن» (2018) است که بر اساس شخصیت دیسی کامیکس ساخته شده. داستان درباره آرتور کوری (جیسون موموآ)، پادشاه آتلانتیس، است که با همسرش مرا (امبر هرد) و پسر نوزادشان زندگی میکند. وقتی بلک مانتا (یحیی عبدالمتین دوم)، که با نیروی عصای سهشاخه سیاه قدرت گرفته، برای انتقام مرگ پدرش به آتلانتیس حمله میکند، آرتور با برادر زندانیاش اورم (پاتریک ویلسون) متحد میشود. آنها به دنبال آزاد کردن پادشاهی گمشده نکراس، یکی از هفت پادشاهی آتلانتیس، میروند تا عصا را نابود کنند. در این مسیر، با دکتر استفان شین (رندال پارک)، دانشمندی که نکراس را بیدار کرده، و موجودات باستانی مواجه میشوند. آرتور و اورم با کمک آتلانتا (نیکول کیدمن) و نرئوس (دولف لاندگرن)، بلک مانتا را متوقف کرده و صلح را به آتلانتیس بازمیگردانند. فیلم با جلوههای بصری خیرهکننده، اکشنهای زیرآبی و تمهای خانواده، اتحاد و حفاظت از محیط زیست، اثری سرگرمکننده است، هرچند از داستان پیچیده و شخصیتپردازی ضعیف رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «هواپیما» یک اکشن-تریلر است که داستان برودی تورانس، خلبان تجاری و کهنهسرباز نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا را دنبال میکند که پرواز ۱۱۹ شرکت تریلبیلیزر را از سنگاپور به توکیو هدایت میکند. در میان ۱۴ مسافر، لوییس گاسپار، متهم به قتل که تحت نظارت پلیس کانادا در حال انتقال است، حضور دارد. وقتی هواپیما در طوفانی شدید با صاعقه برخورد میکند، برودی مجبور به فرود اضطراری در جزیرهای دورافتاده در فیلیپین میشود که تحت کنترل شبهنظامیان مسلح به رهبری داتو جونمار است. پس از فرود، مسافران و خدمه توسط شورشیان گروگان گرفته میشوند و برودی با کمک لوییس، که گذشتهای در لژیون خارجی فرانسه دارد، برای نجات آنها وارد عمل میشود. داستان با صحنههایی مانند مبارزه تنبهتن در انبار متروکه و تیراندازیهای پرتنش، به موضوعات شجاعت، رستگاری و بقا میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، برخی کلیشهها مانند مسافر شاکی و نادرستیهای فنی مانند خاموش شدن موتورها به دلیل صاعقه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی جرارد باتلر، صحنههای اکشن و ریتم سریع ۱۰۷ دقیقهای تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و فقدان عمق شخصیتها نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «تایمکرفترز: گنج خلیج دزدان دریایی» یک ماجراجویی خانوادگی-فانتزی آمریکایی به کارگردانی ریک اسپالا و نویسندگی جفری باتچر و چیپ فریزر است. داستان درباره جاش (کیسی سیمپسون) و دوستانش، بریجت (مککینلی بلهم)، هج (کانر کین) و چیپ (لوکاس جای)، است که هنگام گشتوگذار در ساحل، نقشه گنجی متعلق به دزد دریایی افسانهای، کاپیتان کید، پیدا میکنند. همان روز، گروهی از دزدان دریایی قرن هجدهمی به رهبری جفری پیستول (اریک بالفور)، که از طریق گردابی جادویی به زمان حال سفر کردهاند، سر از همان ساحل درمیآورند و به دنبال همان نقشه هستند. کاپیتان لینچ (مالکوم مکداول)، دزد دریایی خائنی که پیستول او را فریب داده، نیز در تعقیب آنهاست. جاش و دوستانش، با استفاده از ابزارهای مدرن مثل پهپاد و اپلیکیشنها، با دزدان دریایی وارد رقابتی پرهیجان میشوند. در این میان، ویکتوریا (دنیس ریچاردز)، مادر جاش، که درگیر اجرای یک نمایش تئاتر محلی و کنار آمدن با مرگ همسرش است، و پروفسور رتکلیف (لو تمپل)، دانشمندی با نیتهای مشکوک، داستان را پیچیدهتر میکنند. فیلم با فضای ماجراجویانه، طنز کودکانه و تمهای دوستی و کار تیمی، برای کودکان جذاب است، اما داستان شلوغ، جلوههای ویژه ضعیف و شباهت به «گونیز» از نقاط ضعف آن هستند