خلاصه داستان: فیلم «کمپ آرام: فیلم» یک انیمیشن کمدی-ماجراجویی ژاپنی به کارگردانی یوشیاکی کیوگوکو و بر اساس مانگای «یورو کمپ» اثر آفرو است که توسط استودیو C-Station تولید و توسط شوچیکو توزیع شد. داستان پس از سالها از وقایع سریال انیمه رخ میدهد و درباره نادشیکو کاگامیهارا (یومری هاناموری)، رین شیما (نائو تویاما)، چیاکی اوگاکی (سایوری هارا)، آئوی اینویاما (آکی تویوساکی) و انا سایتو (ریه تاکاهاشی) است که حالا بزرگسال شدهاند و مشاغل و مسئولیتهای خود را دارند. چیاکی، که برای سازمان گردشگری یاماناشی کار میکند، با پیشنهادی برای بازسازی یک زمین متروکه در یاماناشی به سراغ رین، ویراستار مجله در ناگویا، میرود. رین پیشنهاد میدهد این زمین به کمپ تبدیل شود. گروه با تجدید دیدار، با لباسهای کار شروع به چمنزنی، برنامهریزی و ساخت کمپ از صفر میکنند و خاطرات دوران دبیرستان و کلوب فعالیتهای فضای باز را زنده میکنند. داستان با صحنههایی مانند برنامهریزی در ایزاکایا، شوخیهای نوستالژیک درباره کمپینگ، و پایانبندی آرام کنار آتش کمپ، به موضوعات دوستی، نوستالژی و همکاری میپردازد. فیلم بهعنوان اثری مستقل طراحی شده و نیازی به تماشای سریال ندارد. با این حال، به دلیل ریتم کند و تمرکز زیاد بر جزئیات روزمره، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). صداپیشگی، انیمیشن رنگارنگ و موسیقی متن (مانند «Sun Is Coming Up» از آساکا) تحسین شدند، اما داستان ساده و فقدان اوجگیری دراماتیک نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «دکتر استرنج در چندجهانی دیوانگی» یک اکشن-فانتزی ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی سم ریمی و نویسندگی مایکل والدرون است که دومین فیلم از سری دکتر استرنج و بخشی از دنیای سینمایی مارول (MCU) است. داستان درباره دکتر استفن استرنج (بندیکت کامبربچ)، جادوگر اعظم، است که پس از اتفاقات «مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست» با عواقب باز کردن چندجهانی دستوپنجه نرم میکند. او با واندا ماکسیموف/اسکارلت ویچ (الیزابت اولسن)، که به دلیل از دست دادن فرزندانش در «وانداویژن» در جستجوی نسخهای از آنها در چندجهان است، درگیر میشود. استرنج با کمک وانگ (بندیکت وانگ)، جادوگر اعظم کامار-تاج، و آمریكا چاوز (خوچیتل گومز)، دختری با توانایی سفر بین جهانها، به دنبال متوقف کردن وانداست که تحت تأثیر کتاب داركهولد دیوانه شده است. داستان با صحنههایی مانند نبرد با موجودات چندجهانی مانند گارگانتوس، سفر به زمین-۸۳۸ با حضور ایلومیناتی (شامل پروفسور ایکس با بازی پاتریک استوارت و رید ریچاردز با بازی جان کرازینسکی)، و رویارویی با نسخههای دیگر استرنج، به موضوعات فداکاری، خیر و شر، و پذیرش واقعیت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان شلوغ، شخصیتپردازی ناکافی برای چاوز، و جلوههای ویژه بیشازحد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۷۴٪ در Rotten Tomatoes). کارگردانی ریمی، بازیهای کامبربچ و اولسن، موسیقی دنی الفمن، و سبک ترسناک تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و پایانبندی شتابزده نقد شدند. فیلم با بودجه ۲۰۰ میلیون دلار ساخته شد و ۹۵۵.۸ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «در برابر یخ» یک درام تاریخی-ماجراجویی به کارگردانی پیتر فلینت و بر اساس کتاب «دو نفر در برابر یخ» نوشته اینار میکِلسن است که داستان واقعی اکتشاف قطبی دانمارک در سال ۱۹۰۹ را روایت میکند. کاپیتان اینار میکِلسن (نیکولای کاستر-والدو) و ایور ایورسن (جو کول)، یک مهندس موتور بیتجربه، برای اثبات یکپارچگی جزیره گرینلند و رد ادعای آمریکا مبنی بر تقسیم آن به دو بخش، به جزیره شانون در شرق گرینلند سفر میکنند. آنها برای یافتن اسناد گمشده اکتشاف قبلی دانمارک، با سورتمه و سگها عازم سفری خطرناک میشوند. پس از موفقیت در یافتن مدرک (نامهای از ۱۹۰۷ که ثابت میکند کانال پیری وجود ندارد)، بازگشت به کشتی بسیار دشوار میشود. آنها با گرسنگی شدید، خستگی، حمله خرس قطبی (که دو سگ را میکشد و میکِلسن را زخمی میکند)، و یخزدگی مواجه میشوند و پس از ماهها، کشتی خود را خردشده در یخ و کمپ را متروکه مییابند. داستان با صحنههایی مانند کشتن سگهای سورتمه برای غذا، توهم میکِلسن از همسرش ناجا (هیدا رید)، و گفتوگوهای عجیب درباره آدمخواری، به موضوعات بقا، دوستی و اراده انسانی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، دیالوگهای غیرواقعی (مانند اصطلاح مدرن «walk and talk»)، و CGI ضعیف خرسهای قطبی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۵۷٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای کاستر-والدو و کول، فیلمبرداری در لوکیشنهای واقعی ایسلند و گرینلند، و فضای سرد تحسین شدند، اما داستان سطحی و فقدان هیجان نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «اژدهای پدرم» یک انیمیشن فانتزی-ماجراجویی کمدی محصول ۲۰۲۲ به کارگردانی نورا تومی و تولید مشترک نتفلیکس انیمیشن، موکینگبرد پیکچرز و کارتون سالون است که بر اساس رمان کودکان ۱۹۴۸ نوشته روث استایلز گانت ساخته شده. داستان درباره المر الویتور (با صدای جیکوب ترمبلی)، پسری است که به همراه مادرش، دلا (گولشیفته فراهانی)، پس از ورشکستگی مغازه آبنباتفروشیشان در زمان رکود بزرگ، به شهر نِوِرگرین نقلمکان میکنند. المر که با مشکلات مالی و محیط ناآشنا دستوپنجه نرم میکند، پس از فریب خوردن توسط یک گربه سخنگو، به جزیره وحشی فرار میکند تا اژدهایی اسیر به نام بوریس (گاتن ماتاراتزو) را نجات دهد، به امید کسب پول برای مغازه جدید. بوریس، اژدهایی شاد اما ناتوان از پرواز به دلیل بال شکسته و ترس از آب و آتش، با المر همراه میشود تا از طریق لاکپشتی به نام آرتوآ راهی برای نجات جزیره از غرق شدن پیدا کنند. آنها با حیواناتی مانند سایوا، میمونی که در ابتدا خصمانه به نظر میرسد، کروکودیل کورنلیوس، ببرهای خواهر و برادر ساشا و جورج، و کرگدنی به نام آیریس مواجه میشوند. فیلم با انیمیشن دوبعدی خیرهکننده کارتون سالون، موسیقی مایکل و جف دانا، و پیامهایی درباره شجاعت، دوستی و غلبه بر ترس، برای کودکان جذاب است، اما برخی به دلیل داستان ساده و کمبود عمق برای بزرگسالان آن را ضعیفترین اثر کارتون سالون میدانند. این فیلم در ۸ اکتبر ۲۰۲۲ در جشنواره فیلم لندن نمایش داده شد، در ۴ نوامبر ۲۰۲۲ در سینماهای محدود اکران شد و در ۱۱ نوامبر ۲۰۲۲ روی نتفلیکس منتشر شد. در Rotten Tomatoes، ۸۷٪ از ۷۱ نقد با میانگین امتیاز ۷.۲/۱۰ مثبت بود.
خلاصه داستان: فیلم «جنگجویان آینده» یک اکشن علمی-تخیلی هنگکنگی به کارگردانی یوئن فای نگ و با بازی و تهیهکنندگی لوئیس کو است که در ۲۵ اوت ۲۰۲۲ اکران و در ۲ دسامبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان در سال ۲۰۵۵ رخ میدهد، زمانی که زمین به دلیل آلودگی و گرمایش جهانی ویران شده و شهابسنگی حامل گیاهی بیگانه به نام پاندورا به منطقه B16 هنگکنگ برخورد میکند. این گیاه که هوا را تصفیه میکند اما با تماس با آب بهسرعت رشد کرده و موجودات را میکشد، تهدیدی بزرگ است. یک جوخه انتحاری به رهبری تای لوی (لوئیس کو) و با حضور جانسون چنگ (چینگ وان لاو) و اسکانک (فیلیپ کیونگ) مأموریت مییابد تا با استفاده از یک «گلوله ژنی» پاندورا را خنثی کند. اما پس از نابودی بخش اعظم نیروهای کماندر سینگ لی (نیک چونگ)، تای لوی توطئهای بزرگتر را کشف میکند که شامل خیانت و رباتهای نظامی سرکش است. فیلم با جلوههای ویژه چشمگیر، صحنههای اکشن مانند تعقیب و گریز در بزرگراه و مبارزه با موجودات حشرهمانند، و بودجه ۴۵ میلیون دلاری، استاندارد جدیدی برای سینمای هنگکنگ تعیین کرد، اما به دلیل داستان کلیشهای، شخصیتپردازی ضعیف و دیالوگهای ضعیف، نقدهایی دریافت کرد. نسخه اصلی ۱۱۲ دقیقه بود، اما به دلیل سانسور در چین به ۹۹ دقیقه کاهش یافت، که برخی معتقدند به روایت آسیب زد. فیلم در گیشه جهانی ۱۰.۴۹ میلیون دلار فروش داشت، اما در هنگکنگ با فروش ۲.۷۷ میلیون دلار در هفته اول، پرفروشترین فیلم محلی از زمان پاندمی شد.
خلاصه داستان: فیلم «ببر: داستان یک شکارچی قدیمی» یک درام اکشن-تاریخی کرهای به کارگردانی پارک هون-جونگ است که در سال ۲۰۱۵ اکران شد. داستان در سال ۱۹۲۵، در کره تحت اشغال ژاپن، رخ میدهد. چون مان-دوک (چوی مین-سیک)، شکارچی افسانهای که پس از حادثهای غمانگیز که در آن به اشتباه همسرش را هنگام شکار ببری عظیمالجثه کشته، تفنگش را کنار گذاشته و با پسر نوجوانش، سوک، در کلبهای نزدیک کوه جیرسان به جمعآوری گیاهان دارویی مشغول است. ژنرال ژاپنی حاکم، که به جمعآوری پوست ببر بهعنوان نماد سلطه فرهنگی وسواس دارد، مصمم است تا آخرین ببر کره، یک ببر یکچشم ۴۰۰ کیلوگرمی معروف به «ارباب کوهستان»، را شکار کند. گو-کیونگ (جونگ مان-سیک)، شکارچی بیرحم کرهای، به همراه گروهی برای کسب جایزه، ببر را تعقیب میکنند و حتی همسر و دو تولهاش را میکشند. مان-دوک که در گذشته توله یکچشم را نجات داده بود، از پیوستن به شکار امتناع میکند. اما وقتی سوک، که به دنبال کسب جایزه برای ازدواج با دختری است، در شکار گو-کیونگ به ببر زخم میزند و خود کشته میشود، مان-دوک برای رویارویی نهایی با ببر وارد عمل میشود. فیلم با تصاویر خیرهکننده، جلوههای CGI بینقص ببر، موسیقی جو یونگ-ووک و بازی قدرتمند چوی مین-سیک، به مضامین مقاومت کرهای، رابطه انسان و طبیعت، و رستگاری میپردازد، اما برخی به دلیل ریتم کند نیمه اول و خشونت زیاد آن را نقد کردهاند. فیلم در Rotten Tomatoes امتیاز ۱۰۰٪ از ۷ نقد کسب کرد و با بودجه ۱۲ میلیون دلار، ۱۱ میلیون دلار فروش داشت.
خلاصه داستان: فیلم «پادشاه گوزن» یک انیمیشن فانتزی ژاپنی به کارگردانی ماساشی آندو و ماسایوکی میاجی است که بر اساس رمانهای ناهوکو اوهاشی ساخته شده و در ۴ فوریه ۲۰۲۲ اکران شد. داستان در سرزمینی رخ میدهد که امپراتوری زول پس از جنگی وحشیانه، آکوافا را تحت کنترل خود درآورده، بهجز قلمرو آتش اسب که سگهای وحشی حامل بیماری مرگبار تب گرگ سیاه در آن پرسه میزنند. ون (شینیچی تسوتسومی)، سرباز سابق و رهبر شورشیان شاختنها، که اکنون در معدنی تحت سلطه زول به بردگی گرفته شده، به همراه دختری یتیم به نام یونا (هیسوئی کیمورا) از حمله سگهای آلوده جان سالم به در میبرند و فرار میکنند. در همین حال، پزشک بااستعدادی به نام هوسال (ریوما تاکهاوچی) به دنبال یافتن درمانی برای این بیماری است که فقط زولیها را میکشد. ون که به دلیل مصونیتش به بیماری مورد توجه زولیها و شورشیان آکوافا قرار دارد، باید یونا را از نیروهای شوم و توطئههای سیاسی محافظت کند. این فیلم با انیمیشن خیرهکننده و موسیقی زیبا، به مضامین خانواده، طبیعت و امپریالیسم میپردازد، اما برخی به دلیل داستان پیچیده و ریتم کند آن را نقد کردهاند.
خلاصه داستان: فیلم «لیلو و استیچ» یک کمدی ماجراجویی علمی-تخیلی آمریکایی به کارگردانی دین فلایشر کمپ است که بازسازی لایو-اکشن انیمیشن کلاسیک دیزنی در سال ۲۰۰۲ محسوب میشود. داستان درباره لیلو پلکای (مایا کیالوها)، دختری ششساله هاوایی است که پس از مرگ والدینش با خواهر بزرگترش نانی (سیدنی الیزابت آگودونگ) زندگی میکند. نانی که برای حفظ سرپرستی لیلو با مشکلات مالی و نظارت خدمات اجتماعی (با بازی تیآ کارر بهعنوان خانم ککوآ و کورتنی بی. ونس بهعنوان کبرا بابلز) دستوپنجه نرم میکند، تحت فشار است. لیلو که در مدرسه منزوی و مورد آزار همکلاسیهایش قرار دارد، در پناهگاه حیوانات با موجودی آبیرنگ به نام استیچ (با صدای کریس سندرز) دوست میشود، غافل از اینکه او یک بیگانه فراری به نام آزمایش ۶۲۶ است که توسط دکتر جومبا جوکیبا (زک گالیفیاناکیس) خلق شده و تحت تعقیب فدراسیون کهکشانی به رهبری گرند کانسیلوومن (هانا وادینگهام) قرار دارد. استیچ که در ابتدا مخرب است، از طریق دوستی با لیلو معنای خانواده (اوهانا) را میآموزد. این فیلم که در ۲۳ مه ۲۰۲۵ اکران شد، با تصاویر CGI خیرهکننده استیچ، موسیقی الویس پریسلی و فرهنگ اصیل هاوایی، مورد تحسین قرار گرفت، اما برخی تغییرات داستانی، مانند حذف شخصیت گانتو و تبدیل جومبا به آنتاگونیست اصلی، و پایان متفاوت، باعث بحث و انتقاد طرفداران شد. فیلم با بودجه ۱۰۰ میلیون دلار، تا ۱۵ جولای ۲۰۲۵ بیش از ۹۹۶ میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشت
خلاصه داستان: فیلم «خانه شناور» یک انیمیشن ژاپنی در ژانر ماجراجویی-فانتزی به کارگردانی هیرویاسو ایشیدا و تولید استودیو کلوریدو است. داستان درباره کوسوکه کوماگایا (موتسومی تامورا) و ناتسومه تونای (آسامی ستو)، دو دوست دوران کودکی ۱۱ ساله است که مانند خواهر و برادر در یک مجتمع مسکونی بزرگ شدهاند. پس از مرگ پدربزرگ کوسوکه، یاسوجی، رابطه آنها به دلیل ناتوانی ناتسومه در کنار آمدن با گذشته تیرهوتار میشود. در تعطیلات تابستانی، کوسوکه و دوستانش، تایچی، یوزورو، رینا و جوری، برای یک پروژه школь درباره ارواح، وارد مجتمع متروکهای میشوند که قرار است تخریب شود. ناتسومه نیز بهطور اتفاقی در آنجا حضور دارد و با دیدن کوسوکه، بر سر دوربین قدیمی یاسوجی با او مشاجره میکند. ناگهان، بارانی شدید مجتمع را در بر میگیرد و آنها را به اقیانوسی مرموز منتقل میکند. در این سفر، آنها با نوپو (آیومو موراسه)، پسری مرموز که به نظر روح مجتمع است، مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند کاوش در اماکن شناور مانند فروشگاه متروکه، نزاعهای احساسی بین کوسوکه و ناتسومه، و تلاش برای بازگشت به خانه، به موضوعات از دست دادن، دوستی و پذیرش تغییر میپردازد. با این حال، به دلیل طولانی بودن (۱۱۹ دقیقه)، شخصیتهای فرعی کمعمق و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۳/۱۰ در IMDb و ۶۹٪ در Rotten Tomatoes). انیمیشن خیرهکننده، موسیقی زوتومایو و مضمون احساسی تحسین شدند، اما داستان پراکنده و ملودرام بیشازحد نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «افسوننشده» یک کمدی-موزیکال فانتزی به کارگردانی آدام شنکمن و دنباله فیلم «افسونشده» (2007) است. داستان پانزده سال پس از ازدواج جیزل (امی آدامز) و رابرت (پاتریک دمپسی) رخ میدهد. آنها به همراه مورگان (گابریلا بالداچینو)، که حالا یک نوجوان است، و نوزادشان سوفیا، به دلیل یکنواختی زندگی در منهتن به حومه شهر مونرویویل نقلمکان میکنند تا زندگی افسانهایتری داشته باشند. اما خانه جدید نیاز به بازسازی دارد، رابرت باید برای کارش به شهر رفتوآمد کند، و مورگان در مدرسه جدید احساس غریبگی میکند. جیزل با ملکه محلی، مالوینا مونرو (مایا رودولف)، درگیر میشود و برای حل مشکلات، با استفاده از عصای آرزو که از پادشاه ادوارد (جیمز مارسدن) و ملکه نانسی (ایدینا منزل) از آندالاسیا هدیه گرفته، آرزو میکند که مونرویویل به یک افسانه واقعی تبدیل شود. این آرزو شهر را به مونرولاسیا، یک پادشاهی افسانهای، تبدیل میکند و جیزل بهطور ناخواسته به یک نامادری شرور تبدیل میشود. داستان با صحنههایی مانند آوازخوانیهای موزیکال، رقصهای گروهی، و تلاش مورگان برای نجات خانواده، به موضوعات پذیرش واقعیت، روابط خانوادگی و معنای واقعی خوشبختی میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان طنز تند و تیز فیلم اول، آهنگهای فراموششدنی و داستان قابلپیشبینی، نقدهای متوسطی دریافت کرد (امتیاز ۵.۶/۱۰ در IMDb و ۳۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی آدامز، طراحی صحنه و حضور کوتاه مارسدن و منزل تحسین شدند، اما داستان شلوغ و جلوههای ویژه ضعیف نقد شدند