خلاصه داستان: فیلم «برای دستگیری یک قاتل» یک تریلر جنایی-روانشناختی آمریکایی به کارگردانی دامیان زیفرون و نویسندگی مشترک او با جاناتان ویکهام است. داستان در بالتیمور و در شب سال نو آغاز میشود، زمانی که یک تکتیرانداز ناشناس (رالف اینسون) از آپارتمانی مرتفع، ۲۹ نفر را در نقاط مختلف شهر به قتل میرساند و با انفجار مواد منفجره، رد خود را پاک میکند. النور فالکو (شیلین وودلی)، افسر پلیس جوان و بااستعدادی که با مشکلات روانی گذشتهاش دستوپنجه نرم میکند، به دلیل بینش منحصربهفردش در مورد ذهن قاتل، توسط جفری لامارک (بن مندلسون)، مامور ارشد افبیآی، برای کمک به شناسایی و دستگیری قاتل استخدام میشود. النور، همراه با جک مکنزی (جووان آدپو)، در تعقیب قاتلی هستند که با رفتار غیرقابلپیشبینیاش، پلیس و افبیآی را ناکام میگذارد. تحقیقات به خانهای روستایی در مریلند منتهی میشود، جایی که النور با دین، قاتل، روبهرو میشود. پس از گفتوگویی طولانی که در آن النور سعی میکند با او همدلی کند، دین احساس میکند فریب خورده و النور را در زیرزمین حبس میکند. اما النور با زیرکی موفق به غلبه بر او میشود. فیلم با کارگردانی شیک، بازیهای قوی و تمهای سلامت روان و نقد سیستمهای ناکارآمد، اثری جذاب است، هرچند پایانبندی شتابزده و فیلمنامه مشتقشده از نقاط ضعف آن هستند.
خلاصه داستان: فیلم «فهرست شیطان صفتان آقای اسکروج» یک اسلشر ترسناک-کمدی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی جیک هلگرن است که در ژانر فیلمهای ترسناک کریسمسی جای میگیرد. داستان درباره گروهی از دوستان قدیمی دانشگاه است که پانزده سال پس از مرگ یکی از دوستانشان، گلن، در حین اجرای نمایش «سرود کریسمس» در کالج، برای تجدید دیدار در کلبهای زمستانی گرد هم میآیند. این گروه، شامل تبی (اسکای کویین)، کلسی (کیم والن)، چندلر (لیز فنینگ)، تاکر (آدام بوچی) و جولیان (علی ظهیری)، با رازها، حسادتها و شوخیهای تلخ گذشته روبهرو میشوند. اما وقتی قاتلی با ماسک وحشتناک ابنزر اسکروج (جاناتان رزنتهال) شروع به کشتن آنها یکییکی میکند، وحشت جای جشن را میگیرد. قاتل با هدایای اسکروجمانند و پیامهایی که به مرگ گلن مرتبط است، آنها را هدف قرار میدهد. فیلم با لنزهای آنامورفیک قدیمی فیلمبرداری شده و با طنز خودآگاه، ارجاعات به اسلشرهای کلاسیک دهه ۸۰، جلوههای خونین و فضای کریسمسی پرزرقوبرق، به موضوعات انتقام و رازهای گذشته میپردازد، هرچند پایان قابلپیشبینی و انگیزه ضعیف قاتل از نقاط ضعف آن است.
خلاصه داستان: فیلم «کلاغ» یک اکشن-فانتزی-ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی روپرت سندرز و بر اساس کامیک جیمز اوبار از سال ۱۹۸۹ است. داستان درباره اریک دراون (بیل اسکاشگورد)، جوانی معتاد با گذشتهای آشوبزده، است که در یک مرکز بازپروری با شلی (افکیای توییگز)، موسیقیدانی با مشکلات مشابه، آشنا میشود. آنها عاشق هم شده و فرار میکنند، اما وقتی شلی ویدیویی افشاگرانه علیه وینسنت روگ (دنی هیوستون)، ارباب جنایتکار با قدرتهای شیطانی که روح انسانها را به جهنم میفرستد، دریافت میکند، هر دو به قتل میرسند. اریک در برزخ توسط کرونوس (سامی بوعجیلا)، راهنمای ارواح، فرصتی برای بازگشت به دنیای زندگان و گرفتن انتقام مییابد تا روح شلی را نجات دهد. او با کمک کلاغی عرفانی به «کلاغ» تبدیل شده و با قدرتی که او را نامیرا میکند، به شکار روگ و افرادش میرود. اما وقتی متوجه میشود شلی تحت کنترل ذهن روگ مرتکب جنایتی شده، عشقشان به چالش کشیده میشود. اریک با قربانی کردن خود برای نجات شلی، با روگ در عمارت اپرا روبهرو میشود. فیلم با اکشنهای خونین، موسیقی قوی و تمهای عشق و انتقام، بازسازی مدرنی از نسخه ۱۹۹۴ است، هرچند از ضعفهای داستانی و کمبود شیمی بین زوج اصلی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «گربههای اشرافی» یک انیمیشن موزیکال-کمدی است که داستان دوشس، گربهای اشرافی و سه بچهگربهاش، ماری، تولوز و برلیوز را دنبال میکند که در پاریس سال ۱۹۱۰ با مادام آدلاید، صاحب ثروتمندشان زندگی میکنند. هنگامی که مادام تصمیم میگیرد ثروتش را به گربههایش و سپس به خدمتکارش ادگار واگذار کند، ادگار، که از حسادت دیوانه شده، گربهها را با شیر مخدر ربوده و در حومه شهر رها میکند. دوشس و بچههایش با توماس اومالی، یک گربه خیابانی باهوش و خوشصدا، آشنا میشوند که به آنها کمک میکند تا به پاریس بازگردند. آنها در مسیر با گروهی از گربههای جازنواز، سگهای مزرعه و دیگر حیوانات عجیب مواجه میشوند، در حالی که ادگار تلاش میکند از بازگشت آنها جلوگیری کند. داستان با صحنههایی مانند مهمانی جاز زیر نور ماه و تعقیبوگریز خندهدار با موتورسیکلت ادگار، به موضوعات خانواده، دوستی و عشق میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده، برخی شخصیتهای فرعی کمعمق و طنز گاه قدیمی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. انیمیشن سنتی، آهنگهای شاد مانند «Everybody Wants to Be a Cat» و فضای پاریسی تحسین شدند، اما ریتم کند و فقدان پیچیدگی برای بزرگسالان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «تعقیب» یک اکشن-تریلر است که داستان ریک کالووی، یک هکر بیرحم را دنبال میکند که تلاش میکند همسر ربودهشدهاش را از چنگ یک کارتل مواد مخدر نجات دهد. ریک، که پسر یک رئیس جنایتکار است، پس از حمله به یک عملیات مخفی پلیس نیویورک برای یافتن سرنخی از همسرش، توجه مایک برسlin، کارآگاه سرسخت پلیس نیویورک را جلب میکند. وقتی ریک از بازداشت پلیس فرار میکند، برسlin با یک افسر زن بیتعارف به نام زویی کارتر همکاری میکند تا او را دوباره دستگیر کند. داستان با تعقیبوگریزهای پرتنش مانند تیراندازی در خیابانهای لیتل راک، انفجارهای ناشیانه، و صحنههای شکنجه مانند چنگال به چشم، به موضوعات انتقام، خانواده و جرم میپردازد. با این حال، به دلیل داستان آشوبناک، ویرایش ضعیف، جلوههای ویژه غیرواقعی و فقدان شخصیتهای دوستداشتنی، نقدهای منفی دریافت کرد. برخی صحنههای اکشن مانند تیراندازیهای اسلوموشن و پیچشهای داستانی غیرمنتظره تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده، دیالوگهای غیرطبیعی و بازیهای بیروح نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» یک درام-کمدی است که در لسآنجلس سال ۱۹۶۹ رخ میدهد و داستان ریک دالتون، بازیگری رو به افول سریالهای وسترن، و کلیف بوث، بدلکار و دوست صمیمیاش را دنبال میکند. ریک که با کاهش محبوبیتش و اعتیاد به الکل دستوپنجه نرم میکند، تلاش میکند با بازی در نقشهای مکمل و ارتباط با شارون تیت، همسایه جدیدش و ستاره نوظهور هالیوود، و همچنین ماروین شوارتز، تهیهکننده، به حرفهاش جان دوبارهای ببخشد. در همین حال، کلیف با آرامش و مهارتش در موقعیتهای خطرناک، از جمله درگیری با یک هیپی در مزرعه اسپان، کنار ریک میماند. داستان با ارجاع به فرهنگ پاپ دهه ۶۰، مانند برنامههای تلویزیونی و موسیقی، و همچنین اشاره به فرقه مانسون، به موضوعات دوستی، شهرت و نوستالژی هالیوود میپردازد. فیلم با صحنههایی مانند مهمانی در عمارت پلیبوی و رویارویی خشونتبار نهایی، به اوج میرسد. با این حال، به دلیل ریتم کند در بخشهای میانی، داستان پراکنده و خشونت بیشازحد در پایان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، بازسازی دهه ۶۰، و دیالوگهای طنزآمیز تحسین شدند، اما طول فیلم و تمرکز بیشازحد روی جزئیات فرهنگی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مهاجرت» یک انیمیشن کمدی-ماجراجویی است که داستان خانوادهای از اردکهای مالارد را دنبال میکند که در برکهای در نیوانگلند زندگی میکنند. مک، پدر بیشازحد محافظهکار خانواده، از ترک برکه و ماجراجویی میترسد، اما پم، مادر خانواده، به همراه فرزندانشان دکس و گوئن، او را متقاعد میکنند تا برای تعطیلات به جامائیکا مهاجرت کنند. در این سفر، آنها با چالشهایی مانند طوفان، گم شدن در نیویورک، و مواجهه با شخصیتهایی مانند ارین، یک حواصیل سالخورده، و چامپ، یک کبوتر خیابانی روبهرو میشوند. داستان با صحنههایی مانند پرواز در آسمانخراشهای نیویورک و کمک حیوانات دیگر، به موضوعات شجاعت، کنار گذاشتن ترسها و اهمیت خانواده میپردازد. با این حال، به دلیل داستان خطی، وجود یک شرور غیرضروری و فقدان عمق در برخی شخصیتها، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. انیمیشن خیرهکننده با سبک نقاشیمانند، موسیقی متن و طنز خانوادگی تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مرد در برابر مار: داستان بلند و پیچیده نیبلر» یک مستند است که داستان تیم مکوی، یک گیمر معمولی از آیووا را روایت میکند که در سال ۱۹۸۴، با یک سکه و بیش از ۴۴ ساعت بازی بیوقفه، اولین نفری در تاریخ شد که در بازی آرکید نیبلر، نسخه اصلی بازی «مار» معروف در گوشیهای نوکیا، به امتیاز یک میلیارد رسید. این دستاورد او را به قهرمانی محلی تبدیل کرد که حتی روزی به نام «روز تیم مکوی» در شهر اوتوموا نامگذاری شد. بیست و پنج سال بعد، شایعاتی درباره امتیازی بالاتر توسط یک قهرمان کیکبوکسینگ ایتالیایی به نام انریکو زانتی منتشر میشود که اعتبار رکورد تیم را زیر سؤال میبرد. تیم که حالا میانسال و از نظر جسمی آماده نیست، تصمیم میگیرد برای بازپسگیری رکوردش در مقابل رقبایی مانند دواین ریچارد تلاش کند. داستان با صحنههایی از بازیهای ماراتنگونه، تصاویر آرشیوی دهه ۸۰ و انیمیشنهای طنز، به موضوعات پشتکار، رقابت و نوستالژی فرهنگ آرکید میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به مستند «پادشاه کنگ» و تمرکز بیشازحد روی تیم بدون عمق کافی در تاریخچه بازی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. شخصیتهای واقعی، فضای نوستالژیک و داستان الهامبخش تیم تحسین شدند، اما ریتم کند و کمبود اطلاعات درباره خود نیبلر نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «لنگدراز» یک تریلر وحشت-جنایی است که داستان لی هارکر، مأمور جوان و بااستعداد افبیآی را دنبال میکند که در دهه ۱۹۹۰ مأموریت مییابد تا پرونده قاتل زنجیرهای مرموزی به نام لنگدراز را حل کند. این قاتل مسئول قتلعام چندین خانواده در اورگن است، جایی که پدران، بدون حضور فیزیکی قاتل در صحنه، خانوادههایشان را کشته و سپس خودکشی کردهاند. تنها سرنخ، نامههایی با امضای «لنگدراز» است که حاوی نمادهای شیطانی و کدهای رمزنگاریشده است. لی که تواناییهای شهودی غیرمعمولی دارد، با سرپرستش، کارتر، و سرنخهایی مانند عروسکهای تسخیرشده، به تدریج ارتباط شخصی خود با قاتل را کشف میکند. داستان با فلشبکهایی به سال ۱۹۷۴، صحنههای پرتنش مانند رویارویی در فروشگاه، و فضایی وهمآلود، به موضوعات شیطانپرستی، تروما و قربانی شدن میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه پراکنده، پایانبندی ناگهانی و عدم تمرکز بین وحشت ماورایی و تریلر جنایی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای بصری دهه ۷۰، موسیقی متن و بازیهای اصلی تحسین شدند، اما داستان کمعمق و فقدان تعلیق کافی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «لونا برو: کریسمس لونا در سراسر جهان» یک انیمیشن خانوادگی-آموزشی است که داستان لونا، ماه سخنگو، و سه دوستش، لئو، اندی و کارمن را دنبال میکند. در شب کریسمس، کشتی سیرک فابولوسو به اشتباه به قطب جنوب میرسد و در آنجا گیر میکند. بچهها نگرانند که بابانوئل آنها را پیدا نکند، اما لونا آنها را هدایت میکند تا کریسمس را برای همه، از جمله یک جوجه اردک بامزه به نام لیل تینی که بهطور مخفیانه در کشتی است، نجات دهند. آنها در این مسیر با سنتهای کریسمس در کشورهای مختلف مانند تیوی نادال در اسپانیا، پر نوئل در فرانسه و تومته در سوئد آشنا میشوند. داستان با صحنههایی مانند آوازخوانی گروهی، ماجراهای طنزآمیز در برف و یک لحظه پرتنش در دودکش، به موضوعات دوستی، همکاری و تنوع فرهنگی میپردازد. با این حال، به دلیل طولانی بودن (۴۶ دقیقه) برای کودکان خیلی خردسال و برخی صحنههای پرتنش مانند گیر کردن در طوفان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. انیمیشن رنگارنگ، آهنگهای شاد مانند «همه چیزی که برای کریسمس میخوام تویی» و پیامهای مثبت درباره نوعدوستی تحسین شدند، اما داستان ساده و برخی تکرارها نقد شدند