خلاصه داستان: سریال معجزه صد ساله داستان علی طاهر 130 ساله ای را نقل می کند که پس از گرفتن یک تصمیم مهم، با هاریکا آشنا می شود و صفحه جدیدی در زندگی هر دو آنها باز می شود. علی طاهر هنگام جنگیدن در جبهه ساکاریا به کشته می شود. نام اصلی او کمال است. معجزه ای که در زمان دفن او اتفاق افتاد، دوباره به او زندگی می بخشد.
خلاصه داستان: داستان سریال حلقه در مورد یک سازمان مافیایی است که تمام کارهای غیرقانونی ترکیه را کنترل می کنند. آنها از قدرت گرفتن یکی از اعضایشان واهمه دارند. برای همین اگر یکی از اعضا قدرت بگیرد، او را از میان بر می دارند. دو جوان به اسم کاعان و جهانگیر وارد یک عملیات انتقام بزرگ می شوند و ...
خلاصه داستان: این سریال زندگی "آتیه" را دنبال می کند، یک نقاش جوان و زیبا که زندگی خوبی در استانبول دارد؛ او یک خانواده دوست داشتنی، یک دوست ثروتمند دارد و در صدر این قرار است که او اولین نمایشگاه انفرادی خود را افتتاح کند. اما زندگی کامل او با کشفی که در باستانی ترین معبد زمین، "گوبکلی تپه" ا ...
خلاصه داستان: سریال ترکی چه می شود اگر، یکی از پربینندهترین مجموعههای تلویزیونی سینمای ترکیه است که در سال 2023 و جدیدا بر روی آنتن رفته است.
این سریال داستان تلاقی سرنوشت آتش و لیلا را نقل خواهد کرد. آتش پسری است که بعد از فوت مادرش، در سنین کوچک به مدرسه شبانهروزی فرستاده شده و دیگر از آنجا برنگشته است و در خارج از کشور بدون این که به کسی اعتماد کند، روی پاهای خود ایستاده است. از طرفی لیلا دختری است که هیچوقت خانواده واقعیش را نشناخته است و با فریب دادن مردم پول در میآورد و…
خلاصه داستان: عدنان پس ازفوت همسرش تمام توجه خود را معطوف به دخترش نهال و پسرش مراد نمود. وی که در یکی از مجلل ترین قصرهای استانبول در جوار تنگه بسفر به همراه پسر یکی از اقوامش بنام مهناد و پرستار بچه هایش زندگی میکند با سمر که دختر یکی از زوج هائی بود که با هم معاشرت داشتند آشنا و عاشق او میشود. سمر در حالی که بدنبال آرامش، امنیت و خوشبختی در قصر مجلل عدنان میگردد دچار هوا و حوس میشود . سمر و مهند دیوانه وار عاشق یکدیگر میشوند و این عشق پنهانی آرام آرام زندگی همه در آن قصر را تحت الشعاع قرار میدهد و…
خلاصه داستان: نازلی دختر دانشجوی آشپزی هست ، برای اینکه هزینه های دانشگاه را در بیاورد به اشپزی مشغول هست که یک روزی با پیشنهادی رو به رو میشود که به ان نمیتواند نه بگوید و به عنوان آشپز مخصوص وارد خانه فرید میشود که یک مرد ثروتمند و حساسه و تا به حال عاشق کسی نشده است و…
خلاصه داستان: د.این سریال جذاب درام در رابطه با دختری است که قصد دارد زندگیاش را به طریقی نادرست تغییر دهد. هنگام ارتکاب جرم نیز تصادف شدیدی کرده و ماجرا آغاز میشود.
خلاصه داستان: مجموعه هر چی میخواد بشه حول محور زندگی شخصی بنام دریا است ؛ دریا سالها پیش برای خدمت اجباری به یک بیمارستان نظامی منتقل میشود و آنجا با سعدی پایاسلی عشق بزرگی را تجربه میکند ولی پایاسلی فقط یک نامه وداع از خودش به جا میگذارد و غیبش میزند.
پایاسلی بعد از رها کردن گذشته کثیف خود، در نتیجه همکاری با پلیس بهعنوان معلم جغرافیا زندگی جدیدی را شروع میکند. ولی با روبرویی دوباره با دریایی که هیچوقت نتوانسته بود فراموشش کند زندگیش مثل گره کوری میشود و اسرار سالهای گذشته برملا میشوند. در این میان ماجرای پنج دانش آموز پایاسلی که راهشان به کانون اصلاح نوجوانان کشیده شده است هم نقل خواهد شد.
خلاصه داستان: لیف که یک زن خودساخته است، صاحب یک شرکت برگزاری مراسم عروسی و ایونتهای مختلف است و شغل حرفهای موفق خود را با تلاش و سرسختی شکل داده است. او در عین خوشبختی با هاکان، مدیر ارشد اجرایی یک شرکت بزرگ ازدواج کرده است که هنوز فرزندی با او نداشته است. در همان روزی که الیف در نظر دارد پروسه فرزندخواندگی را آغاز کند، یک تماس غیرمنتظره از بیمارستان دریافت می کند تا به او اطلاع دهد که شوهرش تصادف کرده است.
با رسیدن به بیمارستان، الیف متوجه می شود که شوهرش را در صانحه تصادف از دست داده است. غم و اندوه الیف وقتی به شگفتی بزرگی تبدیل می شود که کشف میکند؛ هاکان یک دختر دارد، او که ناامید و پریشان است، به سختی می تواند باور کند که شوهرش سال ها با مخفی کردن این که همسر و دختر دیگری به نام گونش دارد به او خیانت کرده است و قادر به صحبت کردن نیست،. الیف سعی می کند با او ارتباط برقرار کند اما بی فایده است و دنیای او از هم میپاشد. در حالی که او در یک کابوس واقعی زندگی میکند، با فیرات، تاجری که سالها به دنبال خواهر گمشدهاش بوده، آشنا میشود و مسیر زندگی آنها ناگزیر به هم میپیوندد.
خلاصه داستان: این سریال در مورد داستان تأثیرگذار انتقام دو خانواده است. در پی آمادگی فرید و هانده برای ازدواجی که مورد حمایت خانواده هاشون هست، همه چیز به یکباره زیر و رو میشود. یک روز اسب فرید بیمار میشود و مجبور میشود زودتر به مزرعه برگردد، وقتی برمیگردد هانده و یامان، پسر تیمارگر را در حال بوسیدن میبیند. درست بعد از این اتفاق عایشه را میبیند و به او پیشنهادی میدهد…