خلاصه داستان: بازرس ارشد چتین ایکمن، کارآگاه محمد سلیمان و کارآگاه عایشه فارساکوعلو تلاش میکنند تا وقایع مرموز در استانبول را حل کنند و پیچیدهترین جنایات را آشکار کنند.
خلاصه داستان: یاسمین و فیدان که غیر از مادری هیچ نقطه اشتراکی ندارند، سرنوشتشان بهم گره میخورد و بعد از آن این دو زن با حمایت همدیگر با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم میکنند…
خلاصه داستان: یک خیاط معروف شروع به دوختن لباس عروسی برای نامزد بهترین دوستش می کند - اما هر سه رازهای تاریکی دارند که به زودی زندگی آنها را خراب می کند.
خلاصه داستان: سلطان محمد فاتح قلمرو بیزانس را فتح کرد و استانبول را پایتخت امپراتوری عثمانی کرد. ولاد روستاها را غارت می کند، بنابراین سلطان محمد فاتح به حمزه پاشا دستور می دهد که از او مراقبت کند. ولاد مهاجمان را دستگیر می کند و آنها را به عنوان...
خلاصه داستان: عارف و زکریا دو رقیب کبابی محلی هستند که در یک کوچه فعالیت میکنند؛ اما زندگی آنها با ورود دو جوان ایتالیایی به نامهای زولا و چاوی به محله بهم ریخته میشود.
چاوی با یک عکس قدیمی به محله میآید و در جستجوی پدرش است. عارف و زکریا مضطرب میشوند به خاطر این پسر که پس از سالها دوباره ظاهر شده است. به خاطر این شرایط، این دو رقیب همیشگی مجبور به همکاری با یکدیگر میشوند.
در طول این اتفاقات، زولا عاشق آزرا میشود، در حالیکه آزرا یک عشق پنهانی با پسر عارف، احمد دارد. در محله کوچکی که همه این اتفاقات در آن رخ میدهند، رقابتها، عشقها، رازها و رمزهای فراوانی وجود دارد.
خلاصه داستان: یک روز لیلا با ماشینی مدل بالا تصادف میکند و راننده خاطی نیز فرار کرده و وارد مدرسه مذکور میشود. لیلا باید تا آخر عمر روی ویلچر بنشیند و مدرسه نیز که خود را در رسوایی میبیند، تصمیم میگیرد تا سه دانش آموز از طبقه پایین را بورسیه کند و یکی از آن دانش آموزان اکیم است. اکیم به قصد انتقام وارد مدرسه میشود و با دیدن زندگی بچه پولدارهای آنجا تمام تصوراتش درباره آنان بهم میریزد.
خلاصه داستان: داستان سریال نام من فرح است درباره یک زن ایرانی به نام فرح است. فرح (دمت اوزدمیر) یک زن 28 ساله ایرانی است که با پسر 6 سالهاش زندگی مشترک دارد. او 6 سال است که به طور غیرقانونی در استانبول زندگی میکند. فرح هنگام فرار از ایران به فرانسه، پس از پی بردن به بارداری خود در استانبول میماند و به عنوان یک فراری در استانبول زندگی میکند. او با وجود اینکه دارای مدرک دانشکده پزشکی از دانشگاه ایرانیان است، نمیتواند شغل خود را انجام دهد و به عنوان نظافتچی در استانبول کار میکند و برای حمایت از پسرش دست به هر کاری میزند.
خلاصه داستان: این سریال به بررسی زندگی عرفان، استاد آرمانگرا میپردازد که از اخراج ناعادلانهاش ناراحت است و سعی میکند از پسر بیمارش مراقبت کند. با بسته شدن درها یکی یکی، عرفان خود را در میانه یک ماجراجویی تاریک می بیند که...