خلاصه داستان: داستان مینی سریال دهمین پادشاه دیوانه درمورد "ورجینیا" دختر جوانی است که با پدرش در کنار پارکی سرسبز زندگی می کند. مادرش آنها را در زمانی که ۷ ساله بوده ترک کرده است. او در یک شب به طور اتفاقی از دیوار زمان عبور می کند و به دوران فرمانروایی شاهزاده وندل می رود.
خلاصه داستان: داستان در مورد پروفسور سیدنی فاکس است که استاد دانشگاه آمریکایی است و دستیار وی نایجل بیلی که یک کاشف عتیقه انگلیسیی است.در آغاز هر قسمت بازگشتی به چندین سال و حتی قرن قبل میکند و اتفاقی را در حدود چند دقیقه نشان میدهد و پس از بازگشت به زمان حال سیدنی فاکس به دنبال عتیقه ای که در شروع داستان به آن اشاره شد میرود.در اکثر مواقع فرد دیگری نیز به دنبال آن عتیقه میگردد و در واقع طرف مقابل فاکس برای رسیدن به آن عتیقه است.اما در پایان هر ماجرا فاکس با کمک مردم و دولت آن عتیقه را به موزه برمیگرداند.در دفتر کار سیدنی فاکس منشی به نام کلودیا حضور دارد که در پایان فصل دوم میرود و کارن پتروسکی برای فصل پایانی سریال جانشین وی میشود.
خلاصه داستان: تونی به دلیل برنده شدن در یک مسابقه، مادرش هایدی را برای مرخصی از رستوران به سفر میبرد. هرچند هایدی مایل به سفر نبود؛ اما چه کسی میتوانست از یک سفر یک هفتهای لوکس به ساحل بالتیک دل بکند؟
در خانه، روفوس که نامزد و همکار تونی است، بسیار راضی است که تنها در خانه باشد. البته سرآشپز شیرینیپز هنوز مشغول بازیافتن ستارهاش با ارائه غذای لذیذش در آشپزخانه ساده روستایی تونی است.
در همین حال، هایدی به طور تصادفی با ایوو، سرپیشخدمت سابق روفوس که الان سرآشپز هتل است، روبرو میشود. عشق دوباره در هوا میچرخد و هایدی میخواهد بلافاصله با ایوو رابطهاش را از سر بگیرد؛ اما تونی هشدار میدهد که باید محتاط بود.
خلاصه داستان: >چیرو مهمترین مهرهی دارودستهی پیترو ساواستانو است. مسئولیت چیرو این است که سالواتوره کنته، رئیس طائفهی حریف و باعث و بانی خراب شدن معاملههای خانوادهی ساواستانو، را بترساند. حملهی خاندان ساواستانو با واکنش خشنی رو به رو میشود و منجر میگردد به شروع یک جنگ خونین بین دو طائفه. پیترو به آدمهایش دستور مقابلهی رو در رو میدهد تا کنته و زیردستانش را از کمین بیرون بکشد و کارشان را تمام کند. در پی این درگیری وحشیانه، چند تن از بهترین آدمهای هر دو طائفه جان خود را از دست میدهند. با این حال، ساواستانو از نشان دادن سلطهی خود راضی است. در همین حال، جنی که تنها فرزند و وارث پیترو است و از نظر پدرش هنوز آمادگی ندارد و از میدان به دور نگه داشته میشود، ناخواسته طی گفت و گو با دختری در دیسکو باعث خشم پاریزی میشود که پسر جوان عضو یکی از خانوادههای منطقه است.
خلاصه داستان: این سریال حول چند نفر می چرخد که می خواهند به عنوان رقصنده شروع به کار کنند. فلی اکنون در یک شهر بزرگ جدید است و با کلارا، لوسی، بن و جوناس زندگی می کند.
خلاصه داستان: فیلم چهار داستان از چهار شخصیت را روایت می کند که در معرض یک انتخاب اخلاقی غیرقابل تصور، اما ساده قرار می گیرند، انتخابی که به طور مستقیم و غیر مستقیم بر روابط و همه زندگی آن ها اثر می گذارد…
این فیلم برنده خرس طلایی هفتادمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین شد. پس از جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان که در سال 1395 به فیلم فروشنده ساخته اصغر فرهادی تعلق گرفت، خرس طلایی مهمترین جایزه سینمایی است که یک فیلمساز ایرانی توانسته است در چند سال اخیر کسب کند.
خلاصه داستان: “ما، در بهشت” داستان هانیه، معلم مدرسه دخترانهای در حومه تهران است که به دلیل دور بودن راه از اداره آموزش و پرورش درخواست جابجایی کرده است…
این فیلم که به مدت سه سال و بدون کسب مجوز در ایران فیلمبرداری شده است ظریفانه بخشهایی از زندگی یک معلم جوان و زندگی در یک مدرسه دخترانه حومه تهران را نشان میدهد.
خلاصه داستان: دکتر ژیواگو برگرفته از مشهورترین رمان بوریس پاسترناک است که توسط اندرو دیویس نویسنده فیلمنامه هائی چون “غرورو تعصب، خاطرات بریجیت جونز و اتلو” به صورت فیلمنامه نگاشته شده است. داستان در دوران انقلاب روسیه اتفاق میافتد وبازگو کننده ی داستان غمانگیز عشقی دکتر یوری ژیواگو است. دکترو شاعری که در میان عشق دو زن “تونیاو لارا” گیرافتاده و با غم و اندوه دست و پنجه نرم میکند. این فیلم برنده ی چهار جایزه اصلی از جشنواره ی فیلم نیویورک در سال ۲۰۰۴ است، و بازیگرانی چون سام نیل ، کایرا نایتلی و هانس متسوندر آن به ایفای نقش میپردازند.
یک زندگی هدفمند و رضایت بخش طبقه ی متوسط، همراه با مسئولیتهای فراوان. یوری ژیواگو این دکتر جوان با توجه به همین شرایط زندگی با بهترین دوست خود تونیا ازدواج میکند. اما نگاهی کوتاه بردختری زیبا و قیام و جوشش مردم در خیابان های مسکو مسیر زندگی او را کاملا تغییر می دهد.
به دلیل خیانت مادر و هوسرانیهای خود، لارا بیزار از چیزی که به آن تبدیل شده درچنگ کماروسکی گیرافتاده است. اوبا پاشا یک انقلابی مشتاق که همیشه لارارا ستایش میکرده است ازدواج میکند و پاشا قول میدهد تا او را نجات دهد.
خلاصه داستان: پلیس سابق، «برایان او کانر»، بخاطر فراری دادن دوست متهمش، دستگیر میشود. اکنون به او فرصتی داده شده تا پلیس از مجازاتش چشم پوشی کند. او باید همراه یکی از دوستان قدیمیاش، به پلیس در دستگیری یک وارد کننده مواد مخدر کمک کند.