خلاصه داستان: ترکیب مرگ؛ سریالی مهیج جنایی به کارگردانی ریچارد کلارک است. داستان درباره آسیبشناس پزشکی قانونی، دیوید هانت است که کار خود را رها کرده و به عنوان یک پزشک در منطقهای روستایی ساکن میشود. وقتیکه یک جسد در منطقه پیدا میشود، دیوید تلاش میکند تا از تحقیقات دور بماند اما…
خلاصه داستان: "ادموند دانتس" توسط دشمنان خود به اتهامی دروغین دستگیر و در زندانی مخوف حبس می شود. او در زندان با هم سلولی اش "آبه فاریا" که به تصور همگان یک دیوانه است آشنا می شود و به "ادموند" داستان گنجی نهان در یک جزیره کوچک را تعریف می کند. پس از سالها، "آبه" پیر از دنیا رفته و "ادموند" به عنوان یک جسد از زندان فرار می کند و ...
خلاصه داستان: دختر نوجوانی به نام کایرا به طور تصادفی یک دنیای اسرار آمیز را کشف میکند و قدرت های جادویی به دست میاورد. اکنون او باید همه موجودات را متحد کند تا از یک خطر بزرگ نجات پیدا کنند و …
خلاصه داستان: سریال شیردال در مورد سه نوجوان به نام های مارک ، ممو و بکی است که دنیایی خارق العاده به نام برج سیاه را کشف میکنند. حال مارک باید با میراث تاریک خانواده اش مقابله کرده و وارد یک نبرد مرگبار در دنیای موازی برج سیاه شود تا دنیا را از چنگال یک شیردال ترسناک نجات دهد اما …
خلاصه داستان: داستان سریال دربارهی یک خانوادهی تاریخی با قدرتهای غیرطبیعی ساکن یکی از شهرهای آلمان هست. جایی که ، گم شدن دو نوجوان زندگی چهار خانواده را پیچیده میکند...
خلاصه داستان: داستان این سریال با قتل یک فوتبالیست آلمانی ترک تبار آغاز می شود. این قتل باعث ایجاد تنش های سیاسی در شهر برلین و میان دو کشور ترکیه و آلمانی می شود و به همین دلیل، 2 کارآگاه پلیس با خصوصیات اخلاقی کاملا متفاوت مجبور به کار بر روی این پرونده حساس و مهم می شوند. آن ها باید به گروه های خلافکاری شهر بر ...
خلاصه داستان: در سال 2070 و پس از یک فاجعه جهانی، سه خواهر و برادر تصمیم گرفتند تا سرنوشت اروپا را تغییر دهند و آن را به چند کشور خرد تبدیل کردند که برای سلطه بر آن می جنگند و…
خلاصه داستان: این سریال ، از کارخانه ساخت کشتی تایتانیک، کارگردان و مهندسان آن آغاز و تعارض و کشمکشهای طبقه کارگران و اغنیاء تصویر میشود . در طول ساخت کشتی ، تنش میان کارگران و اغنیاء افزایش مییابد . تا جایی که ولف در پی کاهش هزینه ها ، با استفاده از مواد ارزان تر است اما...
خلاصه داستان: هر روز صبح، نیت و مالیکا 11 ساله، 30 دقیقه زودتر از خانه خارج می شوند تا به مدرسه بروند، اما هر روز صبح دیر می رسند. این به این دلیل است که هر روز صبح، یک اتفاق شگفت انگیز در راه رخ می دهد.