خلاصه داستان: در دوران جنگ جهانی اول، یک سرباز جوان به نام جو بونهام در یک حمله در فرانسه به شدت مجروح میشود و از بین اعضای بدنش - دستها، پاهای و صورتش - محروم میشود. او تنها با احساس لمس و شنیدن بیدار میماند و در تلاش است تا با کشیدن روی مغزش به زندگی بازگردد و با دیگران ارتباط برقرار کند. در طول داستان، جو به خاطراتش از خانواده و دوستانش پرداخته و به دنیای پیرامونش توجه میکند، در حالی که در تلاش برای ارتباط با جهان خارج از خود است.
خلاصه داستان: در این فیلم، کاراکتر اصلی، یک موتورسوار جوان به نام فورد، به طور اشتباه در یک جرم قتل متهم میشود و برای پاک کردن اسمش مجبور میشود به یک مسابقه خطرناک موتورسواری در جنگلها و بیابانها وارد شود. در این مسیر، او با چالشهای مختلفی از جمله دشمنان خطرناک و موانع طبیعی روبرو میشود و در نهایت با استفاده از مهارتهای خود و کمک دوستانش، موفق میشود حقیقت را آشکار کند و مجرم واقعی را شناسایی کند.
خلاصه داستان: در این فیلم انیمیشنی، تینکر بل در حال آمادهسازی جشن بزرگ سالانه جنیات است. او موظف است یک تاج گمشده را پیدا کند تا جشن را کامل کند. با کمک دوستانش، او در جستجوی تاج به ماجراهایی پر از هیجان و ماجراجویی میپردازد. در طول این سفر، او درسهای ارزشمندی درباره دوستی، شجاعت و اهمیت اعتماد به نفس میآموزد.
خلاصه داستان: در سال 1942، ژنرال اروین رومل، فرمانده نازی آلمان در شمال آفریقا، با نیروهای متفقین در جنگ جهانی دوم درگیر میشود. او با تاکتیکهای نظامی حرفهای خود، پیشروی متفقین را متوقف میکند و در نبردهای سختگیرانهای مانند نبرد العلمین، تلاش میکند تا پایگاههای متفقین را تصرف کند. اما با ورود ژنرال برنارد مونتگومری، فرمانده نیروهای بریتانیا، به میدان نبرد، رومل با چالشهای جدیدی روبرو میشود. در نهایت، با شکست در نبرد العلمین و کمبود منابع، رومل مجبور به عقبنشینی از شمال آفریقا میشود، تا پیش از اینکه نیروهای متفقین به سرزمین اصلی آلمان نزدیک شوند.
خلاصه داستان: در داستان "رییناس"، دو خواهر در پی یافتن راهی برای نجات مادرشان از بیماری مرگبار هستند. آنها به دنبال یک درمان عجیب و غریب هستند که ممکن است به آنها کمک کند. در طول سفرشان، آنها با چالشهای مختلفی مواجه میشوند و باید تصمیمات سختگیرانهای بگیرند. در نهایت، آنها میفهمند که قدرت واقعی در روابط خانوادگی و عشق به یکدیگر نهفته است.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از افسران ارتش آمریکا در یک ماموریت خطرناک در منطقهای در حال جنگ قرار میگیرند. آنها مجبور میشوند با استفاده از مهارتها و شجاعت خود، جان شهروندان بیگناه را نجات دهند و در مقابل نیروهای دشمن ایستادگی کنند. در این بین، یکی از افسران با مواجهه با گذشتهاش و تصمیمات سخت، باید تصمیم بگیرد که آیا آرزوی شجاعت واقعی را دارد یا خیر. در نهایت، آنها با همکاری و ایمان به هدف مشترک، به یک قهرمان واقعی تبدیل میشوند و تاریخ را با اقدامات شجاعانه خود به یادگار میگذارند.
خلاصه داستان: دختری معمولی در سنین نوجوانی در مدرسه تحصیل میکند و زندگی معمولی دارد. یک روز مادرش به او میگوید که او وارث تاج و تخت کشور کوچک ژنووی است و باید آماده شود تا پس از مرگ جدش پادشاه شود. او که نمیخواهد پادشاه شود تلاش میکند تا از این مسئولیت فرار کند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۴۰ در شهر حیدرآباد، یک داستان عاشقانه و دراماتیک در جریان است که در پس زمینه تقسیم هند رخ میدهد. رواقی، دختری از خانواده ثروتمند، عاشق زلفی بارگه میشود، اما زندگی او با آمدن دیوالی بارگه، برادر زلفی، به هم میریزد. دیوالی، که از گذشتهای دردناک رنج میبرد، به شهر میآید و روابط پیچیدهای را آغاز میکند که منجر به خیانت، درد و از هم پاشیدگی خانوادههایی میشود که تا به حال پایدار به نظر میرسیدند. در حینی که شهر در آستانه تقسیم قرار دارد، رواقی و دیوالی مجبور میشوند با عشق، وفاداری و قربانی در یک دنیای در حال تغییر مواجه شوند.
خلاصه داستان: زندگی مشترک یک زوج در نیویورک در حالی که دوستانشان طلاق میگیرند، به چالش کشیده میشود. رابرت و سالی، زوجی در اواسط سیسالگی، پس از 12 سال ازدواج، با مشکلاتی روبرو میشوند که به فکر جدایی میاندازند. در همین حال، دوستانشان جک و سام، پس از 6 سال ازدواج، نیز تصمیم به جدایی میگیرند. این رویدادها باعث میشود رابرت و سالی به رابطهشان دوباره فکر کنند و به دنبال راه حلی برای مشکلاتشان باشند. در این بین، رابرت با یک دانشجوی جوان آشنا میشود و سالی با یک هنرمند. این روابط جدید باعث میشود آنها به درک عمیقتری از نیازها و آرزوهایشان دست یابند و در نهایت تصمیم بگیرند که آیا میخواهند با هم ادامه دهند یا جدا شوند.
خلاصه داستان: یک مرد جوان به نام دیوید راک (دنیل رادکلیف) کشف میکند که قدرت جهشی دارد که به او امکان میدهد در هر نقطهای از جهان تلهکبی کند. او این قدرت را برای دزدی و زندگی لوکس استفاده میکند، اما زندگیاش وقتی تغییر میکند که متوجه میشود یک گروه مخفی به نام "پالسکشها" به دنبال او هستند و او را به عنوان تهدیدی برای بشریت میبینند. دیوید باید با کمک یک جهشدهنده دیگر به نام گریفین (جیمی بل)، نه تنها از دست این گروه فرار کند، بلکه رازهایی را درباره گذشتهاش و هویت واقعی خود کشف کند.