خلاصه داستان: در این فیلم، یک مأمور پلیس که دچار استرس پس از سانحه شد، به یکی از بیمارستانهای روانی اعزام میشود. او در آنجا با یک مریضی مواجه میشود که ادعا میکند قاتلی خطرناک است. مأمور پلیس باید تعیین کند که آیا این مریض واقعاً قاتل است یا اینکه او خودش دچار توهم شده و باید با خطراتی که در این بیمارستان وجود دارد، مقابله کند. در طول داستان، او با خطراتی رو در رو میشود که ممکن است جانش را به خطر بیندازند.
خلاصه داستان: در یک مهمت بحرانی، یک تیم از ناوگان دریایی آمریکا به یک جزیره دورافتاده اعزام میشود تا یک تهدید ناشناخته را مهار کنند. آنها به زودی میفهمند که جزیره مسکونی از موجودات مرموز و خطرناکی پر شده است که به تدریج تیم را تضعیف میکنند. در حالی که اعضای تیم با ترس و شک در خود و یکدیگر دست و پنجه مینازند، باید با استفاده از تجهیزات محدود و هوش جمعی خود، نجات خود را از دام این موجودات مرموز تضمین کنند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۵، یک مرد جوان در تهران با مشکلات مالی و اجتماعی روبرو میشود و برای تأمین هزینههای زندگی مجبور میشود به یک شغل غیرمنتظره بپردازد. او به عنوان یک پلیس راهنمایی و رانندگی در خیابانهای شلوغ تهران مشغول به کار میشود و با مواجه شدن با شخصیتهای متنوع و شرایط غیرمنتظره، به تأمل در زندگی و جامعه خود پرداخته و تصمیماتی حیاتی برای آیندهاش میگیرد.
خلاصه داستان: دو دوست جوان به نامهای دَنت و رَندل در یک روز معمولی در فروشگاههایشان مشغول کار هستند. دَنت در فروشگاه مواد غذایی و رَندل در فروشگاه اجاره فیلم. آنها با مشتریان عجیب و غریب، مشکلات شخصی و بحثهای بیربط به سرگرمی مشغولند. در طول روز، آنها به یادآوری رابطههای گذشته، برنامهریزی برای آینده و سرگرمی با بازیهای کامپیوتری میپردازند. این فیلم سیاهوسفید به تصویر کشیدن زندگی معمولی دو نوجوان در شهر کوچک است که با تمسخر و طنز به برخی از جنبههای جامعه اشاره میکند.
خلاصه داستان: در سال 1975، در یک شهر کوچک، دو نفر که سالها پیش عاشق یکدیگر بودند، پس از سالها جدایی، به طور تصادفی دوباره ملاقات میکنند. این ملاقات باعث میشود خاطرات قدیمی و احساسات مدفون شده در آنها بیدار شود. آنها مجبور میشوند با تصمیمات گذشته و تغییراتی که در زندگی هر کدام رخ داده است، مواجه شوند. در حالی که زمان و تجربیات زندگی آنها را متفاوت کرده است، آیا میتوانند دوباره به عشقی که از دست دادهاند، دست یابند؟
خلاصه داستان: بعد از بمباران سرزمین زیرزمینی، للوش برادرش نانلی و دوستش سوزاکو را به سلامت به سطح زمین میبرد. در حالی که للوش و سوزاکو در یک ماموریت نظامی مشغول هستند، نانلی و رویو به دیدار از دوست قدیمی خود لامپروورگ میروند. اما این دیدار به فاجعهای تبدیل میشود و نانلی و رویو از سوی یک گروه تروریستی ربوده میشوند. للوش و سوزاکو برای نجات آنها به ماموریت میروند و با یک توطئه خطرناک مواجه میشوند که میتواند سرنوشت جهان را تغییر دهد.
خلاصه داستان: در سال 2009، در سان خوزه، یک راننده تاکسی ۷۱ ساله به نام لونگ نگوین به طور تصادفی درگیر یک سرقت خطرناک میشود. او مجبور میشود سه جوان متهم را به یک هتل در کوهها براند، جایی که او به عنوان اسیر در اختیار آنها قرار میگیرد. در طول این سفر، روابط پیچیدهای بین اسیر و اسیران شکل میگیرد و لونگ مجبور میشود با ترس و تنهایی خود مقابله کند.
خلاصه داستان: در دنیای آیندهای که دولتها به شدت کنترل بر محتوای رسانهای دارند، یک مادر مجرد به نام آنیا به عنوان یک سانسورگر در یک استودیوی فیلمسازی مشغول به کار میشود. وظیفه او بررسی و حذف هرگونه محتوای خشونتآمیز یا غیراخلاقی از فیلمها است. اما زندگی او به لحظهای حیاتی میرسد که پسرش درگیر یک حادثه مرموز میشود و او مجبور میشود به دنیای واقعی خشونت و فساد وارد شود تا او را نجات دهد. این سفر او را به چالشهایی میکشاند که هرگز تصورش را نمیکرده و مجبور میشود تصمیمات سختگیرانهای را درباره اخلاق و مرزهای شخصیاش بگیرد.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از افسران نظامی و دانشمندان در یک پایگاه نظامی دورافتاده با یک قدرت مرموز و خطرناک مواجه میشوند که باعث وحشت و مرگ در میان آنها میشود. این قدرت، که ظاهراً از یک رویداد غیرقابل توضیح ناشی شده، به سرعت در حال گسترش و تهدید امنیت جهانی است. تیم باید با استفاده از دانش و تجهیزات پیشرفته خود، راز این پدیده مرموز را کشف و راهی برای مقابله با آن پیدا کنند. در حالی که زمان در حال اتمام است و مرز بین واقعیت و وهم در حال محو شدن است، آنها باید با ترس و شک خود مقابله کنند تا بتوانند این تهدید مرموز را از بین ببرند.
خلاصه داستان: پیرمردی که سابقهای طولانی در سرقت بانک دارد، به دلیل بیماریای ناگهانی در بیمارستان بستری میشود. جوانی که به عنوان پرستار با او کار میکند، شک میکند که این بیماری واقعی نیست و پیرمرد فقط تظاهر میکند. او تصمیم میگیرد با کمک دوستش، پیرمرد را به یک سرقت بانک جدید فریب دهد تا حقیقت را کشف کند.