خلاصه داستان: در سال 2025، در شهری کوچک در آمریکا، یک جوان نابغه به نام جک، پس از کشف یک ماده شیمیایی مرموز، تواناییهای فوقالعادهای کسب میکند که باعث تغییرات شگرفی در زندگی اطرافیانش میشود. او با کمک دوستانش، تلاش میکند تا از این تواناییها برای خیریت جامعه استفاده کند، اما با ظهور یک گروه تروریستی که قصد استفاده از ماده شیمیایی برای اهداف شرور دارد، مواجه میشود. جک باید تصمیم بگیرد که آیا قدرتهای جدیدش را برای مبارزه با شر یا حفظ امنیت دوستانش به کار ببرد.
خلاصه داستان: فرانسیس اومت، یک جوان آمریکایی با استعداد در ورزش گلف، به عنوان نخستین بازیکن آماتور در تاریخ مسابقات بزرگ گلف، به چالش پذیرفتن قهرمان مدافع عنوان، هری واردن، میپردازد. این مسابقه تاریخی در سال 1913 رخ میدهد و نبرد فرانسیس با واردن، یکی از پرطرفدارترین و مهمترین رویدادهای ورزشی قرن بیستم محسوب میشود.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۷۰، یک پسر نوجوان به نام جرمی رید (جری بلوم) در یک روست کوچک زندگی میکند. او به دلیل پوست سفید و موهای بلوندش، لقب «پودر» را به دست آورده است. جرمی از هوش فراوانی برخوردار است و قدرت خاصی دارد: او میتواند با نیروی ذهن خود، اجسام را به حرکت درآورد و حتی فکر و احساسات دیگران را بخواند. این تواناییهای او باعث میشود که مردم روستا او را ترسیده و دور کنند. اما وقتی جرمی با یک معلم جدید آشنا میشود که به او اعتماد میکند، او شروع به کشف هویت واقعی خود و هدف از زندگیاش میکند. در نهایت، جرمی با استفاده از قدرتهایش، به دیگران کمک میکند و به آنها آموزش میدهد که چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و با ترس و تنفر مقابله کنند.
خلاصه داستان: Don Baker, a blind man, moves into his own apartment in San Francisco to gain independence from his overprotective mother. His new neighbor, Jill Tanner, a free-spirited aspiring actress, becomes his friend and eventually his love interest. As their relationship develops, they both learn valuable lessons about trust, freedom, and the challenges of living with a disability. Don's mother, however, struggles to accept his newfound independence and the unconventional nature of his relationship with Jill.
خلاصه داستان: در این فیلم کمدی تلخ، اولین بار در سال 1989، زندگی یک زوج ثروتمند به نام "جان" و "باربارا روز" به طور نمایشی به تصویر کشیده شده است. پس از سالها ازدواج، زندگی مشترک آنها به یک مسابقه خشونتآمیز تبدیل میشود تا هر یک از آنها بتواند خانه زندگی مشترک را به تصرف خود درآورد. در حالی که ازدواج آنها به تدریج از بین میرود، هر دو برای بدست آوردن خانهای که دوستش دارند، به هر حد و اندازهای حاضرند رقابت کنند و این رقابت به یک جنگ کامل تبدیل میشود که نتایج غیرمنتظرهای را به همراه دارد.
خلاصه داستان: در سال 1977 در جنوب آمریکا، دختری خیالپرداز به نام کریستال ستارلایت به همراه دوستانش تصمیم میگیرند تا در مسابقهای برای انتخاب نمونهای از صدای انسان برای فضا شرکت کنند و به این ترتیب بتوانند روی زمین گذاشته شوند. آنها با موانع زیادی مواجه میشوند، اما با پشتکار و اعتماد به نفس، به دنبال رویای خود هستند.
خلاصه داستان: در دوران جنگ جهانی دوم، یک گروه از زندانیان یهودی در اردوگاههای نازی به عنوان "مزوران" انتخاب میشوند تا اسکناس اروپا را جعل کنند و اقتصاد متفقین را تضعیف کنند. مارکوس، یک مزور حرفهای، مجبور میشود با همکاری با نازیها زندگی خود را نجات دهد، اما این همکاری اخلاقیاش را به چالش میکشد. در حالی که زندانیان دیگر در اردوگاهها شکنجه میشوند، او باید بین زنده ماندن و خیانت به مردمش انتخاب کند.
خلاصه داستان: جین و کیل، زوجی در حال تعطیلات در ساحل، در یک طوفان شدید دریا گرفتار میشوند و قایقشان به یک جزیره کوچک میرسد. آنها به سرعت متوجه میشوند که در معرض خطر یک کوسه خشمگین قرار دارند و برای نجات جان خود باید با این تهدید مرگبار مقابله کنند. در حالی که امید به نجات کمتر میشود، جین و کیل مجبور میشوند با شجاعت و هوشمندی خود را در برابر این دشمن طبیعی تسلیح کنند.
خلاصه داستان: در سال 1980، فیلمی جنایی و درام در لندن، انگلستان، رخ میدهد. هارولد شاپلند، یک قدرتمند جنایی محلی، در حال تکمیل یک معامله تجاری بزرگ است که قرار است ثروت و قدرت او را به سطح جدیدی برساند. اما درست در همان زمان، اعضای تیم او به طرز مرموزی کشته میشوند و ماشینهایشان منفجر میگردند. هارولد با عصبانیت و تشویش، به دنبال کشف عامل این حملات میافتد و به زودی میفهمد که یک گروه IRA در تلاش برای انتقام هستند. در حالی که زندگی و امپراتوری جناییاش در خطر است، هارولد مجبور میشود با این واقعیت روبرو شود که قدرت واقعی ممکن است بیش از آنچه تصور میکرد، دستنایافتنی باشد.
خلاصه داستان: خلیل، یک مهاجر سوری، در ترکیه به دنبال فرار از جنگ و خشونت، به فنلاند میآید. او در پناهگاهی در هلسینکی متوقف میشود و سپس به دنبال پناهندگی در این کشور میرود. در همین حال، ویلکو، یک مرد میانهسال فنلاندی، به دنبال شروع یک زندگی جدید در رستوران خود، "The Golden Pint"، است. داستان دو شخصیت اصلی این فیلم در حالی که هر یک به دنبال امید و آیندهای بهتر هستند، به هم پیوند میخورند و روابط جدیدی شکل میگیرد.