خلاصه داستان: داستان درباره زندگی و مبارزات نه سرباز کره جنوبی در طول جنگ کره است که در سال 1950 شروع شد. این سریال روی گروهی از سربازان به رهبری گروهبان لی هیون-جونگ تمرکز داره که در ماموریتهای خطرناک و پرهیجان با ارتش کره شمالی و سرویس مخفی اونا روبهرو میشن. اونا با سختیهایی مثل درد، زخم، اسارت و خیانت دست و پنجه نرم میکنن. این سریال که به مناسبت شصتمین سالگرد جنگ کره ساخته شده، تلاش داره با نشون دادن هر دو طرف جنگ، پیامی ضدجنگ بده و در عین حال زیبایی طبیعت کره رو در کنار وحشت جنگ به تصویر بکشه.
خلاصه داستان: داستان درباره یک پسر 19 ساله به نام میونگ-هون است که بعد از ماموریت ناموفق جاسوسی پدرش در کره شمالی، به همراه خواهر کوچیکترش به یه اردوگاه کار اجباری فرستاده میشه. برای نجات خواهرش، اون داوطلب میشه که به عنوان جاسوس به کره جنوبی بره. اونجا به عنوان یه پناهنده وارد دبیرستان میشه و با دختری به نام هه-این آشنا میشه که از قلدرها نجاتش میده. در حالی که سعی داره ماموریتش رو انجام بده، هم دولت کره جنوبی دنبالش میافته و هم یه قاتل از کره شمالی براش فرستاده میشه. این فیلم پر از اکشن و احساساته که مبارزه میونگ-هون برای زنده موندن و نجات خواهرش رو نشون میده.
خلاصه داستان: داستان درباره دو خانواده و دو زن است که به طور غیرمنتظرهای هویت دخترهاشون عوض میشه. جانگ بو-ری، دختری که تو یه خانواده فقیر بزرگ شده، یهو متوجه میشه که در واقع متعلق به یه خانواده ثروتمنده. از اون طرف، یون مین-جونگ که تو ناز و نعمت بزرگ شده، مجبور میشه با زندگی فقیرانه کنار بیاد. این سریال پر از درام خانوادگی، رقابت بر سر هنر هانبوک و تلاش برای پیدا کردن هویت واقعیه. بو-ری با قلب مهربونش سعی میکنه با گذشته و حال کنار بیاد، در حالی که مین-جونگ با نقشههای شرورانهاش همه چیز رو به هم میریزه.
خلاصه داستان: داستان درباره یک کمدین شکستخورده به نام یونگ-سئوک است که بعد از سالها به زادگاهش برمیگرده تا در مراسم خاکسپاری پدرش شرکت کنه. اون که از زندگی شهری خسته شده، با بازگشت به روستای کوچکش با خاطرات گذشته و آدمای قدیمی روبهرو میشه. اما به زودی درگیر ماجراهای غیرمنتظرهای میشه که زندگیش رو تغییر میده. این فیلم ترکیبی از کمدی تلخ و درام خانوادگیه که زندگی روستایی و روابط انسانی رو نشون میده.
خلاصه داستان: داستان درباره دو نفر به نامهای یون نا-مو و گیل ناک-وون است که در کودکی اولین عشق همدیگه بودن. نا-مو پسری ساکت و مرموز بود که پدرش یک قاتل زنجیرهای روانی بود، و ناک-وون دختری شاد و پر از محبت، فرزند یک بازیگر معروف. عشقشون با قتل پدر و مادر ناک-وون به دست پدر نا-مو به پایان میرسه. سالها بعد، نا-مو که حالا چائه دو-جین نام داره، یک کاراگاه شده و ناک-وون که حالا هان جائه-یی هست، بازیگریه که با گذشته دردناکش کنار میاد. اونا دوباره همدیگه رو پیدا میکنن و سعی میکنن زخمهاشون رو التیام بدن.
خلاصه داستان: داستان درباره گرین است که به طور اتفاقی وارد یک باشگاه تبلیغاتی میشه که اصلاً بهش فکر نمیکرد. اونجا با دو هون، رئیس باشگاهی که همهچیز توش عالیه، آشنا میشه. این دو نفر با هم ملاقات میکنن و در کنار هم رشد میکنن. این سریال کوتاه درباره زندگی دانشگاهی، دوستی و تجربههای جدیده که با لحظات طنز و احساسی همراهه.
خلاصه داستان: داستان درباره یک دزد حرفهای به نام دونگ-گو است که به همراه تیمی از متخصصان، نقشه میکشه تا گنجینهای باستانی رو از زیر زمینهای سئول بدزده. اونا با چالشهای مختلفی مثل تلههای قدیمی، نگهبانان و رقبای دیگه روبهرو میشن. این فیلم ترکیبی از ماجراجویی، کمدی و هیجانه که با ریتم سریع و شخصیتهای جذاب پیش میره و تلاش این گروه برای رسیدن به هدفشون رو نشون میده.
خلاصه داستان: "کارآموز خونسرد" داستان گو ههرا رو روایت میکنه، یه زن تو چهلسالگیش که بعد از ۷ سال دوری از کار، بهعنوان کارآموز به دنیای کار برمیگرده. اون که قبلاً توی یه شرکت بزرگ کار میکرد، حالا با پیشنهاد چوی جیوون، همکار سابقش، وارد یه موقعیت عجیب میشه: اخراج مادرای شاغل. ههرا که شوهرش بیکار شده، چارهای جز قبول این کار نداره، اما وقتی جیوون خودش حامله میشه، همهچیز بههم میریزه.
خلاصه داستان: "کارآموز خونسرد" داستان گو ههرا رو روایت میکنه، یه زن تو چهلسالگیش که بعد از ۷ سال دوری از کار، بهعنوان کارآموز به دنیای کار برمیگرده. اون که قبلاً توی یه شرکت بزرگ کار میکرد، حالا با پیشنهاد چوی جیوون، همکار سابقش، وارد یه موقعیت عجیب میشه: اخراج مادرای شاغل. ههرا که شوهرش بیکار شده، چارهای جز قبول این کار نداره، اما وقتی جیوون خودش حامله میشه، همهچیز بههم میریزه.
خلاصه داستان: "دختر لاکر سکهای" داستان ایل یونگ رو روایت میکنه، یه نوزاد که سال ۱۹۹۶ توی یه لاکر سکهای توی ایستگاه قطار سئول غربی پیدا میشه. یه گدا اونو برمیداره و اسمش رو ایل یونگ میذاره، ولی وقتی ۱۰ سالش میشه، یه کارآگاه فاسد اونو به زنی که فقط "مادر" صداش میکنن میفروشه. مادر، رئیس یه باند وامخواری و قاچاق اعضای بدن توی چایناتاون اینچئونه، ایل یونگ رو بزرگ میکنه تا یه مأمور وفادار بشه. اما وقتی ایل یونگ با یه زندگی معمولیتر آشنا میشه، وفاداریش به مادر کم میشه و یه جنگ خونین شروع میشه.