خلاصه داستان: داستان درباره یه جراح ماهر به نام لی هه-سونگ است که توی بیمارستان کار میکنه و با مشکلات زیادی روبهروئه، چون همیشه به فکر بیماراشه نه قوانین. وقتی یه زلزله بزرگ سئول رو نابود میکنه، بیمارستانش پر از مجروح میشه و سیستم پزشکی به هم میریزه. هه-سونگ با یه تیم از دکترا و امدادگرا، مثل هان وو-جین و جونگ دول-می، توی شرایط بحرانی سعی میکنن زندگی آدما رو نجات بدن. این سریال پر از لحظههای پرتنش و احساساتیه که شجاعت و فداکاری کادر پزشکی رو نشون میده.
خلاصه داستان: داستان درباره یه آژانس عجیب به نام آژانس سیرانو است که به آدما کمک میکنه تا عشقشون رو به دست بیارن. این گروه که مثل یه تیم تئاتر عمل میکنه، با نقشههای دقیق و خلاقانه، مشتریهاشون رو توی موقعیتهای عاشقانه قرار میده. همه چیز خوب پیش میره تا وقتی که یه مشتری جدید به نام سانگ-یونگ میاد و از اونا میخواد بهش کمک کنن تا قلب یه زن به نام هی-جونگ رو به دست بیاره. مشکل اینجاست که رئیس آژانس، بیونگ-هون، خودش عاشق هی-جونگ میشه و این ماجرا همه چیز رو به هم میریزه. این فیلم یه کمدی رمانتیک با پیچشهای احساسیه.
خلاصه داستان: "بانوی مجرد حیلهگر" داستان نا آئهرا رو روایت میکنه، یه زن جوون که بعد از طلاق از شوهرش، چا جونگ وو، با زندگی سخت روبهرو میشه. جونگ وو که یه مهندس ساده بود، بعد از جدایی یه شرکت IT موفق راه میندازه و ثروتمند میشه. آئهرا که از موفقیتش خبر داره، تصمیم میگیره دوباره بهعنوان کارآموز توی شرکتش کار کنه تا هم انتقام بگیره هم قلبش رو پس بگیره. این سریال پر از کمدی، عشق و نقشههای زیرکانهست.
خلاصه داستان: "کاخ خونین" داستان جو سو یونگ رو روایت میکنه، یه کنیز زیبا اما شرور توی دربار سلطنتی که میخواد با استفاده از جذابیت و هوشش توجه پادشاه اینجو رو جلب کنه و قدرت چوسان رو به دست بگیره. اون که از یه طبقه پایین به دنیا اومده، با موفقیت بین پادشاه و ولیعهد سو هیون فاصله میندازه، اما وقتی به هدفش میرسه، یه جنگ خونین برای نگه داشتن قدرتش شروع میشه.
خلاصه داستان: "شهر بیرحم" داستان جونگ شی هیون رو روایت میکنه، یه مأمور مخفی که با اسم "پسر دکتر" توی دنیای زیرزمینی مواد مخدر کار میکنه تا انتقام مرگ مادرش رو بگیره. اون با یون سو مین، یه پلیس تازهکار که دنبال قاتل خواهرشه، روبهرو میشه. این دو توی یه دنیای پر از خیانت، عشق و جنایت گیر میافتن، جایی که نمیدونن کی دوست و کی دشمنه. سریال پر از پیچشهای داستانی و تنشهای احساسیه.
خلاصه داستان: "تقاطع بیسترو" داستان پنج زن با پیشینههای متفاوت رو روایت میکنه که با هم یه رستوران به اسم "بی زه نان یوان" توی پکن باز میکنن. یو شانشان، بزرگترین سهامدار، دوستای صمیمیش رو دور هم جمع میکنه: بائو شوی، یه بازیگر ناشناخته خوشبین، و دای شیائو یو، که از خارج برگشته و دخترعموی بائوئه. این دو بعد از دیدار دوباره، زندگی پر از شوخی و خنده رو شروع میکنن. دو سهامدار دیگه، سی منگ، یه خونهدار، و فنگ شی، که بهخاطر عشق به پکن اومده، هم نقش مهمی دارن. این پنج نفر توی این مسیر بزرگ میشن، عشق پیدا میکنن و دوستیشون رو محکمتر میکنن.
خلاصه داستان: "آتش متقاطع" داستان دو گیمر جوون به اسمهای لو شیاو بی و شیاو فنگ رو روایت میکنه که توی دو زمان مختلف—۲۰۰۸ و ۲۰۱۹—زندگی میکنن، اما توی بازی "کراس فایر" به هم وصل میشن. شیاو فنگ توی سال ۲۰۰۸ کاپیتان یه تیم esportsه که داره با مشکلات تیمش میجنگه، و لو شیاو بی توی ۲۰۱۹ یه نابغه بازیه که بهخاطر یه تصادف روی ویلچره. این دو با هم دوست میشن و توی زمان و مکان به هم کمک میکنن تا رویاهاشون رو دنبال کنن.
خلاصه داستان: "صلیب" داستان کانگ اینگیو رو روایت میکنه، یه پزشک نابغه که پدرش ۱۳ سال پیش به قتل رسیده. اون برای گرفتن انتقام از قاتل، پزشکی رو انتخاب میکنه و داوطلبانه توی زندان کار میکنه، جایی که قاتل پدرش زندانیه. توی این مسیر، با گو جونگهون، یه جراح معروف، و گو جیاین، هماهنگکننده پیوند اعضا، همراه میشه و با رازهای تاریک و پیچیده روبهرو میشه.
خلاصه داستان: "تمساح و پرنده کاکلدار" داستان لی نانان رو روایت میکنه، یه دختر جوون از یه شهر کوچیک که عاشق فرهنگ سنتی چین و معماریه. اون برای تحصیل توی دانشگاه بوردو توی فرانسه میره و بهطور اتفاقی به یه گروه تحقیق حیوانات ملحق میشه. اونجا با جو اروِن، یه نابغه معماری که به حفظ محیط زیست اعتقاد داره، آشنا میشه. این دو اول با هم کلکل دارن، چون دیدگاههاشون توی معماری متفاوته، ولی کمکم با کمک دوستشون گائو مو، به هم نزدیک میشن و عشقشون توی یه پروژه بزرگ معماری شکوفا میشه.
خلاصه داستان: "ذهنهای جنایتکار" داستان یه تیم از پروفایلرهای جنایی توی کره رو روایت میکنه که توی NCI (مرکز ملی اطلاعات جنایی) کار میکنن. کیم هیون جون، یه کارآگاه خشن و غریزی، و کانگ کی هیونگ، رئیس تیم که یه تحلیلگر باهوشه، با هم قاتلای زنجیرهای رو شکار میکنن. اونا با کمک هان سونگ می، یه متخصص رفتارشناسی، ذهن جنایتکارا رو میخونن و توی یه دنیای پر از تنش و خطر، عدالت رو دنبال میکنن.