خلاصه داستان: داستان درباره تیم ویژهای از مأموران NCIS به رهبری لروی جترو گیبز (مارک هارمون) است که جرایم مربوط به نیروی دریایی و تفنگداران دریایی آمریکا (قتل، جاسوسی، تروریسم، دزدی، خیانت و...) را بررسی میکنند. هر قسمت یک پرونده مستقل (Case of the Week) دارد، اما خط داستانی کلی شامل روابط تیم، گذشته تاریک گیبز، رازهای شخصی اعضای تیم و مسائل امنیتی ملی است.
خلاصه داستان: سنیها (با بازی اوزگو نامال) زنی است که در خانواده ثروتمند اما سرد و بیعاطفه پاشازاده بزرگ شده. از کودکی مورد بیتوجهی مادرش قرار گرفته و همیشه در سایه برادرش هالیت (که مورد توجه کامل خانواده است) مانده. حسادت عمیق او نسبت به برادر و احساس بیارزشی، به مرور به انتقام و تغییر سرنوشت تمام خانواده تبدیل میشود.
داستان پر از رازهای خانوادگی، روابط پیچیده، خیانت، قدرتطلبی و روانشناسی تاریک حسادت است که از رمانی کلاسیک به همین نام نوشته ناهید صرّی اوریک اقتباس شده.
خلاصه داستان: سلیم (باریش آردوچ)، وکیل موفق و مدیر حقوقی شرکت بزرگ آکسل، با میرا (هانده ارچل)، وارث ثروتمند و قدرتمند این خانواده، ازدواج کرده است. ازدواجشان ابتدا مثل یک داستان عاشقانه بود، اما بعد از چند سال به سردی و فاصله عاطفی کشیده شده و در آستانه طلاق هستند.
تا اینکه سلیم متوجه میشود میرا به یک بیماری لاعلاج و مرگبار مبتلا است. این خبر همه چیز را تغییر میدهد؛ سلیم تصمیم میگیرد برای نجات ازدواج و جلب محبت همسرش تلاش کند. در این مسیر، با رازهای خانوادگی، فشارهای تجاری، خیانتها، عشقهای گذشته و تضادهای درونی روبرو میشوند.
خلاصه داستان: آزرا (سیمای بارلاس) در ظاهر زنی خوشبخت با زندگی اشرافی در کنار همسر ثروتمندش امیرهان (اونور تونا) است، اما در واقع در یک ازدواج سمی، کنترلگر و پر از خشونت روانی گرفتار شده. وقتی تلاشش برای فرار با دختر کوچکش شکست میخورد، با کمک جراحی پلاستیک چهرهاش را کاملاً تغییر میدهد و با هویتی جدید به زندگی سابقش بازمیگردد تا دخترش را نجات دهد و انتقام بگیرد.
خلاصه داستان: مادرم آنکارا (Annem Ankara / My Mother's Tale) سریال درام ترکی ۲۰۲۴–۲۰۲۵ محصول شبکه Kanal D، بر اساس یک داستان واقعی.
زحال (با بازی برگوزار کورل)، مادر سه پسر و افسر بازنشسته، پس از کشف خیانت همسرش حسن (مهمت گونسور)، زندگیاش به هم میریزد. حسن مردی سرد، آسیبدیده از کودکی و فاصلهگرفته است. زحال که همیشه زن قوی و مستقلی بوده، حالا باید به تنهایی با مشکلات مالی، تربیت سه فرزند، فشارهای اجتماعی و تلاش برای بازسازی زندگیاش مبارزه کند.
داستان از زبان پسر میانی (باشار) روایت میشود و زندگی سخت یک مادر فداکار در آنکارای دهه ۹۰ و دوران معاصر را نشان میدهد. پر از احساسات خانوادگی، درد، امید، resilience و سختیهای زندگی روزمره.
خلاصه داستان: داستان در سواحل خشن و طوفانی دریای سیاه (ترابزون) میگذرد و حول دو خانواده دشمن — کوچاریها (Koçari) و فورتونالیها (Furtuna) — که سالهاست در خونریزی و کینه قدیمی گیر کردهاند، میچرخد.
عادل کوچاری (اولاش تونا آستپه) و اسمه فورتونا (دنیز بایسال) سالها پیش عاشق هم شدند، اما دشمنی خانوادهها و حوادث تلخ (از جمله از دست دادن فرزندشان) آنها را از هم جدا کرد. حالا با ورود النی (دختر گمشدهشان که از یونان آمده)، رازهای قدیمی فاش میشود، عشق قدیمی دوباره شعلهور میگردد و جنگ بین دو خانواده به اوج میرسد.
سریال پر از عشق ممنوعه، انتقام، خیانت خانوادگی، رازهای تلخ و درام احساسی است.
خلاصه داستان: سریال «یک» یک درام روانشناختی و عاشقانه ترکیهای است که با پرداختن به احساساتی مانند حسادت، عشق، جاهطلبی و رقابت، مخاطب را وارد دنیایی پر از تنش و پیچیدگیهای عاطفی میکند. داستان این مجموعه حول زندگی سه شخصیت اصلی به نامهای الهه، ساواش و میرای شکل میگیرد.
الهه و میرای دو دوست صمیمی هستند که از دوران کودکی در کنار یکدیگر بزرگ شدهاند و رابطهای عمیق و نزدیک دارند. اما ورود ساواش، مردی جذاب، مرموز و تأثیرگذار، تعادل زندگی آنها را بر هم میزند. با شکلگیری احساسات متفاوت میان این سه نفر، روابط دوستانه جای خود را به رقابت، سوءتفاهم و کشمکشهای احساسی میدهد و هر یک از آنها درگیر تصمیمهایی میشوند که سرنوشتشان را تغییر خواهد داد.
این سریال با روایت پرکشش و فضای روانشناختی خود، به بررسی تأثیر عشق و حسادت بر روابط انسانی پرداخته و داستانی پر از راز، احساس و فراز و نشیب را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: داستان حول ارْتان آیدین (بوراک دنیز)، وکیل موفق و باهوش استانبول میچرخد که همراه پدرش قدیر (حالوک بیلگینر) گاهی از ترفندها و روشهای خاکستری برای برنده شدن در دادگاهها استفاده میکنند. وقتی ارتان برای حل یک پرونده پیچیده و مهم یک تاجر قدرتمند (هیدایت کوتمان) نیاز به کمک دارد، با آسیا (هلال آلتینبیلک) — زنی باهوش، فقیر و استاد کلاهبرداری که برای نجات خانوادهاش دست به هر نقشهای میزند — آشنا میشود.
این همکاری خطرناک آنها را وارد بازی پر از فریب، رازهای خانوادگی، خیانت، انتقام و تعارضات اخلاقی میکند. در این داستان «همه یک کلاهبردارند» و مرز بین حقیقت و دروغ، قانون و جرم محو شده است.
خلاصه داستان: فضیلت خانم (نازان کسال)، مادری جاهطلب و ناامید از فقر، پس از مرگ همسرش با دو دخترش هازان (دنیز بایسال) و اِجه (آفرا ساراچ اوغلو) زندگی سختی دارد. او تمام عمر آرزوی ثروت و زندگی اشرافی داشته و حالا دخترانش را وسیلهای برای رسیدن به این هدف میبیند.
فضیلت با فشار بر دختر کوچکتر (اِجه) او را به دنیای مدلینگ و شهرت میکشاند. در این مسیر، خانواده با خانواده ثروتمند و بانفوذ اگمن آشنا میشوند. هازان (دختر بزرگتر که مربی ورزشی است و با مادرش رابطه سردی دارد) ناخواسته عاشق سینان (آلپ ناوروز)، پسر پولدار و لوس خانواده اگمن میشود. این آشنایی رازهای خانوادگی، عشقهای پیچیده، رقابت، خیانت و انتقام را بین دو خانواده شعلهور میکند.
خلاصه داستان: حیدر علی (دنیز جان آکتاش)، مردی که پس از سالها برای انتقام قتل خانوادهاش، قاتل را میکشد و به زندان میافتد. در زندان وارد یکی از خطرناکترین کارتلهای زیرزمینی (یeraltı) ترکیه به رهبری بوزو (از خانواده هاناوغلو) میشود.
سه سال بعد وقتی آزاد میشود، با ضربه بزرگتری روبرو میشود: زنی که عاشقش بوده و هرگز فراموش نکرده (جیلان با بازی دولریم اوزکان)، حالا همسر نزدیکترین مرد به او شده است. این موضوع باعث درگیری عمیق بین عشق، وفاداری، خیانت، انتقام و بقا در دنیای تاریک مافیا میشود.