خلاصه داستان: یون هه جین (Shin Min Ah) یک دندان پزشک، زنی زیبا و باهوش است. او پس از گذراندن موانع مختلف و بهم خوردن برنامه و اهداف زندگیش، به روستای ساحلی گونگجین می رود و در آنجا با آقای هونگ آشنا می شود. هونگ دو شیک (Kim Seon Ho) که در روستا به آقای هونگ معروف است در ظاهر بدون شغل و بیکار است اما استاد انجام دادن کارهای مختلف و عجیب است و هر کسی در روستا به کمک نیاز داشته باشد او همواره برای رفع مشکل حضور دارد…
خلاصه داستان: سریال درباره متخصصین حرفه ای است که توسط FBI گرد هم میان تا یک قاتل زنجیره ای را گیر بیاندازند..یک تفاوت اصلی این سریال با سریالهای پلیسی این است که آن اتفاقی که شما فکر می کنید می افته اتفاقا نمی یفته ... بیشتر از اینکه به تجهیزات وابسته باشه به قدرت های فردی و روانی افراد وابسته هست..بر روی شخصیت ها و رابطه اونها تاکید زیادی شده و تقریبا همه شخصیت ها جذاب هستند...و در پایان کلیت سریال برای کسانی که از رشته روانشناسی جنایی اطلاعی ندارند یا می خواهند اطلاع پیدا کنند بسیار جذاب است چون رویه ای کاملا متفاوت برای کشف جرم را به ما نشان میدهد...
خلاصه داستان: "گلیات" داستان بیلی مکبراید رو روایت میکنه، یه وکیل بااستعداد که از یه شرکت حقوقی بزرگ که خودش تأسیسش کرده بود اخراج شده و حالا بهعنوان یه وکیل خیابونی روزگار میگذرونه. وقتی یه پرونده مرگ غیرعادی بهش پیشنهاد میشه، بیلی با تیمش وارد یه نبرد حقوقی میشه که یه توطئه بزرگ رو فاش میکنه. این سریال توی چهار فصل، بیلی رو توی مبارزه با غولهای حقوقی و شخصی دنبال میکنه، از جمله شرکت قدیمی خودش، Cooperman McBride، که حالا دشمن اصلیشه.
خلاصه داستان: چهار کارآگاه جوان در دهه بیست زندگیشان درگیر یک ماموریت غیرعادی میشوند. در پی یک اتفاق عجیب، سه نفر از آنها یکشبه به شدت پیر شده و در بدنهایی شبیه به مردان هفتادساله قرار میگیرند. حالا این گروه باید با ظاهر جدیدشان به حل پروندهها ادامه دهند، در حالی که با چالشهای کمدی و احساسی ناشی از این تغییر غیرمنتظره روبهرو هستند. این سریال ترکیبی از طنز، درام و معمایی است.
خلاصه داستان: "رامنفروشی پسران خوشتیپ" داستان یانگ اونبی، یه دانشجوی دانشگاه که برای امتحان معلمی درس میخونه و آرزوی معلم دبیرستان شدن داره، رو روایت میکنه. اون بهطور اتفاقی با چا چیسو، پسر مغرور و خوشقیافه وارث بزرگترین شرکت مواد غذایی کره، آشنا میشه. اونبی اول فکر میکنه چیسو کارمند شرکته، بعد دانشجوی دانشگاهش و بعد شاگرد دبیرستانی که قراره اونجا کارآموزی کنه. این سوءتفاهمها باعث کلی موقعیت خندهدار میشه. هردوشون آخر سر توی یه رامنفروشی که چوی کانگهیون، یه صاحب تنبل، ادارهش میکنه و پر از پسرای خوشتیپه کار میکنن. سریال پر از کمدی رمانتیک، سوءتفاهمهای بامزه و یه مثلث عاشقانه بین اونبی، چیسو و کانگهیون با بازی قوی جونگ ایل-وو، لی چونگ-آه و لی کی-وو، قصهای شاد و سرگرمکننده درباره عشق، دوستی و دنبال کردن رویاها رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن رابطه عاشقانه بین یه کارآموز و دانشآموز دبیرستان یه کم عجیبه و پایانبندی میتونست قویتر باشه
خلاصه داستان: "پسر خوشتیپ همسایه" داستان گو دوک-می، یه ویراستار خجالتی و منزوی رو روایت میکنه که بعد از یه تجربه عاطفی تلخ، خودشو تو آپارتمانش حبس کرده و فقط از پنجره زندگی همسایههاشو تماشا میکنه. اون عادت داره مخفیانه انریکه گئوم، یه طراح بازیهای ویدیویی خوشقلب و پرجنبوجوش که تازه از اسپانیا برگشته، رو نگاه کنه. وقتی انریکه متوجه این موضوع میشه، کنجکاو میشه و سعی میکنه دوک-می رو از لاکش بیرون بیاره. از اون طرف، جینراک، یه کارتونیست خوشتیپ و مرموز که تو همون ساختمون زندگی میکنه، به دوک-می علاقه داره و یه مثلث عاشقانه شکل میگیره. سریال که از وبتون "من هر روز یواشکی عاشق تو میشم" اقتباس شده، پر از کمدی رمانتیک، لحظههای شیرین و درام عاطفیه و قصهای دلچسب درباره شفا، باز شدن به عشق و پیدا کردن اعتمادبهنفس رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن داستانهای فرعی گاهی حواس رو از خط اصلی پرت میکنه.
خلاصه داستان: "شکوفههای صدتومانی" داستان هه ویفانگ، دختر تاجری در سلسله تانگ رو روایت میکنه که بهخاطر سلامتی ضعیفش مجبور به ازدواج ناخواسته با لیو چانگ میشه. اما تضاد شخصیتهاشون—بیتصمیمی لیو و سرسختی ویفانگ—ازدواجشونو به هم میزنه. ویفانگ با جیانگ چانگیانگ، وزیری که به خودخواهی معروفه ولی در واقع استراتژیست خیرخواهیه، آشنا میشه. چانگیانگ به ویفانگ کمک میکنه تا از ازدواجش خلاص بشه و یه تجارت پرورش صدتومانی راه بندازه. اونا با هم یه مغازه گل باز میکنن، به زنای آسیبدیده پناه میدن و یه برند موفق میسازن. وسط آشوبهای سیاسی، ویفانگ صنعت گل رو برای کمک به فقرا تغییر میده و از مأموریت چانگیانگ برای خدمت به کشور حمایت میکنه. رابطهشون کمکم به عشقی پنهان تبدیل میشه. بعد از سرکوب یه شورش، اونا به طبیعت پناه میبرن تا زندگی آرومی داشته باشن. سریال که از رمان "Guo Se Fang Hua" نوشته یی چیانچونگ اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، تاریخی و مسائل اجتماعیه و قصهای الهامبخش درباره توانمندی زنان رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن ریتمش کند و شخصیتها گاهی ناقصه.
خلاصه داستان: "شکوفا در زمان" داستان لو میائو و جیانگ هائو-یوئه، دو دوست دوران کودکی رو روایت میکنه که بعد از یه تصادف رانندگی، که توش پدر لو میائو به هائو-یوئه آسیب میزنه و باعث قطع بخشی از پاش میشه، مثل برادر و خواهر کنار هم بزرگ میشن. خانواده لو میائو برای جبران، کنار هائو-یوئه نقلمکان میکنن و اونو مثل پسر خودشون بزرگ میکنن. لو میائو، که هنرهای رزمی بلده، همیشه از هائو-یوئه در برابر زورگویی بهخاطر معلولیتش محافظت میکنه، و هائو-یوئه با کمک به درسای لو میائو، کنارش میمونه. برای لو میائو، هائو-یوئه مثل ماهه که همیشه دنبالش بوده، ولی خودش نمیدونه که خورشید دنیای هائو-یوئهست. وقتی لو میائو وارد دبیرستان میشه و دوستای جدید پیدا میکنه، کمکم میفهمه احساساتش به هائو-یوئه فراتر از یه رابطه برادر-خواهریه. ورود شی چه، یه شخصیت جدید، حس حسادت و نگرانی رو تو هائو-یوئه بیدار میکنه. سریال که از رمان "چه کسی میتونه ماه رو خصوصی نگه داره" نوشته فان دا وانگ اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، دوستی و رشد شخصیه و قصهای شیرین درباره عشق دوطرفه و شفا رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن داستان فرعی شی چه زیادی پررنگه
خلاصه داستان: "وقتی تو رو دوست دارم باد شیرینه" داستان هوآن هوآن، یه دختر سرکش که بهخاطر سختگیریهای پدرش از خونه فرار کرده، رو روایت میکنه. اون با چی خون، یه مدیرعامل سرد و بااستعداد که قدرت تلهپورت داره، آشنا میشه. چی خون وقتی از قدرتش استفاده میکنه سردردای شدیدی میگیره و فقط فنگ شوآنگ شوآنگ، یه نقاش، میتونه درمانش کنه. هوآن هوآن که با شوآنگ شوآنگ اشتباه گرفته میشه، وارد زندگی چی خون میشه و این دو کمکم عاشق هم میشن. سریال پر از کمدی رمانتیک، فانتزی و سوءتفاهمه که عشق رو مثل نوری تو چشمای عاشق نشون میده. با بازی گائو هانیو و چن یومی، این قصه عاشقانه با شخصیتهای متنوع مثل مدیرعامل مغرور و قهرمان گرم، یه داستان شیرین و سرگرمکنندهست، هرچند بعضیها میگن داستانش گاهی زیادی سادهست.
خلاصه داستان: "پرواز بهسوی تو" داستان چنگ شیائو، یه خلبان زن بلندپرواز که میخواد کاپیتان بشه، رو روایت میکنه. اون توی شرکت هواپیمایی لوژو با گو نانتینگ، کاپیتان سختگیر و منضبط، کار میکنه که بهخاطر شخصیت سرکش شیائو، اول فکر میکنه اون برای خلبان شدن مناسب نیست. شیائو نهتنها باید با تعصبات جنسیتی توی صنعت هوانوردی بجنگه، بلکه با چالشهای خطرناک پرواز و سیاستهای داخلی شرکت هم روبهرو میشه. سریال که از رمان "یون گوئو تیان کونگ نی گوئو شین" نوشته مو چینگ یو و ۱۲ مورد واقعی هواپیمایی اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، اکشن و لحظههای پرتنش توی کابین خلباناست. بااینحال، بعضیها میگن نیمه دوم سریال بهخاطر ملودرام بیشازحد و رفتار غیرمنطقی گو نانتینگ افت کرده.