خلاصه داستان: "مبارز سرنوشت" داستان چن چانگشنگ، یه یتیم که توی رودخونه رها شده و توسط یه راهب تائوئیست پیدا شده، رو روایت میکنه. چانگشنگ که در واقع چهارمین شاهزاده خاندان سلطنتی چنست، به یه بیماری لاعلاج مبتلاست که نمیذاره بیشتر از ۲۰ سال عمر کنه. برای پیدا کردن راه درمان، معبد تائوئیستش رو ترک میکنه و با یه طومار نامزدی که داره، به پایتخت میره تا توی یه آکادمی معروف درس بخونه. اونجا با شو یورونگ، دختری که از بچگی بهش قول ازدواج داده شده، و بای لوئو هنگ، یه پرنسس از قبیله هیولاها، آشنا میشه. چانگشنگ همراه با دوستای جدیدش، مثل تانگ سیوشش، یه نابغه انسانی، و شوآنیوان پو، یه جنگجوی هیولا، توی آزمون بزرگ "داچائو" شرکت میکنه تا به سنگ مقدس برسه که میگن میتونه سرنوشتش رو عوض کنه. سریال که از رمان "Ze Tian Ji" نوشته مائو نی اقتباس شده، پر از اکشن، ماجراجویی، فانتزی و یه کم عاشقانه عمیقه که با معماهای باستانی، جلوههای ویژه CGI و داستان پیچیدهای از نبرد بین انسانها، شیاطین و هیولاها، بیننده رو غرق خودش میکنه. هرچند بعضیها میگن نسبت به رمان و انیمیشن، سریال بعضی بخشهای مهم رو حذف کرده و داستان گاهی گنگ میشه.
خلاصه داستان: "بجنگ برای راهم" داستان چهار دوست جوون رو روایت میکنه که توی دنیای واقعی دنبال رویاهاشونن، اما زندگی مدام بهشون لگد میزنه. کو دونگمان، یه تکواندوکار سابق که حالا کارمند یه شرکت آفتکشیه، و چوی اِه-را، یه کارمند پذیرش که آرزوی گوینده شدن داره، دو تا از این دوستای قدیمیان که از بچگی همدیگه رو میشناسن. کنارشون، کیم جو-مان، یه کارمند ساده، و بک سولهی، یه کارمند پارهوقت، سعی میکنن با مشکلات عشقی و شغلی کنار بیان. دونگمان و اه-را که همیشه رابطهای شبیه دوست-دشمن داشتن، کمکم میفهمن شاید احساسشون به هم عمیقتر از یه دوستی ساده باشه. سریال با طنز، عاشقانه و لحظههای واقعی، نشون میده این چهار نفر چطور با وجود شکستها و ناامیدیها برای رویاهاشون میجنگن—دونگمان برای بازگشت به رینگ MMA، اه-را برای گویندگی، و جو-مان و سولهی برای عشق و ثبات. این سریال که پر از کمدی رمانتیک، دوستیهای گرم و حس جوونی توی دنیای کارگرای کرهست، با بازی قوی پارک سو-جون و کیم جیوون، یه قصه الهامبخش و سرگرمکننده درباره دنبال کردن رویاها بدون توجه به سن و موقعیت ارائه میده.
خلاصه داستان: "وعده پرندگان مهاجر" داستان لی لی، یه دانشآموز ممتاز با اعتمادبهنفس پایین بهخاطر ظاهرش، و پی شنگشوان، یه پسر خوشقیافه ولی ضعیف توی درس، رو روایت میکنه که توی ۱۳ سالگی توی اولین روز مدرسه راهنمایی باهم آشنا میشن. لی لی از همون اول عاشق شنگشوان میشه، ولی بهخاطر ترس از طرد شدن، احساساتش رو پنهان میکنه. طی ۱۵ سال بعد، اون بهعنوان بهترین دوست شنگشوان کنارش میمونه و ازش حمایت میکنه، حتی وقتی شنگشوان وارد رابطهای ناسالم با سو سو میشه. این دو با چالشهای زیادی مثل بیماری، زندان، و ازدستدادن عزیزان روبهرو میشن. وقتی شنگشوان بالاخره میفمه لی لی چقدر براش مهمه، ممکنه برای عشق دیر شده باشه. سریال که از رمان "پانزده سال انتظار برای پرندگان مهاجر" نوشته یینگ فنگ اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، دوستی و استعارههای قشنگ مثل پرندگان مهاجره که هرچقدر دور برن، بالاخره برمیگردن. با فیلمبرداری خیرهکننده، مثل صحنههای توی نیزار، و دیالوگهای شاعرانه، این سریال یه قصه عمیق و احساسی درباره عشق، فداکاری و زمان ارائه میده، هرچند بعضیها از پایانبندی و ریتم کند انتقاد کردن
خلاصه داستان: "فنگ شویی" داستان پارک جه-سانگ، یه استاد پونگسو (فنگ شویی کرهای) رو روایت میکنه که توی دوره چوسان میتونه زمینهایی با انرژی خوب برای خونه، مغازه و قبر پیدا کنه که به باور مردم، قبر مناسب میتونه برای نسلهای بعدی شانس و قدرت بیاره. وقتی جه-سانگ توطئهای درباره قبر ولیعهد رو فاش میکنه، خانوادش رو تو یه آتشسوزی عمدی که خانواده قدرتمند کیم راه انداختن از دست میده. سیزده سال بعد، هونگسون دِوونگون، یه اشرافی از یه خاندان سقوطکرده، به جه-سانگ پیشنهاد میده تا با هم خانواده کیم رو از قدرت بندازن. اونا دنبال یه زمین نادر میرن که میگن دو پادشاه از یه خانواده تولید میکنه، اما اهدافشون از این زمین کمکم با هم فرق میکنه. این فیلم که پر از درام تاریخی، اکشن و پیچشهای سیاسیه، با بازی قوی چو سونگ-وو و جیسونگ، نگاهی عمیق به فنگ شویی و نقشش تو سرنوشت و قدرت داره، هرچند بعضی نقدها میگن شخصیتهای فرعی مثل گروه استادای پونگسو زیاد استفاده نشدن و داستان میتونست جمعوجورتر باشه.
خلاصه داستان: "اگه بمیری خوشحال میشم" داستان لی رو-دا، یه کارمند ساده و مهربون توی یه شرکت، رو روایت میکنه که از رئیسش، بک جینسانگ، بهخاطر رفتار مغرورانه و بداخلاقش متنفره. جینسانگ، سرپرست تیم، همیشه فکر میکنه حق با اونه و با کارمنداش بد برخورد میکنه. شبی تو ۱۴ آوریل، رو-دا خواب میبینه جینسانگ با کامیون تصادف میکنه و میمیره. وقتی صبح بیدار میشه، میفهمه هنوز ۱۴ آوریله و تو یه حلقه زمانی گیر افتاده! رو-دا حالا باید هر روز تلاش کنه جینسانگ رو از مرگ نجات بده تا حلقه زمانی بشکنه. این وسط، با کانگ جونهو، یه همکار خوشقلب، و بقیه اعضای تیم همراه میشه و کمکم میفهمه جینسانگ گذشته سختی داشته که رفتارش رو توضیح میده. این سریال که از یه وبتون به همین اسم اقتباس شده، پر از کمدی، فانتزی، عاشقانه و درسهای زندگیه که با طنز مشکلات محیط کار و روابط انسانی رو نشون میده. شیمی بین رو-دا و جینسانگ، که از نفرت به درک متقابل میرسه، حسابی درخشانه.
خلاصه داستان: "پدر، من مراقبت میکنم" داستان هیونگسوب و جونگاِه، یه زوج مسن که بعد از مستقل شدن چهار فرزندشون، تصمیم میگیرن برای خودشون زندگی کنن، رو روایت میکنه. اما یه روز، هر چهار فرزندشون به دلایل مختلف به خونه برمیگردن و آرامش بازنشستگیشون به هم میریزه. این وسط، یه همسایه جدید به اسم لی هیونوو با نقشه انتقام از هیونگسوب وارد داستان میشه و رازهایی از گذشته رو باز میکنه. سریال نهتنها روابط خانوادگی بین نسلها و درگیریهای بین فرزندان رو نشون میده، بلکه داستانهای عاشقانه جوونترها، مثل اوه دونگهی و هان سونگجون، و پیچشهای احساسی رو هم دنبال میکنه. این سریال که پر از ملودرام، کمدی خانوادگی و رازهاییه، با پیام عشق و فداکاری، نشون میده که خانواده چطور با وجود مشکلات کنار هم میمونه. کارگردان لی دهیونگ گفته: «این سریال تقابل نسلها و داستان خانوادهایه که با عشق و محبت از مشکلات عبور میکنه.»
خلاصه داستان: "سرنوشت و خشم" داستان گو هه-را، یه زن باهوش و زیبا که بهخاطر مشکلات خانوادگی (خودکشی نافرجام خواهرش و مرگ پدرش) توی موقعیت سختی گیر افتاده، رو روایت میکنه. اون که تنها راه فرارش رو پول میبینه، به ته این-جون، پسر دوم یه شرکت کفشسازی، نزدیک میشه تا با نیتهای پنهانی زندگیش رو عوض کنه. این-جون، که عاشق هه-را میشه، باور داره این عشق سرنوشتشه. اما وقتی هه-را میفهمه خانواده این-جون با خودکشی خواهرش ارتباط دارن، توی دوراهی عشق و انتقام گیر میافته. داستان با خیانت، توطئه و روابط پیچیده خانوادگی پیش میره و چهار شخصیت اصلی—هه-را، این-جون، جین ته-اوه و چا سو-هیون—رو توی یه ملودرام پر از عشق، خشم و رستگاری نشون میده. این سریال که آخرین پروژه درام ویژه آخر هفته SBS بود، با فضای بوسان و موسیقی متن قوی (مثل ویولنهای احساسی)، یه قصه واقعی و پرتنش از عشقهای ناگزیر و انتقام ارائه میده، هرچند بعضیها از کند بودن داستان و تصمیمهای احمقانه هه-را انتقاد کردن.[](https://en.wikipedia.org/wiki/Fates_&_Furies_%28TV_series%29)[](https://www.kdramalove.com/FatesFuries.html)
خلاصه داستان: "سرنوشت عاشقانه" داستان کیم مییونگ، یه کارمند ساده و مهربون توی یه دفتر حقوقی که بهش لقب "پستایت" دادن چون نمیتونه به درخواستهای همکاراش نه بگه، رو روایت میکنه. اون که دختری معمولی و کمی دستوپاچلفتیه، توی یه سفر تفریحی اتفاقی با لی گون، وارث یه شرکت بزرگ شیمیایی که محصولات شوینده تولید میکنه، یه شب رو میگذرونه. لی گون که عاشق نامزد رقاصش، نام سهرا، هست، بهخاطر یه سوءتفاهم با مییونگ هماتاق میشه و بعد از خوردن نوشیدنی زیاد، اتفاقاتی میافته که زندگیشون رو عوض میکنه. چند هفته بعد، مییونگ میفهمه بارداره و این دو که از دو دنیای کاملاً متفاوتن، مجبور به ازدواج میشن. داستان با سوءتفاهمهای خندهدار، لحظههای تلخ و شیرین عاشقانه و درامهای خانوادگی پیش میره. این سریال که بازسازی سریال تایوانی "Fated to Love You" محصول ۲۰۰۸ هست، با بازی قوی جانگ هیوک و جانگ نارا، پر از کمدی رمانتیک، احساسات عمیق و پیچشهاییه که بیننده رو تا آخر میخکوب میکنه. حضور دنیل پیت، یه هنرمند مرموز، و روابط پیچیده با خانواده لی گون هم به داستان عمق میده.
خلاصه داستان: سریال "سرنوشت" داستان شیا رانران رو روایت میکنه، یه دختر ثروتمند و باهوش از شرکت شیا که توی دوران دبیرستان عاشق لین شیانگآن بوده، ولی شیانگآن فقط چشمش دنبال سو مو، دوست رانران، بوده که یه "نیلوفر سفید" به نظر میاومد. پنج سال بعد، رانران که حالا توی انگلیس زندگی پرهرجومرجی داشته و نامزد شائو مینگژه، وارث یه شرکت بزرگه، به چین برمیگرده. اونجا میفهمه سو مو، که هنوز مینگژه رو دوست داره، حالا نامزد شیانگآنه. وقتی این چهار نفر دوباره باهم روبهرو میشن، زندگیشون پر از پیچشهای عاطفی میشه. چن لو، دستیار پدر رانران، هم وارد ماجرا میشه و میگه عاشق رانرانه. داستان با خیانت، انتقام و عشقهای قدیمی پیش میره و رانران باید بفهمه قلبش واقعاً کجاست. این سریال که از رمان "فقط برای دیدنت" نوشته شیان چنگ اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، سوءتفاهمه و یه پایان غافلگیرکنندهست که بعضیها میگن بهخاطر لایههای روانشناختی و اشاره به افسردگی و PTSD رانران، خیلی عمیقه، ولی بعضیها هم از ریتم کند و داستان صابونی انتقاد کردن.
خلاصه داستان: "وعده مرگبار" داستان چا اون-دونگ رو روایت میکنه، یه زن درستکار و صبور از یه خانواده ساده که همیشه جلوی بیعدالتی ایستاده. اما یه روز، بهخاطر خیانت کسی که بهش اعتماد داشته، زندگیش به هم میریزه. اون که به لبه پرتگاه رسیده، با شعلههای انتقام دوباره متولد میشه و قسم میخوره که حقش رو پس بگیره. از اون طرف، کانگ ته-این، یه مرد منطقی و بااصول که از یه کارمند ساده به رئیس گروه F Sports رسیده، تنها وعدهای که شکسته، قولی بوده که به اون-دونگ داده؛ چون بین عشقش و جاهطلبی مجبور به انتخاب شده. هفت سال بعد، این دو دوباره روبهرو میشن و یه ملودرام پر از احساس، انتقام و عشق قدیمی شروع میشه. این سریال که پر از پیچشهای دراماتیک و بازی قوی پارک ها-نا، گو سه-وون و کانگ سونگ-مینه، یه قصه نفسگیر درباره خیانت، جبران و رویارویی با گذشتهست.