خلاصه داستان: فیلم «هواپیما» یک اکشن-تریلر است که داستان برودی تورانس، خلبان تجاری و کهنهسرباز نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا را دنبال میکند که پرواز ۱۱۹ شرکت تریلبیلیزر را از سنگاپور به توکیو هدایت میکند. در میان ۱۴ مسافر، لوییس گاسپار، متهم به قتل که تحت نظارت پلیس کانادا در حال انتقال است، حضور دارد. وقتی هواپیما در طوفانی شدید با صاعقه برخورد میکند، برودی مجبور به فرود اضطراری در جزیرهای دورافتاده در فیلیپین میشود که تحت کنترل شبهنظامیان مسلح به رهبری داتو جونمار است. پس از فرود، مسافران و خدمه توسط شورشیان گروگان گرفته میشوند و برودی با کمک لوییس، که گذشتهای در لژیون خارجی فرانسه دارد، برای نجات آنها وارد عمل میشود. داستان با صحنههایی مانند مبارزه تنبهتن در انبار متروکه و تیراندازیهای پرتنش، به موضوعات شجاعت، رستگاری و بقا میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، برخی کلیشهها مانند مسافر شاکی و نادرستیهای فنی مانند خاموش شدن موتورها به دلیل صاعقه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی جرارد باتلر، صحنههای اکشن و ریتم سریع ۱۰۷ دقیقهای تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و فقدان عمق شخصیتها نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «گمراه» یک تریلر اکشن-جنایی است که حول محور تحقیقات قتل جوانی به نام آکاش ساردانا میچرخد. داستان با قتل آکاش در خانهاش آغاز میشود، که ابتدا به نظر یک سرقت میرسد، اما وقتی یک سلفی از همسایه مظنون را نشان میدهد، تحقیقات پیچیده میشود. شیوانی ماتور، افسر پلیس جوان، متوجه میشود که مظنون دارای یک دوقلو با ظاهری یکسان است: آرجون، مردی موفق، و سوراج (رونی)، یک کلاهبردار باهوش. داستان با فلشبکهایی به زندگی عاشقانه آرجون با جانوی و سرقت ناموفق سوراج با دوستش چادی، به موضوعات عشق، خیانت و هویت میپردازد. شیوانی و رئیسش، با بررسی سرنخهایی مانند پیامهای مرموز و شواهد متناقض، تلاش میکنند تا قاتل واقعی را شناسایی کنند. فیلم با صحنههای اکشن مانند تعقیبوگریز و مبارزات، و پیچشهای داستانی مانند افشای ارتباط دوقلوها، به اوج میرسد. با این حال، به دلیل فیلمنامه پراکنده، آهنگهای غیرضروری که ریتم را کند میکنند و بازسازی نزدیک به فیلم تامیلی «تدام» (۲۰۱۹)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، صحنههای اکشن و داستان تعلیقی تحسین شدند، اما روایت قابلپیشبینی و کارگردانی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «یونیت ۲۳۴» یک اکشن-تریلر آمریکایی به کارگردانی اندی تنانت و نویسندگی درک استاینر است که با عنوان «یونیت ۲۳۴: قفلشده» نیز شناخته میشود. داستان درباره لوری سالتایر (ایزابل فورمن)، زنی ۲۵ ساله با مدارک هنرهای زیبا و فلسفه است که در تأسیسات انبار خانوادگیاش در حومه شهر، به تنهایی شیفت شب کار میکند. در شبی طوفانی، او مردی بیهوش به نام کلیتون (جک هیوستون) را در یونیت ۲۳۴ پیدا میکند که به تخت جراحی زنجیر شده و یک کلیهاش برداشته شده است. لوری متوجه میشود این مکان بهعنوان اتاق عمل مخفی یک باند قاچاق اعضای بدن استفاده میشده. وقتی گروهی جنایتکار به رهبری جولز (دان جانسون)، با هدف بازپسگیری کلیتون برای برداشتن کلیه دیگرش، وارد انبار میشوند، لوری و کلیتون در بازی موشوگربهای مرگبار گرفتار میشوند. لوری با استفاده از هوش و دانشش از محیط انبار، تلههایی مثل قفسههای درحال سقوط و زنگهای هشدار میسازد. در نهایت، با شجاعت و تیزهوشی، لوری با یک تکه شیشه شکسته از چنگ جولز فرار کرده و او را از پای درمیآورد. فیلم با فضاسازی پرتنش، بازی قوی فورمن و تمهای بقا و شجاعت، یک تریلر جمعوجور ارائه میدهد، هرچند از نقصهای داستانی و تکراری بودن برخی صحنهها رنج میبرد
خلاصه داستان: فیلم «تایمکرفترز: گنج خلیج دزدان دریایی» یک ماجراجویی خانوادگی-فانتزی آمریکایی به کارگردانی ریک اسپالا و نویسندگی جفری باتچر و چیپ فریزر است. داستان درباره جاش (کیسی سیمپسون) و دوستانش، بریجت (مککینلی بلهم)، هج (کانر کین) و چیپ (لوکاس جای)، است که هنگام گشتوگذار در ساحل، نقشه گنجی متعلق به دزد دریایی افسانهای، کاپیتان کید، پیدا میکنند. همان روز، گروهی از دزدان دریایی قرن هجدهمی به رهبری جفری پیستول (اریک بالفور)، که از طریق گردابی جادویی به زمان حال سفر کردهاند، سر از همان ساحل درمیآورند و به دنبال همان نقشه هستند. کاپیتان لینچ (مالکوم مکداول)، دزد دریایی خائنی که پیستول او را فریب داده، نیز در تعقیب آنهاست. جاش و دوستانش، با استفاده از ابزارهای مدرن مثل پهپاد و اپلیکیشنها، با دزدان دریایی وارد رقابتی پرهیجان میشوند. در این میان، ویکتوریا (دنیس ریچاردز)، مادر جاش، که درگیر اجرای یک نمایش تئاتر محلی و کنار آمدن با مرگ همسرش است، و پروفسور رتکلیف (لو تمپل)، دانشمندی با نیتهای مشکوک، داستان را پیچیدهتر میکنند. فیلم با فضای ماجراجویانه، طنز کودکانه و تمهای دوستی و کار تیمی، برای کودکان جذاب است، اما داستان شلوغ، جلوههای ویژه ضعیف و شباهت به «گونیز» از نقاط ضعف آن هستند
خلاصه داستان: فیلم «گرگ و شیر» یک ماجراجویی خانوادگی فرانسوی-کانادایی به کارگردانی ژیل دو مستر و نویسندگی او و همسرش پرون دو مستر است. داستان درباره آلما (مولی کانز)، دانشجوی ۲۰ ساله موسیقی کلاسیک در نیویورک، است که پس از مرگ پدربزرگش به کلبه کودکیاش در جزیرهای دورافتاده در جنگلهای کانادا بازمیگردد. او در آنجا یک توله شیر که از هواپیمای سقوطکرده سیرکی نجات یافته و یک توله گرگ که همراه مادرش، دوست قدیمی پدربزرگ آلما، به کلبه پناه آورده، پیدا میکند. آلما تصمیم میگیرد از این دو توله، که آنها را موتزارت (گرگ) و دریمر (شیر) نامگذاری میکند، مراقبت کند، اما به دلیل مخالفتهای پدرخواندهاش جو (گراهام گرین) و جنگلبانان، آنها را مخفی نگه میدارد. وقتی آلما برای تست نوازندگی پیانو به لسآنجلس میرود، مادر گرگ توسط دانشمندان برای انتقال به مرکز پرورش گونه در معرض انقراض (Canis lupus nyx) بیهوش و برده میشود. پس از تصادف آلما و بستری شدنش، موتزارت به مرکز حفاظت و دریمر به سیرکی ظالم فرستاده میشود. این دو حیوان که مانند برادر با هم بزرگ شدهاند، سفری خطرناک در طبیعت کانادا آغاز میکنند تا دوباره به هم و به آلما برسند. فیلم با مناظر خیرهکننده، موسیقی زیبا و پیامهای حفاظت از حیوانات و دوستی، برای مخاطبان خانوادگی جذاب است، هرچند داستان قابلپیشبینی و بازیهای انسانی ضعیف از نقاط ضعف آن هستند
خلاصه داستان: فیلم «برای دستگیری یک قاتل» یک تریلر جنایی-روانشناختی آمریکایی به کارگردانی دامیان زیفرون و نویسندگی مشترک او با جاناتان ویکهام است. داستان در بالتیمور و در شب سال نو آغاز میشود، زمانی که یک تکتیرانداز ناشناس (رالف اینسون) از آپارتمانی مرتفع، ۲۹ نفر را در نقاط مختلف شهر به قتل میرساند و با انفجار مواد منفجره، رد خود را پاک میکند. النور فالکو (شیلین وودلی)، افسر پلیس جوان و بااستعدادی که با مشکلات روانی گذشتهاش دستوپنجه نرم میکند، به دلیل بینش منحصربهفردش در مورد ذهن قاتل، توسط جفری لامارک (بن مندلسون)، مامور ارشد افبیآی، برای کمک به شناسایی و دستگیری قاتل استخدام میشود. النور، همراه با جک مکنزی (جووان آدپو)، در تعقیب قاتلی هستند که با رفتار غیرقابلپیشبینیاش، پلیس و افبیآی را ناکام میگذارد. تحقیقات به خانهای روستایی در مریلند منتهی میشود، جایی که النور با دین، قاتل، روبهرو میشود. پس از گفتوگویی طولانی که در آن النور سعی میکند با او همدلی کند، دین احساس میکند فریب خورده و النور را در زیرزمین حبس میکند. اما النور با زیرکی موفق به غلبه بر او میشود. فیلم با کارگردانی شیک، بازیهای قوی و تمهای سلامت روان و نقد سیستمهای ناکارآمد، اثری جذاب است، هرچند پایانبندی شتابزده و فیلمنامه مشتقشده از نقاط ضعف آن هستند.
خلاصه داستان: فیلم «فهرست شیطان صفتان آقای اسکروج» یک اسلشر ترسناک-کمدی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی جیک هلگرن است که در ژانر فیلمهای ترسناک کریسمسی جای میگیرد. داستان درباره گروهی از دوستان قدیمی دانشگاه است که پانزده سال پس از مرگ یکی از دوستانشان، گلن، در حین اجرای نمایش «سرود کریسمس» در کالج، برای تجدید دیدار در کلبهای زمستانی گرد هم میآیند. این گروه، شامل تبی (اسکای کویین)، کلسی (کیم والن)، چندلر (لیز فنینگ)، تاکر (آدام بوچی) و جولیان (علی ظهیری)، با رازها، حسادتها و شوخیهای تلخ گذشته روبهرو میشوند. اما وقتی قاتلی با ماسک وحشتناک ابنزر اسکروج (جاناتان رزنتهال) شروع به کشتن آنها یکییکی میکند، وحشت جای جشن را میگیرد. قاتل با هدایای اسکروجمانند و پیامهایی که به مرگ گلن مرتبط است، آنها را هدف قرار میدهد. فیلم با لنزهای آنامورفیک قدیمی فیلمبرداری شده و با طنز خودآگاه، ارجاعات به اسلشرهای کلاسیک دهه ۸۰، جلوههای خونین و فضای کریسمسی پرزرقوبرق، به موضوعات انتقام و رازهای گذشته میپردازد، هرچند پایان قابلپیشبینی و انگیزه ضعیف قاتل از نقاط ضعف آن است.
خلاصه داستان: فیلم «ملعون» یک ترسناک-فولکلور ایسلندی-ایرلندی به کارگردانی توردر پالسون و نوشته جیمی هانیگان است که در قرن نوزدهم جریان دارد. داستان درباره اوا (اودسا یانگ)، بیوهای جوان است که پس از مرگ همسرش ماگنوس، اداره یک پایگاه ماهیگیری دورافتاده در ایسلند را بر عهده دارد. در زمستانی سخت، او و خدمهاش، از جمله هلگا (شیوون فینران)، دانیل (جو کول) و هکون (تورلوف کانوری)، شاهد غرق شدن یک کشتی خارجی در نزدیکی ساحل هستند. آنها به دلیل کمبود غذا و خطر، تصمیم میگیرند به بازماندگان کمک نکنند، اما وقتی برای جمعآوری اموال به کشتی میروند، با چند بازمانده مواجه شده و درگیری مرگباری رخ میدهد. پس از این تصمیم، اوا و گروهش با حوادث ماوراءطبیعه، از جمله حضور دراگر (Draugr)، موجودی زامبیمانند از افسانههای ایسلندی که میتواند تغییر شکل دهد، گرفتار میشوند. دراگر با نفوذ به ذهن آنها، باعث جنون و مرگ تدریجیشان میشود. فیلم با فضای سنگین، سینماتوگرافی خیرهکننده و تمهای گناه، بقا و اخلاق، تجربهای ترسناک و تأملبرانگیز ارائه میدهد، هرچند پایان آن برای برخی مبهم و ناامیدکننده است.
خلاصه داستان: فیلم «کلاغ» یک اکشن-فانتزی-ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی روپرت سندرز و بر اساس کامیک جیمز اوبار از سال ۱۹۸۹ است. داستان درباره اریک دراون (بیل اسکاشگورد)، جوانی معتاد با گذشتهای آشوبزده، است که در یک مرکز بازپروری با شلی (افکیای توییگز)، موسیقیدانی با مشکلات مشابه، آشنا میشود. آنها عاشق هم شده و فرار میکنند، اما وقتی شلی ویدیویی افشاگرانه علیه وینسنت روگ (دنی هیوستون)، ارباب جنایتکار با قدرتهای شیطانی که روح انسانها را به جهنم میفرستد، دریافت میکند، هر دو به قتل میرسند. اریک در برزخ توسط کرونوس (سامی بوعجیلا)، راهنمای ارواح، فرصتی برای بازگشت به دنیای زندگان و گرفتن انتقام مییابد تا روح شلی را نجات دهد. او با کمک کلاغی عرفانی به «کلاغ» تبدیل شده و با قدرتی که او را نامیرا میکند، به شکار روگ و افرادش میرود. اما وقتی متوجه میشود شلی تحت کنترل ذهن روگ مرتکب جنایتی شده، عشقشان به چالش کشیده میشود. اریک با قربانی کردن خود برای نجات شلی، با روگ در عمارت اپرا روبهرو میشود. فیلم با اکشنهای خونین، موسیقی قوی و تمهای عشق و انتقام، بازسازی مدرنی از نسخه ۱۹۹۴ است، هرچند از ضعفهای داستانی و کمبود شیمی بین زوج اصلی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «تولد کیتارو: راز گهگهگه» یک انیمیشن فانتزی-ترسناک است که در ژاپن دهه ۱۹۵۰ رخ میدهد و داستان میزوکی، کارمند بانک خون و کهنهسرباز جنگ، را دنبال میکند که برای عزاداری مرگ رئیس خانواده ریوگا و ماموریتی مخفی به روستای دورافتادهای میرود. او در آنجا با مردی سفیدمو، پدر کیتارو، که به دنبال همسر گمشدهاش است، ملاقات میکند. این دو با هم به بررسی مرگهای عجیب در روستا میپردازند که توسط خانواده ریوگا، تولیدکنندگان داروی مرموز "M" ساختهشده از خون قبیله ارواح، اداره میشود. داستان با صحنههایی مانند قتلهای وحشتناک در معبد روستا، رویارویی با موجودات ماورایی مانند کیوکوتسو، و افشای اسرار تاریک خانواده، به موضوعات انتقام، فداکاری و گذشته جنگی ژاپن میپردازد. سایو، زنی که برای تولید وارث زندانی شده، قاتل اصلی است و توکیسادا، رئیس خانواده، از خون ارواح برای جاودانگی استفاده میکند. پایان تلخوشیرین فیلم، نابودی خانواده ریوگا و نجات کیتارو را نشان میدهد، اما با قربانی شدن پدر کیتارو و نابودی روستا همراه است. به دلیل خشونت گرافیکی و داستان پیچیده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. انیمیشن خیرهکننده، موسیقی متن و فضای نوستالژیک تحسین شدند، اما ریتم تند و پایانبندی سنگین نقد شدند.