خلاصه داستان: در فیلم «من عروس جنگی مرد بودم» ساخته سال ۱۹۴۹ به کارگردانی هوارد هاکس، کری گرانت در نقش هنری شارلر، افسر لهستانی ارتش آمریکا در جنگ جهانی دوم، و آن شریدان در نقش کاترین فورسایت، افسر زن آمریکایی، ظاهر میشوند؛ هنری برای ماندن با همسر تازه ازدواج کردهاش در آمریکا، باید خود را به عنوان عروس جنگی جا بزند و با لباس زنانه و هویت جعلی از موانع بوروکراتیک خندهدار عبور کند، که این ماجرا به زنجیرهای از موقعیتهای کمدی و موقعیتهای جنسیتی هجوآمیز منجر میشود و عشق آنها را در برابر قوانین سختگیرانه آزمایش میکند.
خلاصه داستان: فیلم انیمیشنی «لیگ عدالت در برابر تین تایتانز» (۲۰۱۷) به کارگردانی سام لیو با صداپیشگی جیسون اومارا در نقش بتمن، تیسا فارمیگا در نقش ریون و جان برنتال در نقش تریگون، داستانی هیجانانگیز را روایت میکند که در آن تین تایتانز توسط پدر شیطانی ریون یعنی تریگون اسیر میشوند و رابین برای نجات دوستانش از لیگ عدالت کمک میخواهد؛ اما لیگ عدالت نمیداند که این تهدید فرازمینی بسیار خطرناکتر از تصور آنهاست و اتحادی پرتنش میان دو گروه جوان شکل میگیرد تا جهان را از نابودی نجات دهند.
خلاصه داستان: سریال کمدی «ویل و گریس» ساخته مکس موتشنیک و دیوید کوهن از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۶ و سپس احیا در ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰، با بازی برجسته اریک مککورمک در نقش ویل ترومن وکیل همجنسگرا، دبرا مسینگ در نقش گریس آدلر طراح داخلی مجرد، شان هیز در نقش جک مکفارلین بازیگر جاهطلب و مگان مولالی در نقش کارن واکر خدمتکار ثروتمند و دیوانهوار بامزه، داستان دوستی عمیق و پرماجرا میان ویل و گریس را دنبال میکند که با روابط عاشقانه ناموفق، شیطنتهای جک و کارن و موقعیتهای خندهدار روزمره در نیویورک همراه است و به نمادی از کمدی هوشمندانه و پیشرو در مسائل اجتماعی تبدیل شد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۴، جورج کارلین، کمدین افسانهای آمریکایی، در سالن دانشگاه جنوب کالیفرنیا (USC) اجرای زندهای حماسی و طنزآمیز ارائه میدهد که به کارگردانی جو آدامسون ضبط شده است. «جورج کارلین در USC» مجموعهای از روتینهای برنده و انتقادی او را به نمایش میگذارد، از جمله شوخیهای تند و تیز درباره مذهب، سیاست، زبان انگلیسی و absurdities زندگی مدرن، که با انرژی بیپایان کارلین، مخاطبان را به خنده و تأمل وامیدارد و جایگاه او را به عنوان یکی از بزرگترین کمدینهای تاریخ تثبیت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «شبح در قبرستان» (۲۰۱۹) به کارگردانی اندرو سی. ارین، با بازی اولیویا تیلور دادلی در نقش کالیستا، جرمی سامپتر در نقش ویکتور و گری جونز در نقش برادران، داستان گروهی از نوجوانان را روایت میکند که در یک شب مهآلود به قبرستان متروکهای نفوذ میکنند تا ماجراجویی کنند، اما با بیدار شدن ارواح خبیث و موجودات ماوراء طبیعی روبرو میشوند و باید برای نجات جان خود با ترسها و رازهای تاریک قبرستان مبارزه کنند.
خلاصه داستان: الهه عشق (۲۰۱۵)، ساخته ویلیام گریوز با بازی الکساندرا کاوالیری در نقش ونوس و اسکات لنوکس در نقش دیوید، داستان مدل جوانی به نام ونوس را روایت میکند که پس از یک شب پرشور و عاشقانه با تاجر موفق و متأهلی به نام دیوید، وارد چرخهای از obsession دیوانهوار و خطرناک میشود. ونوس که از تنهایی و شکستهای گذشته رنج میبرد، مرزهای عشق، حسادت و جنون را درنوردیده و زندگی دیوید، همسر و خانوادهاش را به نابودی میکشاند، در حالی که روابط پیچیده و اروتیک آنها به تدریج به یک کابوس تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۷، فیلم «وقتی نیچه گریست» به کارگردانی پینچاس پری با بازی آرمین مولر-اشتال در نقش دکتر یوزف بروئر، لئونارد کارو در نقش فریدریش نیچه و کاترین هایگل در نقش ماتیلده، داستان را در وین قرن نوزدهم روایت میکند؛ جایی که بروئر، بنیانگذار رواندرمانی، توسط دوستش زیگموند فروید متقاعد میشود تا نیچه افسرده و منزوی را درمان کند. نیچه در برابر درمان مقاومت میکند، اما بروئر خودش درگیر بحران عاطفی با بیمار جوانش ماتیلده میشود و این مواجهه به کاوش عمیق در ناخودآگاه انسان، رهایی از سرکوبهای روانی و تولد روانکاوی منجر میگردد.
خلاصه داستان: سریال «دستهای طلایی» (۲۰۰۹) به کارگردانی اولگ فسنجکو با بازی ولادیمیر ودویچنکوف، آنا میکولچوا و بوریس شچرباکوف، داستان ولادیمیر را روایت میکند؛ مردی بیکار که توسط همسرش به عنوان «مرد خانه» استخدام میشود، اما با مهارتهای فنی خارقالعاده و «دستهای طلایی»اش، مشکلات پیچیده همسایگان و اطرافیان را به سرعت حل میکند و به یک قهرمان محلی تبدیل میشود، در حالی که روابط خانوادگی و کمدی روزمرهاش پر از لحظات خندهدار است.
خلاصه داستان: فیلم دیروز (۲۰۱۹) به کارگردانی دنی بویل با بازی هیمیش پاتل در نقش جک مالویگان، لیلی جیمز و اد شیرن، داستان یک نوازنده گیتار ناشناخته و ناموفق به نام جک را روایت میکند که پس از یک تصادف شدید و خاموشی جهانی برق، در دنیایی بیدار میشود که همه آهنگهای گروه بیتلز از حافظه جمعی بشر پاک شده جز ذهن او. جک با اجرای شاهکارهای بیتلز به عنوان آهنگهای خودش به شهرت جهانی میرسد، اما این موفقیت ناگهانی با چالشهای عاطفی، عشق نافرجام به دوست دوران کودکیاش و فشارهای صنعت موسیقی همراه میشود و او را به سفری برای کشف معنای واقعی هنر و هویت میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «اصفهانی در نیویورک» به کارگردانی و بازی محسن کیایی در سال ۱۳۹۳، داستان کمدی جهانگیر اصفهانی (محسن کیایی) را روایت میکند که برای یافتن همسر سابقش رعنا (رعنا آزادیور) که به نیویورک فرار کرده، سفری پرماجرا را آغاز میکند. او با سیروس شهدی و دیگر بازیگران درگیر ماجراهای فرهنگی، سوءتفاهمهای خندهدار و چالشهای مهاجرتی میشود و در نهایت درسهایی از زندگی مدرن میگیرد.