خلاصه داستان: فیلم «بیا برگرد، شِبا کوچک» (۱۹۵۲) به کارگردانی دنیل من با بازی شرلی بوت در نقش لولا دلانگیز و برت لنکستر در نقش داک، داستان زوجی میانسال را روایت میکند که در خانهای کوچک و محقر زندگی میکنند. لولا، زنی خانهدار، پرخور و افسرده، دائماً به دنبال سگ گمشدهاش شِبا میگردد و در خیالاتش به روزهای جوانی و عشق پرشور گذشتهاش با داک پناه میبرد، در حالی که داک، پزشک الکلی سابق، با خشم فروخورده و حسادت به زندگی بیقید ماری، مستأجر جوان و زیبای خانهشان، دستوپنجه نرم میکند. ورود ماری و رابطهاش با دوستپسرش، تعادل شکننده زندگی این زوج را برهم میزند و آنها را وادار به مواجهه با رازهای تاریک گذشته و واقعیتهای تلخ حال میکند.
خلاصه داستان: سریال کمدی «کراشینگ» (۲۰۱۶) به خلق و کارگردانی فیبی والر-بریج با بازی دامین مولونی در نقش رابرت، فیبی والر-بریج در نقش لوسی، جاناتان بیلی و جینا گارسن، داستان گروهی از جوانان بیخانمان را روایت میکند که به طور اتفاقی در یک ساختمان نیمهکاره متروکه در لندن ساکن میشوند و با روابط پیچیده عاطفی، ماجراهای خندهدار روزمره، درگیریهای شخصی و تعاملات عجیب با یکدیگر و ساکنان اطراف روبرو میگردند و این زندگی غیرمتعارف به کاوشی طنزآمیز از دوستی، عشق و بزرگسالی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم «دختر نیل» (۱۹۸۷) به کارگردانی هو شیائو-شیان، با بازی یانگ لین در نقش شو-فن، گائو جی به عنوان برادرش و لی تیانلو، داستان زندگی خانوادهای فقیر و پراکنده در تایپه را روایت میکند؛ شو-فن، دختر نوجوان خانواده، در حالی که با فقر، غیبت مادر و مرگ پدر دست و پنجه نرم میکند، به دنبال عشق و استقلال است، برادرش درگیر باندهای خلافکار میشود و خواهر کوچکترشان نمادی از امیدهای از دسترفته است، در حالی که شهر مدرن تایوان با تضادهای اجتماعی و فرهنگیاش بر زندگی آنها سایه میافکند.
خلاصه داستان: فیلم جاستین (۱۹۶۹) به کارگردانی جس فرانکو با بازی رومینا پاور در نقش قهرمان اصلی، کلوس کینسکی به عنوان مارکی دو ساد و ماریا روم، اقتباسی جنجالی از رمان کلاسیک مارکی دو ساد است که داستان ژوستین، دختری پاکدامن و مذهبی را در فرانسه قرن هجدهم روایت میکند؛ او پس از مرگ والدینش در جستجوی خواهر گمشدهاش ژولیت به پاریس میرود و در مسیرش با انواع فساد، شکنجههای اروتیک، تجاوز و آزمایشهای سادیستیک روبرو میشود که ایمان و فضیلتش را به چالش میکشد و او را به سوی سرنوشتی تراژیک سوق میدهد.
خلاصه داستان: فیلم جنگ دنیاها (۱۹۵۳) به کارگردانی بایران هاسکین با بازی جین بری و آن رابینسون، اقتباسی کلاسیک از رمان علمی-تخیلی اچ.جی. ولز است که داستان حمله وحشتناک موجودات مریخی را روایت میکند؛ این بیگانگان با سهپایههای غولپیکر مجهز به سلاحهای حرارتی و گاز سیاه، شهرها را نابود کرده و بشریت را به زانو درمیآورند، اما در نهایت میکروبهای ساده زمینی آنها را از پای درمیآورد و نجاتدهنده بشریت میشود.
خلاصه داستان: فیلم جنگسالاران (۲۰۰۷) به کارگردانی پیتر چان، با بازی جت لی در نقش پانگ، اندی لاو به عنوان ژائو ارلانگ و تاکشی کانشیرو در نقش جیانگ ووییانگ، روایتی حماسی از دوران آشوب چین اواخر قرن نوزدهم است؛ جایی که پانگ، یک دزد یتیم، پس از نجات یافتن از میدان نبرد، به ارتش ژائو میپیوندد و با او و جیانگ پیمان برادری خونی میبندند تا علیه شورشیان طائوپینگ بجنگند، اما عشق پنهان هر سه به یک زن زیبا و جاهطلبیهای شخصی، وفاداریشان را به چالش میکشد و به جنگی خونین میان برادران سابق منجر میشود.
خلاصه داستان: فیلم جنگ تیرها (۲۰۱۱) به کارگردانی کیم هان-مین با بازی پارک هائه-ایل در نقش تیرانداز ماهر نامیی، ریو سونگ-هون به عنوان ژنرال چنگی بیرحم و مون چونگ-هی در نقش خواهر ربودهشده، داستانی حماسی از دوران حمله امپراتوری چینگ به کره جوسئون را روایت میکند؛ جایی که نامیی پس از قتلعام خانوادهاش، با مهارت بینظیر تیراندازی با کمان، سفری پرمخاطره را برای نجات خواهرش از چنگال سربازان قاتل آغاز میکند و نبردهای نفسگیر و انتقامجویانهای را رقم میزند.
خلاصه داستان: در فیلم «سکس، شرم و اشکها ۲» (۲۰۲۲) به کارگردانی خاویر کولیناس با بازی سسیلیا سوارز، خورخه سالیناس و سوزانا زابالتا، شخصیتهای اصلی داستان پس از گذشت سالها از وقایع قسمت اول، بار دیگر درگیر روابط پیچیده عاشقانه، خیانتهای پنهان و کشمکشهای جنسی میشوند؛ آندرس و همسرش میگوئل درگیر ماجراجوییهای جدیدی هستند، در حالی که دوستانشان مانند برونو و ماریا با حسادت، جدایی و اشکهای تلخ روبرو میگردند و همه چیز در میان طنز تلخ و واقعیتهای زندگی مدرن به اوج میرسد.
خلاصه داستان: فیلم طنین در علفزار (۱۹۶۱) به کارگردانی الیا کازان با بازی ناتالی وود در نقش دیانی لوپ و وارن بیتی در نقش باد شاموای، داستان عشقی پرشور و تراژیک دو نوجوان را در اواخر دهه ۱۹۲۰ در شهر کوچکی در ایالت کانزاس روایت میکند. دیانی و باد که عاشقانه یکدیگر را دوست دارند، تحت فشارهای خانوادگی، اجتماعی و سقوط بازار سهام ۱۹۲۹ قرار میگیرند؛ باد برای حفظ آبرو و آیندهاش از رابطه جنسی با دیانی صرفنظر میکند و به دانشگاه میرود، اما دیانی از شدت عشق و سرکوب احساساتش به مرز جنون میرسد و سالها در تیمارستان میگذراند تا سرانجام بهبودی یابد و با نگاهی واقعبینانه به زندگی بازگردد.