خلاصه داستان: نمایش «نای» یک درام بیوگرافیک-فانتزی ولزی به نویسندگی تیم پرایس و کارگردانی روفوس نوریس است که توسط تئاتر ملی (National Theatre) و مرکز هزاره ولز تولید شده و از طریق National Theatre Live پخش میشود. این نمایش زندگی و میراث آنورین «نای» بوان (مایکل شین)، سیاستمدار ولزی و وزیر بهداشت پیشین که سرویس سلامت ملی (NHS) بریتانیا را در سال ۱۹۴۸ بنیان گذاشت، به تصویر میکشد. داستان از بستر بیمارستانی آغاز میشود، جایی که نای در مواجهه با مرگ، در سفری سورئال و ذهنی به گذشته خود بازمیگردد: از کودکی بهعنوان پسر یک معدنچی ولزی و دانشآموزی که لکنت زبان داشت و مورد آزار معلمش قرار میگرفت، تا کار در معادن، ورود به سیاست محلی، مجلس عوام، و درگیریهایش با وینستون چرچیل (تونی جایاواردنا). نمایش با استفاده از فلاشبکهای رویاگونه، شبیه به «کارآگاه آوازخوان»، و طراحی صحنه خلاقانه با تختها و پردههای بیمارستانی، لحظاتی از زندگی نای، از جمله ملاقات با همسرش جنی لی (شارون اسمال)، جنگ جهانی دوم، و مبارزه برای تأسیس NHS را به تصویر میکشد. نمایش به موضوعات عدالت اجتماعی، مبارزه طبقاتی، و عزم برای ایجاد سیستمی عادلانه برای مراقبتهای بهداشتی میپردازد. با این حال، به دلیل فشردگی بیشازحد وقایع زندگی نای، بهویژه مراحل پایانی تأسیس NHS که در نیم ساعت آخر بهسرعت پوشش داده شده، و برخی لحظات بیشازحد احساسی مانند رقص و آواز سورئال، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی مایکل شین، طراحی صحنه ویکی مورتیمر، و موسیقی ویل استوارت تحسین شدند، اما نمایش به دلیل سادهسازی برخی درگیریهای سیاسی و کمبود عمق در شخصیتهای فرعی مانند کلمنت آتلی (استفانی جیکوب) نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «اما کوچولو» یک انیمیشن ماجراجویی-خانوادگی محصول مشترک آمریکا، چین، ایرلند و هند به کارگردانی لئو لوئیس لیائو و نویسندگی شان لمب، راجر چن و آلیس بلهارت است. داستان حول اما (با صدای ناتالی گریس)، دختر مینیاتوری که توسط والدین حیوانی بزرگ شده، میچرخد و در دنیایی پر از موجودات غولپیکر به دنبال کشف حقیقت درباره ریشههای انسانی خود است. اما که نمیداند چیست یا از کجا آمده، با دوستانی مانند نیوتن، لاکپشتی نابغه (بار توپاز)، و ادوارد ولف، دانشمندی (تراویس کلوئر) که سعی دارد ثابت کند اما چیزی فراتر از ظاهرش است، همراه میشود. او به جزیرهای مخفی از انسانهای مینیاتوری میرسد، اما این جزیره بهجای یک افسانه رویایی، رازهای نگرانکنندهای درباره گذشتهاش فاش میکند. فیلم به موضوعات هویت، تعلق، و شجاعت میپردازد و با انیمیشن رنگارنگ و طنز سبک، برای مخاطبان خانوادگی طراحی شده است. با این حال، به دلیل داستان ساده، شخصیتپردازی سطحی، و شباهت به انیمیشنهایی مانند «زوتوپیا» و «ابرقهرمانان کوچک»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی گریس و کلوئر و جلوههای بصری تحسین شدند، اما فیلم به دلیل فقدان نوآوری، داستان قابلپیشبینی، و پیچشهای داستانی ضعیف مانند طرح شرورانهای که بهطور کامل توضیح داده نشد، نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «درس آموخته» (به مجاری: Fekete pont، به معنای «نقطه سیاه») یک درام اجتماعی-کمدی محصول مجارستان به کارگردانی بالینت زیملر است که در اولین فیلم بلند داستانی خود، سیستم آموزشی منسوخ مجارستان را به چالش میکشد. داستان حول پالکو (پاول ماتیس)، دانشآموز ۱۰ سالهای که از برلین به بوداپست بازگشته، و معلم جوانش، یوتسی (آنا مشزولی)، میچرخد. پالکو با سیستم آموزشی سختگیرانه و گاه مضحک مجارستان غریبه است و با چالشهایی مانند قلدری، معلمان خودکامه، و مدیر اقتدارگرا (گابور فرنتزی) مواجه میشود. یوتسی، تنها کسی که پالکو را درک میکند، علیه روشهای قدیمی مدرسه و فضای شایعهپراکنی معلمان (مانند ایلدیکو لوکوش) مبارزه میکند، اما به دلیل مسائل سیاسی اخراج میشود. فیلم با استفاده از رویکرد مستندگونه، تصاویر ۱۶ میلیمتری، و قاببندیهای کلوزآپ و عریض، زندگی روزمره مدرسه را با جزئیات واقعی به تصویر میکشد و به موضوعات ظلم اجتماعی، بازیهای قدرت در میکروجامعهها (دانشآموزان، معلمان، والدین)، و نیاز به اصلاحات آموزشی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، پایانبندی مبهم، و تمرکز بیشازحد بر جنبههای منفی سیستم آموزشی بدون ارائه راهحل، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای پاول ماتیس و آنا مشزولی، بهویژه برای بازیگران غیرحرفهای و کودکان، و فیلمبرداری مارسل رو تحسین شدند، اما غیبت ناگهانی مادر پالکو پس از صحنه ابتدایی و تجمع غیرواقعی رویدادهای منفی (مانند ضربه معلم به پالکو در کلاس ورزش) مورد انتقاد قرار گرفت. فیلم با طنز تلخ و لحظات احساسی، مانند اجرای تئاتر مدرسه، تصویری واقعی اما غمانگیز از جامعه معاصر مجارستان ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین مکان شناختهشده» یک تریلر جنایی-درام آمریکایی به کارگردانی دنی دونلی و نویسندگی آیمی ترزا است که داستان ربوده شدن مرموز سه زن از اقشار مختلف را روایت میکند. کلی هالووی (آیمی ترزا)، معلم خصوصی زبان انگلیسی، اولین زنی است که هنگام دویدن ربوده شده و در زیرزمین یک خانه زندانی میشود. چند ماه بعد، روانشناس دانی ادواردز (سوفیا لوسیا پارولا) و سپس مارلی کالوم (جنیفر ام. کی)، متصدی بار، توسط همان مرد ربوده میشوند. این زنان که در شرایط تحقیرآمیز و با زنجیر به کف زیرزمین بسته شدهاند، با خشونت و آزار روزانه مواجه میشوند. در همین حال، کارآگاهان فیلادلفیا، ترزا دلاساندرو (جیمی کرزسی) و مارکوس بریجمن (دکس ریچاردسون)، برای یافتن ارتباط بین این ناپدید شدنها تلاش میکنند. سرنخهایی مانند بلیط پارکینگ و گزارش دوستپسر مارلی، کیت بردبری (پاتریک هیکمن)، آنها را به سمت حقیقت هدایت میکند. زنان که در ابتدا غریبهاند، پیوندی غیرمنتظره تشکیل میدهند که کلید بقای آنها میشود. فیلم به موضوعات بقا، انعطافپذیری، و پیوندهای انسانی در شرایط بحرانی میپردازد. با این حال، به دلیل تمرکز بیشازحد روی صحنههای خشونت جنسی، موسیقی متن نامناسب که به فیلمهای کمدی سبک شباهت دارد، ریتم کند، و شخصیتپردازی ضعیف، بهویژه برای شرور (متیو/جان مارتین با بازی دنی دونلی) و انگیزههای او، نقدهای منفی دریافت کرد. بازی آیمی ترزا و سوفیا لوسیا پارولا تحسین شد، اما فیلم به دلیل داستان غیرمنسجم، فقدان منطق (مانند عدم تلاش اولیه زنان برای فرار یا استفاده نکردن از تلفن همراه رها شده)، و پایان غیرمنتظره اما نه کاملاً رضایتبخش مورد انتقاد قرار گرفت. برخی سرنخهای عجیب مانند سربازان اسباببازی سبز و قلابهای قدیمی در زیرزمین بیپاسخ ماندند.
خلاصه داستان: فیلم «پسرهای خوشتیپ» (به کرهای: 핸섬가이즈، Haenseomgaijeu) یک کمدی-ترسناک کره جنوبی به کارگردانی و نویسندگی نام دونگ-هیوپ است که بازسازی فیلم کانادایی «تاکر و دیل در برابر شیطان» (2010) محسوب میشود. داستان حول جائه-پیل (لی سونگ-مین)، که خود را «خوشتیپ خشن» میداند، و سانگ-گو (لی هی-جون)، که «خوشتیپ جذاب» است، میچرخد. این دو دوست صمیمی به خانه رویایی اروپاییمانند خود در حومه گانگوون نقلمکان میکنند، اما از همان روز اول تحت نظارت پلیس محلی، رئیس چوی (پارک جی-هوان) و نام دونگ-یون (لی کیو-هیونگ)، قرار میگیرند که آنها را به دلیل ظاهر خشنشان مشکوک میدانند. شادی آنها کوتاهمدت است، زیرا گروهی از نوجوانان ثروتمند، از جمله مینا (گنگ سونگ-یون)، برای مهمانی به عمارتی نزدیک میآیند و بهطور تصادفی با کشتن یک بز، روح شیطانی بافومت را که ۶۶ سال پیش توسط یک مبلغ خارجی در زیرزمین خانه مهر و موم شده بود، بیدار میکنند. سوءتفاهمها، مانند تلاش جائه-پیل و سانگ-گو برای نجات مینا از غرق شدن، منجر به سلسلهای از حوادث خندهدار و مرگهای تصادفی میشود که شبیه فیلمهای ترسناک کلاسیک مانند «کشتار با ارهبرقی در تگزاس» و «مرده شیطانی» است. فیلم به موضوعات سوءتفاهم، دوستی، و کلیشههای ترسناک میپردازد و با طنز بیشازحد، بازیهای اغراقآمیز، و ارجاعات به فیلمهای ترسناک، فضایی سرگرمکننده خلق میکند. با این حال، به دلیل داستان ساده، کاهش گور در مقایسه با نسخه اصلی، و برخی شوخیهای تکراری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی لی سونگ-مین و لی هی-جون برای شیمی طنزآمیز و طراحی صحنه تحسین شد، اما فیلم به دلیل کمبود اصالت و لحن ناهماهنگ در برخی صحنهها نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «تا آخر برو» (به چینی: 重生، Chong Sheng) یک اکشن-جنایی محصول مشترک چین و هنگکنگ به کارگردانی و نویسندگی مارک ما (ما یوکه) است که داستان انتقامجویانه ژانگ یائو (نیک چونگ)، ماهیگیری که خانوادهاش به دلیل اعتیاد به مواد مخدر ویران شده، را روایت میکند. همسر ژانگ (ژانگ لی) پس از فروش رستوران خانوادگی و مرگ دخترشان در تصادف، خودکشی میکند. دو سال بعد، ژانگ یائو بهطور مخفیانه با کاپیتان آن دو (اتان خوان)، رهبر تیم مبارزه با مواد مخدر، همکاری میکند تا موکون (ویتایا پانسریگارم)، رئیس کارتل مواد مخدر، و آنپی (جک کائو)، رئیس فاسد پلیس مبارزه با مواد مخدر، را نابود کند. ژانگ با جعل هویت شاوانگ، پسر گمشده موکون، وارد سازمان جنایی میشود و با نانسی (ساندرین پینا)، همسر کارگردان، و بالی (مارک ما)، گانگستری بیرحم، درگیر میشود. فیلم با صحنههای اکشن پرتنش، مانند تیراندازی ششدقیقهای و تعقیب و گریز، و پیچشهای داستانی متعدد، از جمله فلاشبک ۱۴ دقیقهای، همراه است. به موضوعات انتقام، فساد، و مبارزه با مواد مخدر میپردازد، اما به دلیل داستان غیرمنطقی، پیچشهای بیشازحد، و پیامهای ضد مواد مخدر شعاری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی نیک چونگ، بهویژه با کلاهگیس بلوند و نقش روانپریشانه، و کارگردانی اکشن وو گانگ تحسین شد، اما فیلم به دلیل شباهت به «امور جهنمی» و «گرگ مخفی»، و مشکلات منطقی مانند لوگوی شرکت روی بستههای مواد مخدر، مورد انتقاد قرار گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «گربه شبح آنزو» (به ژاپنی: Bakeneko Anzu-chan) یک انیمیشن خانوادگی-فانتزی ژاپنی-فرانسوی به کارگردانی یوکو کونو و نوبوهیرو یاماشیتا است که بر اساس مانگای تاکاشی ایماشیرو ساخته شده و توسط Shin-Ei Animation و Miyu Productions تولید شده است. داستان حول کارین (نوا گوتو)، دختر ۱۱ سالهای میچرخد که پس از رها شدن توسط پدرش تتسویا (مونتاکا آئوکی)، که از طلبکاران فرار میکند، به معبد سوسهای-جی در حومه ژاپن نزد پدربزرگ راهبش فرستاده میشود. پدربزرگ، آنزو (میرای موریاما)، گربهای غولپیکر، دوپا، سخنگو و تنبل را مأمور مراقبت از کارین میکند. آنزو که بهعنوان کایروپراکتیست کار میکند، موتور میراند و معتاد پاچینکو است، با شخصیت سرسخت کارین درگیر میشود. کارین که با غم مرگ مادرش دستوپنجه نرم میکند، ابتدا با خرابکاری در کارهای آنزو او را به چالش میکشد و با ارواح جنگلی عجیب مانند قورباغه هیولا دوست میشود. آنزو برای جلب اعتماد کارین، بهطور اتفاقی با انما، پادشاه دنیای زیرین، معاملهای میکند که منجر به ماجراجویی پرهیجان در مرز دنیای زندگان و مردگان میشود. فیلم به موضوعات غم، دوستی، و پذیرش میپردازد و با طنز عجیب، انیمیشن روتوسکوپی، و نقاشیهای آبرنگی که یادآور آثار رنوار و مونه است، فضایی سورئال خلق میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند نیمه اول، داستان پراکنده، و فقدان توضیح درباره عناصر ماورایی مانند ماهیت آنزو یا طلسم معبد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی و طراحی بصری تحسین شدند، اما شخصیتپردازی کارین و آنزو به دلیل بیتفاوتی غیرمنطقی کارین به موجودات عجیب و رفتار یکنواخت آنزو نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «الی و قطار شبحآلود» (به آلمانی: Elli - Ungeheuer Geheim) یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول مشترک آلمان، کانادا و چک به کارگردانی پیت د رایکر، یسپر مولر و ینس مولر است که بر اساس کتابی از کلاوس باومگارت ساخته شده است. داستان حول الی (با صدای دالیا اشمیت-فوس)، روح کوچک بیخانمانی میچرخد که به دنبال یافتن جایی برای تعلق خاطر است. او بهطور اتفاقی به قطار شبحآلودی میرسد که محل زندگی گروهی از هیولاهای عجیب، از جمله یتی مارتا (سوانتیه واشر)، ومپایر وانگروفتی (سانتیاگو زیسمر)، و کنارف فرانکنشتاین (مکس گیرمان) است. الی هنگام جستوجوی عمویش چمبرلین، که ربوده شده، ناخواسته توجه دنیای بیرون را به قطار جلب میکند و باعث به خطر افتادن خانه هیولاها میشود. او با این گروه غیرمعمول متحد میشود تا در مأموریتی پرهیجان، هم قطار را نجات دهد و هم خانوادهای برای خود پیدا کند. فیلم به موضوعات دوستی، پذیرش، و حس تعلق میپردازد و با طنز سبک، انیمیشن رنگارنگ، و موسیقی آموری لوران برنیر همراه است. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، انیمیشن ساده، و سردرگمی ناشی از تغییر عنوان به «الی و تیم هیولاهایش» در برخی مناطق، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی، بهویژه اولیور کالکوفه، و تصاویر بصری تحسین شدند، اما فیلم به دلیل شباهت به انیمیشنهای خانوادگی مانند «هتل ترانسیلوانیا» و کمبود نوآوری در روایت مورد انتقاد قرار گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «دور» یک ماجراجویی علمی-تخیلی-کمدی آمریکایی به کارگردانی جاش گوردون و ویل اسپک و نویسندگی اسپنسر کوهن است که توسط Amblin Partners تولید و توسط Universal Pictures توزیع شده است. داستان حول اندی رامیرز (آنتونی راموس)، معدنچی سیارکی، میچرخد که پس از برخورد سفینهاش با یک شهابسنگ، روی سیارهای بیگانه سقوط میکند. اندی که در لباس فضایی با هوش مصنوعی به نام L.E.O.N.A.R.D (با صدای زکری کوینتو) گیر افتاده، باید با کاهش اکسیژن و تعقیب موجودات بیگانه عجیب، در زمینی خشن به دنبال تنها بازمانده دیگر، نائومی کالووی (نائومی اسکات)، که در کپسول نجات خود محبوس است، برود. فیلم با طنز ناشی از تعاملات اندی و L.E.O.N.A.R.D، مانند شوخیهای غیرمنتظره درباره Ja Rule، و لحظات اکشن مانند فرار از موجودات سهپا، فضایی سرگرمکننده خلق میکند. با این حال، به دلیل داستان خطی، طنز ناهماهنگ، و فیلمنامهای که فاقد عمق است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی راموس و اسکات به دلیل شیمی خوب و جلوههای ویژه، بهویژه طراحی موجودات و فیلمبرداری، تحسین شد، اما فیلم به دلیل شباهت به «ریدیک»، «پیچ بلک»، و «پس از زمین»، و همچنین ضعفهایی مانند گم شدن اسلحه اندی و استفاده محدود از ژل تعمیر لباس، مورد انتقاد قرار گرفت. فیلم به موضوعات دوستی، بقا، و پشیمانیهای شخصی (مانند احساس گناه اندی از مرگ همسر و پسرش) میپردازد، اما بیشتر یک ماجراجویی ساده و یکبارمصرف توصیف شده است.
خلاصه داستان: فیلم «دیپلودوکوس» (به لهستانی: Smok Diplodok) یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول مشترک لهستان، جمهوری چک و اسلواکی به کارگردانی و نویسندگی وویتک واوْشچیک است که با الهام از کمیکهای کلاسیک دهه ۸۰ تادئوش بارانوفسکی ساخته شده است. داستان حول دیپلودوکوس، دایناسوری کنجکاو و سبز رنگ (با صداپیشگی میکولای واچوفسکی)، میچرخد که آرزوی ماجراجویی دارد، اما والدین بیشازحد محافظهکارش (مالگورزاتا کوزوخوفسکا) او را از کاوش در دنیای خطرناک اما زیبای خارج از دیوار اطراف خانهشان در جنگل منع میکنند. دیپلوی کوچک نمیداند که دنیای او در واقع بخشی از یک کتاب کمیک است که توسط تد (پیوتر پولاک)، هنرمندی جویای موفقیت، خلق شده است. وقتی ناشر تد (هلنا انگلرت) او را متقاعد میکند که کمیک دایناسوریاش مانع پیشرفت حرفهای اوست، تد شروع به پاک کردن دنیا با پاککن میکند و دنیای دیپلو در معرض نابودی قرار میگیرد. دیپلو که کشف میکند میتواند بین صفحات کمیکهای مختلف تلپورت کند، با جادوگری ناشی به نام هوکوس پوکس (بوریس شیچ)، دانشمندی عجیب به نام پروفسور نرووسولک (آرکادیوش یاکوبیک)، و خلبانی شجاع به نام اِنتومولوژیا همراه میشود تا والدینش را که در شرایط مرموزی گم شدهاند، نجات دهد. فیلم به موضوعات تخیل، خودباوری، و ارزش خلاقیت هنری میپردازد و با طنز عجیب، تصاویر رنگارنگ، و ترکیبی از انیمیشن و لایو-اکشن، فضایی متا و غیرمتعارف خلق میکند. با این حال، به دلیل داستان ساده، نیمه اول پراکنده، و سبک بصری که گاهی از کمیکهای اصلی بارانوفسکی فاصله میگیرد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی و طراحی خلاقانه تحسین شدند، اما داستان تد به دلیل کمبود عمق و شباهت به فیلمهایی مانند «فیلم لگو» و «سول» مورد انتقاد قرار گرفت