خلاصه داستان: یک فیلم ماجراجویی هیجانانگیز محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی جان استاکول با بازی پل واکر، جسیکا آلبا، اسکات کان و اشلی اسکات. داستان درباره جارد (پل واکر) و سام (جسیکا آلبا)، دو غواص حرفهای در باهاما است که به همراه دوستانشان در جستجوی گنج در کشتی غرقشده، ناگهان با یک هواپیمای حامل مواد مخدر مواجه میشوند. آنها باید بین ثروت ناگهانی و خطرات مرگبار ناشی از قاچاقچیان مواد مخدر، تصمیم دشواری بگیرند. این فیلم با صحنههای نفسگیر غواصی در آبهای نیلگون کارائیب و تعقیبوگریزهای زیرآبی، تجربهای پرهیجان را برای تماشاگران رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی «حقهباز» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی بری بلوستین و با بازی جانی ناکسویل در نقش استیو بارکر، مردی است که برای پرداخت بدهیهایش در یک مسابقه ویژه المپیک تقلبی شرکت میکند. او با تغییر ظاهر خود وانمود میکند که یکی از شرکتکنندگان با نیازهای ویژه است تا بتواند در مسابقات شرکت کرده و با شرطبندی بر روی نتیجه، پول مورد نیازش را به دست آورد. اما به زودی متوجه میشود که رقبای او نه تنها باهوشتر و مصممتر از آن چیزی هستند که او تصور میکرد، بلکه خود او نیز در این مسیر درسهای مهمی درباره زندگی، دوستی و پذیرش تفاوتها میآموزد. در کنار ناکسویل، برایان کاکس، کاترین هان و ادوارد باربی نیز در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: یک گروه از دانشآموزان دبیرستانی در یک مدرسه شبانهروزی خصوصی، برای سرگرمی یک بازی دروغین به نام «گرگمُرده» راه میاندازند. آنها با ساختن یک قاتل خیالی به نام «گرگ» و پخش شایعات درباره او در مدرسه، سعی میکنند ترس و هیجان ایجاد کنند. اما وقتی یکی از دانشآموزان به نام اوون متیوس (جولیان موریس) که تازه به مدرسه آمده، به این گروه میپیوندد، بازی به سرعت از کنترل خارج میشود. اوون و دوستش داج (جارد پادالکی) شروع به ارسال ایمیلهای ناشناس و ایجاد یک پروفایل جعلی برای گرگ میکنند و ادعا میکنند که او قصد دارد در یک تاریخ مشخص دانشآموزان را بکشد. وقتی در همان تاریخ مشخص، یکی از دانشآموزان به نام کلارا (کریستینا کواچ) به طور مرموزی به قتل میرسد، همه چیز وحشتناک میشود. حالا دیگر کسی نمیداند که آیا گرگ واقعی است یا یکی از بازیکنان نقش او را برای قتل واقعی اجرا میکند. اوون باید قبل از اینکه قربانی بعدی شود، حقیقت را کشف کند. این فیلم مهیج و پرتعلیق به کارگردانی جف وادلو در سال ۲۰۰۵ ساخته شده و با بازی لیندزی شاو، پل جیمز و جان بون جووی همراه است.
خلاصه داستان: این فیلم نوآر مدرن به کارگردانی رایان جانسون، داستان برندن فرای را روایت میکند، دانشآموز دبیرستانی که در شهر کوچکی در کالیفرنیا زندگی میکند. وقتی دوست سابقش امیلی از او درخواست کمک میکند، برندن وارد دنیای تاریک و پیچیدهای از جنایت و فساد میشود که در آن هیچکس آنطور که به نظر میرسد نیست. با بازی جوزف گوردون-لویت در نقش اصلی، برندن باید با استفاده از هوش و ذکاوت خود، در میان شبکهای از قاچاقچیان مواد مخدر، گانگسترهای محلی و مقامات فاسد، به دنبال حقیقت پشت مرگ مرموز امیلی بگردد. فیلم با دیالوگهای سریع و سبک بصری متمایز خود، ادای احترامی مدرن به فیلمهای نوآر کلاسیک است و تماشاگر را درگیر معمایی پیچیده میکند که تا آخرین لحظه حل نخواهد شد.
خلاصه داستان: یک زن مهندس هواپیما به نام کایلا پرت که به تازگی شوهرش را از دست داده، همراه با دختر شش سالهاش جولیا سوار بر یک هواپیمای غولپیکر میشوند. پس از بیدار شدن از یک چرت کوتاه، کایلا متوجه ناپدید شدن دخترش میشود. او که در حال سوگواری است، با وحشت تمام هواپیما را برای یافتن جولیا زیر و رو میکند، اما خدمه پرواز و حتی مسافران دیگر ادعا میکنند که دخترش هرگز سوار هواپیما نشده است. کایلا که به خاطر از دست دادن همسرش تحت فشار روانی است، حالا باید ثابت کند که دخترش واقعاً وجود دارد و در عین حال با تردیدها و شکهای دیگران مواجه میشود. او در یک پرواز ترانس آتلانتیک در ارتفاع ۴۰ هزار پایی، تنها و بدون هیچ متحدی، به مأموریتی خطرناک برای نجات دخترش میرود. جودی فاستر در نقش کایلا پرت در این فیلم مهیج روانی به کارگردانی رابرت شونتکه بازی میکند.
خلاصه داستان: یک گروه از دانشجویان در یک مدرسه شبانهروزی نخبه، برای سرگرمی تصمیم میگیرند یک دروغ بزرگ بسازند: آنها یک قاتل سریالی خیالی به نام «گرگ» را اختراع میکنند و جزئیات جنایات او را در اینترنت پخش میکنند. اما زمانی که دانش آموزان به طور مرموزی به قتل میرسند، مشخص میشود که «گرگ» واقعی است و حالا آنها را هدف گرفته است. «اون»، دانش آموز جدید، باید بفهمد چه کسی پشت این ماسک است و چگونه میتواند خود و دوستانش را نجات دهد. این فیلم مهیج و پرتعلیق محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی جف وادلو و با بازی جولیان موریس، لیندی بوث و جارد پادالکی است.
خلاصه داستان: یک مرد پلیس، یک فروشنده و یک دختر جوان که در یک هتل کار میکند، در شهر ساحلی خالی از سکنه کینتا در یونان، زندگیهای عجیب و یکنواختی دارند. پلیس که به عکاسی و فیلمبرداری از صحنههای جنایی وسواس دارد، با دختر جوان طرح دوستی میریزد و او را متقاعد میکند تا در بازسازی خیالی صحنههای قتل به او کمک کند. فروشنده نیز که به نظر میرسد رابطهای مبهم با دختر دارد، به تدریج در این بازیهای خشن و مرموز غرق میشود. این سه نفر در فضایی سرد و غریب، مرزهای واقعیت و تئاتر را محو میکنند و صحنههایی از خشونت و تمایلات جنسی را بازآفرینی میکنند که به تدریج از کنترل خارج میشود. یورگوس لانتیموس در اولین فیلم بلند خود، با نگاهی مینیمال و دوربینهای بیحرکت، اثری آزاردهنده و تأملبرانگیز خلق کرده که تماشاگر را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم مستند "رژه پنگوئنها" (۲۰۰۵) به کارگردانی لوک ژاکه، داستان مهاجرت حماسی پنگوئنهای امپراتور در قطب جنوب را روایت میکند. این فیلم با روایتگری مورگان فریمن، سفر خارقالعاده این پرندگان را به تصویر میکشد که هر سال برای جفتیابی، تولیدمثل و پرورش جوجههایشان، مسافتهای طولانی و خطرناکی را طی میکنند. پنگوئنها در سرمای کشنده و شرایط سخت قطب جنوب، با شجاعت و فداکاری به زندگی ادامه میدهند و داستانی از عشق، ایثار و بقا را خلق میکنند. این مستند زیبا و تأثیرگذار، بیننده را با دنیای شگفتانگیز این موجودات آشنا کرده و احترام عمیقی برای مبارزه آنها برای زندگی ایجاد میکند.
خلاصه داستان: یک گروه غواص حرفهای به رهبری جیم وارویک (با بازی کول هاوزر) در جریان یک مأموریت نجات در اعماق غاری مرموز در تایلند گرفتار میشوند. زمانی که سیل ناگهانی مسیر خروج را مسدود میکند، این تیم نجات خود به گروهی نیازمند نجات تبدیل میشود. در حالی که سطح آب به سرعت در حال بالا آمدن است و ذخیره اکسیژن آنها رو به اتمام است، آنها باید برای بقای خود در تاریکی مطلق و راههای پرپیچوخم غار بجنگند. ران هاوارد در سال ۲۰۰۵ این فیلم هیجانانگیز را با بازیگرانی چون پپر پرابو، موریس چستنات و ریس ویترسپون کارگردانی کرده است.
خلاصه داستان: داستان این فیلم در سال ۱۹۸۶ و در جزیره ای دورافتاده در شرق آمریکا روایت میشود؛ جایی که جک اسلونین، یک فعال محیط زیست ایدهآلیست و بیمار، به همراه دختر نوجوانش رز در انزوا زندگی میکنند. جک که از دنیای مدرن و مصرفگرا بیزار است، دخترش را به شیوهای کاملاً طبیعی و دور از تمدن پرورش داده است. با این حال، با وخیمتر شدن وضعیت سلامتی جک، او نگران آینده رز پس از مرگ خود میشود. برای محافظت از دخترش و تضمین آینده او، جک تصمیم میگیرد که دوست دخترش کاتلین و دو پسر نوجوانش را به خانه خود دعوت کند تا با آنها زندگی مشترکی را آغاز کند. ورود این خانواده شهری به زندگی آرام و بکر جک و رز، تنشها و درگیریهای عمیقی را به وجود میآورد. رز که تا به حال تنها عشق و توجه پدرش را تجربه کرده، حضور غریبهها را به عنوان یک تهدید برای رابطه منحصربهفردش با پدر میبیند و به شدت با این تغییر مخالفت میکند. او که به دنیای پاک و دستنخورده پدرش وابسته است، سعی میکند با رفتارهای تند و غیرقابل پیشبینی، این وضعیت جدید را برهم بزند. درگیری بین ارزشهای قدیمی و جدید، و همچنین کشمکشهای عاطفی میان اعضای این خانواده غیرمعمول، هسته اصلی داستان را شکل میدهد. این فیلم به کارگردانی ربکا میلر و با بازیهای درخشان دنیل دی-لوئیس در نقش جک و کامیل بلاو در نقش رز، داستانی عمیق و شاعرانه درباره عشق، از دست دادن، بلوغ و برخورد آرمانهای گذشته با واقعیتهای ناخوشایند حال است.