خلاصه داستان: در سال 2005، مردی جوان به نام توماس که در پاریس به عنوان وکیل کار میکند، از زندگی روزمره خود ناراضی است. او که از مادرش بیاطلاع است و پدرش نوازنده پیانو است، در جستجوی معنا و هدف در زندگی خود، بهطور ناگهانی تصمیم میگیرد پیانو را دنبال کند و به دنبال استاد سختگیری میرود تا مهارتهای خود را به چالش بکشد و سرنوشت خود را تغییر دهد.
خلاصه داستان: در سال 2005، یک فیلم کمدی به نام «اریستوکراتها» (The Aristocrats) ساخته شد که به بررسی و معرفی یک لطیفه معروف و بسیار مشهور در میان کمدینهای حرفهای میپردازد. این فیلم که توسط پل پروی و کریستین چارلز ساخته شده، مجموعهای از کمدینهای مشهور هالیوود را گرد هم میآورد تا هر کدام نسخه منحصر به فرد خود از این لطیفه را تعریف کنند. لطیفهای که درباره یک خانواده اشرافی است که در اجرای یک شوی خانوادگی، مرتکب اعمالی بسیار زشت و غیرقابل تصور میشوند. هدف اصلی فیلم نشان دادن خلاقیت، سبکهای مختلف روایت و مرزهای کمدی است.
خلاصه داستان: خلاصصه داستان: در سال 2005، خانواده لوتز به خانهای در امیتیویل نقل مکان میکنند که قبلاً شاهد قتل هفت نفر توسط یک قاتل بوده است. به زودی، پدیدههای ماوراءالطبیعه وحشتناکی آغاز میشود؛ از صداهای عجیب و جابجایی اشیا گرفته تا دیده شدن ارواح و تاثیرات منفی روحی و جسمی بر اعضای خانواده. آنها باید با ترسهای عمیق خود و نیروهای تاریکی که در خانه ساکن است، مبارزه کنند تا زنده بمانند.
خلاصه داستان: در اتاقی متروکه، مردی به نام جان کرامر معروف به "قصاب" که به سرطان مغز پیشرفته مبتلا است، در کمین نشسته است. او با دیدن اینکه تیم پلیس به رهبری کارآگاه اریک میسون در حال نزدیک شدن به مخفیگاهش است، با استفاده از یک تله انفجاری خودکار، خود را به شکل مرموزی ناپدید میکند. در همین حال، کارآگاه میسون که به دنبال سرنخی برای پیدا کردن پسر ربوده شدهاش، دانیل، است، با پازلی روبرو میشود که او را به سمت خانهای هدایت میکند که در آن چندین نفر، از جمله پسرش، در آن زندانی شدهاند و باید برای زنده ماندن بجنگند.
خلاصه داستان: سال ۱۹۹۹، یک ماجراجوی ثروتمند به نام دکتر «ایو سینکلر» (متیو مککانهی) به همراه دوست قدیمیاش، «الی» (ویلیام اچ. میسی)، برای یافتن یک کشتی گمشده در قلب بیابان سفر میکنند. آنها در این مسیر با یک مهندس سازمان ملل به نام «اوا» (پنلوپه کروز) آشنا میشوند که برای یافتن منبع یک بیماری مرگبار در رودخانهای در آفریقا تلاش میکند. این سه نفر در حالی که توسط یک دیکتاتور محلی و یک تاجر سلاح تعقیب میشوند، با همکاری یکدیگر برای حل رازهای باستانی و نجات جان انسانها تلاش میکنند.
خلاصه داستان: فیلمنامهنویس جوانی به نام السا، پس از جدایی از نامزدش، بهطور اتفاقی با داستانی در مورد یک زن ثروتمند به نام میراکل رو به رو میشود که به نظر میرسد زندگی عاشقانهی او الهامبخش فیلم «کازابلانکا» بوده است. السا برای یافتن حقیقت و تجدید خاطره با عشق گذشتهاش، به دنبال میراکل میرود و در این مسیر با مردان مختلفی آشنا میشود که هر کدام ادعا میکنند نسخهی واقعی «مرد کازابلانکا» هستند. او در این میان، خودش را درگیر ماجراهای عاشقانهی پیچیدهای میبیند که به کشف رازهای خانوادگی و درسهای مهمی در مورد عشق و روابط منجر میشود.
خلاصه داستان: فیلم چشم قرمز (Red Eye) در سال 2005 داستان لیز راین را روایت میکند که در یک پرواز شبانه به دالاس با مردی به نام جکس ریتر آشنا میشود. اما این آشنایی به سرعت به یک کابوس تبدیل میشود، زمانی که جکس که یک تروریست است، به لیز اطلاع میدهد که پدرش را به گروگان گرفته و او را مجبور میکند تا در تروری که در هتل محل اقامتش در دالاس برنامهریزی شده، به او کمک کند. لیز که در فضای بسته هواپیما گیر افتاده، باید با هوش و زیرکی خود را نجات دهد و نقشه شوم تروریست را خنثی کند.
خلاصه داستان: مردم در سال 2005 در شهرهای دیوارکشی شده زندگی میکنند و ثروتمندان در برجهای لوکس بالای شهر و فقرا در زیر شهر زندگی میکنند. زمانی که مردگان متحرک از مرزها عبور میکنند، یک مأموریت خطرناک برای نجات شهر از سقوط آغاز میشود.
خلاصه داستان: فیلم «کینگ کونگ» داستان یک کارگردان سینما به نام کارل دنهم را روایت میکند که برای ساخت فیلمی ماجراجویانه به همراه بازیگر نقش اول زن، ان دارو، راهی جزیرهای ناشناخته در اقیانوس آرام میشود. آنها در جزیره با موجودی غولپیکر و وحشی به نام گوریل عظیمالجثه مواجه میشوند که به نظر میرسد از اعماق تاریخ باقی مانده است. کینگ کونگ که شیفته آن دارو میشود، او را میرباید و در جنگلهای انبوه جزیره پنهان میکند. گروه اعزامی برای نجات آن دارو، با تکیه بر تکنولوژی و تسلیحات مدرن، به جستجوی این موجود افسانهای میپردازند. در نهایت، کینگ کونگ به نیویورک منتقل میشود تا به عنوان یک جاذبه توریستی به نمایش گذاشته شود، اما این موجود قدرتمند اسیر شده، از کنترل خارج شده و باعث ویرانی و هرجومرج در شهر میشود.