خلاصه داستان: فیلم «عروس چاکی» (Bride of Chucky) به کارگردانی رانی یو در سال ۱۹۹۸ ساخته شده است. در این فیلم جنیفر تیلی و براد دوریف (صداپیشه چاکی) نقشآفرینی میکنند. داستان فیلم درباره عروسک قاتل معروف، چاکی، است که توسط دوستدختر سابق قاتلش، تیفانی، احیا میشود. تیفانی که همچنان عاشق چاکی است، او را به یک عروسک تبدیل میکند و زندگی جدیدی به او میدهد. اما چاکی که از این رابطه خسته شده، تیفانی را به قتل میرساند و روحش را در یک عروسک زن میکند. سپس این زوج شیطانی برای رسیدن به جاودانگی، به دنبال یک منبع جادویی میروند و در این مسیر، زوج جوانی به نامهای جسی و نادین را گروگان میگیرند و ماجراهای خونین و وحشتناکی رقم میزنند.
خلاصه داستان: فیلم «برادران بلوز ۲۰۰۰» (Blues Brothers 2000) به کارگردانی جان لندیس و بازیگری دن ایکروید و جان گودمن در سال ۱۹۹۸ ساخته شد. داستان این فیلم درباره الوود بلوز است که پس از آزادی از زندان، متوجه میشود برادرش جیک بلوز فوت کرده است. او برای احیای گروه موسیقی برادران بلوز، گروهی جدید تشکیل میدهد و به همراه دوستش، به دنبال اهداف خود میروند و در این مسیر با ماجراهای مختلفی روبرو میشوند.
خلاصه داستان: سریال «همه قدیسان» (All Saints) یک درمانی درام استرالیایی است که اولین بار در سال 1998 پخش شد. این سریال داستان پرستاران، پزشکان و بیماران بخش جراحی بیمارستانی به همین نام را روایت میکند و بر چالشهای حرفهای و زندگی شخصی آنها تمرکز دارد. در طول فصلهای مختلف، این سریال به موضوعاتی مانند اخلاق پزشکی، روابط بین فردی و بحرانهای عاطفی در محیط پرفشار بیمارستان میپردازد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم سینمایی «گربه سیاه، گربه سفید» به کارگردانی امیر کاستوریتسا و با بازیگرانی چون لازار ریستوفسکی، برانکو گلیگوریویچ و سرگی میلیچ در سال ۱۹۹۸ ساخته شده است. این فیلم داستان یک کولی به نام مارکو را روایت میکند که برای فرار از یک قاچاقچی به نام مادا، با یک کولی دیگر به نام زوران همراه میشود تا با یک نقشه پیچیده، از دست او خلاص شوند و در عین حال به عشق و ثروت دست یابند.
خلاصه داستان: فیلم گاومیغ '۶۶ (Buffalo '66) به کارگردانی وینسنت گالو در سال ۱۹۹۵ ساخته شده است. داستان درباره مردی به نام بیلی براون (وینسنت گالو) است که پس از پنج سال زندان به دلیل خطایی که مرتکب شده، آزاد میشود. او که به شدت از والدینش (آنجلا بتس و بن گازارا) که از او بیزارند، میترسد، برای پنهان کردن آزادیاش، دختری جوان به نام لایلا (کریستینا ریچی) را میرباید تا به عنوان همسرش نقش بازی کند.
خلاصه داستان: گودزیلا یک هیولای عظیمالجثه است که از اعماق اقیانوسها سر برآورده و با قدرت تخریب بینظیر خود، شهرهای بزرگ را به ویرانهای تبدیل میکند. این موجود باستانی که حاصل آزمایشهای هستهای انسانهاست، با خشم فراوان به سمت تمدن لشکرکشی میکند و نیروهای نظامی را به چالشی بزرگ میکشاند. در این میان، دانشمندان و محققان تلاش میکنند تا راز پشت این پدیده طبیعی را کشف کنند و راهی برای متوقف کردن آن بیابند، در حالی که مردم عادی در ترس و وحشت از نابودی کامل زندگی میکنند.
خلاصه داستان: یک شب در راکسبورگ فیلمی محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی جان فورتِنبری و بازیگران اصلی چیویتال اجیوفور، ویل فرل، کریس کاتان، مگین کلی، ایلایز داگلاس و جنیفر کولیج است. این فیلم که اسپین آفی از برنامه Saturday Night Live به شمار میرود، داستان دو برادر احمق و شیفته موسیقی دیسکو به نامهای استیو و داگ باتلر را روایت میکند که در تلاش برای باز کردن یک باشگاه شبانه لاکچری در لسآنجلس هستند و مدام در ماجراهای خندهدار و احمقانه گرفتار میشوند.
خلاصه داستان: فیلم «نیمه شانس» یک کمدی اکشن فرانسوی است که داستان آلیس (وانسا پارادی)، دختری که پس از آزادی از زندان، به دنبال پدر واقعیاش از میان دو مرد گذشته مادرش، لئو (ژان-پل بلموندو) و ژولین (آلن دلون)، میرود؛ اما با دزدیدن اشتباهی ماشین مافیای روسی، هر سه در ماجراجویی پرهیجان برای فرار و کشف حقیقت گرفتار میشوند. منتقدان شیمی جذاب و پرانرژی بلموندو و دلون پس از ۲۸ سال، لحظات طنزآمیز و اکشن سرگرمکننده، و حضور دلنشین وانسا پارادی را ستودهاند و آن را به عنوان یک فیلم سرگرمکننده و نوستالژیک توصیف کردهاند که با انرژی مثبت ستارگان و ماجراهای خندهدار، حس شادی و هیجان را به شیوهای دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: یک سرباز وظیفهشناس به نام تاد در ارتش فدراسیون که از کودکی برای جنگیدن تربیت شده، پس از سالها خدمت وفادارانه، توسط فرماندهانش به دلیل کهنهکار شدن رها میشود و در سیارهای بیابانی رها میگردد. او که هیچگاه زندگی عادی را تجربه نکرده، در این سیاره با گروهی از انسانهای صلحطلب که از جنگ گریختهاند روبرو میشود و به تدریج با آنها ارتباط برقرار میکند. اما زمانی که فدراسیون برای نابودی این جامعه صلحطلب حمله میکند، تاد باید بین وفاداری به گذشته نظامیاش و دفاع از خانواده جدیدش یکی را انتخاب کند. این فیلم علمی-تخیلی محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی پل اندرسون و با بازی کورت راسل در نقش اصلی است.
خلاصه داستان: یک پزشک اورژانس در شب عید پس از مرگ مشکوک یک بیمار، متوجه میشود که موجودات خونآشامی به نام «خونآشامهای روز» در حال تبدیل انسانها به هیولا هستند. او با کمک یک شکارچی خونآشام اسلحهساز و یک بازمانده، باید راهی برای نجات بشریت پیدا کند. این فیلم اکشن و ترسناک با بازی یحیی عبدالمتین دوم، ناتاشا لیو بوردیزو و آدریو کواندو، بر اساس کمیکبوکهای مارول ساخته شده است.