خلاصه داستان: فیلم «سران دولت» یک فیلم اکشن-کمدی آمریکایی به کارگردانی ایلیا نایشولر و نویسندگی جاش اپلبام، آندره نمک و هریسون کویری است که در ۲ جولای ۲۰۲۵ توسط آمازون MGM استودیوز از طریق پرایم ویدیو منتشر شد. داستان حول سام کلارک (ادریس البا)، نخستوزیر بریتانیا و کهنهسرباز ارتش، و ویل درینگر (جان سینا)، رئیسجمهور آمریکا و ستاره سابق فیلمهای اکشن «کبرا آبی»، میچرخد که به دلیل اختلافات علنیشان، روابط «ویژه» دو کشور را به خطر انداختهاند. وقتی جت نیروی هوایی یک که هر دو در آن هستند توسط مزدوران ویکتور گرادوف (پدی کنسیدین)، دلال اسلحه روس، ساقط میشود، آنها مجبور میشوند با همکاری نوئل بیسه (پریانکا چوپرا جوناس)، مامور برجسته MI6، در اروپای شرقی فرار کنند تا توطئهای جهانی را خنثی کنند. گرادوف، که به دنبال انتقام از متحدین به دلیل مرگ پدر دانشمند هستهایاش است، لینک ECHELON، برنامه نظارتی اتحاد پنج چشم، را به دست آورده. فیلم با صحنههای اکشن مانند تیراندازی در جشنواره لاتوماتینا در اسپانیا و تعقیبوگریز در تریسته، به موضوعات دوستی غیرمنتظره، خیانت و اتحاد بینالمللی میپردازد. با این حال، به دلیل طنز ضعیف، دیالوگهای شعاری، داستان قابلپیشبینی، و جلوههای ویژه متوسط، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۷۱٪ در راتن تومیتوز، امتیاز ۵۷/۱۰۰ در متاکریتیک). شیمی بین سینا و البا، بازی پریانکا چوپرا، و کوریوگرافی اکشن نایشولر تحسین شدند، اما ریتم ناهموار و کمدی ناکارآمد نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «تورنادو» یک درام اکشن-هیجانی بریتانیایی به نویسندگی و کارگردانی جان مکلین است که در اسکاتلند دهه ۱۷۹۰ رخ میدهد. داستان حول تورنادو (کوکی)، یک زن جوان ژاپنی و دختر یک عروسکگردان سامورایی به نام فوجین (تاکهیرو هیرا)، میچرخد که با گروهی از تبهکاران بیرحم به رهبری شوگرمن (تیم راث) و پسرش لیتل شوگر (جک لاودن) روبهرو میشوند. پس از آنکه گروه شوگرمن، که تازه کلیسایی را غارت کرده و مقدار زیادی طلا دزدیدهاند، نمایش عروسکی تورنادو و فوجین را تماشا میکنند، تورنادو با دیدن دزدی یک پسر بچه از طلاهای گروه، تصمیم میگیرد خود طلا را بدزدد. این اقدام او منجر به کشته شدن پدرش توسط شوگرمن میشود. تورنادو، که با آموزشهای سامورایی پدرش مهارتهای رزمی دارد، برای انتقام و فرار از دست تبهکاران وارد سفری پرخطر میشود. او در عمارتی متروکه پنهان میشود، اما وقتی گروه شوگرمن آنجا را اشغال میکنند، با استفاده از محیط، مانند کفپوشهای پوسیده، فرار میکند و در نهایت با کشتار اعضای گروه و دور انداختن طلا به دریاچه، انتقام میگیرد. فیلم با الهام از سینمای سامورایی آکیرا کوروساوا و وسترنهای کلاسیک، به موضوعات انتقام، حرص و تحول شخصی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، کوریوگرافی ضعیف صحنههای اکشن، شخصیتپردازی ناکافی، و پایانبندی ضد اوج، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی تیم راث و کوکی، و فیلمبرداری رابی رایان در مناظر اسکاتلند تحسین شدند، اما داستان ساده و دیالوگهای شعاری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «نقض مارگریت» (به فرانسوی: Le Théorème de Marguerite) یک درام فرانسوی-سوئیسی به کارگردانی آنا نوویون و نویسندگی مشترک نوویون، اگنس فوور، ماری-استفان امبر، و متیو روبین است. داستان حول مارگریت هافمن (الا رومپف)، دانشجوی درخشان دکتری ریاضیات در دانشگاه معتبر اکول نورمال سوپریور (ENS) پاریس و تنها زن در کلاس خود، میچرخد که روی اثبات حدس گلدباخ (هر عدد زوج بزرگتر از ۲ حاصل جمع دو عدد اول است) کار میکند. در روز ارائه تز خود، لوکاس ساولی (ژولین فریسون)، دانشجوی جدید تیم، خطایی致命在 پایاننامه او پیدا میکند که سه سال کارش را بیاعتبار میکند. مارگریت، که زندگیاش حول ریاضیات شکل گرفته، دچار فروپاشی روانی میشود، دانشگاه را ترک میکند و استادش، پروفسور ورنر (ژان-پیر داروسن)، را به خیانت متهم میکند. او برای اولینبار وارد دنیای واقعی میشود، با نوآ (سونیا بونی)، یک رقصنده آزاداندیش، دوست میشود، در محله چینیهای پاریس کار پیدا میکند و با مهارتهای ریاضیاش در بازی ماهجونگ میدرخشد. این تجربیات، همراه با رابطه عاشقانهای با لوکاس، به او کمک میکند تا با دیدی تازه به ریاضیات بازگردد و در نهایت راهحلی برای تز خود پیدا کند. فیلم به موضوعات هویت، تابآوری، چالشهای زنان در علم، و تعادل بین منطق و احساسات میپردازد. با این حال، به دلیل طرح قابلپیشبینی، کلیشههای عاشقانه، و شخصیتپردازی ضعیف برخی نقشهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی الا رومپف، فیلمبرداری ژاک ژیرو، و نمایش ریاضیات بهعنوان شعر تحسین شدند، اما ریتم کند و پایانبندی معمولی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «آنا» (به انگلیسی: ANИA) یک تریلر اکشن فرانسوی به نویسندگی، تهیهکنندگی و کارگردانی لوک بسون است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. داستان در سال ۱۹۹۰ آغاز میشود و حول آنا پولیاتووا (ساشا لوس)، زنی جوان و زیبا از مسکو میچرخد که پس از زندگی دشوار با اعتیاد و خشونت خانگی، توسط الکس چنکوف (لوک اوانز)، مأمور KGB، بهعنوان قاتل حرفهای استخدام میشود. او تحت نظارت اولگا (هلن میرن)، مأمور ارشد KGB، بهعنوان مدل در پاریس مخفیانه فعالیت میکند و مأموریتهای مرگبار را انجام میدهد، از جمله حذف اولگ (اندرو هاوارد)، یک فروشنده اسلحه. آنا که به دنبال آزادی از این زندگی دوگانه است، با لنی میلر (سیلیان مورفی)، مأمور CIA، وارد معاملهای برای جاسوسی دوجانبه میشود و در نهایت با استفاده از هوش و مهارتهایش، نقشهای پیچیده برای فریب هر دو طرف و فرار طراحی میکند. فیلم با ساختار غیرخطی، پر از فلاشبک (مانند «سه سال قبل» یا «یک سال بعد»)، و صحنههای اکشن مانند قتلعام رستوران با بشقابهای شکسته، به موضوعات جاسوسی، خیانت، و جستجوی آزادی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، ریتم نامنظم، فقدان عمق احساسی، و شباهت به فیلمهای قبلی بسون مانند «نیکیتا» و «لئون»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی هلن میرن و ساشا لوس، موسیقی اریک سرا، و صحنههای اکشن تحسین شدند، اما فیلم به دلیل کلیشهها، ضعف در شخصیتپردازی، و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «زمین سوخته» (به آلمانی: Verbrannte Erde) یک تریلر جنایی آلمانی به کارگردانی و نویسندگی توماس آرسلان است که دنباله فیلم «در سایهها» (Im Schatten, 2010) و دومین بخش از سهگانه برنامهریزیشده تروجان محسوب میشود. داستان حول تروجان (میشل ماتیچویچ)، یک مجرم حرفهای که ۱۲ سال پس از یک سرقت ناموفق از برلین فرار کرده بود، میچرخد. او که حالا بیپول است، به برلین بازمیگردد و در دنیای زیرزمینی که با فناوری دیجیتال متحول شده، به دنبال کار میگردد. تروجان از طریق ربکا (ماری لوئنبرگر)، واسطهای سرد، پیشنهادی برای سرقت تابلویی از کاسپار داوید فریدریش از موزه دریافت میکند. او با راننده فرار دایانا (ماری-لو سلم)، همکار سابقش لوکا (بیگله بینگول)، و کریس جوان (تیم سیفی) همراه میشود، اما کارفرمای مرموز، ویکتور (الکساندر فلینگ)، نقشههای دیگری دارد. سرقت که با دقت برنامهریزی شده بود، از کنترل خارج میشود و تروجان باید برای بقا بجنگد. فیلم با الهام از آثار ژان-پیر ملویل و مایکل مان، حالوهوای نوآر مینیمالیستی دارد و به موضوعات خیانت، تنهایی، و دنیای بیرحم جرم در یک برلین خاکستری و بیروح میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فقدان رشد شخصیتها، گفتوگوهای خشک، و پایانبندی ساده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی ماتیچویچ، فلینگ، و فیلمبرداری آرنولد هیلر برای فضاسازی تحسین شدند، اما فیلم به دلیل کمبود عمق احساسی، شباهت به «تاتورت» (سریال جنایی آلمانی)، و فقدان پیچشهای داستانی مورد انتقاد قرار گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «راب پیس» یک درام بیوگرافیک آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی چیوتل اجیوفور است که بر اساس کتاب «زندگی کوتاه و تراژیک رابرت پیس» نوشته جف هابز ساخته شده است. داستان حول رابرت دشاون پیس (جی ویل)، جوانی باهوش از محله فقیرنشین اورنج پارک، نیوآرک، نیوجرسی، میچرخد که با حمایت مادر فداکارش جکی (مری جی. بلایژ) به مدرسه خصوصی سنت بندیکت راه مییابد و سپس با بورسیه وارد دانشگاه ییل میشود و در رشته بیوفیزیک مولکولی و بیوشیمی تحصیل میکند. در حالی که پدرش اسکیت داگلاس (چیوفور) به اتهام دو قتل در زندان است، راب که معتقد به بیگناهی پدرش است، برای تأمین هزینههای وکیل با فروش ماریجوانا در ییل وارد تجارت مواد مخدر میشود و ظاهراً ۱۰۰,۰۰۰ دلار درآمد کسب میکند، اگرچه برخلاف فیلم، خوابگاهش هرگز مورد بازرسی قرار نگرفت. پس از فارغالتحصیلی در سال ۲۰۰۲، او بهعنوان معلم زیستشناسی به سنت بندیکت بازمیگردد، اما زندگی دوگانهاش در تجارت مواد و تلاش برای آزادی پدرش، او را در برابر فشارهای اقتصادی، خانوادگی، و نژادپرستی ساختاری قرار میدهد. فیلم به موضوعات جاهطلبی، نابرابری اجتماعی، و تناقضات رویای آمریکایی برای مردان سیاهپوست میپردازد. با این حال، به دلیل روایت پراکنده، استفاده بیشازحد از روایت صوتی، شخصیتپردازی ضعیف برخی نقشهای فرعی مانند نایا (کامیلا کابیو)، و سادهسازی پرونده جنایی پدرش، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای جی ویل و مری جی. بلایژ، فیلمبرداری کسنیا سردا، و لحظات سیاسی و احساسی مانند صحنههای زندان تحسین شدند، اما ریتم کند، دیالوگهای کلیشهای، و فقدان تمرکز روایی مورد انتقاد قرار گرفت
خلاصه داستان: فیلم «راب و رول» (به چینی: 臨時劫案، لام سی کیپ نگون) یک اکشن-کمدی هنگکنگی به کارگردانی آلبرت کای-کوانگ ماک و نویسندگی چن ویبین، آلبرت ماک و وان یوئنچنگ است. داستان حول موی لام-تین (آرون کوک)، یک کشتیگیر حرفهای سابق با دندانهای خرگوشی و لهجه عجیب که اکنون سارقی خشن اما با اصول است، میچرخد. او پس از سرقت ناموفق ۳۰ میلیون دلار هنگکنگ از یک صرافی در خیابان تمپل، با دو دوست میانسال شکستخورده، رابی (لام کا-تونگ)، راننده تاکسی بدهکار با مشکلات خانوادگی، و فای (ریچی جن)، مدیر یک خانه سالمندان که در آستانه ورشکستگی است، درگیر میشود. نقشه سرقت لام-تین زمانی پیچیده میشود که پول دزدیدهشده بهطور اتفاقی در تاکسی رابی گم میشود و نان (جان چیانگ جونیور)، یک خلافکار خردهپا، نیز بهطور همزمان صرافی دیگری را سرقت میکند. این سه نفر در حالی که تحت تعقیب کارآگاه زن سرسخت، جیانگ هائوون (ژانگ کی)، قرار دارند، درگیر سلسلهای از خیانتها و درگیریهای مسلحانه با قانون «من تو را میدزدم، تو من را میدزدی» میشوند. فیلم با طنز سیاه، اکشن پرتنش مانند تیراندازی در خیابان تمپل و فرار با اتوبوس مدرسه، و لحظات احساسی درباره مبارزات زندگی، به موضوعات فقر، دوستی، و طمع میپردازد. با این حال، به دلیل داستان بیشازحد پیچیده، تغییرات ناگهانی در لحن از کمدی به خشونت گرافیکی، و پایانبندی معمولی که به سانسور چینی تن داده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی آرون کوک به دلیل ظاهر عجیب و لهجه غیرمعمولش، و کارگردانی ماک برای صحنههای اکشن تحسین شد، اما فیلم به دلیل کمبود انسجام داستانی، شخصیتپردازی ضعیف برخی نقشهای فرعی مانند نان و کارمند صرافی (وانگ سونگیین)، و زیرنویسهای انگلیسی ضعیف در نسخه بلوری هنگکنگ نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «سرکش» یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول بریتانیا و قبرس به کارگردانی الکس تسیتسیلین و نویسندگی آنالیسا لابیانکو و جفری اسپنسر است که توسط Magic Frame Animation و Creation Entertainment Media تولید شده است. این فیلم بازنگری مدرنی از داستانهای پریان کلاسیک است و حول مینا (با صدای آلیسون لی روزنفلد)، شاهزادهای سرکش و جسور، میچرخد که برخلاف خواست پدرش (مارک تامپسون)، پادشاه دریا، عاشق رونان (پیتر زاروستیکا)، پسری کتابخوان و نابغه اما غیرجنگجو، میشود. پدر مینا، که به دنبال دامادی قوی مانند روگدای (شبیه گاستون در «دیو و دلبر»)، است، با ازدواج آنها مخالف است. پیش از تصمیمگیری، جادوگری شیطانی به نام کزابور با اژدهایش مینا را میرباید. پادشاه به هر کس که مینا را نجات دهد، قول ازدواج با او را میدهد و رونان، همراه با سه شاهزاده رقیب، در سفری حماسی برای یافتن او به راه میافتد، در حالی که مینا خود با شجاعت در برابر اسیرکنندگانش مقاومت کرده و نقشه فرار جسورانهای میکشد. فیلم به موضوعات استقلال، شجاعت، و به چالش کشیدن کلیشههای جنسیتی میپردازد و با طنز، شوخیهای بصری، و سکانسهای تعقیب و گریز سرگرمکننده است. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، شخصیتپردازی سطحی، آهنگهای فراموششدنی، و شباهت به فیلمهایی مانند «شرک» و «افسونشده»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی، بهویژه آبه گلدفارب و پیتر زاروستیکا، و طراحی انیمیشن با بودجه محدود تحسین شدند، اما فیلم به دلیل فقدان نوآوری و عدم استفاده کامل از پتانسیل متا مورد انتقاد قرار گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «تماس شبانه» (به فرانسه: La nuit se traîne) یک تریلر اکشن بلژیکی-فرانسوی به کارگردانی میشل بلانشار در اولین تجربه کارگردانی بلند خود و نویسندگی مشترک او با ژیل مارشاند و لوران براندنبورگر است. داستان در یک شب پرتنش در بروکسل و در پسزمینه اعتراضات Black Lives Matter رخ میدهد و حول مادی (جاناتان فلتره)، دانشجویی که شبها بهعنوان قفلساز اضطراری کار میکند، میچرخد. مادی برای کمک به کلر (ناتاشا کریف)، دختری مرموز که ادعا میکند کلیدهایش را گم کرده، به آپارتمانی میرود، اما متوجه میشود کلر دزد است و کیف پولی متعلق به یانیک (رومن دوریس)، رئیس بیرحم یک باند جنایی، را سرقت کرده است. پس از درگیری خشونتآمیز که منجر به مرگ یکی از افراد یانیک میشود، مادی در حالی که از پلیس و جنایتکاران فرار میکند، تنها یک شب فرصت دارد تا بیگناهی خود را اثبات کند. فیلم با الهام از آثاری مانند «روز آموزش»، «وثیقه»، و «دوئل»، ترکیبی از اکشن، تعقیب و گریز (مانند دوچرخهسواری در پلههای مترو)، و معضلات اخلاقی را ارائه میدهد و به موضوعات نژادپرستی، بیعدالتی اجتماعی، و بقا میپردازد. با این حال، به دلیل کلیشههایی مانند «شرور کتوشلواری»، داستان عاشقانه ضعیف بین مادی و کلر، و پسزمینه BLM که بهنظر برخی منتقدان روی داستان سوار شده و ناتمام مانده (مانند اشاره کوتاه به اشیای نازی در آپارتمان)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی فلتره، کریف، و دوریس، فیلمبرداری سیلوستر وانورنبرگ، و ریتم سریع تحسین شدند، اما پایانبندی مرتب و برخی حفرههای داستانی (مانند اشتباهات اولیه مادی) مورد انتقاد قرار گرفتند.
خلاصه داستان: فیلم «پسرهای خوشتیپ» (به کرهای: 핸섬가이즈، Haenseomgaijeu) یک کمدی-ترسناک کره جنوبی به کارگردانی و نویسندگی نام دونگ-هیوپ است که بازسازی فیلم کانادایی «تاکر و دیل در برابر شیطان» (2010) محسوب میشود. داستان حول جائه-پیل (لی سونگ-مین)، که خود را «خوشتیپ خشن» میداند، و سانگ-گو (لی هی-جون)، که «خوشتیپ جذاب» است، میچرخد. این دو دوست صمیمی به خانه رویایی اروپاییمانند خود در حومه گانگوون نقلمکان میکنند، اما از همان روز اول تحت نظارت پلیس محلی، رئیس چوی (پارک جی-هوان) و نام دونگ-یون (لی کیو-هیونگ)، قرار میگیرند که آنها را به دلیل ظاهر خشنشان مشکوک میدانند. شادی آنها کوتاهمدت است، زیرا گروهی از نوجوانان ثروتمند، از جمله مینا (گنگ سونگ-یون)، برای مهمانی به عمارتی نزدیک میآیند و بهطور تصادفی با کشتن یک بز، روح شیطانی بافومت را که ۶۶ سال پیش توسط یک مبلغ خارجی در زیرزمین خانه مهر و موم شده بود، بیدار میکنند. سوءتفاهمها، مانند تلاش جائه-پیل و سانگ-گو برای نجات مینا از غرق شدن، منجر به سلسلهای از حوادث خندهدار و مرگهای تصادفی میشود که شبیه فیلمهای ترسناک کلاسیک مانند «کشتار با ارهبرقی در تگزاس» و «مرده شیطانی» است. فیلم به موضوعات سوءتفاهم، دوستی، و کلیشههای ترسناک میپردازد و با طنز بیشازحد، بازیهای اغراقآمیز، و ارجاعات به فیلمهای ترسناک، فضایی سرگرمکننده خلق میکند. با این حال، به دلیل داستان ساده، کاهش گور در مقایسه با نسخه اصلی، و برخی شوخیهای تکراری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی لی سونگ-مین و لی هی-جون برای شیمی طنزآمیز و طراحی صحنه تحسین شد، اما فیلم به دلیل کمبود اصالت و لحن ناهماهنگ در برخی صحنهها نقد شد.