خلاصه داستان: فیلم «ترانه جنوب» یک درام تاریخی-جنگی است که در ویتنام دهه ۱۹۴۰، در دوران استعمار فرانسه، رخ میدهد. داستان حول محور آن، پسری ۱۲ ساله، میچرخد که پس از فقدان غمانگیز مادرش، سفری خطرناک را برای یافتن پدر گمشدهاش آغاز میکند. آن در این مسیر با شخصیتهای متنوعی مانند معلم بای مخفی، دزد اوت لوک لام، قهرمان وو تونگ، استاد چینی تیئو، عمو با فی قصهگو، پسر مارگیر کو، و دختر بازیگر شین مواجه میشود. این سفر پرماجرا با صحنههایی مانند مبارزه با سربازان فرانسوی، زندگی در مناطق روستایی جنوب ویتنام، و لحظات احساسی مانند دوستی آن با اوت، به موضوعات خانواده، میهنپرستی، و از دست دادن میپردازد. ژنرال دوریه، با کمک معشوقهاش تو مام، متوجه میشود که آن پسر یک شورشی تحت تعقیب است و از او بهعنوان طعمهای برای به دام انداختن پدرش در جشنواره نیمهپاییز استفاده میکند. با این حال، به دلیل ساختار نامنظم، طنز گاه نامناسب، و استفاده از جلوههای CGI ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۸۲٪ در Rotten Tomatoes). فیلمبرداری خیرهکننده، مناظر جنوب ویتنام، و بازی هوین هائو خانگ در نقش آن تحسین شدند، اما داستان پراکنده و مدتزمان طولانی (۱۱۰ دقیقه) نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «آرام باش، من از آینده آمدهام» یک کمدی-علمیتخیلی کانادایی است که داستان کسپر، یک مسافر زمان از قرن ۲۲ را دنبال میکند که در تورنتوی امروزی گیر افتاده است. کسپر، با بازی ریس داربی، با ظاهری نامرتب و دانش پیشپاافتاده از آینده، سعی میکند با شرطبندی روی نتایج ورزشی و لاتاری زندگی راحتی بسازد. او با هالی، یک زن سیاهپوست بدبین، دوست میشود و او را در برنامههایش برای کسب پول سریع شریک میکند، غافل از اینکه اقداماتشان آینده را تغییر میدهد. وقتی دوریس، یک مسافر زمان حرفهایتر، برای جلوگیری از یک فاجعه در سال ۲۰۷۰ به دنبال آنها میآید، کسپر و هالی باید تصمیم بگیرند که آیا آیندهای که به خطر انداختهاند ارزش نجات دارد یا خیر. داستان با صحنههایی مانند تلاش کسپر برای متقاعد کردن پرسی، یک هنرمند افسرده، برای خودکشی به روشی خاص برای حفظ آینده، و تعقیبوگریزهای طنزآمیز، به موضوعات سرنوشت، دوستی و اهمیت انتخابهای کوچک میپردازد. با این حال، به دلیل تغییرات شدید لحن بین کمدی و مضامین تاریک مانند خودکشی، و داستان پراکنده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۸۰٪ در Rotten Tomatoes و ۵.۴/۱۰ در IMDb). بازیهای داربی و گراهام، طنز عجیب و پیامهای انسانی تحسین شدند، اما فیلمنامه نامتمرکز و کندی ریتم در نیمه دوم نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «گمشده در شب» یک تریلر-درام مکزیکی است که داستان امیلیانو، جوانی از شهر معدنی کوچک در گواناخواتو را دنبال میکند که به دنبال یافتن حقیقت درباره ناپدید شدن مادرش، پالوما، یک فعال محیطزیست که علیه شرکتهای معدنی بینالمللی اعتراض کرده بود، است. امیلیانو، که از سیستم قضایی فاسد و ناکارآمد ناامید شده، سرنخی را دنبال میکند که او را به خانواده ثروتمند و مرموز آلداما، شامل کارمن، ماتریارک مشهور، مونیکا، دخترش، و ریگوبِرتو، هنرمند عجیب، هدایت میکند. او بهعنوان کارگر در عمارت آنها نفوذ میکند تا اسرارشان را فاش کند. داستان با صحنههایی مانند رویارویی در ویلای مدرن آلداما، خشونتهای ناگهانی، و تصاویر لینچیمانند، به موضوعات فساد، شکاف طبقاتی، و جستوجوی عدالت میپردازد. با این حال، به دلیل روایت پراکنده، پیچشهای داستانی بیشازحد و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۶۱٪ در Rotten Tomatoes). فیلمبرداری خیرهکننده، موسیقی متن اثر کایل دیکسون و مایکل استین، و بازیهای اصلی، بهویژه خوان دانیل گارسیا، تحسین شدند، اما داستان نامنسجم و کندی ریتم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «عشق در نگاه اول» یک کمدی-رمانتیک آمریکایی به کارگردانی ونسا کسویل و نویسندگی کیتی لاوجوی است که بر اساس رمان «احتمال آماری عشق در نگاه اول» نوشته جنیفر ای. اسمیت ساخته شده. داستان درباره هدلی سالیوان (هیلی لو ریچاردسون)، دانشجوی ۲۰ ساله آمریکایی است که به دلیل تأخیر و باتری خالی گوشی، پروازش از نیویورک به لندن را از دست میدهد. او در فرودگاه JFK با اولیور جونز (بن هاردی)، دانشجوی ۲۲ ساله بریتانیایی ییل، آشنا میشود که شارژر گوشیاش را به او قرض میدهد. آنها در سالن غذاخوری فرودگاه شام میخورند و به دلیل خرابی کمربند ایمنی اولیور، در هواپیما کنار هم مینشینند و در طول پرواز عاشق هم میشوند. هدلی برای عروسی دوم پدرش (راب دلانی) به لندن میرود، در حالی که اولیور، که هدلی تصور میکند برای عروسی میرود، در واقع برای مراسم یادبود مادرش که از سرطان فوت کرده، به آنجا سفر کرده. پس از جدایی در گمرک به دلیل مرگ باتری گوشی هدلی، او شماره اولیور را از دست میدهد. هدلی در عروسی متوجه میشود که اولیور در مراسم یادبود است و به آنجا میرود تا او را پیدا کند. با روایت جمیللا جمیل، که در نقشهای مختلف مثل مأمور گمرک و راننده ظاهر میشود، فیلم به موضوعات سرنوشت، عشق و کنار آمدن با فقدان میپردازد. با وجود داستان قابلپیشبینی و فقدان شیمی قوی بین بازیگران، فیلم با طنز، موسیقی جذاب و بازیهای خوب، بهویژه ریچاردسون، اثری دلانگیز است.
خلاصه داستان: دو رقصنده نوار Pinay که در سرزمین طلوع خورشید سخت کار می کنند. ایو به دنبال پدرش است که محلی است. در حالی که AKI وزن خود را دریافت می کند. زندگی آنها با یکدیگر همپوشانی و تلاقی می کند ، بنابراین بر زندگی آنها تأثیر می گذارد ...
خلاصه داستان: فیلم «بید» یک درام اجتماعی هندی به کارگردانی و نویسندگی مشترک آنوباو سینها است که در پسزمینه قرنطینه کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۰ در هند روایت میشود. داستان در یک پست بازرسی خیالی در شهر تِجپور جریان دارد، جایی که سوریا کومار سینگ تیکاس (راجکومار رائو)، افسر پلیس، وظیفه دارد از عبور مهاجران در طول lockdown جلوگیری کند. این مهاجران، که به دلیل تعطیلی ناگهانی کشور بدون غذا، آب یا حملونقل ماندهاند، برای بازگشت به خانههایشان در روستاها مجبور به پیادهروی در مسافتهای طولانی شدهاند. در این میان، شخصیتهایی مثل دکتر رنو (بومی پدْنِکار)، که بیماران مشکوک به ویروس را معاینه میکند، و تریفِدی (پانکاج کاپور)، نگهبان امنیتی از کاست بالا که با برادر بیمارش سفر میکند، با تعصبات طبقاتی، نژادی و مذهبی مواجه میشوند. تریفدی با تبعیض علیه مسافران مسلمان و امتناع از پذیرش غذا از آنها، تنشهایی ایجاد میکند، اما در نهایت به دلیل نیاز، به آنها روی میآورد. فیلم با فیلمبرداری سیاهوسفید، که یادآور مهاجرت بزرگ پس از تجزیه ۱۹۴۷ هند است، به موضوعات نابرابری اجتماعی، کاستگرایی، تعصب مذهبی و انسانیت میپردازد. بازیهای قوی رائو و کاپور، همراه با کارگردانی سینها، فیلم را تأثیرگذار کرده، هرچند داستان شلوغ و پایانبندی ضعیف از نقاط ضعف آن هستند.
خلاصه داستان: فیلم «باربی» یک کمدی-فانتزی آمریکایی به کارگردانی گرتا گرویگ و نویسندگی مشترک او با نوآ بامباک است که بر اساس عروسکهای باربی شرکت متل ساخته شده. داستان درباره باربی (مارگو رابی)، عروسکی که در سرزمین کامل باربیلند زندگی بینقصی دارد، است تا اینکه افکاری درباره مرگ و اضطراب وجودی او را به هم میریزد. باربی با توصیه باربی عجیب (کیت مککینون) به دنیای واقعی سفر میکند تا منبع این افکار را پیدا کند، و کن (رایان گاسلینگ)، که عاشق اوست، همراهش میشود. در لسآنجلس، آنها با دنیای نابرابر انسانها مواجه میشوند و باربی متوجه میشود که دختر جوانی به نام ساشا (آریانا گرینبلات) و مادرش گلوریا (آمریکا فررا)، کارمند متل، در این افکار نقش دارند. وقتی متل، به رهبری مدیرعامل (ویل فرل)، تلاش میکند باربی را به دنیای عروسکها بازگرداند، او با کمک ساشا، گلوریا و کن، که خود درگیر هویتش شده، علیه ساختارهای مردسالارانه متل و باربیلند میشورد. فیلم با طنز هوشمندانه، رنگهای بصری خیرهکننده و موسیقی پرانرژی، به موضوعات هویت، خودآگاهی و فمینیسم میپردازد، هرچند گاهی از تعدد پیامها و داستانهای فرعی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «آکوامن و پادشاهی گمشده» یک اکشن-فانتزی ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی جیمز وان و دنبالهای بر «آکوامن» (2018) است که بر اساس شخصیت دیسی کامیکس ساخته شده. داستان درباره آرتور کوری (جیسون موموآ)، پادشاه آتلانتیس، است که با همسرش مرا (امبر هرد) و پسر نوزادشان زندگی میکند. وقتی بلک مانتا (یحیی عبدالمتین دوم)، که با نیروی عصای سهشاخه سیاه قدرت گرفته، برای انتقام مرگ پدرش به آتلانتیس حمله میکند، آرتور با برادر زندانیاش اورم (پاتریک ویلسون) متحد میشود. آنها به دنبال آزاد کردن پادشاهی گمشده نکراس، یکی از هفت پادشاهی آتلانتیس، میروند تا عصا را نابود کنند. در این مسیر، با دکتر استفان شین (رندال پارک)، دانشمندی که نکراس را بیدار کرده، و موجودات باستانی مواجه میشوند. آرتور و اورم با کمک آتلانتا (نیکول کیدمن) و نرئوس (دولف لاندگرن)، بلک مانتا را متوقف کرده و صلح را به آتلانتیس بازمیگردانند. فیلم با جلوههای بصری خیرهکننده، اکشنهای زیرآبی و تمهای خانواده، اتحاد و حفاظت از محیط زیست، اثری سرگرمکننده است، هرچند از داستان پیچیده و شخصیتپردازی ضعیف رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «دخترک و سگ تازی» یک انیمیشن درام-خانوادگی است که بر اساس رمان رودی دویل ساخته شده و داستان مری، دختری ۱۱ ساله با علاقه شدید به آشپزی را دنبال میکند که آرزوی سرآشپز شدن دارد. او که رابطهای نزدیک با مادربزرگش، اِمر، دارد، از او در آشپزخانه چیزهای زیادی یاد میگیرد. وقتی اِمر بیمار میشود و به بیمارستان منتقل میشود، مری با زنی مرموز به نام تنسی در جنگل آشنا میشود که اطلاعاتی غیرمنتظره درباره خانوادهاش دارد. این ملاقات مری، مادرش اسکارلت و اِمر را به سفری عاطفی و معنوی در گذشته هدایت میکند، جایی که چهار نسل از زنان خانواده با هم متحد میشوند. داستان با صحنههایی مانند سفر جادهای در نیمهشب، رویاهای سیاهوسفید و اشاره به سگ تازی، به موضوعات غم، پیوند خانوادگی و پذیرش مرگ میپردازد. با این حال، به دلیل انیمیشن ساده در برخی صحنهها و ریتم کند برای مخاطبان جوانتر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای رنگارنگ ایرلند، طنز ظریف و پیام عاطفی درباره زنانگی و ارتباط نسلی تحسین شدند، اما داستان متراکم و برخی لحظات سنگین نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «۱۳ بمب» یک اکشن-تریلر جاسوسی است که در جاکارتا رخ میدهد، جایی که یک سازمان تروریستی به رهبری آرُک، ۱۳ بمب را در نقاط مختلف شهر قرار داده و تهدید میکند که در صورت عدم دریافت ۱۰۰ بیتکوین از طریق پلتفرم ارز دیجیتال ایندوداکس، هر ۸ ساعت یکی از آنها منفجر خواهد شد. دفتر ضدتروریسم اندونزی به رهبری امیل، مأمور باتجربه، تیمی را برای خنثی کردن این تهدید تشکیل میدهد. آنها ویلیام و اسکار، بنیانگذاران ایندوداکس، را به دلیل ارتباط احتمالی با تروریستها مورد بازجویی قرار میدهند، اما این دو که بیگناه هستند، برای ردیابی تراکنشها و کمک به یافتن آرُک همکاری میکنند. داستان با تعقیبوگریزهای پرتنش، مانند انفجار در فرودگاه بینالمللی و نبرد در کلیسا، و پیچشهایی مانند افشای جیتا بهعنوان جاسوس در دفتر ضدتروریسم، به موضوعات انتقام، خیانت و تاثیرات ارز دیجیتال میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، تمرکز بیشازحد روی تبلیغ ارز دیجیتال و مدتزمان طولانی (۱۴۳ دقیقه)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن، طراحی بصری و انگیزههای انسانی تروریستها تحسین شدند، اما ریتم کند و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند.