خلاصه داستان: فیلم «دیوید بکهام: بدنام» یک مستند بیوگرافی-ورزشی بریتانیایی به کارگردانی بن سمپی است که به بررسی زندگی حرفهای و شخصی دیوید بکهام، اسطوره فوتبال انگلستان، میپردازد. این مستند از آغاز فروتنانه او در لیتوناستون لندن تا تبدیل شدن به پرافتخارترین بازیکن غیرمدافع انگلستان، برنده سهگانه تاریخی با منچستریونایتد و گرانترین بازیکن زمان خود را روایت میکند. فیلم روی رستگاری بکهام در تیم ملی پس از کارت قرمز جنجالی در جام جهانی ۱۹۹۸ مقابل آرژانتین، رویاهای جام جهانی، فشار رسانهها و تبدیل شدن به «برند بکس» تمرکز دارد. او با بازی برای غولهایی مانند منچستریونایتد، رئال مادرید و آث میلان و قراردادهای تجاری، به باارزشترین بازیکن از نظر تجاری تبدیل شد. داستان با صحنههایی از آرشیو بازیها، مصاحبهها (مانند گری کانوی)، و لحظاتی مانند درگیری با الکس فرگوسن (لگد به بوت که به چشم بکهام برخورد کرد)، به موضوعات شهرت، استقامت و فشار رسانهای میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان مصاحبه مستقیم با بکهام، عمق کم در کاوش زندگی شخصی، و تکیه بیشازحد بر تصاویر آرشیوی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). کارگردانی سمپی و پوشش دوران حرفهای بکهام تحسین شدند، اما روایت یکنواخت و فقدان دیدگاههای جدید نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «عزیزان» یک کمدی سیاه هندی به کارگردانی جسمیت ک. رین در اولین تجربه کارگردانیاش و تهیهکنندگی آلیا بات (در اولین تولیدش)، گوری خان و گوراو ورما است که داستان بدرونسا "بدرو" (آلیا بات) و مادرش شمشونسا (شفالی شاه) را در محلهای محافظهکار و پایینطبقه متوسط در بمبئی روایت میکند. بدرو، که در یک ازدواج عاشقانه با همزا (ویجی ورما)، مردی الکلی و خشن، گرفتار است، به امید تغییر او، سالها خشونت خانگی را تحمل میکند و حتی با مخفیانه افزودن قرصهای ضدالکل به غذایش و پیشنهاد بچهدار شدن تلاش میکند او را اصلاح کند. اما وقتی خشونت همزا از حد میگذرد و بدرو با عواقب حضورش در جلسهای درباره بازسازی محل زندگیشان (چاول) مواجه میشود، با کمک مادرش، شمشو، نقشهای ناشیانه اما جسورانه برای انتقام میکشد. داستان با صحنههایی مانند ضربوشتمهای همزا، تلاشهای بدرو برای حفظ ظاهر، و لحظات طنز تلخ مانند بستن همزا به صندلی، به موضوعات خشونت خانگی، توانمندی زنان و عشق مادر و دختری میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند در نیمه دوم، طنز ناهماهنگ و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای بات، شاه و ورما، فیلمبرداری آنیل مهتا و موسیقی متن ویشال باردواج تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان عمق احساسی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کارمندها ۳» یک کمدی-درام آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی کوین اسمیت و سومین قسمت از سری فیلمهای «کارمندها» است که در دنیای View Askewniverse رخ میدهد. داستان درباره دانته هیکس (برایان اوهالوران) و رندال گریوز (جف اندرسون)، دو کارمند فروشگاه Quick Stop، است که حالا در میانسالی هستند. رندال پس از یک حمله قلبی که به دلیل استرس کار و مرگ همسر سابقش، بکی (روزاریو داوسون)، رخ میدهد، تصمیم میگیرد فیلمی درباره زندگیشان در فروشگاه بسازد. او دانته، که هنوز با مرگ بکی و زندگی یکنواختش دستوپنجه نرم میکند، و دوستان قدیمی مانند جی (جیسون میوز) و باب ساکت را به پروژه دعوت میکند. داستان با صحنههایی مانند فیلمبرداری آماتوری در فروشگاه، دیالوگهای طنزآمیز درباره فرهنگ پاپ و ارجاعات به فیلم اصلی «کارمندها» (۱۹۹۴)، و لحظات احساسی که دانته با رندال درباره مرگ و دوستی صحبت میکند، به موضوعات میانسالی، دوستی و میراث میپردازد. با این حال، به دلیل طنز تکراری، لحن ناهماهنگ بین کمدی و درام، و پایانبندی بیشازحد احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۶۳٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای اوهالوران و اندرسون، نوستالژی و ارجاعات به طرفداران قدیمی تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و فقدان طنز تیز فیلم اول نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کریسمس خونین» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی جو بگوس است که داستان توری تومز (رایلی دندی)، صاحب یک فروشگاه موسیقی، را در شب کریسمس روایت میکند. توری که قصد دارد با کارمندش رابی (سم دلیچ) خوش بگذراند، با یک سانتا رباتیک (ابراهام بنروبی) مواجه میشود که به دلیل نقص فنی (بازگشت به برنامهنویسی نظامی وزارت دفاع آمریکا) در فروشگاه اسباببازی محلی به قتلعام میپردازد. توری و رابی، پس از بازدید از دوستانشان، جِی (جونا ری) و لانا (دورا مدیسون)، در فروشگاه اسباببازی، درگیر مبارزهای خونین برای بقا میشوند. داستان با صحنههایی مانند قتلهای خشن با تبر، تعقیب و گریز در فروشگاه با نورپردازی نئونی، و پایانبندی که توری پس از نابودی سانتا رباتیک خسته و خونآلود به خیابان میرسد، به موضوعات بقا، طنز سیاه و وحشت تعطیلات میپردازد. با این حال، به دلیل دیالوگهای بیشازحد، ریتم کند در ۳۰ دقیقه ابتدایی و داستان ساده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۷۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی دندی، جلوههای گور و فضای دهه ۸۰ تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و استفاده بیشازحد از دوربین ۱۶ میلیمتری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کاترین به نام بردی» یک کمدی-درام تاریخی به کارگردانی لینا دانهام و بر اساس رمان کودکان کارن کوشمن (۱۹۹۴) است که در انگلستان قرون وسطی (۱۲۹۰) رخ میدهد. داستان درباره کاترین، ملقب به بردی (بلا رمزی)، دختر ۱۴ سالهای است که در خانوادهای اشرافی اما فقیر زندگی میکند. پدرش، لرد رولو (اندرو اسکات)، برای نجات وضعیت مالی خانواده قصد دارد او را به ازدواج اجباری با خواستگارانی مانند شاگی برد (پل کی)، مردی ثروتمند اما نفرتانگیز، وادار کند. بردی، که روحیهای سرکش و طنزآمیز دارد، با ترفندهایی مانند پنهان شدن در طویله یا فریب دادن خواستگاران، از ازدواج فرار میکند. او با کمک دوستش آلیس (آیسیس هینزورث)، عمویش جرج (جو پری)، و مادرش لیدی آیلین (بیلی پایپر)، در برابر انتظارات جامعه مقاومت میکند. داستان با صحنههایی مانند شوخیهای بردی برای فراری دادن خواستگاران، روزنگارهای طنزآمیز او، و لحظهای احساسی که به پذیرش نقش خود میرسد، به موضوعات فمینیسم، بلوغ و استقلال میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ، طنز بیشازحد مدرن و پایانبندی سادهانگارانه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی رمزی، طراحی صحنه قرون وسطایی و موسیقی متن کارتر بورول تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و انحراف از رمان اصلی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کاداور» (به معنای جسد) یک تریلر جنایی-معمایی تامیلی است که داستان قتل مرموز دکتر سلیم رحمان، جراح ارشد بیمارستان معتبر JC، را دنبال میکند. بدرا تانگاول (آمالا پاول)، یک آسیبشناس خبره، به همراه دستیار کمیسر پلیس، ویشال (هریش اوتامان)، برای حل این پرونده مرموز همکاری میکنند. در همین حال، وتری (تریگون)، زندانی که قسم خورده بود سلیم را بکشد و تصویر او را روی دیوار سلولش کشیده، ادعا میکند مسئول قتل است و قول قتلهای بیشتری میدهد. تحقیقات بدرا به کشف رازهایی درباره گذشته وتری و ارتباط او با آنجل (آتولیا راوی) منجر میشود. داستان با صحنههایی مانند کالبدشکافیهای دقیق در سردخانه، فلشبکهای احساسی درباره زندگی وتری، و یک پیچش هوشمندانه در پایان، به موضوعات انتقام، عدالت و رازهای خانوادگی میپردازد. با این حال، به دلیل نیمه دوم کند، داستان قابلپیشبینی و دیالوگهای مصنوعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازی آمالا پاول، طراحی سردخانه و موسیقی متن رنجین راج تحسین شدند، اما فیلمنامه آشوبناک و فقدان اوجگیری کافی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «برادر بابا» یک کمدی-درام خانوادگی مالایامی به کارگردانی پریتیویراج سوکوماران و تولید آنتونی پرمباوور است که داستان دو خانواده مرفه مسیحی در کوتایام را روایت میکند. جان کاتادی (موهانلال)، صاحب یک تجارت فولاد، و همسرش آناما (مینا) قصد دارند پسرشان، ایشو (پریتیویراج سوکوماران)، را با آنا (کالیانی پریادارشان)، دختر دوست قدیمیشان کوریان (لالو الکس) و همسرش السی (کانیها)، ازدواج دهند. اما ایشو و آنا که در بنگلور با هم زندگی میکنند، مخفیانه رابطهای دارند و آنا دو ماهه باردار است. در همین حال، جان فاش میکند که آناما نیز باردار است و این دو بارداری غیرمنتظره محور داستان میشود. داستان با صحنههایی مانند شوخیهای خانوادگی در عمارتهای لوکس، تلاشهای خندهدار برای پنهان کردن حقیقت، و گفتوگوی احساسی جان با ایشو درباره پدر و مادر شدن، به موضوعات پذیرش، روابط خانوادگی و عشق میپردازد. با این حال، به دلیل طنز قابلپیشبینی، نیمه دوم طولانی و فقدان نوآوری در مقایسه با فیلمهایی مانند «Badhaai Ho»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۰/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازیهای موهانلال و پریتیویراج، موسیقی دیپاک دِو و فیلمبرداری رنگارنگ تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و دیالوگهای کلیشهای نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «مرد تصادفی: تعطیلات آدمکش» یک کمدی-اکشن رزمی به کارگردانی برادران کیربی و با بازی اسکات ادکینز (که همچنین با استو اسمال فیلمنامه را نوشته) است و دنباله فیلم «مرد تصادفی» (۲۰۱۸) محسوب میشود. مایک فالون (اسکات ادکینز)، آدمکش ماهری که قتلهایش را شبیه حوادث تصادفی میکند، پس از کشتن همکارانش در فیلم اول، به مالت نقلمکان کرده تا از گذشتهاش فاصله بگیرد. او بهعنوان آدمکش اجارهای کار میکند و وونگ سیو-لینگ (سارا چانگ)، رزمیکار، را استخدام کرده تا بهصورت تصادفی با او مبارزه کند و مهارتهایش را حفظ کند. مایک با دوست قدیمیاش، فینیکی فرد (پری بنسون)، برخورد میکند که خبر میدهد رئیس سابقشان، بیگ ری (ری استیونسون)، پس از انتقام مایک بار قاتلان را از دست داده است. وقتی فرد ربوده میشود، مایک برای نجات او و محافظت از دانته زوزر (جورج فوراکرز)، پسر ناسپاس یک رئیس مافیا که جایزهای ۹ میلیونی روی سرش است، باید با بهترین آدمکشهای جهان، از جمله پوکو (بو فاولر) و اویومی (اندی لانگ)، مبارزه کند. داستان با صحنههایی مانند مبارزههای خلاقانه، شوخیهای سیاه مانند جستوجوی یک ردیاب در مدفوع، و ارجاعات به شکسپیر، به موضوعات دوستی، گناه و رستگاری میپردازد. با این حال، به دلیل طنز بیشازحد و فیلمنامه ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد
خلاصه داستان: فیلم «چشم آبی روشن» یک تریلر معمایی-تاریخی به کارگردانی اسکات کوپر و بر اساس رمان لوییس بایارد (2006) است که در سال 1830 در آکادمی نظامی وست پوینت رخ میدهد. داستان درباره آگوستوس لندور (کریستین بیل)، کارآگاه بازنشسته الکلی، است که برای بررسی قتل یک کادت به نام لروی فرای، که به دار آویخته شده و قلبش به طرز وحشیانهای از بدنش خارج شده، استخدام میشود. لندور که از کد سکوت کادتها ناامید شده، از ادگار آلن پو (هری ملینگ)، کادتی عجیب با علاقه به شعر و معما، کمک میگیرد. تحقیقات آنها به خانوادهای مرموز، مارکیسها (گیلیان اندرسون و لوسی بوینتون)، و آیینهای شیطانی مشکوک منتهی میشود. داستان با صحنههایی مانند بازجوییهای لندور در میخانههای سرد، شعرخوانیهای پو، و یک مراسم آیینی پرتنش، به موضوعات انتقام، سوگ و تاریکیهای قلب انسان میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، پیچشهای قابلپیشبینی و پایانبندی ناامیدکننده که به یک فلشبک طولانی وابسته است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۶۳٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای بیل و ملینگ، فضای سرد و گوتیک، و فیلمبرداری ماسانوبو تاکایاناگی تحسین شدند، اما داستان پراکنده و فقدان هیجان نقد شدند.