خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۴، کارگردان فیلم «آخرین آهنگ از کابل» (Last Song from Kabul) اثری مستند و دراماتیک را خلق کرده است که داستان زندگی یک نوازنده زن افغانستانی به نام «زهره» را روایت میکند. او که سالها پیش به دلیل محدودیتهای طالبان مجبور به ترک وطن و ساز محبوبش، رباب، شده بود، حالا با سقوط دوباره کابل و بازگشت طالبان، تصمیم میگیرد برای نجات دختر جوان و بااستعدادی به نام «فرشته» که صدایی خارقالعاده دارد و در معرض خطر است، به افغانستان بازگردد. این فیلم با دنبال کردن تلاشهای زهره برای خارج کردن فرشته از کشور، تصویری عمیق و تکاندهنده از وضعیت زنان، هنر و آزادی بیان در افغانستان به نمایش میگذارد. «آخرین آهنگ از کابل» داستانی از امید، مقاومت و قدرت بیپایان موسیقی در مواجهه با تاریکی است.
خلاصه داستان: فیلم مستندی است که به کارگاه تعمیر آلات موسیقی در لسآنجلس میپردازد، جایی که هزاران ساز برای دانشآموزان مدارس دولتی شهر تعمیر و نگهداری میشوند. این فیلم به کارکنان این کارگاه و دانشآموزانی که زندگیشان تحت تأثیر موسیقی قرار گرفته است، میپردازد و نشان میدهد که چگونه این سازها نه تنها صدا تولید میکنند، بلکه امید، خلاقیت و فرصتهای جدیدی را برای نسل آینده به ارمغان میآورند. کارگردانی این اثر بر عهده بن پروف و کریس پاورز بوده و در سال ۲۰۲۴ ساخته شده است. این مستند داستان افرادی را روایت میکند که پشت صحنه، موسیقی را برای کودکان شهر زنده نگه میدارند و تأثیر شگرف این کار بر جامعه را به تصویر میکشند.
خلاصه داستان: فیلم «I Am Trying to Remember» محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی پدیده کشاورز و با بازیهای درخشان گوهر خیراندیش، نگار جواهریان، پگاه آهنگرانی، نوید محمدزاده، سحر دولتشاهی، علی مصفا و پیمان معادی است. این اثر سینمایی که در ژانر درام و معمایی قرار میگیرد، داستان زندگی زنی به نام «لیلی» را روایت میکند که پس از سالها دوری از وطن، به ایران بازمیگردد تا در مراسم خاکسپاری مادرش شرکت کند. اما ورود او به خانهی پدری، خاطرات فراموششدهی دوران کودکیاش را زنده میکند و او را با رازی بزرگ و دردناک از گذشتهی خانوادهاش مواجه میسازد. لیلی که دچار فراموشی شده، تلاش میکند تا با کنار هم گذاشتن تکههای پازل خاطراتش، حقیقت را بیابد. در این مسیر، او با خواهرانش، «مریم» و «سارا»، و سایر اعضای خانواده روبرو میشود که هرکدام بخشی از این راز را در سینه دارند. این فیلم با بهرهگیری از بازی قدرتمند بازیگرانش و فضاسازیهای دقیق، مخاطب را در یک سفر عاطفی و ذهنی عمیق غرق میکند و پرسشهایی بنیادین دربارهی حافظه، خانواده، بخشش و عواقب سرکوب حقیقت را مطرح میسازد.
خلاصه داستان: فیلم مستند «یادآوری چیزهای آینده» (۲۰۰۱) به کارگردانی کریس مارکر و ایزابل رگنیر، اثری شاعرانه و تأملبرانگیز است که زندگی و آثار عکاس مشهور فرانسوی، دنیز بلوم را بررسی میکند. این فیلم که در سال ۲۰۰۱ ساخته شد، با استفاده از عکسهای خیرهکننده بلوم از دهه ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰، بینشی عمیق از تاریخ، سیاست و فرهنگ اروپا در آستانه جنگ جهانی دوم و سالهای پس از آن ارائه میدهد. مارکر و رگنیر با ترکیب تصاویر ثابت و روایتی شاعرانه، مخاطب را به سفری در زمان میبرند و از طریق نگاه تیزبین بلوم، رویدادهای مهمی مانند جنگ داخلی اسپانیا، اشغال فرانسه و ظهور فاشیسم را به تصویر میکشند. این مستند نه تنها یک پرتره از یک هنرمند بزرگ است، بلکه تأملی بر قدرت عکاسی در ثبت تاریخ و پیشبینی آینده است.
خلاصه داستان: فیلم مستند «مجسمهها نیز میمیرند» (۱۹۵۳) به کارگردانی مشترک کریس مارکر، آلن رنه و غنیان لاموریس، یکی از آثار تأثیرگذار سینمای مستند فرانسه محسوب میشود. این فیلم با نگاهی عمیق و انتقادی به هنر آفریقایی میپردازد و استعمار غرب را به باد انتقاد میگیرد. فیلم با نمایش مجسمهها و اشیای هنری آفریقایی، به بررسی جایگاه این آثار در فرهنگ غربی و نحوه مواجهه اروپاییان با آنها میپردازد. «مجسمهها نیز میمیرند» استدلال میکند که با جدا کردن این آثار از بستر فرهنگی و معنوی خود، در واقع به آنها «کشتن» صورت گرفته و به موجوداتی بیجان و موزهای تبدیل شدهاند. فیلم همچنین به مسئله نژادپرستی و بهرهکشی از فرهنگ آفریقا توسط غرب میپردازد و با تصاویر قدرتمند و تدوین خلاقانه، پیامی ضداستعماری را به مخاطب منتقل میکند. این اثر به دلیل مواضع جسورانهاش علیه استعمار، برای سالها در فرانسه توقیف بود و تنها نسخهای کوتاهشده از آن اجازه نمایش یافت.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «منیلمونتان» (۱۹۲۶) یک شاهکار سینمای صامت فرانسه به کارگردانی دیمیتری کیرسانف است که داستان دو خواهر جوان را روایت میکند که پس از قتل والدینشان توسط یک مرد مرموز، به پاریس مهاجرت میکنند. این فیلم تجربی با استفاده از تکنیکهای نوآورانه مانند مونتاج سریع و نمای بسته، زندگی پرتلاطم خواهران را در محله فقیرنشین منیلمونتان به تصویر میکشد. یکی از خواهران عاشق مردی میشود که در نهایت او را ترک میکند و باعث میشود او به زندگی خیابانی روی بیاورد، در حالی که خواهر دیگر تلاش میکند تا در این محیط خشن دوام بیاورد. کیرسانف با بهرهگیری از بازیهای درخشان نادیا سیبیرسکایا و ایولین درای، اثری خلق کرده که به عنوان یکی از برجستهترین نمونههای سینمای آوانگارد اروپا شناخته میشود.
خلاصه داستان: یک مستند شاعرانه و تاریخی که توسط انیس واردا، کارگردان برجسته فرانسوی، در سال ۱۹۶۳ و اندکی پس از انقلاب کوبا ساخته شد. این فیلم که با استفاده از بیش از ۱۸۰۰ عکس سیاه و سفید که واردا طی سفر خود به کوبا گرفته، ساخته شده، تصویری پرجنب و جوش و صمیمی از زندگی، فرهنگ و روحیه مردم این جزیره در یکی از مهمترین دورههای تحول تاریخشان ارائه میدهد. فیلم که با صدای خود واردا روایت میشود، نه تنها به وقایع سیاسی و انقلابی میپردازد، بلکه شور و نشاط، موسیقی، رقص و امید به آیندهای جدید را در چهره کوباییها به تصویر میکشد. «سلام بر کوباییها» اثری منحصر به فرد و شخصی است که مرز بین عکاسی و سینما را در هم میشکند و به عنوان یک سند تاریخی ارزشمند، نگاهی انسانی و هنرمندانه به انقلاب کوبا دارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «شناگر» (Swimmer) فیلمی درام و روانشناختی به کارگردانی النور کاپری است که در سال ۲۰۲۴ ساخته شد. این فیلم داستان زندگی الن (با بازیگری درخشان لیو شرایبر)، یک شناگر حرفهای سابق را روایت میکند که پس از یک حادثه غمانگیز در گذشته، از دنیای رقابت کنارهگیری کرده و در شهری ساحلی و دورافتاده پناه گرفته است. الن که اکنون به عنوان یک غریقنجات ساده کار میکند، روزی با ورود زنی مرموز به نام کلارا (با بازی جنیفر کانلی) مواجه میشود که رازهای پنهان الن را به چالش میکشد و او را مجبور میکند تا با ترسها و گناهان گذشته خود روبرو شود. الن باید انتخاب کند که آیا برای نجات کلارا و شاید نجات خودش، بار دیگر به آبهای عمیق و خطرناک بازگردد یا اینکه برای همیشه در انزوا بماند. این فیلم با تصاویر نفسگیر از دریا و بازیهای تحسینبرانگیز، سفری عمیق به درون روان انسان و قدرت رهاییبخش آب است.
خلاصه داستان: یک ساعت دیواری کوچک به نام راجر در مغازه تعمیرات آقای هیگینز زندگی میکند که با عشق به کار خود، زمان را برای همه نشان میدهد. اما زمانی که یک ساعت دیواری جدید و پرزرق و برق به نام لرد پاچینگتون وارد مغازه میشود، راجر احساس بیمصرفی کرده و تلاش میکند تا با تقلید از حرکات نمایشی لرد، توجه مشتریان را جلب کند. این کار باعث به هم خوردن نظم مغازه و ایجاد هرج و مرج میشود. در نهایت راجر متوجه میشود که ارزش واقعی او در انجام درست و دقیق وظیفهاش است و با بازگشت به کار اصلی خود، نظم را به مغازه بازمیگرداند و احترام آقای هیگینز را به دست میآورد. این انیمیشن کوتاه محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی مایکل دو ویت و تهیهکنندگی والت دیزنی است.
خلاصه داستان: این انیمیشن کوتاه کلاسیک دیزنی که در سال ۱۹۳۳ توسط برت گیلت کارگردانی شد، نسخه سینمایی از افسانه معروف سه خوک کوچک است. داستان حول سه برادر خوک میچرخد که هر یک خانهای برای خود میسازند: یکی از کاه، دیگری از چوب و سومی از آجر. وقتی گرگ بزرگ و بدجنس (با صدای بیلی بلچر) به سراغشان میآید، خانههای کاهی و چوبی به راحتی فرو میریزند، اما خانه آجری در برابر هجوم او مقاومت میکند. این انیمیشن نمادین که برنده جایزه اسکار بهترین انیمیشن کوتاه شد، با موسیقی به یادماندنی «چه کسی از گرگ بد میترسد؟» و شخصیتپردازی جذابش، به یکی از محبوبترین آثار دوران طلایی دیزنی تبدیل شده است.