خلاصه داستان: هنگامی که او نمی تواند از فرزند نامشروع خود حمایت کند، یک زن جوان رها شده او را به فرزندخواندگی می گذارد و به عنوان یک خواننده مشعل دنبال می کند.
خلاصه داستان: مری استیونز (کی فرانسیس) و دوست قدیمی اش دان اندروز (لایل تالبوت) همزمان از دانشکده پزشکی فارغ التحصیل می شوند و تصمیم می گیرند که مطب های پزشکی مربوطه خود را در همان ساختمان راه اندازی کنند. مری با وجود من شهرتش را می سازد...
خلاصه داستان: یک زن جوان و دو مرد جوان در پاریس به رابطهای پیچیده و غیرمتعارف میپردازند که باعث تغییراتی عمیق در زندگی هر سه آنها میشود. این فیلم کمدی رمانتیک به تلاشهای آنها برای موازنه بین عشق، هنر و آزادی شخصی میپردازد.
خلاصه داستان: دو فیلم کوتاه کمدی ساخته چارلی چاپلین در سال ۱۹۱۶، «دو بار دو» و «دیوانهها»، در یک مجموعه ارائه میشوند. در «دو بار دو»، چارلی چاپلین در نقش یک کارگر ساده در کارخانه ظاهر میشود که با اشتباهات خود باعث آشفتگی و درگیری با مدیر میشود. در «دیوانهها»، او در نقش یک خدمتکار در یک پناهگاه روانی بازی میکند که با بیماران و پزشکان درگیر میشود. هر دو فیلم با طنز فیزیکی و موقعیتهای کمدی خاص چاپلین شناخته میشوند.
خلاصه داستان: زمستان ۱۸۶۰ در نیویورک؛ چهار خواهر مارچ – مگ، جو، بتی و ایمی – در حالی که پدرشان در جنگ داخلی آمریکا حضور دارد، با مادرشان در فقر و تنگدستی زندگی میکنند. هر یک از آنها با استعدادها، رویاها و چالشهای منحصربهفرد خود در راه تبدیل شدن به زنانی مستقل و قوی تلاش میکنند. در این مسیر، عشق، ازدواج، مرگ و دوستیهای عمیق، زندگی آنها را شکل میدهد و به آنها میآموزد که خانوادهای که خود انتخاب کردهاند، مهمترین ثروت زندگیشان است.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی کلاسیک محصول سال ۱۹۳۳ به کارگردانی لئو مککری و با بازی برادران مارکس (گراچو، هارپو، چیکو و زپو) است. داستان در کشور خیالی فریدونیا اتفاق میافتد که بانوی ثروتمندی به نام خانم تیزدیل برای نجات کشور از ورشکستگی، شرط میگذارد که روفوس تی. فایرفلای را به عنوان رهبر جدید بپذیرند. فایرفلای که شخصیتی عجیب و غیرقابل پیشبینی دارد، به سرعت با همسایهها دچار مشکل میشود و وضعیت را به سمت جنگ میکشاند. فیلم با طنز تیز و هوشمندانه خود، سیاستمداران و دیپلماسی بینالمللی را به سخره میگیرد و صحنههای به یادماندنی مانند آیینهای که در آن گراچو و هارپو یکدیگر را تقلید میکنند، از نقاط قوت آن هستند.
خلاصه داستان: این انیمیشن کوتاه کلاسیک دیزنی که در سال ۱۹۳۳ توسط برت گیلت کارگردانی شد، نسخه سینمایی از افسانه معروف سه خوک کوچک است. داستان حول سه برادر خوک میچرخد که هر یک خانهای برای خود میسازند: یکی از کاه، دیگری از چوب و سومی از آجر. وقتی گرگ بزرگ و بدجنس (با صدای بیلی بلچر) به سراغشان میآید، خانههای کاهی و چوبی به راحتی فرو میریزند، اما خانه آجری در برابر هجوم او مقاومت میکند. این انیمیشن نمادین که برنده جایزه اسکار بهترین انیمیشن کوتاه شد، با موسیقی به یادماندنی «چه کسی از گرگ بد میترسد؟» و شخصیتپردازی جذابش، به یکی از محبوبترین آثار دوران طلایی دیزنی تبدیل شده است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۳، کارگردان برجسته آلمانی فریتز لانگ شاهکاری جنایی با عنوان «وصیتنامه دکتر مابوس» خلق کرد که دنبالهای بر فیلم موفق «دکتر مابوس، قمارباز» محسوب میشود. این فیلم که در دوران اوج قدرت حزب نازی ساخته شد، روایتگر داستان دکتر مابوس، یک تبهکار نابغه و روانپریش است که در یک تیمارستان بستری شده اما همچنان از آنجا جنایات خود را هدایت میکند. او با استفاده از هیپنوتیزم و تلقین، افرادی را به انجام اعمال مجرمانه وامیدارد و یک امپراتوری جنایی را از پشت میلههای تیمارستان اداره میکند. رویدادهای فیلم زمانی پیچیدهتر میشوند که کارآگاهی به نام هافمن مأمور رسیدگی به پروندهای میشود که در آن، گروهی از مجرمان تحت فرمان یک رهبر مرموز و نامرئی قرار دارند. لانگ در این اثر، علاوه بر خلق فضایی پرتعلیق و پر از توطئه، به نقد قدرتهای استبدادی و شیوههای کنترل ذهن میپردازد و فیلم به عنوان یکی از نخستین نمونههای سینمای ضد نازیسم شناخته میشود. بازی درخشان رودلف کلاین-روگ در نقش دکتر مابوس و کارگردانی استادانه لانگ، این فیلم را به یکی از تأثیرگذارترین آثار تاریخ سینمای جنایی و هیجانانگیز بدل کرده است.