خلاصه داستان: فیلم کوتاه مستند «بانوی شماره ۶: موسیقی نجاتم داد» داستان زندگی آلیس سامز، یکی از سالمندترین بازماندگان هولوکاست را روایت میکند که در آستانه ۱۱۰ سالگی، در آپارتمان شماره ۶ در لندن زندگی میکند. او که پیانیست و معلم موسیقی بود، معتقد است که موسیقی و خنده، کلیدهای طول عمر و شادکامی او بودهاند و داستانهای شگفتانگیزی از زندگی در وین پیش از جنگ، فرار از نازیها و قدرت هنر برای زنده ماندن در شرایط سخت را با بیننده به اشتراک میگذارد.
خلاصه داستان: پنجشنبهها برای وندی همیشه با پدرش در دفتر کارش میگذرد، اما در تابستان ۱۹۹۱، این نوجوان ۱۵ ساله ساکن حومه شهر هیوستون، با کمک دوستانش، نقشهای برای از دست دادن باکرگیاش میکشد. او در این مسیر با پسران عجیب و غریبی روبرو میشود و با تجربیات ناخوشایند و گاه خندهداری مواجه میشود که همگی در نهایت به کشف عمیقتری از خودش و بلوغ منجر میشود.
خلاصه داستان: در یک محله پایین شهر، سه دوست به نامهای مرجان، مهران و خسرو با نام مستعار «خرا»، درگیر زندگی روزمره و مشکلات اقتصادی هستند. مرجان که از وضعیت موجود خسته شده، به دنبال راهی برای تغییر زندگیاش است و مهران نیز با توجه به شرایط سخت، به فکر مهاجرت است. در این میان، خسرو با وجود رفتارهای عجیب و غریبش، سعی میکند به دوستانش کمک کند. اما وقتی پای یک پول کلان وسط میآید، روابط این سه دوست زیر سؤال میرود و مجبور میشوند بین وفاداری به یکدیگر و رسیدن به منافع شخصی یکی را انتخاب کنند.
خلاصه داستان: پدر و دختر داستان پدری به نام مایکل را روایت میکند که پس از ارتکاب جرمی در گذشته، مجبور به ترک خانوادهاش شده و دخترش سارا او را مقصر میداند. سالها بعد، مایکل که به دنبال رستگاری است، به شهر بازمیگردد تا رابطهاش را با دخترش که اکنون یک زن جوان مستقل است، ترمیم کند. اما بازگشت او خاطرات تلخی را زنده میکند و سارا را در معرض انتخابی دشوار بین بخشش پدر و محافظت از زندگی جدیدش قرار میدهد، در حالی که خطرات گذشته هنوز آنها را تعقیب میکند.
خلاصه داستان: فیلیپو، پسر جوانی که در یک کارخانه کوچک در حومه رم کار میکند، با دختری به نام آدریانا آشنا میشود و عاشق او میگردد. اما این عشق با مشکل روبرو میشود چون پدر آدریانا، مردی سختگیر و مذهبی، با این رابطه مخالف است. فیلیپو برای جلب رضایت خانواده و اثبات شایستگیاش، دست به اقدامی بزرگ میزند: ساخت یک کلیسای کوچک در روستا. او با کمک دوستانش و با وجود مخالفتها، تلاش میکند تا با ساخت این کلیسا، عشقش را به آدریانا و ایمانش را به خداوند ثابت کند.
خلاصه داستان: فیلم «کوکون» (Cocoon) داستان گروهی از سالمندان ساکن در یک خانه سالمندان است که بهطور اتفاقی با یک سفینه فضایی متروک مواجه میشوند. آنها با آب استخری که توسط بیگانگان پر شده، تماس پیدا میکنند و این آب جادویی باعث جوانسازی و بازگشت انرژی از دسترفتهشان میشود. اما وقتی یکی از بیگانگان به نام آرتور به زمین میآید تا دوستانش را پیدا کند، ماجرا پیچیدهتر میشود. آنها باید بین ماندن در زمین با جوانی و انرژی تازه یا رفتن به سیارهای دیگر که جاودانگی وعده داده، یکی را انتخاب کنند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک جراح ماهر به نام دکتر کامران که در آستانه ازدواج است، پس از یک تصادف رانندگی شدید، خود را در بدن زنی جوان به نام سارا میبیند. او برای بازگشت به زندگی قبلی خود و نامزدش تلاش میکند، اما در این مسیر با چالشهای پیچیدهای روبرو میشود که هویت واقعی او را زیر سؤال میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «شغالها و کرمهای شبتاب» (Jackals & Fireflies) در سال 2024 میلادی به کارگردانی سیمون مسیمی ساخته شده است. این اثر داستان زنی جوان به نام «لیلی» را روایت میکند که در یک شهر بزرگ و پرآشوب، در حاشیهی جامعه زندگی میکند. او که از گذشتهی تاریک و روابط خشونتبار خود فراری است، تلاش میکند تا با کار در یک کافه کوچک، زندگی جدیدی برای خود بسازد. اما وقتی با مردی جذاب و مرموز به نام «جک» آشنا میشود، دنیای او دوباره به هم میریزد. جک او را به سمت دنیای زیرزمینی و خطرناکی میکشاند که در آن مرز بین عشق و وابستگی، و نجات و نابودی، به شدت باریک است. لیلی باید بین امنیتی که به دست آورده و جذابیت مرگباری که جک نمایندگی میکند، یک انتخاب سرنوشتساز انجام دهد.
خلاصه داستان: یک حادثه کنار بانک، داستان مردی به نام جک را روایت میکند که در سال 2022 درگیر یک ماجرای پیچیده و خطرناک میشود. جک که بهطور اتفاقی شاهد یک سرقت مسلحانه در نزدیکی بانک بوده، ناگهان خود را در مرکز توطئهای بزرگ میبیند که نه تنها امنیت او، بلکه جان عزیزانش را نیز به خطر انداخته است. او باید با هوش و زیرکی خود، میان پلیس، سارقین و نیروهای پشت پرده حرکت کند تا بتواند از این مخمصه جان سالم به در ببرد و حقیقت را فاش کند.