خلاصه داستان: برادرزاده های دونالد از بیرون بازی کثیف به ناهار می آیند. دونالد آنها را برای شستشو می فرستد. وقتی متوجه می شود که آنها یک کار نیمه کاره انجام داده اند، آنها را بدون شام به رختخواب می فرستد. آنها برای دریافت غذا برنامه ریزی می کنند. دونالد آنها را می گیرد، اما می افتد ...
خلاصه داستان: برادرزاده های دونالد همیشه به جای انجام کارهایشان در حال بازی هستند. دونالد می خواهد آنها را تنبیه کند، اما "صدای روانشناسی کودک" او را متقاعد می کند که به جای آن بازی کند. وقتی چوب را خرد می کنند تا او را بسوزانند، این کار خوب عمل می کند.
خلاصه داستان: برادرزاده های دونالد از لباس شیر کوهی برای ترساندن دونالد استفاده می کنند تا بتوانند پایی از طاقچه بردارند. فریب آشکار می شود، اما مدت کوتاهی بعد، یک شیر کوهستانی واقعی از راه می رسد.
خلاصه داستان: صاحب پمپ بنزین دونالد فکر می کند که شماره برنده یک ماشین جدید زوم V8 را از دست داده است، اما برادرزاده هایش یک تصحیح می شنوند و متوجه می شوند که او واقعاً برنده را دارد. آنها قصد دارند آن را بردارند و او را غافلگیر کنند، اما ماشینی که سوار می شوند ...
خلاصه داستان: درهم آمیزی توسط آقای لک لک، یک توله شیر کوچک در حال مراقبت از یک گله مهربان گوسفند می یابد. اما وقتی یک گرگ گرسنه شروع به تعقیب گله می کند، آیا لمبرت شجاعت محافظت از مادرش را پیدا می کند؟
خلاصه داستان: همفری خرس در ماهیگیری خود شانس چندانی ندارد. هر بار که چند ماهی خوب می گیرد، حواسش پرت می شود و آنها را رها می کند. بنابراین او در عوض به دنبال صید ماهیگیران محلی می رود. اما رنجر وودلور در این مورد اخم می کند، ...
خلاصه داستان: گوفی به شکار اردک می رود به این امید که یکی را برای شام اردک بگیرد. با این حال، او یک اردک واقعی را با طعمه اردک خود مخلوط می کند، شلوارش را پر از آب می کند، در اسلحه اش آب می اندازد، و قبل از اینکه بالاخره یک اردک را بگیرد، دچار حوادث ناگوار دیگری می شود...