خلاصه داستان: یک رماننویس ۳۳ ساله و ناموفق که به تنهایی زندگی میکند، با بازگشت غیرمنتظره روح دوستپسر سابقش مواجه میشود. او تصمیم میگیرد با کمک این روح سرگردان، وارد یک ماجراجویی کمدی و پرفراز و نشیب برای پیدا کردن همسر آیندهاش شود.
خلاصه داستان: پلایفون، مددکار اجتماعی دلسوز، سرپرستی پسربچهای فراری به نام میوین را برعهده میگیرد، اما از ترس وابستگی زیاد او را رها میکند. هفت سال بعد، میوین که اکنون یک وکیل موفق شده است، دوباره در مسیر زندگی پلایفون قرار میگیرد تا با گذشته تاریک خود روبرو شوند و پیوندی دوباره برقرار کنند.
خلاصه داستان: شینو، دختر صاحب یک کارخانه شکلاتسازی قدیمی، سالهاست که با همکارش آزاد نامزد است؛ اما رابطه سرد آنها پس از سه سال هنوز پیشرفتی نکرده است. با ورود یک کارمند جدید و نزدیک شدنش به آزاد، آتش حسادت شینو شعلهور میشود و او تصمیم میگیرد این نامزدی بیسرانجام را به هم بزند.
خلاصه داستان: داستان درمورد تسودا رینتارو دانش آموز دبیرستانیه که قدرت پیش بینی طول عمر موجودات زنده رو داره و از بچگی با این توانایی دست و پنجه نرم کرده وبدون اینکه کاری ازش بربیاد اطرافیانش رو تماشا کرده تا اینکه روزی میفهمه کانزاکی اومی دوست دوره بچگی و عشق کمتر صد روز زنده میمونه
خلاصه داستان: داستان درباره «تاکاگی» دختر مدرسهای باهوشی است که مدام همکلاسیاش «نیشیکاتا» را دست میاندازد و شوخیهای او را خنثی میکند. نیشیکاتا که همیشه در برابر نقشههای تاکاگی سرخ و خجالتزده میشود، عهد میبندد که روزی این شوخیها را جبران کند و او را شکست دهد.
خلاصه داستان: میکو، کارمند موقتی است که برای راضی نگه داشتن دوستپسر کنترلگر خود همیشه آرایشی ساده دارد. اما آشنایی او با یک میکاپآرتیست پرشور به نام ایو و استفاده از یک رژ لب سرخ، خشم دوستپسرش را برمیانگیزد و او را در مسیر مقابله با خشونت عاطفی و کشف قدرت درونیاش قرار میدهد.
خلاصه داستان: چا، باریستای پرانرژی، خود را میان دو مرد جذاب میبیند که هر دو به صورت آنلاین او را فریب دادهاند. با وجود دیدن نشانههای هشداردهنده در رفتار آنها، او باید تصمیم بگیرد که آیا در این دنیای پر از دروغ و تظاهر، شانسی برای یافتن عشق واقعی وجود دارد یا خیر.
خلاصه داستان: اومیکا، دختری خجالتی که از ارتباط با دیگران هراس دارد، با دانشآموز جدیدی به نام یو آشنا میشود که ادعا میکند یک فضایی است و میتواند با تماس پیشانی، احساسات را بخواند. این دو با کمک دوستانشان تصمیم میگیرند راکتی بسازند تا به فضا بروند، سفری که به اومیکا کمک میکند بر اضطرابش غلبه کند.
خلاصه داستان: هیتومی مامورو به عنوان مشاور منابع انسانی کار می کند، اما علیرغم اینکه در رسانه های اجتماعی به عنوان "فرشته منابع انسانی" مشهور است، از شغل خود ناراضی است. او یک شب برای نوشیدن مشروب بیرون می رود و با غریبه ای شیطان صفت آشنا می شود که زندگی او را تغییر می دهد.