خلاصه داستان: فارغ التحصیلی سی تو مو نزدیک است و او از برنامه های آینده خود مطمئن نیست، سپس با دانش آموز نابغه فیزیک گو وی یی آشنا می شود و این دو به طور تصادفی با هم زندگی می کنند.
خلاصه داستان: پنج دختر با نام Ploy مشترک هستند اما شخصیت های متمایز دارند. پیوند دوران کودکی آنها در حالی شکل میگیرد که کتاب سال پلوی دوستان را پس از 15 سال دوباره متحد میکند.
خلاصه داستان: مینوری متوجه می شود که شوهرش یودای به مدت 15 سال با ریکو خیانت کرده است. او که خشمگین شده، قول انتقام میگیرد و با دستکاری پسر ریکو، واتارو، زندگی آنها را نابود میکند.
خلاصه داستان: داستان درمورد دو دوست دوران کودکیه که دختر خلاف جنسیتش زیادی باحال و جذابه و پسر هم خلاف جنسیتش زیادی خوشگله و همین قضیه هم باعث شده اغلب باهم اشتباهشون بگیرن همینطور که این دونفر دارن احساسات پیچیده اشون درمورد همدیگه رو از بین ببرن میفهمن که دوستاشون هم تحت تاثیرشون قرار گرفتن خلاصه که اوضاع خیلی قروقاطیه
خلاصه داستان: شرکت «Air Cleaning» خدمات ویژهای برای پایان دادن به روابط نامشروع در محل کار ارائه میدهد. سهگیسا ری، زنی زیبا و باهوش، به عنوان کارمند پارهوقت به شرکتها نفوذ میکند تا با ترفندهایی هوشمندانه زوجهای خیانتکار را از هم جدا کند؛ اما پشت هر مأموریت، داستانهایی پیچیده و تاریک نهفته است.
خلاصه داستان: اعتقاد و اعتماد او توسط شخصی که او بیشتر دوست دارد از بین رفت. با وجود از دست دادن خانه و کسب و کار خانوادگی خود، یک دختر جوان خوش قلب به نام Muanprae، تبدیل به زنی شد که چیزی برای از دست دادن ندارد و همه چیز را برای رونق گذاشت...
خلاصه داستان: سو جی یی، اینفلوئنسر محبوب و صریح دنیای زیبایی معروف به «جادوگر محله جی»، خود را در میان رقابتهای حرفهای و یک مثلث عشقی پیچیده مییابد. او باید میان مدیر خجالتی یک استارتاپ آرایشی و مدیر خوشقیافهای که مخفیانه به او علاقه دارد، و همچنین رقابت با بلاگری مغرور، مسیر موفقیت و عشق را پیدا کند.
خلاصه داستان: رن کوساکا، یک هنرمند جوان با استعداد، برای یک مقام مدرس موقت به کاماکورا، ژاپن می رسد. هاله او مردم را جذب می کند، با این حال فاصله می گیرد. وقتی او با زنی آشنا می شود، با وجود آگاهی از پیامدهای احتمالی، احساساتش تغییر می کند...
خلاصه داستان: داستان بعد از اعتراف ناموفق میکوتو اوچیای اتفاق میفته وقتی که روی پشت بوم دبیرستان وایساده و میخواد خودش رو پرت کنه پایین اما با اومدن جین هیبا دبیر فیزیک که به بی مسئولیتی مشهوره ،وقفه میفته ،اما هیبا به جای اینکه اوچیای رو منصرف کنه بهش پیشنهاد میده قبل از خودکشی باهم دیگه وارد رابطه بشن،به نظرتون عشق بین این دختر دبیرستانی ناامید و این دبیر بی مسئولیت به کجا میکشه؟
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی پدر ثروتمندش، زندگی تئودور از هم میپاشد. او پس از فرار از یک سوءقصد، توسط مردی به نام درک نجات مییابد و رابطهای یکشبه میان آنها شکل میگیرد؛ اما فرار او به یک قایق تفریحی در سواحل ایتالیا، آغازگر مارپیچی از تاریکی و اعتیاد میشود.