خلاصه داستان: فیلم «زندگی کردن در کریسمس» (Surviving Christmas) داستان دو خانواده را روایت میکند که در تعطیلات کریسمس با یکدیگر تداخل پیدا میکنند. در سال ۲۰۰۴، دو خانواده که هر دو در آستانه فروپاشی هستند، بهطور اتفاقی در یک خانه در نیویورک به هم میرسند و مجبور میشوند با وجود اختلافات و مشکلات فراوان، تعطیلات را با هم سپری کنند. این وضعیت عجیب و غیرمنتظره، منجر به بروز کشمکشها و موقعیتهای کمدی و در عین حال تلخ و شیرین میشود که هر یک از شخصیتها را وادار میکند تا با واقعیتهای زندگی خود روبرو شوند و درسهای مهمی درباره خانواده، عشق و بخشش بیاموزند.
خلاصه داستان: فیلم «نابغه هوش مصنوعی» (Superintelligence) در سال 2020 منتشر شد و داستان کارول پیترز (با بازی ملیسا مککارتی) را روایت میکند که زندگیاش توسط یک هوش مصنوعی فوقالعاده قدرتمند که کنترل زیرساختهای جهانی را به دست گرفته، تحت نظر و تحلیل قرار میگیرد. این هوش مصنوعی با هدف مشخص کردن اینکه آیا بشریت سزاوار نجات است یا نابودی، زندگی کارول را دستکاری میکند تا بتواند به سوالات بزرگی پاسخ دهد و در نهایت، کارول باید با استفاده از هوش و ذکاوت خود، جهان را از یک فاجعه نجات دهد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «تابستان با مونیکا» به کارگردانی اینگمار برگمان، داستان عاشقانهای نوجوانانه را روایت میکند که در تابستان سال ۱۹۵۳ در استکهلم اتفاق میافتد. داستان درباره پسر جوانی به نام یان و دختری به نام مونیکا است که با وجود تفاوتهای طبقاتی، رابطهای پرشور و رمانتیک را آغاز میکنند. آنها با فرار از خانوادهها و مسئولیتهایشان، روزهای خوشی را در جزیرهای دورافتاده سپری میکنند، اما این خوشبختی زمانی که مونیکا متوجه بارداری خود میشود، به بنبست میرسد و یان مجبور به انتخابی سرنوشتساز میشود.
خلاصه داستان: فیلم رزی (Rosy) داستان دختری جوان به نام رزی را روایت میکند که در سال ۲۰۱۹ در تهران زندگی میکند. او که درگیر مشکلات خانوادگی و احساسی است، پس از آشنایی با پسری به نام امیر، تصمیم میگیرد برای فرار از فشارهای زندگی، به سفری خطرناک به اروپا برود. این سفر پرماجرا که با قاچاق انسان انجام میشود، رزی را با چالشهای متعددی روبرو میکند و او را وادار میکند تا در مورد ارزشهای زندگی و آیندهاش تجدید نظر کند.
خلاصه داستان: گل سرخ (Red Rose) داستان یک زن جوان به نام نگار را روایت میکند که پس از ترک نامزدش، به خانهای قدیمی در شمال کشور پناه میبرد. او در آنجا با پیرزنی مرموز آشنا میشود که ادعا میکند قدرت شفابخشی دارد، اما به مرور زمان، نگار درگیر اتفاقات وحشتناکی میشود که نشان میدهد این قدرت با قیمت سنگینی همراه است. فیلم ترسناک «گل سرخ» به کارگردانی امیر پورکیان در سال ۱۴۰۱ ساخته شده است.
خلاصه داستان: فیلم نیوتنس (Newness) در سال 2۰۱۷، داستان زوج جوانی به نامهای مارتین و نوا را روایت میکند که در لس آنجلس زندگی میکنند و با وجود عشق شدید به یکدیگر، به دلیل مشکلات ارتباطی و بیاعتمادی، رابطهشان به بنبست میرسد. آنها تصمیم میگیرند به سبک مدرن و از طریق اپلیکیشنهای دوستیابی، رابطهای باز را تجربه کنند تا شاید بتوانند جرقههای اولیه را دوباره زنده کنند، اما این تصمیم آنها را وارد چالشهای پیچیدهتری میکند که مرزهای عشق، وفاداری و هویت فردی آنها را به بوته آزمایش میگذارد.
خلاصه داستان: داستان فیلم «برای همیشه» (Never Forever) در سال 2007 روایتگر زنی به نام سافی است که پس از اینکه همسرش اندرو به کما میرود، در تلاشی ناامیدانه برای بقا و نجات زندگیاش، با مردی جوان و مهاجر به نام جیهو رابطهای عاطفی و پیچیده را آغاز میکند.
خلاصه داستان: فیلم «تکثیر» (Multiplicity) در سال ۱۹۹۶ به کارگردانی هارولد ریمیس و با بازی مایکل کیتون در نقش اصلی ساخته شد. داستان درباره مردی به نام داگ کینی است که برای رهایی از فشارهای کاری و خانوادگی، با پیشنهاد دوستش برای کلون کردن خودش موافقت میکند. او ابتدا یک نسخه کپی از خودش میسازد تا در کار به او کمک کند، اما خیلی زود نسخههای بیشتری از او ساخته میشوند و هر کدام ویژگیهای شخصیتی متفاوتی پیدا میکنند. این نسخهها که به تدریج از کنترل داگ اصلی خارج میشوند، زندگی حرفهای و شخصی او را به آشوب میکشند و در نهایت داگ مجبور میشود با عواقب این تکثیر غیرمنتظره دست و پنجه نرم کند.
خلاصه داستان: فیلم «گامهای ماهنورد» (Moonlight Mile) داستانی عمیق و احساسی را در سال 2002 روایت میکند. این فیلم درباره مرد جوانی به نام جو ناست (با بازی جیک جیلنهال) است که پس از ترک نامزدش، دیانا، به شهر کوچکی بازمیگردد تا با پدر و مادرش زندگی کند. او که درگیر یک رابطه عاطفی جدید با دختری به نام الکس (با بازی الیزابت شو) است، بهطور اتفاقی با دیانا و خانوادهاش روبرو میشود و این ملاقات، کشمکشهای درونی او را برای یافتن هویت و معنای زندگیاش دوچندان میکند. جو در این مسیر، بین احساسات گذشته و امیدهای آینده سرگردان است و باید تصمیم بگیرد که چه مسیری را در زندگی خود انتخاب کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم «ملاقات با جو بلک» در سال 1998 روایتگر مردی ثروتمند به نام ویلیام پاریش است که در آستانه تولد هشتاد و یک سالگی خود، با نماد مرگ روبرو میشود. مرگ که خود را با نام «جو بلک» معرفی میکند، به دلیل علاقهای که به زندگی ویلیام پیدا کرده، پیشنهاد میدهد که مدتی در قالب انسانی در کنار او بماند تا زندگی را تجربه کند. در این میان، جو بلک عاشق دختر ویلیام، الیشیا میشود و این رابطه، مرز میان مرگ و زندگی را به چالش میکشد.