خلاصه داستان: در دوران جنگ جهانی دوم، یک آمریکایی ماجراجو به نام «ریک»، کافهای را در شهر کازابلانکا(در کشور مراکش) اداره میکند. او با دیدن معشوقهی سابق خود که اکنون با فرد دیگری ازدواج کرده است، خاطرات گذشتهی خود را مرور میکند
خلاصه داستان: سون هه یونگ با احتمال از دست دادن یک ترفیع شغلی در محل کار خود مواجه است. برای جلوگیری از چنین ضرری، برای یک عروسی ساختگی برنامه ریزی می کند. او کیم جی اووک را برای نامزدی خود استخدام می کند. کیم جی اووک به عنوان صندوقدار در یک فروشگاه کار می کند. او از آن دسته افرادی است که نمی تواند افراد نیازمند را نادیده بگیرد و سعی می کند کار درست را انجام دهد. او با هر مشتری در فروشگاه صمیمی است، به جز یک نفر. آن شخص سون هه یونگ است…
خلاصه داستان: این داستان یک کمدی رمانتیک را روایت میکند که بین تاناکا، معلم دبیرستانی که عاشق بازیهای اوتومه است، و مورای، دانشآموز دبیرستانی که عاشق تاناکا شده، جریان دارد. تاناکا که هرگز تجربهی عشقی در دنیای واقعی نداشته، با اعتراف عشق مورای مواجه میشود اما او را رد میکند. روز بعد، مورای خودش را به شکل شخصیت مورد علاقهی تاناکا از بازی اوتومهاش در میآورد و داستان عاشقانهای غیرمنتظره آغاز میشود.
خلاصه داستان: ها یون سو به عنوان سرتیم در یک شرکت بزرگ کار می کند و مورد احترام بقیه است. او بعدا متوجه می شود نامزدش، سو جو وون، پسر خانواده پولداری است که شرکت را اداره می کنند. مادر جو وون با پیشنهاد پول از یون سو میخواهد تا با پسرش بهم بزند. او که اعتقادی به افسانه های خیالی ندارد تصمیم میگیرد قبول کند. اما سو جو وون که به عشق اعتقاد دارد تلاش می کند نظرش را تغییر دهد…
خلاصه داستان: با ما به پایان میرسد، فیلمی درام عاشقانه به کارگردانی Justin Baldoni است. لیلی شرایط کودکی دشوار خود را پشت سر گذاشته و پا به ماجراجویی جدیدی میگذارند اما ملاقاتش با یک جراح مغز و اعصاب باعث یاداوری خاطرات دردناک گذشته میشوند…
خلاصه داستان: رومانی، سال 1462. سلحشوری به نام «ولاد»، معروف به «دراکولا» از نبرد با سپاهیان ترک باز میگردد و میفهمد که همسرش، «الیزابتا»، به تصور مرگ او خودکشی کرده است. «دراکولا» ایمانش را رها میکند و خونآشام میشود…
خلاصه داستان: "جروم لیتلفیلد" کارمند بیمارستان و آسایشگاه روانی "وایت استون" دچار بیماری است که در کارش تداخل ایجاد می کند.اما وقتی عشق دوران دبیرستانش پس از اقدام به خودکشی به بیمارستان می آید همه چیز به هم می ریزد...
خلاصه داستان: قرار اول، فیلمی کمدی به کارگردانی پیتر سگال است. در این فیلم بازیگرانی همچون آدام سندلر، درو بریمور، راب اشنایدر، شان آستین، لوئیسیا استراس، بلیک کلارک، میسی پایل و دن اکروید ایفای نقش کردهاند. «هنری روث» (آدام سندلر) مردی است که از تعهد داشتن می ترسد، تا اینکه «لوسی» را می بیند. آنها با هم بیشتر آشنا می شوند، تا اینکه درمیابد لوسی حافظه کوتاه مدتش را از دست داده و فردای آن روز دیگر هنری را به یاد نمی آورد…
خلاصه داستان: وایولا دختری علاقهمند به فوتبال است، اما نمی تواند در تیم فوتبال دختران بطور حرفهای بازی کند. بعد از اینکه برادر دوقلویش «سباستین» برای چند هفته به لندن میرود، او تصمیم می گیرد خودش را بعنوان یک پسر جا بزند و به مدرسه جدید سباستین برود. طولی نمی کشد که او عاشق یکی از هم تیمیهایش بنام «دوک» می شود و خیلی زود می فهمد که تنها کسی نیست که عاشق دوک است.