خلاصه داستان: میلی، یک طراح مد موفق در نیویورک، مجبور میشود به خانهی گذشتهاش در آلاباما بازگردد تا طلاق خود را از جیک، همسر دبیرستانیاش، که سالها پیش رها کرده بود، نهایی کند. در این سفر، او با خاطرات و احساسات قدیمیاش مواجه میشود و باید بین زندگی شلوغ شهری و راحتی روستایی خود انتخاب کند. در نهایت، میلی میفهمد که خانه واقعاً کجاست و تصمیم مهمی برای آیندهاش میگیرد.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۶۰، یک فضانورد و یک تبلیغگر موفق که درگیر رقابت فضایی آمریکا و شوروی هستند، با یکدیگر آشنا میشوند و در حین کار به عشق میافتند. این دو شخصیت در حالی که با چالشهای شخصی و حرفهای روبرو هستند، باید تصمیم بگیرند که آیا آرزوهایشان را برای دستیابی به موفقیت و عشق، در مسیری که انتخاب کردهاند، دنبال کنند یا خیر.
خلاصه داستان: در داستان «لیجند»، دو برادر دوقلوی بدیع و خطرناک به نامهای ریجی و رونی کری، در دهه ۱۹۶۰ در لندن، امپراتوری خشونتآمیزی را برپا میکنند. ریجی، سرکرده منظم و باهوش، و رونی، شخصیت خشمگین و غیرقابل پیشبینی، با استفاده از خشونت و قدرت، به قدرت و ثروت عظیمی دست مییابند. اما روابط خانوادگی پیچیده، عشق و علاقه به زنان، و روابط خطرناک با جهان جنایت، زندگی آنها را به یک بازی مرگبار تبدیل میکند. در حالی که ریجی تلاش میکند رونی را کنترل کند، روابط آنها به تست سختترین قرار میگیرد و سرنوشت آنها به یک پایان غیرقابل اجتناب تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در «گالری قلبهای شکسته»، لوسی (جرید لتو)، یک مجموعهساز ۲۶ ساله از مانهتن، پس از رهایی از سه رابطه متوالی، تصمیم میگیرد اشیایی که از هر یک از دوستپسرانش نگه داشته را در یک گالری هنری به نمایش بگذارد. این ایده او را به یک پدیده فرهنگی تبدیل میکند و به او کمک میکند تا زخمهای عاطفی خود را التیام دهد و عشق جدیدی پیدا کند.
خلاصه داستان: در این فیلم، جولز و نیک، زوجی لزبین با دو فرزند نوجوان، با ورود پدر بیولوژیک فرزندان به زندگیشان مواجه میشوند. این ملاقات سبب ایجاد تغییراتی در روابط خانوادگی و احساسات اعضای خانواده میشود و همه را به تأمل در مورد معنای واقعی خانواده و عشق وادار میکند.
خلاصه داستان: در یک شب معمولی، یک زوج از نیویورک که زندگی روتینی دارند، تصمیم میگیرند در رستورانی خاص غذا بخورند. اما به اشتباه، جای رزرو شدهای را که متعلق به یک زوج دیگر است، اشغال میکنند. این تصمیم ساده باعث میشود آنها در یک ماجرای خطرناک و پر از هیجان درگیر شوند و شبی که قرار بود عادی باشد به یکی از شبهای فراموشنشدنی آنها تبدیل شود.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۴۰ در شهر حیدرآباد، قبل از تقسیم هند، داستان چند شخصیت متفاوت در قالب یک رمان عاشقانه و درام رخ میدهد. رواقی، دختری از خانواده ثروتمند، با دلنگرانی ازدواج میکند و به یک خانواده ثروتمند ولی سردمزاج میرود. او با یک جوان فقیر و رقاص به نام زافر، که از طبقه پایین جامعه است، آشنا میشود و عشقی ممنوعه بین آنها شکل میگیرد. در همین حال، دیگر شخصیتهای داستان مانند بیبیتا، مادر رواقی، و مالیک، برادر رواقی، نیز درگیر درامهای خانوادگی و اجتماعی میشوند. این فیلم به دنبال خشونتهای تقسیم هند و تأثیر آن بر روابط انسانی و عشقی است.
خلاصه داستان: در سال 1999، سرینا ویلیامز، یک ورزشکار تنیس جوان و سیاهپوست، در مسیری پر چالش برای رسیدن به قهرمانی در دنیای تنیس قرار میگیرد. با حمایت و تربیت خواهرش ونوس و پدرش، او با مهارتهای فوقالعاده خود، موانع نژادی و جنسیتی را به چالش میکشد و به یکی از برترین بازیکنان تاریخ تبدیل میشود. داستان ویژگیهای شخصیتی، پشتکار و توانایی او را در مقابل سیستمی نامنصف به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در دنیای خیالی سریال Human Resources، شخصیتهایی مانند جن و دیوونهها و موجودات خیالی دیگر در یک شرکت بزرگ مشغول به کار هستند. آنها مسئولیت مدیریت احساسات و رفتارهای انسانها را بر عهده دارند. هر قسمت داستان به یکی از این موجودات خیالی میپردازد که تلاش میکند با استفاده از قدرتهای خاص خود، زندگی انسانها را بهتر کند یا حداقل تحت کنترل نگه دارد. در این سریال، بیننده به دنیای پشت پردهی احساسات و رفتارهای انسان دعوت میشود و با شخصیتهای جذاب و طنز آمیز این سریال آشنا میشود.
خلاصه داستان: در "فرصتهای شغلی"، جیمی والتون، جوانی بیکار و بیهدف، شبی را در یک فروشگاه بزرگ بزرگسالی میگذراند. او با دزدیدن یک دختر جوان به نام دونا به نام "دزد" در یکی از اتاقهای فروشگاه گیر میافتد. این دو نفر با یکدیگر آشنا میشوند و در طول شب، روابط و مشکلات شخصی خود را مورد بحث قرار میدهند. در حالی که دزد و جیمی در حال گفتگو هستند، دو دزد واقعی به فروشگاه حمله میکنند و سعی میکنند چیزی را بدزدند. جیمی و دزد باید با این وضعیت مقابله کنند و خود را از دست دزدان نجات دهند.