خلاصه داستان: یه پلیس نیویورکی به نام نیک به همراه همسرش به تعطیلات اروپایی میروند تا کمی به آرامش برسند. اما در عوض آنها در آنجا درگیر ماجرای یک قتل مرموز میشوند که…
خلاصه داستان: «تولا» زن يوناني / امريکايي سي و چند ساله، در رستوران يوناني پدر و مادرش در شيکاگو کار مي کند و هنوز مجرد است. تا اين که با مرد ظاهرا بي عيب و نقصي به نام «ايان ميلر» آشنا مي شود که معلم مدرسه است. اين دو خيلي زود دل باخته ي يک ديگر مي شوند. اما دو مشکل وجود دارد: «ايان» اولا يوناني نيست و ثانيا گياهخوار است و اين هر دو مورد، خانواده ي «تولا» را به وحشت مي اندازد.
خلاصه داستان: اشتباه من؛ فیلمی اسپانیایی درام به کارگردانی دومینگو گونزالز است. نوح مجبور است تا شهر و دوستان نزدیک خود را ترک بگوید و به عمارت همسر ثروتمند جدید مادرش نقل مکان کند. اما…
خلاصه داستان: این سریال داستان یک بوکسور با استعداد زن را دنبال می کند که سه سال پیش ناپدید شد تا زندگی جدیدی داشته باشد. او پس ملاقات با یک مدیر برنامه که کارش معرفی بازیکنان بااستعداد و کسب درآمد از آنهاست، با یک نقطه عطف جدید در زندگیش روبرو می شود…
خلاصه داستان: سونگ جین که در حال آماده شدن برای تست خوانندگی است به خانه جدیدی نقل مکان می کند. در آنجا با صداهای بلند و مزاحم همسایه خود که تنها یک دیوار از هم فاصله دارند روبرو می شود. روزها که می گذرد، آنها ناخواسته زندگی روزمره خود را با یکدیگر به اشتراک می گذراند…
خلاصه داستان: سریال درباره یک مجری خبر و کارمندی معمولی است که به سال 1987 سفر میکنند. جایی که یکی درگیر یک پرونده قتل می شود و دیگری سعی میکند تا از ازدواج والدینش جلوگیری کند…
خلاصه داستان: بدون احساسات سخت؛ فیلمی کمدی به کارگردانی جین استوپنیتسکی است. جوانی 32 ساله به نام مَدی، یک راننده اوبر است. او به دلیل بدهی مالیاتی با خطر ورشکستگی و از دست دادن خانه مواجه میشود و برای رهایی از این موضوع تصمیم میگیرد تا یک شغل غیر معمول را بپذیرد…
خلاصه داستان: مردم عادی؛ سریالی در ژانر اجتماعی خانوادگی به کارگردانی لنی آبراهامسون و هتی مکدانولد است. ماریان و کانل در دبیرستان شهر کوچکی در ایرلند هم مدرسهای بودند. ماریان شخصیتی خودمحور و در خانواده آشفتهای بزرگ شده است ، پدر خانواده که به خشونت خانگی شهرت داشته فوت کرده اما…
خلاصه داستان: سانگ ژی در نوجوانی عاشق دوان جیا ژو که هفت سال از او بزرگتر است و همبازی بردار بزرگترش است، میشود. ارتباط آنها به دلایلی با یکدیگر قطع میشود تا اینکه سانگ ژی پس از فارغ التحصیلی، به دانشگاه شهری میرود که دوان جیا ژو در آن زندگی میکند و…
خلاصه داستان: الکس «هیچ»، نوعی دلال ازدواج است و به مردها در مورد برقراری رابطه با زن های رؤیایی شان، مشورت می دهد. تا این که خودش علاقه مند دختر روزنامه نگاری به نام «سارا ملاس» می شود و به این ترتیب روش هایش محک خواهد خورد...