خلاصه داستان: یک روز بارانی در نیویورک فیلمی درام کمدی به کارگردانی و نویسندگی وودی آلن است. جوانی که نیویورک میآید و به محض رسیدن به آنجا با وضعیت بد جوی و یک سری ماجراهای دیگر روبهرو میشود…
خلاصه داستان: جورج یک کارگر ساده آمریکایی است که متوجه می شود دارای نیروی ویژه ای است که از راه آن می تواند با ارواح مردگان ارتباط برقرار کند. از همین رو او یک وب سایت راه اندازی می کند و از این راه به افرادی که قصد دارند تا با درگذشتگان خود ارتباط برقرار کنند کمک می کند. اما اوضاع کمی پیچیده می شود هنگامی که جورج با زنی از فرانسه به نام ماری و پسرکی به نام مارکوس از لندن آشنا می شود که هر یک به شکلی مرگ را از نزدیک درک کرده اند و این گونه است که هر سه نفر دچار تغییری اساسی در باور خود نسبت به مرگ و آخرت می شوند…
خلاصه داستان: لولا دختر نوجوانی است که در مناقشات روزمره زندگی، به تازگی قلبش توسط دوست پسر بی لیاقتش شکسته شده و حالا دنیا در جلوی چشمانش تیره و تار شده است ! اما با آغاز سال تحصیلی جدید اتفاقات تازه ای برای او رخ می دهد که روی هم رفته حال او را دگرگون می کند و…
خلاصه داستان: عشق حقیقی؛ فیلمی کمدی به کارگردانی ریچارد کرتیس و نفش آفرینی هیو گرانت، لیام نیسون، کالین فرث، لورا لینی، اما تامپسون، آلن ریکمن، کیرا نایتلی، بیل نای، روآن اتکینسون، بیلی باب تورنتون، مارتین فریمن، اندرو لینکلن، خودریگو سانتورو، الیشا کاتبرت و ایوانا میلیچویچ است. داستان ۸ نفر در آستانه کریسمس در لندن و قصه مرتبطشان را روایت میکند…
خلاصه داستان: دوباره عشق؛ فیلمی کمدی درام به نویسندگی و کارگردانی جیمز سی استروز و بازیگری پریانکا چوپرا و سم هیوین است. میرا ری که با غم از دست دادن یکی از نزدیکانش دست و پنجه نرم میکند، مجموعهای از پیامکها را به شماره تلفن همراه قدیمی او میفرستد و متوجه نمیشود که شماره دوباره به تلفن کار جدید راب برنز اختصاص داده شدهاست…
خلاصه داستان: کاترین، یک لباسشوی پاریسی، ارتش ناپلئون را به جبهه جنگ تعقیب میکند تا نزدیک گروهبان لوفور خود باشد. این زوج قهرمانی را انجام می دهند که باعث پیروزی ناپلئون می شود، به طوری که پس از جنگ امپراتور سپاسگزار به زوجی که اکنون ازدواج کرده اند عنوان دوک و دوشس را اعطا می کند. کاترین با خواهران مغرور ناپلئون دعوا می کند و نوبی ها را رسوا می کند...
خلاصه داستان: اگه میتونی با من بساز؛ فیلمی کمدی ماریان یگر است. کیپ پارسونز یک زن علاقه مند به دنیای رایانه ای که برای پیدا کردن همسر در سایت های خدمات دوستیابی آنلاین دچار مشکل می شود…
خلاصه داستان: سن فرانسيسکو. با رد ثبت داروي باروري «دکتر الکساندر هس» و «دکتر لري آربوگاست» ، اين دو امکانات تحقيقاتي شان را از دست مي دهند و رئيس کينه توزشان- «نوآبانس» ، «دکتر دايانا ردين» را جايگزين آنان مي کند. «آربوگاست» ناآگاهانه تخمک هاي منجمد شده ي «ردين» را مي دزدد و براي اثبات «کارآيي» داروي شان، با اسپرم «هس» در هم مي آميزد و به «هس» تزريق مي کند…