خلاصه داستان: فیلم صابرینا (Sabrina) محصول سال ۱۹۹۵، یک درام عاشقانه و کمدی جذاب به کارگردانی سیدنی پولاک است که داستان دختر رانندهای به نام صابرینا را روایت میکند که پس از بازگشت از پاریس با ظاهری تغییر یافته و شخصیتی متحول، توجه دو برادر ثروتمند خانواده لارابی را جلب میکند و وارد یک مثلث عاشقانه پیچیده میشود؛ در حالی که برادر بزرگتر برای جلوگیری از ازدواج برادرش با او وارد عمل میشود، اما ناخواسته خود عاشق صابرینا میشود.
خلاصه داستان: فیلم من عشق هستم (I Am Love) محصول سال ۲۰۰۹، یک درام احساسی و باشکوه به کارگردانی لوکا گوادانینو است که داستان آن در میلان ایتالیا و در دل یک خانواده صنعتی ثروتمند به نام رکی میگذرد. اما رکی (با بازی تیلدا سوینتون)، همسر پسر بزرگ خانواده که اصالتاً روسی است، سالهاست در قالب سنتهای سختگیرانه و طبقه اجتماعی بالا زندگی میکند. با ورود یک آشپز جوان و بااستعداد به نام آنتونیو و ایجاد رابطهای عاشقانه و پرشور میان او و اما، ساختار سرد و مصنوعی زندگی این زن فرو میریزد. این رابطه نه تنها هویت اما را دگرگون میکند، بلکه منجر به افشای رازها و تنشهایی میشود که پیوند خانوادگی آنها را به خطر میاندازد و او را در مسیری از آزادی و بازگشت به خویشتن قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم هیجانانگیز و رازآلود بیایمان (Faithless) محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی بنی تیاندرا است که داستان آن درباره زنی به نام کالی است که پس از یک فاجعه شخصی و غمانگیز، برای شروعی دوباره و فرار از گذشته به یک شهر کوچک نقل مکان میکند؛ اما خیلی زود متوجه میشود که گذشته سایهاش را رها نمیکند و درگیر پروندهای پیچیده قتل میشود که در آن مظنون اصلی شناخته میشود و باید برای اثبات بیگناهیاش به جستجوی حقیقت بپردازد.
خلاصه داستان: فیلم زیبایی خطرناک محصول سال ۱۹۹۸ روایتگر داستان زندگی «ورونیکا فرانکو» است، زنی در ونیز قرن شانزدهم که به دلیل ناتوانی مالی خانواده در پرداخت جهیزیه، نمیتواند با معشوقه خود ازدواج کند. ورونیکا با تکیه بر هوش و زیبایی خود تصمیم میگیرد به عنوان یک «کورتزان» یا روسپی اشرافی زندگی کند تا تحصیلات عالیه کسب کند و به جایگاهی مستقل دست یابد. او به یکی از مشهورترین و قدرتمندترین زنان دوران خود تبدیل میشود، اما وقتی طاعون شهر را در بر میگیرد، کلیسا او را هدف قرار میدهد و باید در برابر اتهامات جادوگری و دادگاه تفتیش عقاید بایستد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی عصبانی نیستم! محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی رضا درمیشیان، روایتی درام و اجتماعی از زندگی ناوید است؛ جوانی که به دلیل فعالیتهای سیاسی از دانشگاه اخراج شده و اکنون در یک کارگاه خیاطی به عنوان کارگر ساده مشغول به کار است. این فیلم که نامزد دریافت جوایز متعددی از جمله سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در جشنواره فیلم فجر بود، به بررسی چالشهای طبقه متوسط جامعه ایران و فشارهای اقتصادی و اجتماعی میپردازد و داستان رابطه ناوید با ستاره، بازیگر تئاتر، را روایت میکند که در شرایطی دشوار تلاش میکنند عشق و حیثیت خود را حفظ کنند.
خلاصه داستان: انیمیشن سیندرلا ۲: رویاها به حقیقت میپیوندند محصول سال ۲۰۰۲ است که داستان زندگی سیندرلا را پس از ازدواج با شاهزاده در قصر روایت میکند. این فیلم به صورت آنتولوژی ساخته شده و در سه بخش مجزا، تلاش سیندرلا برای برگزاری یک جشن بزرگ با وجود مخالفتهای وزیر، ماجراجویی موش صحرایی جک که به کمک پری خاله تبدیل به انسان میشود، و عاشقانه شدن خواهرناتنی بداخلاق سیندرلا، آناستازیا، با یک نانوای ساده را به تصویر میکشد که نشان میدهد حتی پس از پایان افسانه، زندگی همچنان پر از چالشها و رویاهای جدید است.
خلاصه داستان: سریال رامی (Ramy) محصول سال ۲۰۱۹، داستان زندگی جوانی آمریکایی از والدین مصری را روایت میکند که در نیوجرسی زندگی میکند و در نبردی دائمی میان فرهنگ سنتی خانوادهاش، تعالیم دینی اسلام و سبک زندگی مدرن و پر هیاهوی آمریکا گرفتار است. این سریال با نگاهی طنزآمیز و در عین حال عمیق، چالشهای هویتی نسلی را به تصویر میکشد که تلاش دارند میان باورهای قدیمی و واقعیتهای جدید تعادل ایجاد کنند.
خلاصه داستان: در این فیلم، نوجوانی به نام کریگ به بیمارستان روانی مراجعه میکند تا از خودکشی جلوگیری کند. او در این بیمارستان با افراد متنوع و جالبی آشنا میشود که هر کدام داستان و مشکلات خاص خود را دارند. در طول اقامتش، کریگ با کمک دیگر بیماران و یک پرستار جوان به نام نوآ، یاد میگیرد که چگونه با استرس و افسردگی خود مقابله کند و زندگیاش را دوباره از نو شروع کند.
خلاصه داستان: میکل و باتیست هر دو زندگیاشان را در خیابانهای پاریس سپری میکنند. او یک نوازنده ویولن و او یک بیخانمان است. آنها در کنار هم زندگی میکنند و عشقشان در جادههای شلوغ شهر رشد میکند.
خلاصه داستان: یک مأمور بازنشسته سیا که در حال ساختن خانه رویاییاش در کاستاریکا است، به دعوت یک دوست قدیمی برای انجام آخرین ماموریت بازمیگردد. مأموریت او کمک به رهانیدن از چنگال یک تاجر سلاح خطرناک در یک کشور جنوبی است. وقتی او به این مأموریت پرداخت، متوجه میشود که همه چیز آنچنان که فکر میکرد، پیچیدهتر است و او درگیر یک شبکه خطرناک فساد و خیانت میشود.